به مناسبت روز بزرگداشت شهدا
مرگ سرخ

ناهيد زندي پژوه
اي مرغ سحر عشق زپروانه بياموز
كان سوخته را جان شد و آواز نيامد
اين مدعيان در طلبش بي خبرانند
كان را كه خبر شد خبري بازنيامد
در تفسير الميزان آورده شده: «شهادت يكي از حقايق قرآني است كه در موارد متعدد يادشده، داراي معناي وسيعي است. حواس عادي ما و نيروهاي وجودي ما تنها صورت افعال را تحمل مي كند. حقايق اعمال و معاني نفسانيه، كفر و ايمان، شقاوت و سعادت، خير و شر، حسن و قبح و آنچه از دسترس حس مخفي است و تنها با قلوب كسب مي شود. اينها از ديد انسان خارج است كه نه بر آن احاطه و نه از آن احصاء است براي حاضرين چه رسد براي غايبين. اما شهيدان به ادراكي مي رسند كه بر اينها اشرف واز اينها مطلع در كنارشان حضور دارند.»
شهادت پربارترين و عميق ترين و بالقوه ترين واژه اي است كه از قداست و جذبه خاصي برخوردار است و بار غني و محتوايي عميقي كه دارد؛ نموداري است كه از تكامل ايمان و عمل صالح و مقاومت، كه به تنهايي، فرهنگي گسترده دارد كه هر سطر و جمله ش گوياي بعد والايي است در حيات بشر.
در احاديث شريف از رسول اكرم(ص) نقل شده: «فوق كل بر، بر حتي يقتل الرجل في سبيل الله فاذا قتل في سبيل الله عزوجل فليس فوقه بر»
معني: بالاتر از هر نيكي، نيكي ديگري است تا آنكه انسان در راه خدا كشته شود. هر كس در راه خدا كشته شود بالاتر از آن نيكي وجود ندارد.
در اسلام و لسان قرآن و اهل بيت(ع)، شهادت گزينش مرگ سرخ متكي بر شناخت و آگاهي بر مبناي آزادي و اختيار در مبارزه عليه موانع تكامل و انحرافات فكري است كه مجاهد با منطق و شعور و بيداري انتخاب مي كند و روحيات يك ملت و تاريخ را تضمين مي نمايد. شهادت مكتب سازنده اي است كه شگرف ترين اثرات و خلل ناپذيرترين واكنش هاي نسل هاي بهم پيچيده تاريخ را داراست.
«اشرف الموت قتل الشهاده : شريف ترين مرگها، شهادت در راه خداوند است.»
امام راحل - قدس سره - كه خود عارفي وارسته بودند و در محراب عشق در طلب وصال يار، زندگي مي كردند در باب شهادت و شهيد مطلب ارزنده اي فرموده اند: «ما را چه رسد كه با اين قلم هاي شكسته و بيان هاي نارسا در وصف شهيدان، جانبازان و مفقودان و اسيراني كه در جهاد في سبيل الله جان خود را فدا كرده اند و يا سلامت خويش را از دست داده اند مطلبي نوشته يا سخني بگوييم. زبان و بيان ما عاجز از ترسيم مقام بلند پايه عزيزاني است كه براي اعلاي كلمه حق و دفاع از اسلام و كشور اسلامي جانبازي نموده اند.»
بنا به گفته استاد بزرگوار شهيد مرتضي مطهري: «منطق شهيد را با منطق افراد معمولي نمي شود سنجيد، شهيد را نمي شود در منطق افراد معمولي گنجاند. منطق او بالاتر است. منطقي است آميخته با منطق عشق.»
هر كه را اسرار حق آموختند
مهر كردند و دهانش دوختند
به قول امام راحل- رحمه الله عليه: «ما براي درك كامل ارزش و راه شهيدانمان فاصله طولاني را بايد بپيماييم و در گذر زمان و تاريخ و آيندگان آن را جست وجو نماييم.»
و در جاي ديگر مي فرمايند: «مذهب تشيع، مذهب شهادت است. از اول با شهادت تحقق پيدا كرده است و با شهادت ادامه پيدا كرده.» در واقع شهادت راهي است پر رمز و راز كه تا خود انسان نرود و آن را نچشد، نمي فهمد كه چيست و چگونه است و چطور آن را بايد پيمود. از طرفي بايد گفت كه مصلحت ذات باري تعالي در چيست كه گروهي توفيق شهادت مي يابند و گروهي ديگر فقط توفيق ثواب آن را؟
«الله يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر له ان الله بكل شيء عليم»
به قول حافظ شيرين سخن:
جام مي و خون دل هر يك به كسي دادند
در دايره قسمت اوضاع چنين باشد
شهادتي كه از روي ايمان و آگاهي و در رابطه با خدا و در حال نيايش پديد آيد توأم با عشق است. زيرا كه پرستش وي در خون تبلور يافته و ميدان رزم محرابش گشته و با خون سرخش وضو ساخته و در زير رگبار گلوله خصم به ستايش معشوق خود مشغول شده و در زير آسمان نيلگون شفق گونه به جهاد در راه حق به قيام برخاسته، كه چنين عبادتي به منتهاي خلوص رسيده و از بندگي به عشق عميق دست يافته كه نه تنها عابد است بلكه عاشق و نه تنها خدا را معبود بلكه معشوق مي داند.
