خليج فارس از نخستين روز آفرينش تا اينک
از نخستين روز آفرينش دنيا، تا تکوين و پيدايش خشکيها و درياها، تا اينک
انسان، بر خليج فارس عمر جهان وزيده است، از بدو تردد فنيقيها تا تحرک
هخامنشيان و تحريک يونانيان ،حرکت اسکندر ،ماموريت نثار خوس ، از اولين
جرقههاي فتوحات مسلمانان در شهرهاي ساحلي و جزاير خليج فارس، تا
حضورپرتغاليها و هلنديها، و به دنبال آنها کمپاني هند شرقي و انگليسيها،
استقرار نظم و لغو برده داري به طمع ادويه و ابريشم و مرواريد ،غارت
گنجينههاي شگفت انگيز سرزمين افسانهاي هندوستان، ….. و در اين صد سال
اخير هم کشف نفت و امتياز و ماجراي جنگ جهاني و بالاخره تحميق عراقيها و به
راه انداختن آتش بازي جنگ نفت و اشغال کويت و...، و اين همه رفت و آمد و
گفت و شنود در شهرکهاي شيخ نشين حوزه خليج فارس و گاه گداري هم علم کردن
پيراهن دريدهاي به نام "خليج عربي و "شطالعرب" و ادعاي کذايي حاکميت
بر بعضي جزاير ايراني خليجفارس و... و دهها و صدها مقوله ديگر همه و همه
بيانگر حساسيت و اهميت کمنظير خليج فارس به عنوان گلوگاه آبي شرق و غرب،
است. بيترديد بودن يا نبودن نفت و گاز اگر چه ممکن است در بخشي از کنشهاي
سياسي و اقتصادي مختصر نوساني ايجاد کند؛ اما در هر صورت اهميت سوقالجيشي
و ژئوپلتيک خليج فارس کماکان با همان حدت و قوت باقي و محفوظ است.
[[/code]b]ويژگي هاي طبيعي[/b]
خليج فارس، شيار هلالي شکلي است که بيش از يک چهارم ذخاير فسيلي جهان را در
خودجاي داده و از طريق درياي عمان به اقيانوس هند و آبهاي آزاد راه
مييابد. اين خليج طولي نزديک به 900 کيلومتر و پهنايي نزديک به 240
کيلومتر دارد و در کشاله و چينخوردگيهاي پست و فرو افتاده جنوب زاگرس
پديد آمده است.
خليج فارس به روايت اسناد
خليج فارس براساس اسناد موجود از هزاره هشتم پيش از ميلاد مورد استفاده
تجاري و نظامي ملل دنياي قديم قرار گرفته است. در سنگ نبشته داريوش هخامنشي
در مصر متعلق به سال 518 تا 505 پيش از ميلاد، که هنگام حفر کانال سوئز به
دست آمده نام اين پهنه ذکر شده است.
در کتاب حدود العالم ، قديميترين کتاب جغرافيا به زبان فارسي که حدود هزار
سال قبل تأليف شده آمده است:خليج پارس از حد پارس برگيرد، با پهناي اندک
تا به حدود سند. براساس نوشته هاي مورخان و جغرافي نگاران يوناني پيش از
ميلاد مسيح چون هرودت (484 ـ 425 ق. م) کتزياس (445ـ 380 ق. م)، گزنفون
(430 ـ 352 ق. م) استرابن (63 ق. م ـ 24 م)، يونانيان نخستين ملتي هستند که
به اين دريا نام پرس و به سرزمين ايران پارسه، پرساي، پرسپوليس، يعني
شهر يا مملکت پارسيان دادهاند. پس از فتح ايران توسط اعراب در سده هفتم پس
از ميلاد، تلاشي براي تغيير نام درياي پارسي صورت نگرفت. اعراب مسلمان،اين
خليج رابحرالفارسي (درياي پارسي) ميناميدند و اين نام از سوي
امپراتوريهاي ايراني، ترک و عربي هم که در 1200 سال بعد منطقه را تحت سلطه
خود داشتند مورد احترام قرار گرفت. در سال 1892، لرد کرزن، وزير خارجه
انگلستان، در کتاب ايران و قضيه ايران مکرراً به نام خليج فارس اشاره کرده
است. ويليام راجرز، وزير امور خارجه وقت ايالات متحده آمريکا، در گزارش
مورخه 1971 ميلادي خود در مورد سياست خارجي اين کشور از نام خليج فارس
استفاده کرده است.
دلايل و مستندات حقوقي معتبري درباره اصالت نام خليج فارس وجود دارد که به
قرن 16 ميلادي باز ميگردد. در سالهاي 1507 تا 1560 درتمامي موافقتهايي که
پرتغال، اسپانيا، بريتانيا، هلند، فرانسه، آلمان با دولت ايران داشتند حتي
در متون عربي نيز از عبارت خليج الفارسي و در متن انگليسي پرشين گلف
استفاده شده است.
سازمان ملل متحد تا کنون دو بار نام تاريخي و اصيل اين آب راه را خليج فارس
اعلام کرده است. سازمان ملل خليج فارس را نامي تازه ميداند که از آغاز
قرن بيستم جانشين نام کهن درياي پارس شده و بيش از درياي فارس مورد استفاده
قرار گرفته است.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، مطرح شدن ادعاهاي واهي از جانب کشور
امارات متحده عربي بر سر حاکميت جزاير سه گانه (ابوموسي، تنب بزرگ و تنب
کوچک) پس از سال ها تحريک قدرت هاي استکباري در ادامه فشارهاي سياسي به
جمهوري اسلامي در دستور کار آنان قرار گرفت، اما همواره مسوولان ايران با
به کار گرفتن سياست هاي تأميني و مدبرانه، موضوع را در حد يک سوءتفاهم
دانسته و با رفت وآمدهاي دوجانبه مسوولان دو کشور در جهت حل مشکل، عمل شده
است.
پیشینه تاریخی استان بوشهر
دريا بندري كه «بوشهر» نام گرفته و در روزگاران رفته، آخرين نقطه تمدن و
دولت عیلام را تشكيل ميداده است، به صورت شبه جزيره كوچكي است که، در ساحل
خليج فارس قرار گرفته و فقط از نيمه ناحيه شرقي با خشكي ارتباط دارد، و
جهات ديگر آن را آب فرا گرفته است.
استان بوشهر و شهر بوشهر يكي از نقاط قديمي و كهنسال در تاريخ تمدّن ايران
زمين است كه داراي قدمتي چند هزار ساله است. براساس كشفيات باستان شناسي و
آثار به دست آمده از اين ناحيه معلوم شده است كه قدمت بوشهر به سه هزار سال
قبل از ميلاد مسيح (ع) يعني در حدود پنج هزار سال ميرسد.
محمّد تقي مصطفوي در كتاب «آثار باستاني در خليج فارس» در خصوص بوشهر
ميگويد:«بوشهر كه يكي از مهمترين آثار باستاني خليج فارس است و
ويرانههاي ريشهر قديم و آثار باستاني ديگر و شهر كنوني بندربوشهر را در
بردارد».
اين در حالي است كه هنوز تحقيقات دقيق و كاوشهاي مفصّلي در ناحيه بوشهر و
ريشهر قديم صورت نگرفته است و شايد اگر كاوشهاي دقيق باستان شناسي در
منطقه بوشهر انجام شود قدمت بوشهر به زمان عيلاميها برميگردد. مطابق خشت
نوشتههاي عصر عيلامي كه در سال 1332 ق/ 1913 م از طرف هيأت باستانشناسي
فرانسوي در محلّي به نام «تل پي تل» كه به معني تپّهاي در كنار تپّهاي
است در جنوب محلّه امام زاده بوشهر بر اثر خاك برداري و به طور اتّفاقي به
دست آمده معلوم شد كه معبد خداي بزرگ عيلامي يعني «شوشيناك» در اين منطقه
قرار داشته است. همچنين براساس نوشتههايي كه از روي خشتهاي خام و پخته به
دست آمده نام قديمي اين منطقه آشكار شده است، گويا در آن زمان اين منطقه
را «ليان» ميگفتهاند. ليان نامي عيلامي است به معني آفتاب درخشان يا
سرزمين آفتاب درخشان كه در حقيقت براي اين سرزمين گرم آفتابي، نامي بسيار
مناسب است.
پرفسور آندرياس آلماني در سال 1290 ق/ 1872 م «پيزارد» عتيقه شناس فرانسوي
در سال 1333 ق/ 1914 م در خرابههاي ريشهر اكتشافات مهمّي نمودند كه از
جمله چند مجّسمه فلزي، سكّههاي قديمي و چند لوحه سنگي به خطّ ميخي و چند
خمره استخوان مردگان كه تاريخ فوت بعضي از آنها در حدود هزار سال پيش بوده و
هم اكنون بعضي از آن آثار در موزة لوور فرانسه نگهداري ميشود.
دوران قبل از اسلام بوشهر
دوران قبل از اسلام بوشهر : در عهد عيلاميها يكي از مراكز مهمّ فرهنگي و
تجاري به شمار ميرفته، و شهر تاريخي ليان، پل ارتباطي عيلاميان با نواحي
اقيانوس هند و جنوب شرقي آسيا بوده است.
پادشاهان معروف عيلامي در دوران طلايي تمدّن عيلام، بناهايي همچون معابد و
بناهاي مذهبي چندي احداث نموده بودند. از جمله اين بناها ميتوان به معبد
«كيريروي شه»، «ايزد بانوني تمدّن عيلامي» در منطقه «دستك Dastak» و «سرتل
Sare-tol» امروز اشاره كرد. در دوران ماد و هخامنشي، تمدّن بوشهر به حيات
خود ادامه داد و به خصوص در زمان هخامنشيان، پادشاهان اين سلسله كاخها و
معابد چندي در نواحي توج (توز) و برازجان بنا نمودند كه از جمله به بقاياي
كاخ زيبا و مجلل هخامنشيان درتااكه (=برازجان) و «تل مر» مربوط به دورة
هخامنشي ميتوان اشاره نمود كه ويرانههاي آن اكنون باقي مانده است. در
زمان سلوكيان بوشهر مورد توجه يونانيان قرار گرفت، يونانيان اين شهر را
«مزاميريا» ناميدهاند، واژة مذكور در سفرنامة نيارخوس آمده و منظور از آن
شبه جزيرة بوشهر بوده است. براساس پژوهشهاي گيرشمن، باستانشناس معروف
فرانسوي، سلوكيها در كنارههاي خليج فارس و بوشهر كنوني شهري به نام
انطاكيه بنا كردند كه مدّتها از رونق و آبادي ويژهاي برخوردار بود.
گيرشمن در اين باره ميگويد:«سلوكيان كمتر از نه شهر در ساحل خليج فارس بنا
كردند و از آن جمله است انطاكيه در پارس- بوشهر امروزي- كه جاشين شهر
عيلامي گرديد.» در زمان ساسانيان بوشهر همچنان مورد توجه و عنايت ويژهاي
بوده است در كارنامه اردشير بابكانبوشهر قديم را به رشرح زير «بوخت اردشير»
ناميدهاند. «چونش دريا به چشم بديد [اردشير بابكان] اندر يزدان سپاسداري
انگارد و بد آنجا روستايي را بوخت اردشير [(محل آزادي اردشير)] نام نهاد.»
بعدها در زمان ساسانيان اين شهر «ريوراد شير» نام گرفت. و يكي از مراكز
علمي، فرهنگي ايران در زمان ساسانيان محسوب ميشد، لذا گروهي از نويسندگان
در اين شهر (ريشهر) گرد هم آمدند و با خطّي ابداعي به نام «گشتگ» علوم طبّ و
نجوم و فلسفه را ثبت و ضبط ميكردند به نحوي كه از شهرت زيادي برخوردار
شده و تحت نام «گشتگ دفترانگ» در سلسلة طبقات اداري عصر ساساني مورد توجّه
خاص بودهاند. ساسانيان همواره ريواردشير را به عنوان بندري تجاري، فرهنگي و
نظامي مورد توجّه خاصّي قرار دادهاند و در اين شهر كه بعدها به «ريشهر
Reishehr» تغيير نام يافت قلعه نظامي مستحكمي بنا نمودند اين قلعه نظامي كه
داراي برج و باروهاي بلندي بود و يك طرف مشرف به دريا و سه طرف آن داراي
خندقهاي عظيمي بوده كه به هنگام حملة احتمالي دشمن و يا بروز هرگونه خطري،
مالامال از آب دريا ميشده است، همچنين نقبها و تونلهاي زيرزميني چندي
به طول 5 تا 7 كيلومتر در زيرزمين حفر شده بود كه قطر اين تونلها به
اندازة يك اسب سوار بوده است. هم اكنون ويرانههاي قلعة ريشهر در منطقة
ريشهر كنوني وجود دارد و نقبهاي آن نيز منطقة تل پي تل قابل مشاهده است.