علل پيشرفت مسلمانان در گذشته و عقب ماندگي امروز چيست؟    

سوال:علل ترقّي و پيشرفت مسلمانان چه بوده و اكنون علل انحطاط و عقب‌ماندگي آنها چيست؟ چرا روزي مسلمانان بر اكثريّت مردم متمدّن روي زمين حكومت مي‌كردند و قافله‌سالار كاروان تمدّن بودند؛ ولي امروز دنباله‌رو ملل پيشرفتة جهان شده‌اند؟!

 

پاسخ:به راستي اين سؤال از پرسشهاي جالب و حسّاس است؛ شايسته است كتاي پيرامون آن نوشته شود. دانشمند معروف مصري، فريد وجدي در دائرةالمعارف خود در مادّه «علم» علل ده‌گانه‌اي براي پيشرفت مسلمانان يادآور شده و دانشمندان ديگري نيز در اين باره به بحث و گفتگو پرداخته‌اند  ولي در حقيقت علّت اساسي آن پيشرفت و اين عقب‌گرد، چيزي جز پيروي و انحراف از تعاليم عالي اسلام نبوده است؛ مسلمانان در صدر اسلم -در تمام شؤون زندگي- از تعاليم اسلام الهام مي‌گرفتند ولي امروز در غالب نقاط، مسلمانان از راه صحيح اسلام منحرف گرديده و مي‌توان گفت كه گروهي در حقيقت مسلمان جغرافيايي هستند نه مسلمان واقعي؛ علّت اساسي همين است و بس، ولي مع‌الوصف به برخي از علل ترقّي و تعالي و يا تنزّل و انحطاط آنان اشاره مي‌كنيم:

 

1- فداكاري همه‌جانبه: مسلمانان صدر اسلام به تمام معني فداكار بودند. دين و آيين اسلام در نظر آنها از برادر، زن، مقام، ثروت و منصب گرامي‌تر بود؛ همة منافع مادّي را فداي اسلام مي‌كردند و صفحات تاريخ اسلام خصوصاً جنگهاي پيامبر اسلام(ص) گواه زندة اين گفتار است، ولي امروز براي بيشتر افراد، دين در حاشية زندگي قرار گرفته و ديگر آن فداكاري كمتر وجود دارد؛ براي گروهي اسلام تا آنجا محترم است كه با مال و مقام آنها مزاحمت نداشته باشد و در صورت تزاحم، كمتر فردي است كه به خاطر اسلام دست از منافع مهمّي بكشد.

از آنجا كه اسلام براي آنها گران تمام شده بود و آن را به قيمت جان عزيزان خود خريده بودند ارزش آن را مي‌دانستند.

 

2- اتّحاد و اتّفاق: در صدر اسلام، مسلمانان متّحد و متّفق و به حكم قرآن برادر بودند و پس از وفات پيامبر با اختلافي كه پيش آمد، بر اثر حسن سياست اميرمؤمنان(ع) و فرزندان گرامي او لطمه‌اي به پيشرفت اسلام و ترقّي مسلمانان وارد نشد، آنان از حقوق مسلّم خود دست كشيدند كه لااقل اصول اسلام محفوظ بماند؛ ولي امروز نفاق و اختلاف در ميان مسلمانان و سران آنها به سرحدّ كمال رسيده است، چند قرن است كه بازار دين‌سازي رواج كامل يافته، هر گروهي گروه مخالف را فاسق و خارج از دين معرّفي مي‌كند و در بدبختي و اضمحلال او مي‌كوشد؛ امروز اختلاف ميان مسلمانان گسترش زيادي پيدا كرده و چهرة واقعي اسلام به وسيلة يك سلسله موهومات و افكار خرافي پوشيده شده است، آيا با اين وصف ممكن است مسلمانان همان عظمت گذشته را داشته باشند؟!

 

3- آشنايي با شرايط زمان: اين خود عامل مهمّي در پيشرفت آنان بود، همواره مسلمانان خد را با سلاح روز و علوم روز مجهّز مي‌كردند، پيامبر اكرم(ص) در نبرد «حنين» مطّلع شد كه وسيلة تازه‌اي در يمن براي شكست قلعه‌ها و در هم كوبيدن دژهاي محكم اختراع شده، فوراً عدّه‌اي را اعزام كرد كه رهسپار يمن شوند و طرز ساخت و به كار بردن آن را فرا گيرند!

 

مسلمانان صدر اسلام تا چندين قرن علوم ديگران را از قبيل فلسفه، فيزيك و شيمي، حساب و هندسه، هيئت و نجوم و ... به زبان اسلامي ترجمه كردند و با افكار خود آن را تكميل نمودند و دانشگاههاي بزرگ و كتابخانه‌هاي باعظمتي تأسيس كردند و از اين طريق خود را از بيگانگي بي‌نياز ساخته و مشلعدار علوم گرديدند. ساليان درازي مراكز اسلامي در بغداد و شام و مصر و اندلس و ايران مركز تحصيل دانشجويان جهان بود، ولي امروز بسياري از مسلمانان شرايط زمان و اوضاع روز را ناديده گرفته و مي‌خواهند با وسايل و ابزار ديرينه زندگي كنند و سيادت خود را در تمام جهان گسترش دهند، در صورتي كه جهان روز به روز نوتر گشته، علوم و تمدّن لحظه به لحظه دگرگون مي‌گردد ولي هنوز وسيلة تبليغاتي، وسيلة پخش و نشر معارف اسلام ما ضعيف است.

 

اين سه عامل قسمتي از عوامل ترقّي مسلمانان صدر اسلام بود و عوامل ديگري نيز در پيشرفت آنان تأثير چشمگيري داشته كه از تشريح آنها براي پرهيز از اطالة سخن خودداري مي‌كنيم و اين بحث را با آيه زير كه علل برتري مسلمانان را يادآور مي‌شود به پايان مي‌رسانيم؛ آنجا كه خداوند به جامعة مسلمانان خطاب مي‌كن و مي‌فرمايد:

 

«وَاَنْتُمُ الاَعْلَوْنَ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ؛ و شما برتريد اگر ايمان داشته باشيد.»  (سوره‌ آل‌عمران، آية 139)

روي اين بيان و با توجّه به مفادّ آية ياد شده، پاسخ سؤال ديگري نيز روشن مي‌گردد كه آيا اميدي هست كه مسلمانانم عظمت ديرينة خود را بازيابند؟

 

پاسخ اين سؤال مثبت است و با ملاحظه مطالبي كه پيرامون سؤال نخستين ايراد گرديد، پاسخ اين سؤال روشن مي‌شود؛ زيرا با تجديد و به كار بستنت عواملي كه در آغاز اسلام باعث ترقّي و پيشرفت آنها گرديد، بار ديگر همان پيشرفت نصيب آنها مي‌گردد.

 

اگر مسلمانان كنوني بسان مسلمانان آغاز اسلام فداكار باشند، اتّحاد و اتّفاق را جايگزين اختلاف و نفاق كنند و رهبران اسلامي شرايط و روح زمان را خوب درك كنند، باز اعتلا و عظمت آنها تجديد مي‌گردد؛ البتّه هر نوع تحوّل و تكامل بايد در حدود قوانين اسلام قرار گيرد و موضوع درك «روح زمان» وسيلة تحريف يا كنار گذاردن قوانين اسلام از صحنة زندگي نباشد.


برچسب‌ها: اجتماعی
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ساعت 19:12  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |