خورته داروژ

(خورده داردش )

(گیته داروژ)

xortehdaruzh

کنایه از :

تسلط کسی برکسی دیگر .









خورت وتلی

xortoteli

کنایه از کسی که :

درآمدکار او فقط کفاف خوراک وی را نماید

میزان درآمد او کم باشد.

خورت: خوردن - تلی: شکم







خوژای خر مرته بس سه او

(خودش را به خر مرده بسته است )‌

xozhayxarmartehbasaeu

کنایه از :

کسی بی جهت اظهار عجز وضعف کند،

خود را غیر واقع نشان می دهد.







توسط حق شناس | سه شنبه یکم آبان ۱۴۰۳ | 18:54

خرمردوما یه وری سووار بگو بو

(الاغ مردم را باید یک طرفی سوارشد)

xaremardumayevarisuvarbegubo

کنایه ازاین که :

کارکردن برای دیگران چندان اطمینانی ندارد وهرلحظه ممکن است تو را از آن بازدارند ودلبستگی به آن شایسته نیست .







خر لختا پالوناژا وگیریه

xarelokhtapalunazhavegiriyeh

کنایه ازاین که : .

ازِآدم مفلس چیزی به عنوان غرامت نمی توان گرفت ،







خودا خرای بی دی و شاخای نه تئه

(خدا خررادید وبه او شاخ نداد )

xudaxarybidivoshaxaynata

کنایه از :

افرادی که ذات پست دارند واز نظر اجتماعی نیزعقب مانده اند.







خرید اتان گو به خری خود خوشنود به

(الاغی به تودهم که به الاغ خودت راضی باشی )

Xareedetangobexarexodxoshnudbe

کنایه از :

کسانی که از امور جاری خود ،ناسپاسی می کنند.







خوره د بی کو

xoredbiku

نفرین : جذام بگیری





خیلی شان و وان دارو

Xeylishan ovandaru

برو وبیا دارد – سرش خیلی شلوغ است والتفاتی به نزدیکان ندارد

منبع: کتاب اصطلاحات؛کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی





خیلی پاردوم سون ته او

(خیلی پاردمش سائیده است )

xelypardumsunteu

خیلی با تجربه وبا فطانت است

منبع : کتاب اصطلاحات؛کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی







خیلی وا دارو

(خیلی باددارد )

xeylivadaru

کنایه از این که خیلی تکبر دارد.

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خیلی بی رتبه او

xeylibirotbeu

کنایه از :

خیلی بی شخصیت بودن

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی







توسط حق شناس | جمعه سیزدهم بهمن ۱۴۰۲ | 14:38

خیلی پُرتوُمو

(خیلی پرتخم وبذراست )

xeyliportumu

کنایه از :

در زمانی که :چیزی را خیلی شاخ وبرگ به آن زنند، گویند.

منبع: کتاب اصطلاحات؛کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خر عاشقه وا مونو وه

(مانندالاغ عاشق آباداست )

xarasheghevamunuveh

کنایه از :

آدم شهوت ران

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل ها درزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خر خیلی غُل له او ابی باراژون جی سربارای نئه

(به طعنه گویند الاغ خیلی قوی است که باری هم سرباراو قرارداده ای )

Xar xeyligholluebibarazhungisarbarayna

کنایه ازاین که :

وقتی کسی کاری را با اکراه انجام دهد وانجام کاردیگری رابه او واگذارکنند .

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل ها درزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خَراد جلو کَش اشتر کَرته

(خررا پیش قراول شترکرده ای )

Xaradjelekashoa\shtorkarteh

وقتی که شخص نه چندان شایسته ای را سرپرست گروه یافردی کرده باشندکه نسبت به او شایسته ترند، گویند

منبع: :کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل ها درزبان گزی

نوشته : آقای محمدعلی یزدانی گزی





خرآقاکریماد نال گوکه

(خرآقاکریم را بایدنعل کنی)

xareaghakareemadnalguke

کنایه از :

انجام کاری سخت باشد،مگربادادن رشوه

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خرگوسرای سنگینو خوی که شو وه

(خرکه سرش سنگین است خودش آن را می کشد )

xargosaraysenginuxoykashuveh

کنایه از:

آدم احمق صدمه ولطمه را در درجه اول به خودش وارد می کند .

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل ها درزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خوسر رشووه گو گیوای پاره ونه سو

(باسرراه می رود که گیوه هایش پاره نشود )

xosarreshuvehgogivayzhparehvenassu

کنایه از :

امساک وخودداری در خرج روزمره

منبع: کتاب اصطلاحات ،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته : آقای محمدعلی یزدانی گزی







خودا بر وتختژ اِم خوُس سه

(خدا درب وتخته را به هم زده )

xudabarotaxtezhemxosse

کنایه از :

تفاهم در افراد- یکسان بودن از هر نظر

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خُوشو گو چِه از خوُژ او اِتو

(خوب است که چاه ازخودش آب دهد )

xoshugocheazxozhoetu

کنایه ازاین که :

ناز به دیگران درست نیست .

