خوشبختی
(مقدمه: در طول سالهای گذشته در باره خوشی و خوشبختی مطالب زیادی نوشته ام، که از اوائل سال 2020 بجمع آوری انها پرداختم و اینک باختصار در زیر می بینیم. نیز همه آنها را میتوان در آرشیو موضوعی "عقل و منطق" یافت)
معنای زندگی/ خوشبختی
(21 و 27 و 30 جولای 2011) داشتم ویکی پدیا را نگاه می کردم که یک دفعه به موضوع meaning of life برخوردم و فکر کردم پر بدک نیست یک کمی آنرا مطالعه کنیم. میشود گفت "معنای زندگی" و معادل انگلیسی آن مانند چتری است برای مفاهیم مختلف فلسفی و مذهبی از جمله هدف و اهمیت زندگی و حتی "وجود" بطور کلی. سوالاتی که در این زمینه میتوان مطرح کرد عبارتند از: چرا ما آدمها اینجا هستیم؟ اصلا زندگی برای چیست؟ هدفمان چیست؟ ووو. حالا بیائید "هدف زندگی" را در نظر بگیریم. شخصا پاسخهای زیادی شنیده ام ولی هیچیک بدل نمی چسبد و اگر لازم باشد الان جواب دهم میگویم، نمیدانم ما چرا خلق شده ایم یا طبیعت ما را بوجود آورده (کدامیک بوده فرقی نمیکند!)
همانطور که میتوانیم حدس بزنیم از فلاسفه قدیم یونان تا اندیشمندان معاصر، نظرات گوناگون و گاه متضادی ارائه شده. ارسطو موضوع خیر و شر را پیش میکشد و میگوید تمام اهتمام ما باید در راه خیر و در راه رسیدن به خوشبختی و سعادت happiness باشد. این توجیه بدل آدم می نشیند، ولی باید پرسید ما داریم جواب چه سوالی را میدهیم. اگر سوال این باشد که منِ نوعی، زندگی ام را چگونه بگذرانم و دنبال چه هدفی باشم، بنظرم این جواب خوبیست. حتی فکر میکنم بشود این هدف خوشبختی فردی را مقداری تکمیل تر کرد، باین ترتیب که بگوئیم اگر کسی بدون اینکه بدیگران صدمه ای برساند دنبال خوشبختی خودش باشد یک آدم معمولی است ولی اگر اضافه بر آن مقداری هم در راه خوشبختی دیگران بکوشد آنوقت یک آدم نیکوکار بحساب می آید.
خوشبختی میتواند دارای مولفه های مختلف جسمانی، معنوی، روانی و غیره باشد. از جمله دارا بودن سلامت جسمی و روحی، دارا بودن امکانات مالی برای یک زندگی مرفه، دارا بودن روابط خوب و لذت بخش بین فرد و دیگران از جمله خانواده و نظائر آن
عامل مادیات
(14 و 21 و 28 اکتبر 2013) اول تعدادی جملات قصار انگلیسی در باره خوشبختی می بینیم:
پول خوشبختی نمی آورد ولی قطعا تحمل بدبختی را آسان تر میکند
آدمهای پولدار هم می توانند بدبخت باشند
وقتی پولدار باشی میتوانی بدبختی دلخواهت را بخری
مهم نیست چفدر پول داری. مهم آنست که با آن پول چکار میکنی
ما خودمان هم از اینگونه فراوان داریم که چندتاشان را می بینیم:
پول خوشبختی نمیاره
هر که زر دارد همه چیز دارد، هر که زر ندارد هیچ ندارد
هر که را زر در ترازوست، زور در بازوست
سبکبار مردم سبکتر روند ..... حق اینست و صاحبدلان بشنوند
بنظر من میشود گفت که همه پولدارها خوشبخت نیستند و همه ندارها هم بدبخت نیستند
عوامل دیگر
(4 و 18 و 25 نوامبر 2013) اولین نکته ای که به چشم میخورد آنست که بدانیم این حالت رضایت از زندگی را برای چه مدت از زمان در نظر میگیریم: دیروز، امروز، فردا، چندروز، چند ماه، و یا چه؟ تازه میدانیم که خوشبختی یا بد بختی مطلق هم وجود ندارد و زندگی هر کس آمیزه ایست از هر دو نوع. منتهی شدت و ضعف دارد. فرض کنید من نوعی صبح که از خواب بیدار میشوم یک مقداری ناکوکم چون زنگ ساعت بیدارمان میکند که برویم سر کار! البته این ناکوکی با خوردن یک صبحانه جانانه فراموش میشود. در محل کار اوضاع هم می تواند خوب باشد، و یا بر عکس چنگی بدل نزند، و حتی ممکنست خدای نکرده با رئیس دعوامان شود که خیلی بد است. وقتی بر میگردیم خانه اگر اهل خانه را شاد و خندان به یابیم باعث خوشوقتی مان میشود. ولی اگر برعکس مثلا دعوائی در گیرد کلی نارضائی ببار می آورد. ووو. حالا اگر فقط آن خوبهایش نصیبمان شود که باید گفت کاملا خوش بختیم. و اگر خدای نکرده فقط بدهایش به سراغمان آید واقعا بدبختیم. ولی معمولا هر دو نوع بسراغ آدم می آید. در این صورت اسم آنرا چه بگذاریم؟
خوشبختی را چگونه پیدا کنیم؟ در وب سایتی یک دوجین عامل برای رسیدن به خوشبختی ارائه شده که چند تاشان را نام میبرم:
کمک بدیگران: مادی، معنوی، لفظی، فکری، قلمی، قدمی، و قس علی هذا
آمیزش و ارتباط با دیگران. البته که با دوست و فامیل، ولی حتی الامکان با در و همسایه و غریبه
حفظ سلامت جسمی و روانی. یعنی فعالیت های بدنی، خواب کافی، بیرون رفتن، ووو
لذت بردن از زندگی. خوش بینی و قدردانی، در زمان حال بودن و کمتر غم گذشته و آینده خوردن
آموختن و تجربه کردن چیزهای تازه، که باعث بالا رفتن اعتماد به نفس آدم میشود
خود پذیری. آدم باید خود را همچنان که هست بپذیرد. هیچکس بدون عیب و نقص نیست
+ نوشته شده در جمعه ۳۱ فروردین ۱۴۰۳ساعت 15:26  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|