ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد
دنیا چو هست بر گذر این نیز بگذرد
گر بند کند زمانه ، تو نیکو خصال باش
بگذشت از این بسی به سر ، این نیز بگذرد
یک حمله پای دار که مردان مرد را
بگذشت از این بسی بهتر این نیز بگذرد
ابن یمین ز موج حوادث مترس از آنک
هرچند هست با خطر این نیز بگذرد
( ابن یمین )
پادشاهی از شهر می گذشت، عارفی را دید، از عارف پرسيد، جمله ای برای من بگو وقتی که شادم، غمگین شوم و بر عکس!
عارف گفت:
“این نیز بگذرد “.