وداع با خاطرات تلخ

عليرضا سزاوار
بررسي هاي جديد محققان نشان مي دهد مغز مي تواند خاطرات تلخ و شيرين را فراموش كند. به رغم آنكه بررسي هاي گذشته بيانگر آن بودند كه صرف نظر كردن آسان تر از فراموش كردن است، اما طبق تحقيقات جديد حتي فراموش كردن مسائل روحي- رواني امكان پذير است. محققان دانشگاه كلرادو در اين پروژه براي مشاهده چگونگي عملكرد مغز از 16موضوع در قالب 40جفت تصوير استفاده كردند كه شديداً محرك احساسات بودند.
يك تصوير از جفت تصوير موجود را به افراد نشان مي دادند و از آنها مي خواستند در صورت تمايل، تصوير را به خاطر سپرده يا فراموش كنند. همزمان با استفاده از اسكن، آن نواحي مغز كه هنگام فراموش كردن يا به خاطر آوردن فعال مي شوند، بررسي مي شد. ارزيابي ها نشان داد افرادي كه تصاوير را حفظ مي كردند نسبت به افرادي كه تصاوير را فراموش مي كردند، در يادآوري خاطرات موفق تر بودند. به گفته جان گابريل متخصص اعصاب MIT با كشف اين موضوع قدم بزرگي به سمت جلو برداشته شده به طوري كه مشخص شده است مغز مي تواند در بحران هاي شديد روحي، حافظه را سركوب كند.
در سال 2004 گروهي از محققان به سرپرستي «ميكائيل آندرسون» سرپرست آزمايشگاه كنترل حافظه در دپارتمان روانشناسي دانشگاه اورگون، نخستين بار نشان دادند مغز به مكانيسم هايي براي سركوب حافظه مجهز است. وي توضيح داد: اين آزمايش پيش از هر چيز نشان مي دهد مغز همين مكانيسم ها را در رويدادهاي تلخ روحي به كار مي برد.
اين يافته ها مي تواند اميدي براي افرادي باشد كه به آشفتگي هاي روحي ناشي از آسيب و تروما يا خاطرات تلخ زندگي مبتلا مي شوند. به گفته «گابريل» با كمك اسكن مغز هم پزشك مي تواند با سرعت علائم بهبود جسماني، بحران هاي بيمار و نتايج يك درمان خاص را در فردي با آشفتگي مغزي بررسي كند و هم مي توان فعال شدن بخش هايي از مغز كه اجازه فراموش كردن حافظه هاي ناخواسته را صادر مي كند، مشاهده كرد.
چگونه فراموش مي كنيم
نتيجه پژوهش هاي حاصل از اسكن هاي مغزي نشان مي دهد مغز طي دو مرحله براي فراموش كردن اقدام مي كند.
نخست همان بخشي از مغز كه مسئول يادآوري احساسات است كار مسدود كردن خاطره را انجام مي دهد.
از آنجا كه خاطره با حالات روحي فرد در ارتباط است، غيرمحتمل است كه حافظه واقعاً چيزي را فراموش كند. در اغلب موارد، مغز از يادآوري خاطرات جلوگيري مي كند. هنوز درباره اين موضوع كه مغز خاطرات را مسدود مي كند يا خاطرات ديگري را جانشين مي كند، بحث هايي وجود دارد. چگونگي برخورد مغز با اين دو مقوله تا اندازه اي، نتيجه برخوردهاي متفاوتي است كه شما با همسايه پرسروصدا مي كنيد. بلوك كردن مغز مثل فشار مداوم كليد در خانه همسايه با عصبانيت است. اما جانشيني خاطره، مانند گذاشتن يك موسيقي با صداي بلند در خانه خودتان است تا سروصداي همسايه را نشويد. «آنتوني واگنر» سرپرست آزمايشگاه حافظه استنفورد، در دانشگاه استنفورد در اين مورد مي گويد: نتايج بررسي ها نشان مي دهد مغز با تمركز و متوقف كردن يك خاطره خاص، عمل فراموش كردن را انجام مي دهد.
هنگام يادآوري يا فراموش كردن خاطره، نواحي مختلفي از مغز فعال مي شود. اما در هر دو مورد زير يعني فراموش كردن با يادآوري خاطراتي ديگر و تلاش در به يادآوري همين خاطرات نواحي مشتركي از مغز فعال مي شود.
احتمال درمان در آينده نزديك
در حالي كه محققان روي نتايج اين پروژه متفق القول هستند، بسياري از آنها نيز احساس مي كنند اين نتايج در آينده اي نزديك كاربرد باليني پيدا مي كند. «گابريل» در اين باره مي گويد. ممكن است اين موضوع چشم انداز خوبي در دو سال آينده داشته باشد.» در حال حاضر با اين سؤال روبه رو هستيم، آيا نتايج اين پژوهش قابل استفاده بر روي افرادي با حافظه هاي آسيب ديده است؟ خوشبختانه بله. برخي محققان تصور مي كنند كنترل بيش از اندازه فراموشي، مي تواند دليل رنج برخي افراد از آشفتگي هاي ناشي ازاسترس تروما باشد، در حالي كه ديگران با اين موضوع روبه رو نيستند.
منبع: wwwhealthlinecom

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 10:54  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |