خليج فارس يک وعده انتخاباتي نيست!  

نويسنده : فضل الله ياري

بر اساس يک سند سري سفارت بريتانيا، يکي از اولويت‌هاي صدام حسين در آغاز جنگ تحميلي اين بود که در صورت موافقت حاکم رأس‌الخيمه براي سوخت‌‌رساني به جنگنده‌هاي عراقي، به جزاير سه‌گانه ابوموسي، تنب بزرگ و کوچک حمله کند و سپس براي تحت فشار قرار دادن ايران در مذاکرات احتمالي، از اين برگ برنده به نفع خود بهره گيرد. اگرچه صدام حسين نتوانست به اين بخش از منويات ذهني جنون‌آميزش جامه عمل بپوشاند اما اين موضوع نشان مي‌دهد که چقدر وضعيت جغرافيايي و استراتژيکي ايران براي همسايگان وسوسه‌کننده است؛ اما هر از چندگاهي کشورهاي کوچک جنوب خليج فارس به بهانه‌اي قصد آن مي‌کنند تا با اقدامي مشابه آنچه که صدام حسين به تحقق آن مي‌انديشيد، ولي‌نعمتان خود در دوران استعمار را به کمک بطلبند تا بخشي از اين خاک وسوسه برانگيز را از آن خود کنند.
حملات هرچندگاه يکبار آنان به مفهوم مشخص و روشني تحت عنوان «خليج فارس» خود نشانه‌اي از اين راهبرد است که البته با تحريکات قدرت‌هاي بزرگ همراه است.
نگاهي به تاريخ مشخص مي‌کند که سن کشور امارات، دو روز کمتر از شروع دوره جديد حيات جزاير سه‌گانه است؛ دوره‌اي که شيخ ‌رأس‌الخيمه و نماينده دولت انگليس بر حاکميت ايران بر اين سه پاره جدامانده از وطن، اعتراف کردند. با وجود همه شواهد مستند و دلايل متقن، گهگاه و به مناسبت‌هاي مختلفي که بعضاً با مسائل سياسي ديگر مرتبط است، بر آتش اين موضوع دميده مي‌شود تا شايد شعله‌اي از آن برخيزد و اين منطقه مهم جهان همواره با ناامني مواجه باشد و بهانه‌اي براي حضور قدرت‌هاي بزرگ در آن فراهم شود.
تا اينجاي ماجرا، اين اتفاق در بسياري از مناطق جهان نيز مي‌افتد و مناقشات مرزي در ميان برخي کشورها امري عادي است اما آنچه که در اينجا خود را بيشتر نشان مي‌دهد تفاوت موضوع «خليج فارس و جزاير آن» با مناقشات ارضي و جغرافيايي است.
اکنون خيلج فارس بيش از آنکه آبراهي استراتژيک در جنوب کشور باشد به مفهومي فرهنگي و تاريخي بدل شده‌است؛ در اين ميان بدون آنکه ساز و کاري دولتي و حکومتي، مردم را در اين رابطه همداستان کند، وجود اين مفاهيم در ناخودآگاه فرهنگي و تاريخي ايرانيان است که سبب شکل‌گيري حرکت‌هاي خودجوش مردمي در حمايت از اين مفاهيم مي‌شود و آن را از موضوعي ميان دولتمردان دو کشور به اتفاقي ملي در ميان مردم يک کشور تبديل مي‌کند.
حرکت‌هاي پرشور جوانان ايراني در فضاي مجازي پيرامون «خليج فارس» براي همه کاربران اين دنياي گسترده، امري آشناست. اما آنچه که در اين ميان جلب توجه مي‌کند، اين است که تحرکات دولتمردان دراين‌باره بيشتر مقطعي و واکنشي است وتنها با آغاز تهديدات کشورهاي ديگر است که موج حمايت از اين موضوع بالا مي‌گيرد و کمي پس از عقب‌نشيني متجاوزان به اين مفاهيم ملي و تاريخي، نيز فروکش مي‌کند.
در بسياري از مواقع، حتي هيجانات ملي و داخلي است که مسئولان را وادار به واکنش مي‌کند؛ در جنجال‌ اخير اماراتي‌ها پيرامون سفر رئيس‌جمهور به ابوموسي، وزارت خارجه آخرين مرجعي بود که دراين‌باره اظهارنظر کرد. گويي قاعده بر اين است که اگر در موارد اين‌چنيني، صداي مردم بلند شد آن وقت بايد به فکر افتاد. حال آنکه وزارت خارجه و ساير ارگان‌هايي که با مکانيسم انتخابات از دل خواسته‌هاي مردمي بيرون مي‌آيند، موظف به حفظ ميراث‌هاي معنوي و تاريخي مردم ايران‌زمين هستند.
به برخي از اخبار اين روزها توجه کنيد: «ابوموسي منطقه نمونه گردشگري اعلام شد»، «همه امکانات براي جشنواره بين‌المللي خليج فارس در ابوموسي به کار گرفته مي‌شود»، «جلسه شوراي عالي استان‌ها در ابوموسي»، «طرح نمايندگان براي تشکيل استان خليج فارس» و...
اين همه خبر که به صورت ناگهاني اعلام مي‌شود حتي اگر پيگيري هم شود -کمااينکه بسياري از اين‌خبرها وعده‌هايي است که به زودي با فروکش کردن امواج رسانه‌اي به فراموشي سپرده مي‌شود- تنها هيجاني مقطعي به نظر مي‌رسد تا رويکردي دنباله‌دار.
به نظر مي‌رسد اگرچه موضوعي مانند خليج فارس در ذهن و زبان مردم ايران به عنوان يک مفهوم ملي نهادينه شده و با هر تهديدي، گويي خانه‌اي در ايران تهديد مي‌شود اما اين موضوع چنانکه بايد و شايد، در ميان دولتمردان و دستگاه‌هاي دولتي هنوز اتفاق نيفتاده‌‌است، بلکه گاه در کنار وعده احداث راه، مدرسه، پارک و...، در شمار وعده‌هاي انتخاباتي نيز قرار مي‌گيرد حتي اگر در زمان انتخابات مطرح نشود!
موضوعي مانند خليج فارس هيچ‌گاه نمي‌تواند و نبايد به منبع خريد و کسب محبوبيت براي افراد و مسئولان بدل شود بلکه برعکس بايد جايي براي خرج کردن آبرو و اعتبار باشد. نکته آخر اينکه، خليج فارس نه‌تنها نبايد در معرض نگاه نامحرمان خارجي باشد بلکه حتي نگاه سودجويانه داخلي نيز نبايد به آن دوخته شود. خليج فارس مانند مناطق جنگي جنوب و غرب و مفاهيمي نظير دفاع و شهادت، در هيچ وعده انتخاباتي نمي‌گنجد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 15:44  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |