ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد

 

دنیا چو هست بر گذر این نیز بگذرد

 

گر بند کند زمانه ، تو نیکو خصال باش

 

بگذشت از این بسی به سر ، این نیز بگذرد

 

یک حمله پای دار که مردان مرد را

 

بگذشت از این بسی بهتر این نیز بگذرد

 

ابن یمین ز موج حوادث مترس از آنک

 

هرچند هست با خطر این نیز بگذرد

    

                             ( ابن یمین )

پادشاهی از شهر می گذشت، عارفی را دید، از عارف پرسيد، جمله ای برای من بگو وقتی که شادم، غمگین شوم و بر عکس!
عارف گفت:

این نیز بگذرد “.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶ساعت 9:3  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |