|
بعد از عملیات بیت المقدس دیگر پایگاه بسیج رنگ و بوی دیگری داشت٬بسیاری از
نیروهای بسیج به شهادت رسیده بودند٬اگر چه هنوز برادران زیادی در پایگاه
بودند ولی جای خالی دوستانی که رفتند به وضوح دیده می شد٬دیگر ما فقط عکس
های آنها را در محل پایگاه می دیدیم ولی یاد آنها همیشه در ذهنمان باقی بود
و هرگز فراموششان نمی کردیم.در تابستان سال ۶۱ عملیات رمضان آغاز شد٬و دو
تن دیگر از برادران شهید و مفقود شدند٬یکی شهید بزرگوار هوشنگ فاتح و دیگری
برادر پاسدار محمدرضا زاده علی که مفقودالاثر شدند در سال ۶۲و در عملیات
خیبر برادران علیرضا کاوندی و احمد یوسفی که از فرماندهان پایگاه بسیج
بودند و به عضویت سپاه درآمده بودند و از فرماندهان گردان حمزه سیدالشهدا
از لشکر ۷ ولی عصر(عج) بودند مفقودالاثر شدند٬یک روز که شهید کاوندی به
مسجد آمد من با ناراحتی به ایشان گفتم ٬شما که پایگاه را ول کرده اید و
رفتید٬جلسات قرآن را هم ول کردید٬شهید کاوندی خیلی با خشرویی من را کنار
کشید و گفت ناراحت نباشید٬جلسات را که برادران دیگر اداره می کنند و پایگاه
هم توسط برادران دیگری اداره می شود و ما احساس می کنیم در گردانهای لشکر
بهتر می توانیم خدمت کنیم و وظیفه مان را انجام دهیم و آنجا بیشتر به ما
نیاز است٬آنها در همان سال و در عملیات خیبر به آرزویشان که شهادت در راه
خدا بود رسیدند٬گرچه شهید کاوندی و شهید یوسفی از بنیانگزاران پایگاه شهرک
بودند ولی بعد از انها برادران دیگری آمدند و راه آنها را ادامه دادند و هر
بار که یکی به شهادت می رسید چند نفر به نیروهای پایگاه اضافه می شد٬امروز
هم که فرماندهی پایگاه را برادر بزرگوار و شهید زنده و یادگار آن دورانهای
اولیه تشکیل بسیج٬حاج فریدون غلامی بر عهده دارند که خود از نیروهایی
بودند که از همان اوایل به جبهه رفتند و در عملیاتهای مختلف شرکت داشتند تا
اینکه در سال ۶۶ و در منطقه شلمچه به علت اصابت ترکش قطع نخاع شدند و
امروز بر روی ویلچر به حق از آرمانهای شهدا دفاع می کنندو با برنامه هایی
که اجرا می کنند همیشه یاد شهدا را در اذهان زنده نگه می دارند٬گرچه وجود
خود ایشان به تنهایی گویای تمام خاطرات شهدا می باشد چرا که او همرزم اکثر
شهدا در خط مقدم جبهه ها و در عملیاتها و پایگاه بسیج شهرک بودند. |