|
انا و جعلنایی شنیده بود اما نمی دانست این آیه است ، حدیث است یا چیز دیگر .
خود عبارات را هم معلوم بود تا آن روز جایی ندیده بود ؟
این قدر می دانسته که در خطوط مقدم یچه ها زیاد استفاده می کنند .
تا آن روز که از روی سادگی خودش یکی از برادران را پیدا می کند و می پرسد :
شما ها وقتی با دشمن روبرو می شوید یا در تیر رس او قرار میگیرید چه می
گوئید که کشته نمی شوید و توپ و تانک آنها در شما تاثیر نمی کند ؟ و او که
آدمی تا این اندازه نا وارد هیچ وقت به پستش نخورده بود خیلی جدی می گوید :
البته بیشتر به اخلاص بر می گردد و الا خود عبارات به تنهایی دردی را دوا
نمی کند .
و وقتی او را سراپا گوش می یابد ادامه می دهد که :
اولا باید وضو داشته باشید ، ثانیا رو به قبله و آهسته بنحوی که کسی نفهمد
بگویی ، « اللهم ارزقنا ترکشا ریزا بدستنا یا پاینا و لا جای حساسنا برحمتک
یا ارحم الراحمین !»
طوری این کلمات را عربی و از مخرج ادا می کرد که او باورش می شود و با خودش
میگوید اینها اگر آیه نباشد احتمالا حدیث است .اما آخرش که فارسی عربی می
شود شک می کند و به او می گوید : اخوی غریب گیر آوردی |