موقعیت : شمال ایران
مجاورت : شمال: جمهوری ترکمنستان جنوب:استان سمنان غرب:استان مازندران و دریای خزر
آب و هوا: بیشتر آب*وهوای معتدل
مدیترانه*ارد ولی جلگهٔ گرگان به لحاظ مجاورت با صحرای ترکمنستان، دوری از
دریا و کاهش ارتفاعات، آب و هوای نیمه بیابانی و گرم دارد.
وسعــــت: 22 هزار کیلومتر مربع
جمعـیــت:
تقسیمات: 16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان
شهرستانها: گرگان،آق قلا، بندر ترکمن، بندر گز، علی آباد ،کردکوی ، گنبد کاووس،
مینودشت ،کلاله،مراوه تپه،رامیان،آزادشهر
مرکـــــز : گرگان
در این استان اقوام مختلفی همچون ترک - ترکمن - بلوچ و قزاق - فارس - سیستانی و مازندرانی زندگی می کنند.
استان گلستان با بیش از 20000 کیلومتر مربع وسعت؛ از شمال به جمهوری
تركمنستان، از جنوب به استان سمنان، از غرب به استان مازندران و از شرق به
استان خراسان محدود شده است. بخش بیشتر استان گلستان آب*وهوای معتدل
مدیترانه*ای دارد ولی جلگه گرگان به لحاظ مجاورت با صحرای ترکمنستان، دوری
از دریا و کاهش ارتفاعات، آب و هوای نیمه بیابانی و گرم دارد.
استان گلستان از نظر ناهمواری به سه ناحیه زیر تقسیم می*شود:
ناحیه کوهستانی: این ناحیه از ارتفاع 500 متری تا بیش از 3000 متر را در بر گرفته و پوشیده از گونه*های جنگلی و مرتعی است.
ناحیه کوهپایه*ای: این ناحیه شامل تپه*های کوچک بادرفت، تپه*ماهورها و بدبوم*ها است که پوشیده از اراضی جنگلی هستند.
ناحیه جلگه*ای و اراضی پست: ارتفاع این ناحیه در حاشیه دریای مازندران و
خلیج گرگان پایین*تر از سطح دریای آزاد است و به تدریج به سمت شرق به
ارتفاع افزوده می*شود. این منطقه محل استقرار شهرها و اکثر روستاهای استان
است. این ناحیه به لحاظ تراکم جمعیت، اراضی کشاورزی، صنایع و دامپروری از
اهمیت بسزایی برخوردار است.
زبان*های رایج در این استان عبارت*اند از فارسی، ترکمنی و مازندرانی،ترکی.
فارسی*زبان*ها در مرکز استان سکونت دارند. مازندرانی*ها در روستاهای نیمه
غربی استان و ترکمن*زبانان در بخش شرقی، مرکزی و شمالی استان و همچنین در
گرگان (مرکز استان) و ترک زبانها در بخش شرقی استان سکونت دارند.
گلستان نام جدید سرزمین تاریخی است كه در طول تاریخ و تا سده هفتم هجری
قمری به نام ایالت گرگان و از آن پس تا آغاز سده دهم به نام استرآباد و در
نوشته های دوران اولیه اسلامی به نام "جرجان" و از اسفند 1316 گرگان نامیده
شده است. پیشینه تاریخی این سرزمین به 7 هزار سال پیش و در غار كیارام
واقع در روستای "فرنگ" بخش گالیكش به دوران پارینه سنگی بر می گردد. استان
گلستان در دوران تمدن اسلامی؛ دانشمندانی همچون عبدالقاهر جرجانی، سید
اسماعیل جرجانی و بزرگانی چون سید محمد باقر داماد استرآبادی (میرداماد)،
میر فندرسكی و سراینده بزرگ پارسی؛ فخر الدین اسعد گرگانی (سراینده دیوان
وزین "ویس و رامین") را در دامان خود پرورانده است.
زیبایی ها و جاذبه های بكر و منحصر به فرد طبیعی در كنار آثار تاریخی،
فرهنگی و باستانی استان، گردشگران را كه به قصد گردشگری تاریخی و آشنایی با
سایت های باستانی پیش از تاریخ و دوران تاریخی استان و لذت بردن از شگفتی
های آفرینش خداوند به پهن دشت سبز گرگان یا جنگل ها و تفرجگاه های طبیعی
استان وارد می شوند خرسند خواهند ساخت.
پیشینه تاریخی
پیشینه تاریخی این سرزمین به ۷ هزار سال پیش و در غار کیارام واقع در
روستای (فرنگ) بخش گالیکش به دوران پارینه سنگی بر میگردد. پژوهشهای تازه
نشان دادهاست که منطقهی گرگان از ۶ هزار سال پیش تمدن پیش از آریاییها
را در خود جای داده بودهاست. کهنترین آثار دورهی نوسنگی ایران از غار
کمربند و غار هیتو در نزدیکی بهشهر پیدا شدهاست. این آثار از آشنایی
مردمان آن زمان به سفالگری، هنر بافتن، اهلی کردن جانورانی مانند بز کوهی و
ساخت ابزارهای سنگی صیقلی حکایت دارد. کاوشهای تورنگتپه، در نزدیکی
گرگان، نیز نشان دادهاست که این منطقه دارای روستاهای پر جمعیت، سفالگری
انبوه و شبکهی آبیاری کشاورزی بودهاست و دیرینگی آن دست کم به اندازهی
شهر سوخته در سیستان است. نام این سرزمین در سنگ نوشتههای هخامنشی، از
جمله سنگ نوشتهی داریوش در بیستون، به صورت ورگانه و در نوشتههای پهلوی
به صورت گورکان آمدهاست.
تاریخنگاران یونانی از آن با نام هیرکانی یاد کردهاند. پدر داریوش
هخامنشی زمانی فرمانروای این منطقه بودهاست. اسب سواران گرگانی همواره
مورد توجه هخامنشیها بودند و داریوش برخی از گرگانیهای دلاور را در سپاه
جاویدان وارد کرد. میگویند شهر باستانی استرآباد را خشایارشاه به یادبود
زن یهودی خود، که او را استر (ستاره) نام نهاده بود، ساخت. در زمان اردوان
دوم اشکانی (۱۲۸-۱۲۴ پیش از میلاد) هیرکانی و کارمانیا (کرمان) زیر فرمان
خاندان گودرز بود و جانشینان گودرز تا سده ی دوم پس از میلاد به طور مستقل
آن را اداره کردند.
این سرزمین خوش آب و هوا از آرامشگاه های بهاری و تابستانی شاهان اشکانی
بود. در همین دوران بود که ساختن دیوار بزرگ گرگان، که نابه جا به سد سکندر
شناخته میشود، آغاز شد تا از یورش هونها به خاک ایران جلوگیری کند. کار
ساختن این دیوار، که درازای آن را از ۱۵۵ تا ۱۷۰ و گاهی ۳۰۰ کیلومتر
نوشتهاند، در دورهی ساسانی نیز پیگیری شد و میگویند که انوشیروان به
بازسازی آن فرمان داد.
در همین دوره ی ساسانی بناهای محکمی در مرز و در جای جای منطقه برای
پایداری در برابر یورشگران ساخته شد. پس از برآمدن اسلام، این منطقه به سال
۳۵ قمری خراجگزار عربهای مسلمان شد. در روزگار سلیمان بن عبدالملک، یزید
بن مهلب ولایت گرگان را به سال ۹۸ قمری فتح کرد و شهر جرجان را کنار رود
گرگان بنا کرد که از آن پس کرسی ولایت جرجان شد. این شهر در سدهی ۳ و ۴
هجری بسیار آباد شد و در روزگار فرمان رواییهای مستقل ایرانیان به زیر
فرمان ساسانیان درآمد. سپس گاهی در دست آل بویه و گاهی سامانیان بود تا این
که آلزیار بر آن جا دست یافتند و به آبادی آن کوشیدند. (توجه داشته باشید
شهر جرجان در یورش مغولها ویران شد و شهر کنونی گرگان، که زمانی استرآباد
نامیده میشد، با شهر جرجان ارتباطی ندارد و شهری نوبنیاد به شمار
میآید.)
خاندان آلزیار شناخته شده ترین فرمانروایان این منطقه هستند که از آغاز
سدهی چهارم (۳۱۶ قمری) تا میانهی سده ی پنجم (۴۳۵ یا ۴۴۱ قمری) در
منطقهی گرگان، طبرستان و گیلان فرمانروایی کردند و گاهی تا ری، اصفهان،
همدان و دینور را نیز در فرمان خود داشتند. مرداویج، بنیانگذار این
دودمان، ریشهی خود را به شاهان گذشتهی ایران میرساند و در سر داشت بغداد
را به چنگ آورد و پادشاهی ایرانیان را بار دیگر بنیان گذارد. با این همه،
نه تنها او بلکه فرمانروایان پس از او نیز نتوانستند به چنین آرزوهای
بزرگی دست پیدا کنند و سلجوقیان به فرمانروایی آنها پایان دادند. قابوس بن
وشمگیر، شناخته شده ترین فرمانروایان آلزیار است که آوازهٔ دانش دوستی اش
باعث شده بود بزرگانی چون ابوریحان بیرونی و ابنسینا به سوی گرگان بروند.
بیرونی برخی از پژوهشهای خود را در پیرامون شهر گرگان انجام داد و نخستین
کتاب مهم خود، به نام آثار الباقیه عن قرون الخالیه، را به نام قابوس نوشت.
از خود قابوس کتابی با نام قابوسنامه برجای ماندهاست که از آثار ادبی و
اخلاقی مهم ایران به شمار میآید. بنای برج قابوس، در شهر گنبدکاووس نیز به
فرمان او ساخته شدهاست که بزرگترین بنای آجری جهان به شمار میآید.
مردم
اقوام متعددی در این استان زندگی میکنند که شامل فارسها، ترکمنها، سیستانیها، بلوچها، کردها،
ترکها (آذربایجانی و
قزلباش) و قزاقها میشوند.
فارسها به دو دستهٔ بومی و مهاجر تقسیم میشوند. فارسهای بومی بیشتر به
گویشهای گرگانی، کتولی و مازندرانی تکلم میکنند. مهاجرین به استان هم
بیشتر سیستانی، بلوچ، سمنانی و خراسانی هستند. فارسیزبانها بیشتر در مرکز
و جنوب استان و مازندرانیها در روستاهای نیمه غربی استان سکونت دارند.
ترکمنها در بخش شرقی، مرکزی و شمالی استان و همچنین در مرکز استان سکونت دارند.، سنیمذهب هستند و به زبان ترکمنی تکلم میکنند.
برآوردهای متفاوتی از نسبت جمعیتی اقوام مختلف این استان در دست است. به
گفتهٔ وبگاه مؤسسه فرهنگی میرداماد؛ پارسیها (بومیان و سیستانیها) ۵۵٫۶
درصد تا ۶۳ درصد، ترکمنها (۳۳٫۱ درصد تا ۳۵ درصد)، کردها (۵ درصد)،
بلوچها (۴٫۳ درصد) و قزاقها (۲ درصد) جمعیت را تشکیل میدهند. ۱۵٫۴ درصد
تا ۱۸ درصداز پارسیهای استان سیستانیتبارند. اما به گفتهٔ وبگاه
استانداری گلستان اکثریت جمعیت این استان ترکمن هستند.
روستاییان برای ساختن خانههای خود، بسته به محیط جغرافیایی که در آن بهسر
میبرند، از سنگ و چوب و آجر بهره گرفتهاند و داشتن سقف شیروانی در آنها
بسیار دیده میشود. پس از انقلاب اسلامی، بیش تر این روستاها دارای راه
ارتباطی مناسب و شبکهی آب، برق و ارتباط از راه دور شدهاند. روستاییان به
کار کشاورزی، باغداری، دامپروری، زنبورداری، پرروش کرمابریشم، صنایع
دستی، ماهیگیری و پرروش ماهی میپردازند و برخی از آنها نیز در کار
جنگلداری به سازمانهای مربوطه یاری میرسانند.
نامآوران استان
ابوسهل عیسی بن یحیی مسیحی
به سال ۳۸۸ قمری در گرگان به دنیا آمد. او از پزشکان نامدار سدهٔ چهارم و
پنجم هجری به شمار میآید. دو اثر شناخته شده به نامهای المائه فیطب(در
پزشکی) و فیعلوم طبیعی(در علوم طبیعی) دارد. میگویند کتاب پزشکی او شرمشق
ابنسینا در نگارش قانون بودهاست.
ابوالقاسم حمزه بن ابراهیم السهمی
به سال ۳۴۵ قمری در گرگان به دنیا آمد و در سال ۴۲۷ در نیشابور در گذشت.
تاریخ جرجان یا معرفه علماء اهل جرجان شناخته شدهترین اثر اوست که
زندگینامهٔ ۱۱۹۴ تن از راویان حدیث از مردم جرجان و پیرامون آن را در خود
دارد.
فخرالدین اسعد گرگانی
از شاعران داستانسرای سدهٔ پنجم هجری که داستان کهن ویس و رامین را به نظم
درآورد. پیشینهٔ این داستان به زمان اشکانان میرسد که بر سر زبانها
افتاده بود. فخرالدین آن را به نظم درآورد و کار او را نخستین منظومهٔ عشقی
میدانند.
سید اسماعیل جرجانی
از پزشکان نامدار ایران در سدهٔ پنجم هجری و نویسندهٔ کتاب ذخیرهٔ
خوارزمشاهی است. کتاب او را نخستین کتاب پزشکی میدانند که به زبان فارسی
نوشته شدهاست. اغراض الطب، التذکره الاشرفیه فی الصناعه الطبیه و یادگار
از دیگر آثار اوست. به سال ۵۳۱ قمری درگذشت.
عبدالقاهر جرجانی
ادیب و زبانشناس و از پایهگذاران دانش معانی و بیان. اسرار البلاغه،
اعجاز القرآن، دلائل الاعجاز و العوامل المائه (عاملهای صدگانه) از آثار
اوست.
شریف جرجانی
سید علی بن محمد (۸۱۶-۷۴۰ قمری) از متکلمان و فیلسوفان حنفی مذهب که شاه
شجاع آلمظفر (حافظ برای او شعر سرودهاست) او را برای آموزش به شیراز
فراخواند. امیر تیمور او را به سمرقند فرستاد، اما پس از مرگ امیر به شیراز
بازگشت و در همانجا درگذشت. تعریفات جرجانی، ترجمان القرآن، امثله، صرف
میر، صغری و کبری از آثار اوست.
شمسالدین محمد جرجانی
ادیب، نحوی و متکلم شناخته شدهٔ ایران و پسر سید شریف جرجانی که دو کتاب
صغری و کبری را از فارسی به عربی ترجمه کرد. شرح ارشاد تفتازانی در نحو از
دیگر آثار اوست. به سال ۸۳۸ در شیراز درگذشت.
سید محمد باقر داماد (میرداماد)
فیلسوف و عارف دورهٔ صفویه که معلم ثالث (سوم) نام گرفت. ملاصدرا از
شاگردان اوست. بیش از ۵۰ کتاب دارد. شرق الانوار، صراط المستقیم، افق
المبین، تقویم ایمان، حبل المتین و سدره المنتهی از آثار اوست.
میرفندرسکی
فیلسوفان و عارفان دورهٔ صفویه که با میرداماد، شیخ بهایی و ملاصدرا
همدورهاست. در روستای فندرسک به سال ۹۷۰ قمری به دنیا آمد. او در حکمت
طبیعی و ریاضی نیز دست داشتهاست. رساله الصناعیه و مقاله فی حرکت از آثار
اوست.
مختومقلی فراغی
شاعر بزرگ ترکمن که شعرهای او به چند زبان ترجمه شدهاست. آرامگاه او در روستای آقتوقای کلاله ساخته شدهاست.
سوغات مهم استان گلستان:
قالي، قاليچه ، پشتي تركمني ، جاجيم ، صنايع دستي ، ماهي ، خاويار ، پنبه، حلوا اماج، نان شيريني (زنجفيلي، قطاب)
کلهم سوغاتی هاش خوردنیه دیگه نون تاتاری ، پشت زیک و آبنبات گردویی که البته حلوا اماجش از همه معروف تره
پشت زیک با کنجد درست میشه و واسه حافظه خیلی خوبه
صنايع دستي
در استان گلستان نيز همانندسايراستانهاي کشورمان، توليد صنايع دستي خاص
منطقه رايج است که مهمترين آنها قالي، گليم، پلاس و جاجيم، ساخت زيورآلات،
سوزندوزي، ابريشم دوزي و نمد مالي است.
قاليبافي:
عمده ترين صنايع دستي رايج در استان گلستان، قالي بافي است که صرفاً در بين
زنان ترکمن رايج است. زنان و دختران ترکمن از روزگاران بسيار کهن به
قاليبافي اشتغال داشته و اين هنر را از نسلي به نسل ديگر انتقال داده اند و
نيز يکي از عمده ترين راههاي معيشت در بين ترکمانان، قالي بافي بوده است.
در ايران بهترين قاليهاي ترکمن به وسيله ايل تکه بافته مي شود که مرکز اصلي
اين ايل در چهارده فرسنگي شمال غربي گنبد کاووس است. ايل آتاباي و ايل
جعفر باي نيز در بافت قاليهاي نفيس مشهورند.
قالي و قاليچه هاي ترکمني به طور کلي داراي گره ترکي باف است که به طور
عمده بر روي دستگاههاي افقي بافته مي شود ولي در حال حاضر بخاطر بهداشتي
نبودن دارهاي افقي، سعي مي شود تا از دارهاي عمودي استفاده شود. در رنگ
آميزي قالي هاي ترکمن گرچه رنگهاي لاکي و عنابي بيشتر به چشم مي خورد، ولي
از رنگهاي سفيد، سياه، سورمه اي، شتري و ديگر رنگها هم که تزيين بافته ها
را بيشتر مي کند، استفاده مي شود. در گذشته براي رنگرزي بافته ها از گياهان
طبيعي استفاده مي شد و همانند ساير مناطق ايران از پوست انار، روناس، نيل،
زردچوبه، انواع گياهان صحرايي و از چوب بويا يا بويه و بخصوص از قرمز دانه
که نام حشره اي است، استفاده مي شد ولي در حاضر بعضاً رنگهاي بي ثبات
شيميايي، جاي آنها را پرکرده اند.
منشأ نقوش قاليهاي ترکمن، مظاهر طبيعت و محيط زندگي ترکمانان بوده است. نقش
شاخ قوچ که نشاني از قدمت و باروري است، نقش عقرب به عنوان دفع شر و نقوش
پرندگاني چون قو و حيواناتي نظير اسب در قالي ترکمن مشهورند. طرح قاليهاي
ترکمني بيشتر شکسته و هندسي است و قرينه سازي نقوش از ويژگيهاي آن است.
جواهرات ترکمن:
از ميان عشاير ايران، هيچ يک همانند ترکمن ها، هنر جواهر سازي را به کمال
نرسانده اند. زنان ترکمن از کودکي با انواع زيورهاي طلا، نقره و سنگهاي
تزئيني آشنا شده و خود را با آن مي آرايند. استفاده از زيور در نزد ترکمن
ها نه تنها جنبه خود آرايي و تزييني داشته و دارد، بلکه از جنبه اقتصادي و
فرهنگي نيز حائز اهميت بوده است. از نظر فرهنگي، زيور آلات ترکمن ها به
واسطه آويز هاي مختلف در هنگام حرکت، ايجاد سروصدا مي کرده است که بيانگر
قسمتي از فرهنگ آنها است. طلسم ها و طومارها که حامل ادعيه مي باشند و قاب
هاي قرآن که به گردن مي آويزند، جنبه هاي اعتقادي استفاده از زيور آلات نزد
ترکمن ها را روشن مي سازند.
از ميان طوايف ترکمن، پوشاک و زيورهاي بانوان طايفه" تکه " مفصل تر و زيبا تر است و تعداد قطعات آن بيشتر از طايفه "يموت" است.
موارد استفاده از زيور آلات ترکمن:
زنان ترکمن علاوه بر زيورهايي که به کلاه و روسري خود مي آويزند، براي
تزئين موهاي خود نيز زيورهايي خاص دارند. به طور مثال سکه ها و اشکال هندسي
نقره اي به وسيله حلقه هاي نقره اي به يکديگر وصل مي شوند و در لابه لاي
موها بافته مي شوند و يا نقش هاي قلبي شکلي که به وسيله رشته اي بين دو
بافته مو در پشت سر وصل مي شود و گاهي بلندي آنها تا کمر مي رسد.
از تزئينات گردن و سينه، گل يقه، گوشواره، دستبند، تلفيقي از انگشتر و
دستبند، تزئينات پيراهن، کت و نيز تزئينات خاصي که برروي وسايل مورد
استفاده زنان نظير شانه، انگشتانه و ابزار نخ ريسي انجام مي گيرد را مي
توان نام برد.
مردان ترکمن هم از زيورآلات خاص خودشان نظير انگشترهاي نقره و طلا،
کمربندهاي نقره اي، خنجر، شلاق اسب استفاده مي کنند. اسباب بازيها ي کودکان
و لباس آنان نيز با زيور آلات تزئين مي شود.
نمد مالي:
يکي ديگر از رشته هاي صنايع دستي رايج در استان گلستان، نمد مالي است که
بيشتر براي استفاده شخصي توليد مي شود و برخلاف ساير مناطق ايران که نمد
مالي کاري مردانه است، در استان گلستان و بخصوص در بين ترکمانان نمد مالي و
توليد محصولات نمدي به وسيله زنان انجام مي شود. نقش نمدها خطوط منحني
دارد و به نام هاي "چشم شتري"، قوچ، عقرب زرد و تيرانا خوانده مي شود. نمد
خوب را از پشم بهاره گوسفند تهيه مي کنند وزنان هنرمند نقش شاخ قوچ را
برروي آن مي اندازند.
انواع نمدهاي توليد شده مورد مصرف مختلفي دارد، از قبيل نمد زير پايي، نمدي
که دور آلاچيق مي پيچند و نمد شولا که چوپانان به خود مي پيچند.
سوزندوزي:
از ديگر رشته هاي صنايع دستي رايج در استان گلستان، سوزندوزي است که تماماً
توسط زنان و دختران هنرمند انجام مي شود. آنان با دقت و ظرافت، با نخ هاي
رنگين، برروي عرقچين کودکان و مچ شلوار، دور يقه و سر دست پيراهن زنانه را
سوزندوزي کرده، نقش هاي زيبايي مي آفرينند.
ساير توليدات صنايع دستي استان گلستان را سفال و سراميک سازي، هنرهاي مرتبط
با چوب نظيرمنبت، معرق و ساز سازي، طراحي فرش و محصولات بافتني تشکيل مي
دهند.