(اي سالك راه آخرت!) انسان اگر عقل را از فرماندهي و حاكميت بيندازد،
ديگر براي هيچ چيزي حكمي و ترجيحي و تكليفي نخواهد بود، و امر چنين كسي
مانند بهائم و ساير جانوران خواهد بود كه تا زمان مرگ مي خورد و لذت مي برد
و مواد زايد بدن را دفع مي كند، تا اين كه مرگش فرابرسد. و اما اگر عقل را
در حركات و سكنات خود حاكم و فرمانده قرار دهد، او را بالنسبه به هرچه در
عالم وجود است، بدون حيف و ميل، حكمي قطعي يا تقديري و فرضي مي باشد و در
حكم او به مقدار ذره اي تعطيلي نمي باشد. آنچه در دسترس فهم اوست، در موردش
حكمي دارد و هرچه را كه فهمش به آن احاطه ندارد، از اين جهت كه نمي فهمد،
در مورد آن نيز حكمي دارد. 1 1-المراقبات، ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي، ج 1، ص 185
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ساعت 11:32  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
درباره وبلاگ
جرقویه - سیان جرقویه اصفهان سیان نمکی امامزاده شاه عبدالمظفر شاه چشمه- سیان سفلی - سیان خمین