دست نوشته های شهید دوران
هشتم مهر ماه 1359
SM AGM
از طرف نیروی دریایی درخواست شده تعدادی از ناوچه های عراقی را را ام القصر بزنیم .
من
در این ماموریت شماهر دو مثل دو روز گذشته ترکیب خلبانان بود منتها
ایندفعه یاسینی و رنجبر شماره یک و من و خلعتبری شماره دو بودیم .
ماموریت
در ارتفاع پست انجام می شد در جنوب آبادان بعلت دود غلیظ حاصل از سوختن
بشکه های نفت دید بسیار کم بود و به همین خاطر شماره یک چهار مایل زود تر
PUP UP کرد و در ارتفاع هفت هزار پایی موشکهای خود را رها کرد ولی به علت
فاصله زیاد همه کوتاه خوردند . من بعد از رفتن شماره یک ، یک کشتی نفت کش و
یک ناوچه اوزا را مورد هدف قرار دادم و در موقع فرار که درست روی ام القصر
رسیده بودم یک ناو جنگی دیدم که به وسیله یک موشک ماوریک آنرا نیز منهدم
کردم . در این پرواز تجربه کردم که در پرواز AGM ، کابین جلو باید بدون جی
پرواز کند . فاصله هرچه کمتر و سرعت هر چه زیادتر باشد موشک بهتر به هدف
برخورد می کند .
---------------
ماموریت دوم
CAS اهواز
قرار
بود من و خلعتبری شماره یک باشیم و فعلی زاده و اقدام شماره دو باشند .
این ماموریت برای انهدام نیروهای دشمن در غرب و جنوب غربی اهواز بود .
شماره 2 به علت اشکال نتونست پرواز کنه و من مستقل پرواز کردم . چون تنها
بودم و هم این که ماموریت قبل ، محل نیرو ها را دیده بودم با سرعت کم یعنی
500 نات و ارتفاع 1000 پا پرواز می کردم .
شمال اهواز را قطع و در شرق و
جنوب شرقی هویزه نیروهای دشمن را دیدم . نیروی دشمن با شنیدن صدای هواپیما
شروع به آتش کرد و نیروهای جلویی با شلیک رسام وضعیت آینده هواپیما را
برای توپهای ضد هوایی بدون رادار مشخص می کردند .
به هر حال شانس یا هر
چیز دیگر ، در این پرواز هم آسیبی به هواپیمای من نرسید ، ولی عمل کردن
بمبهای خود را در مجموعه نیروی زمینی دشمن دیدم .
تصویر
شهیدان یاسینی و دوران در بازگشت از یک ماموریت موفق برون مرزی این دو
بارها عملیاتهای موفق مختلفی را باهم انجام داده اند که از آن جمله می توان
به ماموریت 7 آذر و انهدام نیروی دریایی عراق اشاره کرد در این ماموریت .
شهیدان یاسینی - دوران - خلعتبری - اکرادی و طالب مهر بعنوان لیدرهای دسته های پروازی حدود 20 ناوچه عراقی را منهدم کردند
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بیستم مهر 1359
SM AGM
ام القصر
در این پرواز من شماره یک بودم کابین عقب رنجبر بود . شماره دو ساجدی و صدیق (در سال 1363 به شهادت رسید ) .شماره سه ضرابی و مردای بودند .
دوست
ندارم درباره این پرواز چیزی بنویسم چون اصلا ماموریتش انجام نشد . هنوز
در شوک از دست دادن فرمانده عملیات پایگاه ( شهید حاجی ) بودیم
بیست و سوم مهر 1359
SM
شلمچه
شماره یک من بودم و کابین عقب رنجبر . شماره
دو فرهمند (سرهنگ خلبان فرهمند که در سال 65 به شهادت رسید ) بود و کمکش
روستا ( سرلگشر روستا هشتم آذر سال 59 برروی فاو هدف موشک میگ 23 قرار گرفت
و به شهادت رسید )
فرهمند تا آن روز بعنوان کابین عقب
پرواز می کرد و پس از درخواست زیاد از طرف خود او و کم داشتن خلبان مجبور
شدند این پرواز را ست کنند .
