معنی سرگرای در شاهنامه

سرگرای به صورت سارگله در سنسکریت و به صورت سار-گَرَ در اوستایی به معنی خود داری کننده و سرکش است:

सार्गल adj. sArgala withheld

به کریاس گفت ای سرای امید

خنک روز کاندر تو بد جمّ شید

همایون بدی گاه کاوس کی

همان روز کیخسرو نیک‌پی

در فرّهی بر تو اکنون ببست

که بر تخت تو ناسزا برنشست

شنید این سخنها یل اسفندیار

پیاده بیامد بر نامدار

به رستم چنین گفت کای سرگرای چرا تیز گشتی به پرده‌سرای؟ ...

ارسال شده توسط Mofrad

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲ساعت 21:2  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |