|
تأملی در کتاب گرکویه (1) سید حسن فاطمی نویسنده در جای جای کتاب از حسن آباد نام برده و در حد وسع، آنجا را معرفی کرده است. در صفحههای 143 و 144 ذیل عنوان «گسترش دستگردوک و پیدایش حصنوا» در مورد حسن آباد سخن گفته است. برخی عبارتهای کتاب در آن دو صفحه و لغزشها را از نظر میگذرانیم: یک ـ «با پیدایش این روستای نوبنیاد (حسن آباد در زمانهای دور) و پیوستن آن به روستای باستانی دستگردوک، شهرک نوینی پدید آمده است که آن را حَصنِوا نامیدهاند.» الف) حسن آبادیها در زبان محلی کلمه «آباد» را به صورت «وا» تلفظ میکنند مثلا به «کمال آباد»، «کمالوا» میگویند و نیز به «حسن آباد»، «حسنوا» میگویند. در همه اسناد رسیده اعم از نوشتههای کاغذی و سنگنوشتهها تنها به صورت «حسن آباد» نوشته شده است و ندانستیم نویسنده محترم از کجا به دست آورده که «حسنوا» با صاد است نه با سین. در تلفظ محلی فرقی بین سین و صاد نمیگذارند تا بگوییم: مردم این کلمه را با صاد تلفظ میکنند. نویسنده در پی این اشتباه، توضیح داده است که «حصن» به معنای دژ و پناهگاه استوار بر بالای کوه است و احتمال داده به دلیل وجود «دژکوه» چنین نامیرا انتخاب کرده اند؛ چون «دژ» به معنای «حصن» است. از این گذشته «دژ» به معنای قلعه و حصاری است که بر گرد مکانی کشیده باشند و دژکوه، تنها یک کوه است و جایی را محاصره نکرده تا آن را «دژ» بنامند. هفت، هشت سال پیش به اتفاق آقارضاحسنخان بر فراز این کوه، قسمتی را دیدیم که برای نشستن کنده بودند و آن قسمت رو به جادهای بود که ظاهرا محل عبور کاروانها بوده است. گویا دزدها برفراز آن برای راهزنی به کمین مینشستهاند. احتمالا «دژکوه» در اصل «دزدکوه» بوده است و چنانکه «دژکرد» در استان فارس در اصل «دزدکرد» بوده و هنوز هم بعضی آنجا را «دزدکرد» تلفظ میکنند. این اظهار نظر صرفا احتمال است و نمیتوان به طور قطع نظر داد. ب) پیش از آنکه حسن آباد شهر شود، همواره به عنوان روستا شناخته میشده است. ندانستیم چرا به آنجا «شهرک» اطلاق شده است. مگر به دلیل بزرگ بودن حسن آباد به آن «شهرک» گفته باشد. ج) اینجانب در زمان کودکی و نوجوانی به حسن آباد و دستجردوک رفته بودم و آن دو، روستاهایی کاملا جدا از هم بودند و میان آنها زمینهای کشاورزی قرار داشت. بنابراین در زمانهای دور این دو به هم نپیوسته بودند بلکه بعد از انقلاب به هم پیوستند. بله، اگر مراد نویسنده محترم آن است که بعد از انقلاب این دو به هم متصل شدند و مراد او از «شهرک» همان «شهر» است، باید بگوییم: در دهههای اخیر هیچ کس حسن آباد را «حصنوا» ننامید. دو ـ «برابر نوشته یاقوت حموی در باره ابوالفتح عبدالرزاق حسنابادی که در سال 488ق درگذشته است، تاریخچه پیدایش حسن آباد به سالهای پیش از 400ق میرسد. یاقوت حموی در این کتاب حسن آباد را دهکده ای از دهکدههای اصفهان دانسته و نام آن را حسناباد نوشته است.» در استان اصفهان چند جای دیگر نیز حسن آباد نام دارد و معلوم نیست مراد یاقوت حموی، حسن آباد جرقویه باشد. از این گذشته، اگر مراد یاقوت، حسن آباد جرقویه است، معلوم میشود که از گذشتههای دور حسن آباد با حرف سین بوده نه با صاد. سه ـ «گروهی از مردم کوی باستانی تووُشک از آنجا به جایی که امروزه حسن آباد نامیده میشود، روی آورده اند.» مراد نویسنده از «تووُشک» روستای «طُدوش» در جوار آتشکده و سرچشمه است. ندانستیم نویسنده عزیز املای «تووُشک» را از کجا به دست آورده است. در وقفنامه موقوفات صدر