پس از قطع جنوب آبادان وارد خاک عراق شدیم
و در نقطه ای که باید نود درجه گردش می کردیم و به طرف شمال و هم چنین به
طرف تارکت رفتیم .
شماره دو به علت کمی تجربه خوب گردش نکرد و من هم به
اجبار با گردش 25 درجه گردش کردم که سمت تارکت سی درجه آمد . در جنوب
شلمچه (غرب آبادان) و خود شلمچه نیروی دشمن بسیار زیاد و تیراندازی هم
بسیار زیاد بود . ما هم به علت فرار از دست آنها مجبور شدیم به این طرف و
آن طرف پرواز کنیم .
بمبها را یکی یکی روی هدف هایی که دیدم زدم و بعد
از حدود 50 مایل دور شدن از تارکت مشاهده کردم که شماره دو هنوز از من جدا
نشده است . به گفته شماره دو بمبهای هر دو خلبان خوب خورد ولی چون تانکها
به خصوص در غرب آبادان کاملا در سنگر بودند مطمئنا اثر چندانی نداشت . در
ضمن در شلمچه یک لودر را بوسیله فشنگ منهدم کردم .
امکان رفتن به موقیت
AB را نداشتم و روی آبادان با ارتفاع 7 هزار پا و سرعت 400 نات با حداکثر
قدرت و در حال پایین آمدن منتظر منفجر شدن هواپیما بودم . کابین عقب مدام
می گفت جناب سروان کاری بکنید بعضی وقتها از روی صندلی بلند می شدم چون حس
می کردم که گلوله زیرم خورده . گلوله موشک مسلسل ، بعد از ترک آبادن یک نفس
راحت کشیدم که بلافاصله یادم آمد که دستگاه ناوبری ندارم و بنزین هم خیلی
کم بود و از همه بدتر روی بوشهر تیراندازی بود و رادار می گفت که باید
بروید شیراز .
شماره دو هم به علت همین موقعیت خیلی عصبانی بود و جواب
نمی داد . بالاخره بعد از آزاد شدن پایگاه بوشهر برای نشستن به کمک رادار
هواپیما را روی زمین گذاشتم . سروان خلبان شهید محمد کام بخش ضیایی
سروان خلبان شهید محمد کام بخش ضیایی در تاریخ سوم آذرماه سال ۱۳۵۹ از پایگاه چهارم شکاری به پرواز در آمد و در آسمان دزفول مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید
سروان خلبان شهید رحیم ذوقی مقدم
سروان خلبان رحیم ذوقی مقدم در تاریخ ۲۱ تیرماه سال ۱۳۶۱ به قصد عملیات برون مرزی به پرواز درآمد که در خاک عراق مورد اصابت موشک سام قرار گرفت و به شهادت رسید
سروان خلبان شهید مسعود محمدی
سروان خلبان شهید مسعود محمدی در
تاریخ دهم مهر ماه 1359 از پایگاه ششم شکاری به پرواز در آمد و برروی
آبهای نیلگون خلیج همیشه فارس مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سروان خلبان شهید محمد شادمان بخت
سروان خلبان شهید محمد شادمان بخت در تاریخ 2 آبان 1359 به همراه سرگرد خلبان شهید ابولفضل مهدیار
از پایگاه ششم شکاری به قصد حمله به پایگاه دریایی ام القصر به پرواز در
آمدند و بعد از انجام ماموریت در راه بازگشت هواپیمایشان برروی فاو مورد
اصابت موشک سام قرار گرفث و هر دو به شهادت رسیدند . لازم به ذکر است که
شهید مهدیار از نیروهای دستگیر شده در ماجرای نوژه بودند که با شروع جنگ
داوطلبانه پرواز می کردند .
برچسبها:
دفاع مقدس
+ نوشته شده در پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 22:13  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|