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خیلی برا ی اِم کی شُو وِه

xeylibarayemkishuveh

کنایه از :

اظهار محبت بیش از حدبرای کسی

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نویستده : آقای محمدعلی یزدانی گزی





خیلی چَم و خَم دارو

(دَنگ و فَنگای زیاتو)

(دنگ وفنگ خیلی دارو)

xeylichamoxamdaru

به هر مورد پرتشریفات وپر آداب می گویند .

منبع: کتاب اصطلاحات ،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی







خیلی ژون اِم مَنو

(مقدارزیادی از آنها یک من است )

xeylizhunemmanu

به گروه یاکسانی، گویند که: بلوف زیادبزنندوباداشتن ضعف، خودرا برتر از دیگران نشان دهند .

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: اقای محمدعلی یزدانی گزی





خشتک پاره

xeshtakpareh

کنایه از :

انسان بی حیا – بی شرم

منبع:اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی



خوژا دیم نه خو سو وه

(خودش را رو نمی اندازد )

xozhadimnaxusuveh

یعنی :

پنهان کاری می کند - واقعیت را نشان نمی دهد

منبع : کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی

خوژا تاده نه خو سو وه

(سیلی ده دیماژا سور گوشتارو وه)

(باسیلی صورت خودرا سرخ نگه می دارد )

xozhatadehnxusuveh

کنایه از:

ازپا درآمده ولی خودش را افتاده نشان نمی دهد

، مناعت طبع

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی



توسط حق شناس | دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 10:3

خودا در گیرو، سف گی رو وه

Xudadargirusefgiruveh

یعنی :

اگر خدا بگیرد ،محکم می گیرد (انتقام الهی )

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته : آقای محمدعلی یزدانی گزی





خیلی جی کِلادا بالا خوس

(خیلی هم کلاهت را بالا بیانداز )

xeylijikeladabalaxus

کنایه از :

کسی که مشکلی از او حل شده و او در عین حال ناشکری وناسپاسی می کند ،تاکیدمی کنند که: در این مورد می بایست خوشحال وخرسندباشی، نه ناراضی

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: اقای محمدعلی یزدانی گزی





خیلی چنگ به دل نه ژنو وه

(خیلی چنگ به دل نمی زند)

xeylichengbedelnazhenuveh

کنایه از :

چندان دل چسب وعزیز نمی باشد .

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی

خورته داروژ

(خورده داردش )

(گیته داروژ)

xortehdaruzh

کنایه از :

تسلط کسی برکسی دیگر .









خورت وتلی

xortoteli

کنایه از کسی که :

درآمدکار او فقط کفاف خوراک وی را نماید

میزان درآمد او کم باشد.

خورت: خوردن - تلی: شکم







خوژای خر مرته بس سه او

(خودش را به خر مرده بسته است )‌

xozhayxarmartehbasaeu

کنایه از :

کسی بی جهت اظهار عجز وضعف کند،

خود را غیر واقع نشان می دهد.







توسط حق شناس | سه شنبه یکم آبان ۱۴۰۳ | 18:54

خرمردوما یه وری سووار بگو بو

(الاغ مردم را باید یک طرفی سوارشد)

xaremardumayevarisuvarbegubo

کنایه ازاین که :

کارکردن برای دیگران چندان اطمینانی ندارد وهرلحظه ممکن است تو را از آن بازدارند ودلبستگی به آن شایسته نیست .







خر لختا پالوناژا وگیریه

xarelokhtapalunazhavegiriyeh

کنایه ازاین که : .

ازِآدم مفلس چیزی به عنوان غرامت نمی توان گرفت ،







خودا خرای بی دی و شاخای نه تئه

(خدا خررادید وبه او شاخ نداد )

xudaxarybidivoshaxaynata

کنایه از :

افرادی که ذات پست دارند واز نظر اجتماعی نیزعقب مانده اند.







خرید اتان گو به خری خود خوشنود به

(الاغی به تودهم که به الاغ خودت راضی باشی )

Xareedetangobexarexodxoshnudbe

کنایه از :

کسانی که از امور جاری خود ،ناسپاسی می کنند.







خوره د بی کو

xoredbiku

نفرین : جذام بگیری





خیلی شان و وان دارو

Xeylishan ovandaru

برو وبیا دارد – سرش خیلی شلوغ است والتفاتی به نزدیکان ندارد

منبع: کتاب اصطلاحات؛کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی





خیلی پاردوم سون ته او

(خیلی پاردمش سائیده است )

xelypardumsunteu

خیلی با تجربه وبا فطانت است

منبع : کتاب اصطلاحات؛کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی







خیلی وا دارو

(خیلی باددارد )

xeylivadaru

کنایه از این که خیلی تکبر دارد.

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خیلی بی رتبه او

xeylibirotbeu

کنایه از :

خیلی بی شخصیت بودن

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی







توسط حق شناس | جمعه سیزدهم بهمن ۱۴۰۲ | 14:38

خیلی پُرتوُمو

(خیلی پرتخم وبذراست )

xeyliportumu

کنایه از :

در زمانی که :چیزی را خیلی شاخ وبرگ به آن زنند، گویند.

منبع: کتاب اصطلاحات؛کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خر عاشقه وا مونو وه

(مانندالاغ عاشق آباداست )

xarasheghevamunuveh

کنایه از :

آدم شهوت ران

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل ها درزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خر خیلی غُل له او ابی باراژون جی سربارای نئه

(به طعنه گویند الاغ خیلی قوی است که باری هم سرباراو قرارداده ای )

Xar xeyligholluebibarazhungisarbarayna

کنایه ازاین که :

وقتی کسی کاری را با اکراه انجام دهد وانجام کاردیگری رابه او واگذارکنند .

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل ها درزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خَراد جلو کَش اشتر کَرته

(خررا پیش قراول شترکرده ای )

Xaradjelekashoa\shtorkarteh

وقتی که شخص نه چندان شایسته ای را سرپرست گروه یافردی کرده باشندکه نسبت به او شایسته ترند، گویند

منبع: :کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل ها درزبان گزی

نوشته : آقای محمدعلی یزدانی گزی





خرآقاکریماد نال گوکه

(خرآقاکریم را بایدنعل کنی)

xareaghakareemadnalguke

کنایه از :

انجام کاری سخت باشد،مگربادادن رشوه

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خرگوسرای سنگینو خوی که شو وه

(خرکه سرش سنگین است خودش آن را می کشد )

xargosaraysenginuxoykashuveh

کنایه از:

آدم احمق صدمه ولطمه را در درجه اول به خودش وارد می کند .

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل ها درزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خوسر رشووه گو گیوای پاره ونه سو

(باسرراه می رود که گیوه هایش پاره نشود )

xosarreshuvehgogivayzhparehvenassu

کنایه از :

امساک وخودداری در خرج روزمره

منبع: کتاب اصطلاحات ،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته : آقای محمدعلی یزدانی گزی







خودا بر وتختژ اِم خوُس سه

(خدا درب وتخته را به هم زده )

xudabarotaxtezhemxosse

کنایه از :

تفاهم در افراد- یکسان بودن از هر نظر

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خُوشو گو چِه از خوُژ او اِتو

(خوب است که چاه ازخودش آب دهد )

xoshugocheazxozhoetu

کنایه ازاین که :

ناز به دیگران درست نیست .

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی





خیلی برا ی اِم کی شُو وِه

xeylibarayemkishuveh

کنایه از :

اظهار محبت بیش از حدبرای کسی

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نویستده : آقای محمدعلی یزدانی گزی





خیلی چَم و خَم دارو

(دَنگ و فَنگای زیاتو)

(دنگ وفنگ خیلی دارو)

xeylichamoxamdaru

به هر مورد پرتشریفات وپر آداب می گویند .

منبع: کتاب اصطلاحات ،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی







خیلی ژون اِم مَنو

(مقدارزیادی از آنها یک من است )

xeylizhunemmanu

به گروه یاکسانی، گویند که: بلوف زیادبزنندوباداشتن ضعف، خودرا برتر از دیگران نشان دهند .

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: اقای محمدعلی یزدانی گزی





خشتک پاره

xeshtakpareh

کنایه از :

انسان بی حیا – بی شرم

منبع:اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی



خوژا دیم نه خو سو وه

(خودش را رو نمی اندازد )

xozhadimnaxusuveh

یعنی :

پنهان کاری می کند - واقعیت را نشان نمی دهد

منبع : کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی

خوژا تاده نه خو سو وه

(سیلی ده دیماژا سور گوشتارو وه)

(باسیلی صورت خودرا سرخ نگه می دارد )

xozhatadehnxusuveh

کنایه از:

ازپا درآمده ولی خودش را افتاده نشان نمی دهد

، مناعت طبع

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی



توسط حق شناس | دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 10:3

خودا در گیرو، سف گی رو وه

Xudadargirusefgiruveh

یعنی :

اگر خدا بگیرد ،محکم می گیرد (انتقام الهی )

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته : آقای محمدعلی یزدانی گزی





خیلی جی کِلادا بالا خوس

(خیلی هم کلاهت را بالا بیانداز )

xeylijikeladabalaxus

کنایه از :

کسی که مشکلی از او حل شده و او در عین حال ناشکری وناسپاسی می کند ،تاکیدمی کنند که: در این مورد می بایست خوشحال وخرسندباشی، نه ناراضی

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: اقای محمدعلی یزدانی گزی





خیلی چنگ به دل نه ژنو وه

(خیلی چنگ به دل نمی زند)

xeylichengbedelnazhenuveh

کنایه از :

چندان دل چسب وعزیز نمی باشد .

منبع: کتاب اصطلاحات،کنایات وضرب المثل هادرزبان گزی

نوشته: آقای محمدعلی یزدانی گزی


+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۳ساعت 19:54  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |