آيين هاي نوروزي سرزمين آفتاب
گزارش از: يدالله رحمتعلي
آئين جشن عيد نوروز در استان مركزي نيز مانند تمام نقاط كشور با خانه تكاني و تدارك سفره هفت سين، شروع مي شود.
در
شهرستان هاي اين استان چند روز قبل از عيد، مردم شروع به تميز كردن خانه
ها و شستن قالي ها مي كنند. پنبه لحاف هاي كهنه را دوباره حلاجي كرده و
تمام خانه را آب و جارو مي كنند. آنها از يكي دو هفته مانده به عيد، عدس،
نخود، ماش يا گندم سبز مي كنند.
مردم شهرستان اراك، در آخرين جمعه سال
به گورستان ها مي روند و سپس به ديدار كساني كه به تازگي عزيزي را از دست
داده اند (نوعيد) مي روند و با خود گلاب، خرما و حلوا مي برند.
در
روستاي خورهه، قبل از تحويل سال، عده اي به امام زاده «حكيمه خاتون»، مي
روند و بعد به خانه خود رفته و دوباره بعد از تحويل سال نيز به امام زاده
مي روند. به اين كار «زيارت دوساله» مي گويند.
مردم شهرستان دليجان نيز،
نوروز را با شور و هيجان غيرقابل وصف، جشن مي گيرند. يكي از رسوم گذشته در
اين منطقه «هله هله» است. در اين مراسم كه پنجاه روز به عيد مانده انجام
مي شود، عده اي از جوانان در حالي كه كوله هايي روي دوش خود داشتند، دور هم
جمع مي شدند. يكي از آن ها لباس زنانه مي پوشيد و ديگري به نقش تكه (بز)
در مي آمد و زنگوله هاي زيادي به كمر خود مي بستند و در روستا به راه مي
افتادند و با سر و صدا و شادي مي خواندند: هله، هله، هو،هو. صد به غله، هو،
هو. يعني: صد روز به جمع آوري غله (گندم و جو) مانده است. پنجاه روز به
نوروز داريم.
در شهر ساوه، در شب قبل ا ز عيد، مراسمي توسط زنان انجام
مي شود، در اين شب زناني كه نذر دارند، نيت كرده مراسم خود را روي كاغذ مي
نويسند و كاغذ را داخل «ستو» (كوزه سفالي) مي اندازند. گاهي براي نوشتن
اسم، يك سكه، انگشتر و يا چيز ديگري را براي نشان، داخل ظرف مي اندازند.
صبح روز بعد، يكي از زنان مورد اعتماد در حالي كه دعا مي خواند. هر يك از
نشانه ها را بيرون آورده و بدين ترتيب، هر كس به نيتش مي رسد.
در روستاي
«آقچه قلعه» در اين شب، مراسم «شال سان ماخ»، اجرا مي شود. در اين شب،
جوانان روستا به گروه هاي سه تا پنج نفري تقسيم مي شوند. هر يك از گروه ها،
محدوده اي از منازل روستا را براي خود مشخص مي كند. گروه ها به پشت بام
خانه ها رفته و با استفاده از طناب، چارقدي كه همراه دارند را به داخل
ايوان خانه مي فرستند. صاحب خانه كه از اين مراسم مطلع است و متوجه حضور
آنها مي شود، تخم مرغ، جوراب، پول و يا هر چيز ديگري را كه از قبل آماده
كرده است، داخل چارقد آنها مي گذارد.
روز عرفه يا علفه: آخرين روز سال
عرفه يا علفه نام دارد. در اين شب در شهر خمين و اراك، سعي مي كنند در همه
اتاق ها، چراغ روشن كنند. در روستاي «مكان» در روز علفه مقداري علف سبز از
كنار جوي آب مي چينند و در طاقچه اتاق نشيمن مي گذارند.
در روستاي
«خوگان» در روز عرفه از كنار جوي آب مقداري علف سبز مي چينند و بر سر در
همه اتاق هاي منزل، نصب مي كنند. در آغاز سعي مي كنند بر روي بام خانه اي
آتش روشن كنند كه در آن سال يكي از افراد خانواده اش مرده باشد. در اين شب
بچه ها پشت در خانه هاي روستاييان مي آيند و از هر منزل تخم مرغ پخته و
شيريني مي گيرند.
در روستاي «دره شور»، در روز علفه مقداري علف از بيابان مي چينند و داخل طاقچه مي گذارند و كنارش آيينه، قرآن و چراغ روشن مي گذارند.
تحويل
سال: به هنگام تحويل سال همه افراد خانواده در منزل بزرگ فاميل يعني پدر
يا پدربزرگ خود جمع مي شوند و دور سفره هفت سين مي نشينند و قرآن مي خوانند
و گاه به حافظ نيز تفأل مي زنند. در سفره هفت سين انواع خوراكي ها مانند
سبزي، سير، سنجد، شيريني، تخمه، نقل، كشمش، نخود، علف سبز، تخم مرغ رنگ
شده، انواع ميوه ها و آيينه، قرآن و چراغ نفتي مي گذارند. بعد از تحويل سال
كوچك ترها دست بزرگ ترها را بوسيده و همه با هم روبوسي مي كنند و عيد را
به يكديگر تبريك مي گويند. سپس بزرگ خانواده به هر يك از حاضرين دو عدد تخم
مرغ و يك جفت جوراب و يا پول عيدي مي دهد. پس از آن نيز به خوردن خوراكي
هاي داخل سفره مشغول مي شوند. پختن رشته پلو در شب عيد بسيار مرسوم است.
(اين امر اشاره به پيوستگي رشته زندگي و محبت ها دارد) در روستاي «دره شور»
از توابع شهرستان خمين در ظهر روز عيد، آشي بنام «جودوغ» مي پزند. در شب
عيد، غذاي مخصوص اين شب، يعني سبزي پلو با ماهي پخته مي شود. در روستاي
«برزيجان» از توابع محلات، در مجمعه اي گندم بو مي دهند و تخم مرغ مي
گذارند و معتقدند كه اين غذاها متعلق به قره يا پيرزن است كه در موقع عيد
مي آيد و سهم خود را برمي دارد. علاوه بر آن، نان هاي سوراخ دار مي پزند و
داخل مجمعه مي گذارند تا پيرزن بيايد و از آن بخورد.
در شهر محلات كاسه
ماستي را در سفره مي گذارند و اعتقاد دارند كه ننه پيرزن مي آيد و انگشت به
ماست مي زند و بدين ترتيب ماست بركت پيدا مي كند. همه اينها نمادي از
الفت، دوستي و محبت است. درگذشته به جاي سفره هفت سين، در موقع تحويل سال،
سيني بزرگي موسوم به مجمعه را پر از بادام، فندق، پسته، شيريني، سبزي، تخم
مرغ رنگ شده، كشمش، نخودچي، گردو، انجير خشك و آيينه و قرآن مي كردند. آنها
معتقد بودند در موقع تحويل سال، تخم مرغ در سيني تكان مي خورد، حيوانات
شروع به نشخوار مي كنند و آب ها از حركت مي ايستند. هر كس در اين وقت دعايي
بكند، دعايش مستجاب مي شود. آن ها به سفره هفت سين «سرفه سال» مي گفتند.
ديد
و بازديد: بعد از تحويل سال، كوچكترها به ديدن بزرگترها مي روند و عيد
مباركي مي كنند و عيدي مي گيرند در روستاي «قيدو» از توابع خمين، همه اهالي
روستا با خود ميوه و شيريني مي آورند و در مسجد محل جمع مي شوند و مراسم
ديد و بازديد عمومي شروع مي كنند. معمولا سه روز رفتن به خانه بزرگترها به
صورت دسته جمعي ادامه مي يابد و پس از آن هر يك از افراد، يك روز را براي
بازديد مشخص مي كنند.
سيزده بدر: در روز سيزده بدر مردم از خانه ها
بيرون مي روند و در دشتهاي اطراف و روستاها به بازي و شادي مي پردازند. در
اين روز، سبزه هايي را كه در مدت سيزده روز عيد در خانه نگهداري كرده اند و
داخل آب روان مي اندازند. دختران نيز با آرزوي ازدواج سبزه گره مي زنند.
در روستاي قيدو برخي از مردم به پشت بام ها مي روند و ناهار خود را آنجا مي
خورند.
در شهر خمين مردم به كوه بوجه (كوه سلطان) مي روند و پس از صرف
ناهار جوانها در صحرا بازي مي كنند و غروب به خانه هاي خود برمي گردند. در
روستاي «خوگان»، دختران و پسران جوان چند سنگ كوچك را كنار علف ها در زير
زمين پنهان مي كنند و علف ها را گره مي زنند و مي خوانند: سيزده بدر/ سال
دگر/ بچه بغل.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ساعت 13:59  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|