بلوچی از زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی است.
در زمانهای تاریخی نشانهٔ متکلمان به این زبان را در شمال ایران در ناحیه سمنان و خزر ایران میبینیم.بلوچی را به دو گروه اصلی تقسیم میتوان کرد: شرقی، یا شمال شرقی، و غربی،
یا جنوب غربی، عمده بلوچها درسه کشور پاکستان ، ایران و افغانستان در
سرزمینی نسبتا وسیع و گرم زندگی می کنند تعدادی ازآنان در ترکمنستان بسرمی
برند مجموع قبایل بلوچ جمعیتی بالغ بر ده میلیون نفرتخمین زده می شوند. که
بیشتر آنها در دو کشور پاکستان و ایران ساکن اند. اما این رقمها اعتبار
قطعی ندارند. بلوچها دراکثرکشورهای جهان سکونت دارند که به دلایل مختلفی از
سرزمین خود خارج شده اند. که بخشی ازآنها درکشورهای حوزه خلیج فارس وبرخی
درممالک آفریقایی زندگی می کنند. بلوچهای افغانستان اغلب در ولایات هلمند
ونیمروزبه سرمی برند. زبان بلوچی شاخه ای از زبان آریایی است.
شباهت بلوچی با سیوندی
سیوندی زبان مردم سیوند واقع در ۷۵ کیلومتری شمال شیراز تنها زبانی در جنوب غرب ایران است که جز زبانهای ایرانی شمال غربی است. سیوندی از نظر صرف و نحو و واژگان بسیار به بلوچی شبیه است.
| Sivandi |
Baluchi |
فارسی |
| kap |
dap |
دهان |
| dim |
dim |
صورت |
| kowg |
kaug |
کبک |
| oshter |
hoshter |
شتر |
| qazuk |
qadduk |
سرگین غلطان |
| Espid |
Espiet |
سفید |
| shir |
chir |
زیر |
* در خارج از افغانستان گویشور ندارد؛
رس: رسمی؛ مل: ملی؛ مح: محلی؛ ان: گویشور بسیار کمی دارد (پراچی) و یا
بسرعت در حال انقراض است (اورمُری، مغولی و اویغوری) و یا زبان مُرده است
(تیرو و عربی)
برخی ازمحققان ، زبان بلوچی را يكى از لهجه هاى قديم زبان فارسى دانسته اند. متأسفانه دانشمندان زبان شناس تا كنون در باره زبان بلوچى به تحقيق و تتبّع نپرداخته و كتابى تأليف نكرده اند. در عوض جهانگردان ، مأموران سياسى درخصوص اوضاع بلوچستان كتابهاى مختلفی انتشار داده اند. بطوريكه تعداد اين كتابها، بنا به فهرستى كه در دايرة المعارف اسلامى آمده از 60 جلد تجاوز می كند.[۱]
انگليسيها يك قرن پيش مطالعات و تحقيقات لازم را در مورد بلوچستان انجام داده و گرامر بلوچى را هم به طبع رسانيده اند. مطالعات تاريخى زبان فارسى نشان میدهد كه زبان فارسی امروزى و زبان بلوچى هر دو دنباله بلافصل زبان « فارسى میانه» هستند. عنوان كردن زبان بلوچى به عنوان گويشى از «فارسى ميانه» چندان از راه صواب به دور نيست. اما دانستن آن در زمره گويشى از گويشهاى فارسى امروزى (فارسى نو) منطقى به نظر نمىرسد، چون درك زبانهاى فارسى و بلوچى امروزى براى سخنوران اين دو زبان بدون آموزش، امكان پذير نيست. با نگاهى دقيق تردرمی يابيم كه نزديكترين زبان درحال حاضر به زبان بلوچى «زبان فارسى» است، چنانچه در زبان بلوچى با مشكلاتى مواجه شويم، منطقى تر آن است كه چاره آن را در زبان فارسى بجوييم و در صورت برخورد با مشكلات در زبان فارسى از زبان بلوچى كمك بگيريم.
زبان بلوچى يكى از لهجه هاى زبان فارسى قديم است كه از ريشه اوستایی و پهلوى الهام می گيرد و به لحاظ تماس كمتر مردم بلوچ با مردم ساير مناطق ايران كه ناشى از دورى منطقه بوده است، به خوبى حفظ شده و اصالت خود را از دست نداده است و در بسيارى موارد، بخصوص از نظركاربرد و حروف در كلمات و اصوات در لغات، خلوص و قدمت خاص خود را دارد.
زبان بلوچى امروز، تركيبى از فارسى قديم و فارسى جديد می باشد. علاوه بر آن لغات هندى و اردو وعربی و پشتو درزبان بلوچی رخنه کرده و در پارهاى از موارد لغات انگليسى در زبان بلوچى نيز وارد شده است و آن به لحاظ تسلط انگليسيها بر بلوچستان و اقامت طويل المدت انگليسى درهندوپاکستان می باشد که زبان بلوچی نیزازگزندآنها درامان نبوده است.
به عقیده بعضی ازصاحب نظران زبان بلوچها از قديمیترين زبانهاى جهان و بى ترديد متعلّق به پيش از «دوره ميانه» است و به تحقيق زبانى كه كتيبه بيستون را بدان نوشته بودند، با تفاوت هاى اندكى، همين زبان بلوچى است كه اكنون در بلوچستان متداول؛ و از لحاظ موسيقى درونى كلمات در ميان زبانها و لهجه هاى رايج در ايران، دُرّى يگانه است. اين زبان به پهلوى اوايل عصر ساسانى نزديكتر است.
در حال حاضر زبان بلوچى درایران با دو شعبه بزرگ : بلوچی شمالی يا سرحدی و بلوچی جنوبی يا مكرانی جارى است. لازم به توضيح است كه به علت وسيع بودن سرزمين بلوچستان و عدم ارتباطات نواحى پراكنده آن ، لهجه هاى گوناگونى در آن رواج دارد. بطوريكه امروزه يك بلوچ زاهدانى نمی تواند زبان يك بلوچ «سربازی» يا «دشتيارى» را بفهمد چنين امرى در ساير جاها نيز صدق مىكند. بلوچى شمالى بيشتر تحت تأثير لغات زبان فارسى قرار گرفته است و برعكس بلوچى جنوبى بيشتر متأثر از لغات انگليسى و اردو مىباشد.
آقاى آموزگاررئيس سابق فرهنگ سروان مىنويسد: «مشكل بزرگ در راه تحقيقات مربوط به زبان بلوچى اين بود كه نتوانستم قاعده و دستور واحدى براى صرف و تغيير شكل يافتن در زمانهاى ماضى و مضارع بدست آورم. هر فعل به صورتى صرف ميشود و تابع قانون معينى نيست و شبيه به افعال بى قاعده انگليسى است، و ديگر آنكه، لغات و مفاهيم هر دهكدهاى متفاوت با دهكده ديگرى بود و اين خود مستلزم صرف وقت بسيار است تا يك نفر غير بلوچ بتواند تغييرات و تفاوتها را تشخيص داده ومتوجه گردد».
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ساعت 16:49  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|