سخنانی از فردوسی بزرگ...

                                                                        

▪ دانایی توانایی به بار می آورد ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد

▪ گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است

▪ خرد برترین هدیه الهی است

▪ خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست

▪ کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است

▪ بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است

▪ خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند

▪ اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد .و افسوس که بدنبال کنندگان خرد اندکند باید که به سخن دانندگان راه جست و باید جهان را کاوش نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد

▪ خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است

▪ کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد

▪ دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی

▪ به این زمین گرد که بسرعت می گردد بنگر که درمان ما در آن است و درد ما نیز ، نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و نه رنج و بهبودی حال بشر آن را به آتش می کشد ، نه آرام می شود و نه همچون ما تباهی می پذیرد

▪ روح و روان و دل جهان روشن است و زمین را بی دریغ روشن می سازد خورشید از خاور برخاسته بسوی باختر که مسیری درست و بی نظیر است ای آنکه همچون آفتاب لبریز از نور و خردی تو را چه شده است که بر من نمی تابی ؟!!

▪ چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست

▪ بی خردی است، که بگویم کسی بدی را بی بهانه (دلیل )انجام می دهد

▪ رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:44  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |