(بدان اي عزيز سالك) هجرت كه كوچ كرده و نوعي حركت است اگر دروني باشد
«هجرت كبري» است و اگر بيروني باشد «هجرت صغري» است... هدف از هجرت صغري،
پايداري و حفظ آن هجرت كبري است... حركت بيروني موضوعيت و مطلوبيت ندارد و
آنچه مطلوب است، انجام و حفظ آن حركت دروني است. يعني تو كه از باطل به حق
پيوستي و ايمان آوردي و دين پيدا كردي، براي اينكه دينت را حفظ كني، بايد
هجرت بيروني را انجام دهي. روايت از پيامبر اكرم(ص) است كه فرمود: «اقم
لصلوه وادّالزكوه و اهجر السوء» نماز را به پا دار و زكات را بده و معصيت
را ترك كن... بعد مي فرمايد: «واسكن من ارض قومك حيث شئت تكن مهاجراً»
حالا كه هجرت دروني كردي برو در همان جايي كه خويشاوندانت هستند سكونت كن!
با اين حال تو مهاجري! (كنزالعمال، ج 61، ص595) پس معلوم مي شود اين حركت
بيروني، ارزش ذاتي ندارد. آنچه ارزشمند است، همان هجرت دروني و همان سفري
است كه انسان از باطل به سوي حق مي كند، و از ضلالت به سوي هدايت مي رود و
به حق مي پيوندد. آنچه مهم است ايمان و دلبستگي به خدا است. اين حركت
بيروني (هجرت صغري) هم براي حفظ آن هجرت دروني (كبري) است... روايت ديگر
از پيامبر اكرم(ص) است. حضرت فرمود: اگر كسي براي حفظ دينش، يعني براي حفظ
آن حركت دروني و هجرت كبرايي كه انجام داده، هجرت صغري كند و از محلي به
محل ديگر منتقل شود هر چند اين نقل مكان به اندازه يك وجب از زمين باشد،
بهشت براي او واجب مي شود. (بحارالانوار، ج 91، ص13). 1 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- سلوك عاشورايي، آيه الله شيخ مجتبي تهران- منزل سوم، ص 55
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۱ساعت 13:53  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
درباره وبلاگ
جرقویه - سیان جرقویه اصفهان سیان نمکی امامزاده شاه عبدالمظفر شاه چشمه- سیان سفلی - سیان خمین