به تاریخ 1234ق به صورت «طُدوش» ضبط شده است. اگر راه و معبر، بزرگ باشد به آن «کوی» میگویند و اگر کوچک باشد به آن «کوچه» گفته میشود. ندانستیم از این روستا به عنوان «کوی» یاد شده است. چهار ـ «تنها نشانه پیشینه تاریخی حسن آباد کنونی، سنگ نوشته مسجد حسینیه آنجاست که تا زمان نوسازی این شهر نوبنیاد در سالهای پس از انقلاب بر دیوار مسجد نامبرده بازمانده بود و به هنگام نوسازی از میان رفته است.» از عبارت فوق استفاده میشود که حسن آباد در گذشته روستای آبادی بوده و سپس از بین رفته یا اینکه پیش از شهر شدن، آن را تخریب و از نو، بنیاد کردهاند. در حالی که این شهر از گذشتههای دور روستا بوده و در سال 1373ش شهر شد. تأملی در کتاب گرکویه2 سید حسن فاطمی ـ بعضی واژه ها در لغتنامه نیست. مثل مَحَد = محمد؛ چیرا یا چیکا = چرا؛ مُندووا = محمدآباد؛ آخوسَ = بخواب نبود این واژه ها که فراوان بر سر زبانها است، حکایت از آن دارد که نقص لغتنامه بیش از این است. ـ در ترتیب الفبایی تنها حرف اول و دوم در نظر بوده است حال آنکه میبایست حرفهای بعدی نیز مد نظر می بود. این امر سبب شده که به آسانی نتوان کلمه مورد نیاز را یافت. ـ بسیاری از واژه ها در شهرها و روستاهای گوناگون، متفاوت تلفظ میشوند. به دلیل دشواری تفکیک لهجهها، نویسنده نتوانسته است همه لهجه ها را ضبط کند. ـ این لغتنامه «گرکویه ای ـ فارسی» است جاداشت به صورت «فارسی ـ گرکویه ای» نیز مرتب میشد تا برای کسانی که با این زبان آشنایی ندارند و به دنبال کلمات فارسی هستند، مفید باشد. در آینده که این زبان برچیده میشود، ترتیب «فارسی ـ گرکویه ای» کاربرد بیشتر دارد. تأملی در کتاب گرکویه3 سید حسن فاطمی از ویژگیهای حسنآباد فراوانی سادات از تیره های گوناگون در آن است. حدود سال 1305ش که شروع به صدور شناسنامه کردند، برادران حاج سید جلال فاطمی و حاج سید رضا طباطبایی در رأس حسنآباد بودند. در آن زمان بدون توجه به اصل و نسب سادات، آنان که با حاج سید جلال در رفت و آمد بودند، نام خانوادگی «فاطمی» را برگزیدند و آنان که با حاج سید رضا رفت و آمد داشتند «طباطبایی» را انتخاب کردند. بنابراین نمیتوان هرکس را که نام خانوادگیاش فاطمی یا طباطبایی است، نواده میرعماد بدانیم. ـ در صفحه 403 میخوانیم: «نگارش کتاب "گرد هم آیی دانشمندان بغداد" از کارهای حاج سید هدایت الله مسترحمی است.» از عبارت فوق برمیآید که حجت الاسلام والمسلمین مسترحمی مؤلف است. در حالی که این اثر، ترجمه کتاب «مؤتمر علماء بغداد» است. جا داشت عبارت به گونه ای بود که خواننده به اشتباه نیفتد. ـ در صفحه های 155 و 156 از ابوالفتح عبدالرزاق حسنابادی (م 488ق) و ابوطاهر عبدالکریم حسنابادی (م بعد 500 ق) و ابومسلم حبیب وکیع حسنابادی نام برده شده و نویسنده تصور کرده که آنها اهل حسنآباد جرقویه بوده اند. حال آنکه شاهدی برای آن وجود ندارد. در جاهای دیگر ایران و خارج ایران شهرها و روستاهایی به نام حسنآباد وجود دارد و نیز در استان اصفهان چند جا حسنآباد نام دارند. بنابراین به صرف اینکه در منابع تاریخی شخصی به عنوان حسنآبادی و حتی از حسنآباد اصفهان معرفی شده، نمیتوان گفت که اهل حسنآباد جرقویه بوده است. مخصوصا در قرنهای پنجم و ششم که معلوم نیست حسنآباد جرقویه وجود داشته یا نه.
برچسبها: جرقویه ای
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ساعت 17:32  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|