|
حديث سلسله الذهب
اين حديث را به اين جهت ذهب (طلا) ناميده اند، زيرا سلسله راويان آن، همه از معصومين(ع) مي باشند تا اين كه به خدا مي رسد، يعني اين حديث، يك حديث قدسي است و گوينده اش خود خدا مي باشد. اباصلت هروي نقل مي كند كه به هنگام صدور اين حديث از دولب مبارك امام رضا(ع) من در آنجا حضور داشتم. نيشابور در آن زمان يكي از بزرگ ترين و مهم ترين مراكز علمي و فرهنگي جهان اسلام محسوب مي شد. هنگامي كه امام رضا(ع) به نيشابور وارد شد، داخل كجاوه اي كه بر روي قاطري سياه و خاكستري قرار داشت نشسته بود و علما و دانشمندان نيشابور به همراه ساير اقشار مردم به استقبالش آمده بودند. در اين هنگام علما به افسار قاطر آن حضرت چسبيدند و التماس كردند كه: «يا ابن رسول الله! تو را به حق پدران پاكت قسم مي دهيم كه حديثي از قول آن بزرگواران براي ما بازگو فرما! دراين شرايط امام رضا(ع) سرمبارك خود را از كجاوه بيرون آوردند و با صداي بلند فرمودند: «حديث فرمود مرا پدرم موسي بن جعفر! از پدرش جعفربن محمدبن علي، از پدرش محمدبن علي، از پدرش علي بن الحسين، از پدرش امام حسين(ع) سرور جوانان اهل بهشت، از اميرالمؤمنين كه درود خدا بر آنان باد، از رسول الله كه درود خدا بر آن حضرت و خاندانش باد كه آن سرور فرمود: «اني اناالله لااله الا انا وحدي، عبادي فاعبدوني وليعلم من لقيتني منكم بشهاده ان لااله الاالله، مخلصا بها انه قد دخل حصني، و من دخل حصني امن من عذابي. من آن خدايي هستم كه جز من معبودي نيست، اي بندگان من! مرا بپرستيد، و همگان بدانند كه هركس مرا در حالي ملاقات نمايد كه به كلمه «لااله الا الله» از روي اخلاص گواهي دهد، به دژ استوار من داخل شده است و هركس كه به دژ من وارد شود از عذاب من ايمن خواهدبود! اين شرط اخلاص براي مردم مبهم بود. از اين رو پرسيدند: «اخلاص شهادت براي خدا چيست؟! و آن حضرت پاسخ فرمود: طاعه الله و رسول الله و ولايه اهل بيته. اطاعت از خدا و رسولش، و ولايت اهل بيت رسولش!(1) 1- امالي شيخ صدوق، ص42
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۱ساعت 8:31  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|