بايد گفت كه مقام شهادت از ملزومات مقام خليفه الهي است كه قرآن كريم وعده تجلي نور حق را بدان نويد مي دهد.
و اين ارث از مواليان و اولياءالله به ما رسيده است. اين كلام با سخنان نغزي از امام(ره) مزين خواهد شد: «شهادت ارثي است كه از مواليان ما كه حيات را عقيده و جهاد مي دانستند و در راه مكتب پرافتخار اسلام با خون خود و جوانان عزيز خود از آن پاسداري مي كردند به ملت شهيدپرور ما رسيده است.»
خط سرخ شهادت، خط آل محمد و علي است و افتخار شهادت از خاندان نبوت و ولايت به شهيدان (پيروان خط آنان) به ارث رسيده است. اينان پيروان سيدشهيدانند كه در راه اسلام و قرآن كريم از طفل شش ماهه تا پيرمرد 08 ساله را قربان كرد و اسلام عزيز را با خون پاك خود آبياري و زنده نمود.
اگر خون شهيدان نبود كه شجره طيبه رسالت را سيراب نمايد نه از اسلام خبري بود و نه از مكتب توحيدبخش الهي اثري. اگر شهادت در كربلا و نهضت خونين عاشورا كه ياراني چون «حجربن عدي»، «كميل بن زياد» و ديگر دوستان اهل بيت را با آغوش باز استقبال نمود نمي بود، اين اخلاص و دوستي كه ميليونها انسان از صميم قلب نسبت به اهل بيت پيغمبر پيدا كرده اند به وجود نمي آمد. شهيدان جان هاي خود را فدا كردند، جان بر كف نهادند اما دينشان را از دست ندادند. تنها هدف آنها اطاعت از نداي حق و احياي دين الهي بود.
امام علي(ع) بعد از شهادت محمدبن ابي بكر به عبدالله بن عباس مي نويسد؛ «به خدا سوگند اگر علاقه من به هنگام پيكار با دشمن در شهادت نبود و خود را براي مرگ در راه خدا، آماده نساخته بودم، دوست مي داشتم حتي يك روز با اين مردمي كه محمدبن ابي بكر را تنها گذاشتند، روبرو نشوم.»
در جواب امام(ره) با فرازي دلنشين مي فرمايند؛ «خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند. خوشا به حال آنان كه در اين قافله نور، جان و سر باختند. خوشا به حال آنهايي كه اين گوهر را در دامن خود پروراندند. خداوندا اين دفتر و كتاب شهادت را هم چنان باز و ما را از وصول به آن محروم مكن. خداوندا كشور و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نيازمند به مشعل شهادت، تو خود اين چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش. همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت فرا راه عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود.»
مي توان گفت كه شهيد باران رحمت الهي است كه به زمين خشك جانها حيات دوباره مي دهد، عشق شهيد، عشق حقيقي است كه با هيچ چيز عوض نخواهد شد. شهيد چشمه فيض الهي است كه در دنيا پديدار شده، شهيد ساغري است كه آبش خون و خونش روان است. شهيد نگرشي است والا، خوني است جوشان، با نوري منور، و دلي لبريز از عشق به خدا، شهيد آيينه تاريخ است، كسي وجود او را درك نمي كند. تنها كسي مي تواند شهيد را بفهمد كه چون او شود. او با وضوي خون، با نماز عشق، با سجده حق، با نداي «فاستقتم كما امرت» با پيكري خونين به سوي محبوب خود مي رود و نداي حق را لبيك مي گويد.
امام راحل در وادي مقامات پنهاني و ناشناخته شهدا مي فرمايند: «شهدا دائما الهام بخش هستند. شهدا در قلوب همه مردم زنده هستند. شهدا در نزد خدا پايدار و زنده هستند. اين تحول و اين انقلاب، شهادت يك انسان آلوده ساقط را يك مرتبه بالا مي برد. اين خاصيت شهادت است. همان جوان، زن، مرد كه دائما در انديشه تأمين لذات و شهوات مادي است يك مرتبه از جا كنده مي شود وقتي كه به ميدان شهادت آمد.»
آن كس كه به مقام شهادت رسيده باشد نه ياراي بيان مفاهيم در قالب الفاظ را دارد و نه راه برگشت كه به ديگران شمه اي برساند.
پايان اين يادداشت را با سروده اي از استاد بزرگوار حميد سبزواري در غزلي با رديف گل درباره شهيدان به پايان مي برم.
مگر ز خون شهيدان نگار دارد گل
كه صد چو من به چمن بيقرار دارد گل
ز گل دميد و به دل بشكفيد و در خون خفت
ازين نشانه كدامين ديار دارد گل
به شكر باغ مبر رنج باغبان از ياد
كه سرخ رويي از او يادگار دارد گل
بخوان ترانه كه عالم حديث گل شنود
كه قصه ها ز شكوه بهار دارد گل
به خون نشست دل من ز داغ لاله حميد
مگر ز خون شهيدان نگار دارد گل

منابع:
1- علامه طباطبايي. تفسيرالميزان.
2. علي دوستي، همايون. تأملي بر شعر انقلاب اسلامي، فصلنامه زبان و ادب دانشگاه علامه طباطبايي، شماره 63، تابستان 783.1
3. عيوضي، محمد رحيم، جلوه هايي از سخنان امام خميني درباره مقام عرفاني شهيد. حضور، شماره 81، زمستان 5731.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ساعت 12:26  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |