|
تاک
سلام !خوشه ی تاک به هم فشرده ی من شراب کهنه ی مهر مدام خورده ی من مرا به یاد بیاور٫من آن سپیدارم که سروها همه بودند کشته مرده ی من همان درخت تناور٫همان که مورچه ها شب و سحر رژه رفتند روی گرده ی من ببین به ریش من دل شکسته می خندند مترسکان سیه روز دل سپرده ی من اگرچه پیر و زمین گیرم٫ای رفیق بیا! به دستگیری جالیز آب برده ی من به دست بوسی آتش٫تو نیز خواهی رفت صبور باش رفیق تبر نخورده ی من! از کتاب:نامه های کوفی-نشر :سوره ی مهر ۹۰
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ساعت 22:45  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|