شميم معرفت (5)
توصيه قرآن كريم به عالم رباني شدن، و نهي از استبداد فرهنگي


وقتي قرآن كريم ارباب و رعيتي فرهنگي و فكري را بر طرف كرد، چي به جاي او نشاند؟ فرمود: اين امر به جاي او مي‌نشيند ؛ آنچه كه به جاي رژيم منحوس ارباب و رعيتي فرهنگي و فكري مي‌نشيند، اين است: وَ لكِنْ كُونُوا رَبانييّنَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الكِتابَ وَ بِمَا كُنتُمْ تَدرُسُون (3) ؛ شما عالم رباني بشويد، نه به فكر ارباب شدن ! اگر ما در مباحثات مان، در تأليفات مان، در تصنيفات مان، در تدريسات مان نخواستيم بگوئيم آنچه ما گفتيم حق است ؛ كم كم از نُحوست رژيم ارباب و رعيتي نجات پيدا مي‌كنيم، به سعادت و سَعد بودن (عالم رباني) مي‌رسيم. فرمود: آنكه يَقُولُ لِلنّاسْ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ الله، آن باطل است ؛ وَ لكِنْ كُونُوا رَبانييّنْ !
"عالم رباني" به كسي مي‌گويند كه شَديدُ الرَّبط باشد بِالرَّب از نظر دريافت معارف، بِالنّاس از جهت تَربيب و تربيت مردم. اگر او مُرَبِّب و مدبّر خوبي بود نسبت به مردم، مي‌شود عالم رباني. اگر او گيرندة خوبي بود كه مطالب الهي را از ذات أقدس إله به خوبي دريافت كند، مي‌شود عالم رباني. وَ لكِنْ كُونُوا رَبانييّنَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الكِتابْ وَ بِمَا كُنتُمْ تَدرُسُون ؛ اين هم يك مطلب.
راه نجات از استبداد فرهنگي و وصول به مقام عالمان رباني
و آنچه كه مي‌تواند ما را از آن چاه به اين جاه ملكوتي كه جاه صادق است برساند، يعني از رژيم ارباب و رعيتي فكري، فرهنگي، حزبي، سياسي ؛ از اين لجن ما را نجات بدهد، عالم رباني كند ؛ حشر با قرآن كريم است. درست است كه همة علوم حوزوي در كنار سفرة قرآن است، ولي تفسير بايد علم رسمي و اصلي حوزه‌ها باشد، نه علم جنبي ! او از فقه بالاتر است، او از اصول بالاتر است، او از فلسفه بالاتر است، او از كلام بالاتر است، او از هر علمي بالاتر است !! آني كه مستقيماً مي‌تواند انسان را با خدا مرتبط بكند ؛ قالَ الله، قالَ الله، قالَ‌الله ؛ همين علم است.
سعي كنيد إن شآءَ‌الله در حوزه تفسير علم رسمي باشد. برنامه‌هائي كه حوزه‌هاي رسمي در سراسر كشور دارند، شما خواهيد داشت ؛ ولي إلا و لابد هر روز يك بحثي از آيات قرآني داشته باشيد. وقتي فارغ التَّحصيل شديد بعد از چند سال، گذشته از اينكه خوب بتوانيد قرآن را بخوانيد، به قواعد تجويدي آشنا باشيد در حد معقول و منقول ؛ هر جاي قرآن را باز كردند، بعد از يك مقدار مطالعه مي‌توانيد كاملاً اين صفحه را شرح كنيد.
امكان بهره مندي انسان از آموزه‌هاي قرآني
البته از ما آن اسرار قرآن، باطن قرآن، علوم پيچيدة قرآن، تأويل قرآن را از ما‌ها نخواستند، مقدور ما هم نيست ! امّا تفسيري در حد مجمع البيان، در حد تفسير صافي، تفسيرهاي ديگر، يك قدري بالاتر الميزان ؛ اينها را خُب البته بايد بدانيم، به تفاوت پايه‌هاي تحصيلي كه هست. و محور اصلي سخنراني هايتان هم آيات قرآن كريم باشد. اين كتاب، يعني قرآن كريم نظير جواهر نيست كه صاحب جواهر بگويد: متن مال صاحب شرايع است، شرح مال من ؛ بعد بگويد: قالَ الماتِنْ وَ اَقُولُوا ! يا نظير شرح لُمعه نيست كه شهيد ثاني بگويد: قالَ الشَّهيدُ الاَوَّلْ وَ اَقُولُوا ؛ شهيد اوّل آنجور گفت، من اينجور مي‌گويم ! يا نظير شروح ديگر نيست...
اين كتاب طوري است كه اگر كسي خواست در خدمت اين كتاب باشد، در متن بايد بگويد: قالَ الله، در شرح هم بايد آنقدر راه داشته باشد كه بگويد: قالَ‌الله ؛ نه قالَ‌الله وَ اَقُولُوا ! تفسير قرآن مثل جواهر نيست كه شرح متن ديگري باشد ؛ كه متن را ديگري گفته، يكي ديگر شرح كند ! مثل شرح لمعه نيست كه متن مال يكي و شرح مال يكي ! اينجا شرح و متن هر دو مال يك نفر است. آنوقت چه قدر انسان بايد مواظب زبانش، قلمش، دهانش، فكرش باشد كه از خود هيچ چي نگويد؟! وقتي آدم عادت كرده است كه در متن بگويد قالَ الله، در شرح هم بگويد قالَ‌الله ؛ ديگر مردم را به خود دعوت نمي‌كند، ثُمَّ يَقُولُ لِلنّاسْ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ‌الله نمي‌شود ! وَ لكِنْ كُونُوا رَبانييّنَ بِمَا كُنتُمْ تُعلِّمُونَ الكِتابَ وَ بِمَا كُنتُمْ تَدرُسُون.
نقش (عالمان رباني) در رابطه مردم با خداي سبحان
اين درس و بحث آدم را عالم رباني مي‌كند، اين تأليف و تصنيف آدم را عالم رباني مي‌كند. عالم رباني آن است كه اين وسط خود را نبيند، مستقيماً از بالا كه ربُّ العالمين است فيض را مي‌گيرد، همان فيض را بدون اينكه مخلوط بكند، مَشُوب بكند ؛ همان را به مردم مي‌رساند، مي‌شود شَديدُ الرَّبط بِالرَّب وَ شَديدُ الرَّبطِ بِالمَربُوب ! آنوقت چنين عالمي وارث انبياء مي‌شود، حق شفاعت دارد، حسنة دنيا و آخرت به او داده مي‌شود، و مقام او آنقدري است كه فرشتگان بال‌ها را زير پاي اينها پهن مي‌كنند ؛ كم نيست ! اگر كسي با قرآن در حوزه‌هاي علميّه انس عميق داشت، اين وسط‌ها مثل همزة وصل بشود، خودش ساقط بشود. ديديد اين همزة وصل در وسط كلام كه واقع شد، ساقط است ؛ اصلاً همزة وصل را قرائت نمي‌كنند !
اين عالم رباني اين وسط‌ها ساقط مي‌شود ؛ آنوقت عادت نمي‌كند به اينكه خودش را ببيند ! كه اگر حرف او را، يا القاب … ؛ همين القابي كه بالأخره براي گرمي بازار مصرفي بيش ندارد، همين دنبال اينها بگردد ! كه چرا اسم مرا نبردي، يا چرا اينجور لقب به من ندادي ؛ همين بازي‌ها !! ديگر به فكر بازي نيست، مي‌شود "عالم رباني". امّا اگر نه، خداي ناكرده عالم رباني نشد، گرفتار همان رژيم ارباب و رعيتي فرهنگي ـ فكري است ؛ و آن اگر شد ديگر فتنه‌ها را در بر دارد !
حوزه‌هاي علمية ما بتوانند به لطف الهي عالمان رباني تربيت كنند، در درجة اوّل مشكل خود مملكت ما حل مي‌شود، بعد در سطح محل و در سطح بين الملل مردم تشنة عالمان دينند، تشنة علماي رباني‌اند ! هر جا كه يك چند نفر علماء رباني حضور داشتند، مردم از خطر نجات پيدا كرده اند، راحت شدند. آنوقت وعده‌هاي الهي نسبت به همين هاست، نصرت‌هاي الهي شامل همين هاست.
انفاق علمي انسان و جبران بر چند برابري آن توسط خداوند
اينكه ذات أقدس إله فرمود: مَنْ جآءَ بِالحَسَنَه فَلَهُ عَشرُ اَمثالِهَا (4) كه مخصوص قيامت نيست، در دنيا هم هست. اگر در دنيا كسي يك كار خير كرد، 1 قدم علمي برداشت، ذات أقدس إله 10 قدم علمي را براي او ميسور مي‌كند. دربارة صدقه كه اينطور است، خُب انفاق‌هاي علمي هم صدقه است، وَ مِمّا رَزَقناهُمْ يُنفِقُون (5) كه مخصوص مال نيست ! اگر إن شآءَ‌الله به جائي رسيديد ؛ از سخنان تان، از تأليفات تان جامعه بهره‌اي برد ؛ مشمول وَ مِمّا رَزَقناهُمْ يُنفِقُون خواهيد بود. آنگاه مَنْ جآءَ بِالحَسَنَه فَلَهُ عَشرُ اَمثالِهَا مي‌شود ؛ يا بالاتر از اين، مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ اَموالَهُمْ كَمَثَلِ حَبَّهٍ اَنبَتَتْ سَبعَ سَنابِلْ، تا وَ‌الله يُضاعِفُ لِمَنْ يَشآءْ، تا وَ‌الله واسِعٌ عَليم(6) نصيب انسان مي‌شود ! گاهي مي‌بينيد يك قدم خير علمي يك كسي برداشت، ذات أقدس إله درهاي علوم و معارف را به روي او باز مي‌كند !
اهل بيت عصمت و طهارت (ع)، مصاديق كامل عالمان رباني
همت هايتان إن شآءَ‌الله بلند باشد، و با هِمَم عاليه إن شآءَ‌الله رحمان به مقامات علماء رباني مي‌رسيد. گرچه آن علماي رباني مصداق كاملش ائمة اطهار، اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم الصَّلاه و عليهم السَّلام) اند، كه از امام (عليه السَّلام) رسيد(7)؛ امّا بالأخره علماي رباني ديگر شاگردان همان‌ها هستند. …
(بيانات حضرت آيت‌الله جوادي آملي در جلسة درس اخلاق در ديدار با جمعي از فرهيختگان، فضلاء و طلاب آذربايجان شرقي، دانشجويان و اقشار مختلف مردم قم ؛ 9/10/ 1385)
(3) سوره آل عمران / آيه 79
(4) سوره انعام / آيه 160
(5) سوره شوري / آيه 38
(6) سوره بقره / آيه 261
(7) ر. ك: اعلام الوري / صفحه 284

http://www.jomhourieslami.com/1391/13910115/13910115_03_jomhori_islami_akhbar_dakheli_0020.html

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۱ساعت 12:16  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |