سفال كلپورگان پس از 7 هزار سال سابقه
يك سنگ بزرگ قرمز، 3 سنگ كوچك، يك كاسه آب و يك تخته چوب كوچك، ابزار كار زني به نظر هفتاد ساله است كه دهها سال است سعي در حفظ سنت پيشينيان خود دارد تا خاك را به كيمياي تاريخ مبدل كند.
زنان بلوچ كه در كلپورگان به فعاليت مشغولند هزاران سال است شاهكار هنر پارينه سنگي را در خود حفظ كرده و با تمام مشكلات زندگي حس هنرمندانه باطن خود را پرورش ميدهند.
اكنون كورههاي سفالپزي كلپورگان كه نام دومين كارگاه سفال دنيا و تنها موزه زنده سفال را با خود يدك ميكشد به علت نبود سوخت خاموش است و به نظر ميرسد حفظ سنتها تنها با فقر و بيچارگي همراه بوده و كسي جز اين چند پيرزن با صلابت به فكر آن نيست.
"دلمراد دهواري" مسئول كارگاه سفال كلپورگان ميگويد: حداقل 35 روز بايد به دنبال سوخت برويم تا مقدار كمي پيدا كنيم و همين امر باعث ميشود روزهاي متمادي سفالها روي هم بماند و پخته شود و سفال نپخته مشتري خود را نيز از دست ميدهد.
هيچ تكنولوژي وارد كلپورگان نشده است، آيا اگر كسي سعي در حفظ سنتهاي 7 هزار سال پيش دارد، خود نيز بايد به همان روش زندگي كند؟
پيرزنهاي 70 و 75 ساله كه هر كدام 40 تا 45 سال سابقه كار دارند ولي بيمه نيستند و اگر روزي چشمان و دستان هنرمندشان ياراي كار نداشت اميدي به ادامه زندگي ندارد.
قدمت تاريخي سفال كلپورگان موجب شهرت جهاني آن شده است به طوري كه حتي يافتههاي باستانشناسي بيانگر آن است كه ظروف سفالي به دست آمده از شهر سوخته نيز همگي از كلپورگان تامين و با شتر به اين شهر منتقل ميشده است.
"عبدالسلام بزرگزاده" معاون صنايعدستي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري سيستان و بلوچستان ساخت بعضي ظروف در كلپورگان را مؤيد قدمت 7 هزار ساله آن ميداند و ميگويد: ظرفي در اين روستا ساخته ميشود كه به "عود دودكن" مشهور است، در قديم نگهدارنده خاكستر مرده بوده و شبيه به آرامگاه حافظ است.
وي ميافزايد: ايرانيان قديم قبل از ورود اسلام زرتشتي بودند كه در اين آيين مرده سوزي وجود نداشت و اين رسم به دوره ما قبل آن يعني آيين مهر پرستي ميرسد. تفاوت هندوها با مهر پرستان در همين ظروف بود، زيرا هندوها خاكستر مردهها را به دل رودخانه گنگ ميسپردند ولي مهرپرستان خاكستر اجساد رفتگان خود را در اين ظروف نگه ميداشتند.
بزرگزاده اين روستا را جزء 7 روستاي هدف گردشگري استان ميداند و خاطرنشان ميكند: متاسفانه هيچ فروشگاهي براي عرضه كالاهاي دست ساخته اين زنان عاشق بلوچ در روستا وجودندارد، در صورتي كه با ايجاد چند مغازه در اطراف كارگاه و نمايش روند توليد آثار هنري ميتوان حتي بهتر از ماسوله گردشگران را به اين منطقه جذب كرد.
وي اختصاص نيافتن اعتبارات را در بخش صنايعدستي مهمترين عامل ركورد آن دانست گفت: نه تنها بايد به شكلي جدي از هنرمندان روستاي كلپورگان حمايت كرد بلكه بايد دولت اجناس آنها را حتي در صورت ضرر، خريداري كند تا با طيب خاطر به زندگي ادامه دهند.
روستاي كلپورگان در سيستان و بلوچستان با سفالينههاي تاريخي و با شهرت جهاني شاهكار انديشه و هنر زنان سيستان و بلوچستان در سرزمين ايران است كه نسل به نسل و سينه به سينه از مادران به دختران بلوچ منتقل شده و گذشت و گذشت زمان و حوادث تاريخ نه تنها از اصالت آن كم نكرده بلكه بيش از پيش بر ارزشهاي هنري آن افزوده است.
خالقان سفال كلپورگان در طول تاريخ هميشه زنان بودهاند. آنها از چرخ براي سفالگري، استفاده نميكنند بلكه سفال را با دست ميسازند و براي تزيين سطح آن از اشكال خاص هندسي استفاده ميكنند كه قدمتي طولاني دارد.
تمام تزيينات سفالينهها نمادهاي تجديدي و ذهني هستند كه نسل به نسل به يادگار مانده و حكايت از خواستهاي روحي هنرمند ميكند و گاهي نشانگر اعتقادات و باورهاي نشأت گرفته از محيط است.
هنرمندان كلپورگاني "گل هاجك" را از كوهي به نام "شكوتك" تهيه ميكنند و با سنگ مخصوص مدوري ميكوبند تا خرد و نرم شود و پس از الك كردن خاك را همراه با آب در حوضچهاي ميريزد و به شيوههاي كاملاً سنتي آن را تصفيه ميكنند، آب گل آلود يك تا دو روز در حوضچه ميماند و پس از آن آب را تخليه ميكنند و گل تهنشين شده را بر ميدارند و پس از ورز دادن براي ساخت سفال آماده ميكنند.
گل ورز داده شده را درون بشقاب مانندي از جنس سفال كه كف آن تكه پارچه كتاني قرار دادهاند ميگذارند و با دست، ظرف مورد نظر را ميسازند، انگشت شصت پا نقش موتور چرخ سفال را بازي ميكند و با چرخاندن ظرف زيرين و كشيدن ديواره ظرف سفالينهاي تازه شكل ميگيرد.
هنرمندان گوشهنشين و دور افتاده سفالكار در كلپورگان كه مشكلات بسياري در اشاعه هنر گذشتگان خود تحمل كردهاند از حداقل امكانات نيز بيبهرهاند. در هواي سرد زمستان و در گرماي نفس گير تابستان، همان حصير زير انداز و گل و سنگ و چوب است كه همدم دستان پينه بسته آنان است.
ناگفته پيداست كه حفظ تمدن، تاريخ و ارزشهاي قديمي از اهميت ويژهاي برخوردار است و وظيفه ماست كه اين هنر اصيل را براي نسل جديد حفظ كنيم، همچنان كه گذشتگان اين مهم را به خوبي انجام دادند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ساعت 16:19  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|