سید جواد بدیع زاده یکی از خوانندگانی بود که با تحمل سختی و مشقت فراوان بجهت ضبط و ثبت صفحه، خود را به آلمان رسانید. همانجایی که کمپانی صفحهپرکنی اودئون منتظر او بود تا بتواند از ترانهها و آثار او چند ترانه را ضبط کند.
مرحوم بدیعزاده در بخشی از خاطراتش در این سفر میگوید: «پس از تماشای کمپانی اودئون، به اتاق آقای گورنبرگ (مدیر کمپانی) رفتم و مدتی درباره چگونگی ضبط ترانهها صحبت کردیم، آقای گورنبرگ انتظار داشت نوازندگانی را که من پیشبینی کردهام یا بعداً خواهند آمد ملاقات کند، امّا من با نهایت صراحت به او گفتم: کسی را همراه ندارم و در فکر هستم این ترانهها را با نوازندگان آلمانی ضبط کنم. آقای نورنبرگ از شنیدن این جمله و پیشنهاد مثل این که مژدهای به او داده باشم، چنان خوشحال شد که همان روز با من قرار گذاشت فردا به اقامتگاه من بیاید و مرا برای دیدن و انتخاب ارکسترهای گوناگون به کافهها و هرجا که ارکستری مشغول به کار است ببرد و قرار شد شب ها مرا با خود برای دیدن نوازندگان آلمانی ببرد.
شب بعد به دیدن من آمد و به اتفاق به کافهها رفتیم، در هر کافهای چند دقیقه به قدری که هر کدام یک لیوان آب میوه بنوشیم و نوازندگانی را ببینیم و موزیک آنها بشنویم، مینشستیم و به کافه دیگری میرفتیم و بدین ترتیب چند شب کار من و آقای گورنبرگ، هم فال بود هم تماشا؛ زیرا در عین حال گردش در تمام برلین، تقریباً دستجات عظیمی از ارکسترهای گوناگون برلین را در بزرگترین و باشکوهترین کافههای برلین دیدیم و واقعاً مبهوت بودم که کدام را انتخاب کنم. بالاخره پس از چندین شب تماشای کافهها، خجل بودم از مزاحمتی که برای آقای گورنبرگ فراهم کرده بودم و عاقبت در یکی از کافههای برلین به نام «کافه لُرلای» که چندین دسته ارکستر، هر کدام در سالن مخصوصی برنامههایی را اجرا میکردند، یک دسته چهار ـ پنج نفری را انتخاب کردم و به آقای گورنبرگ گفتم همینها خوبند و برای من کافی است. آقای گورنبرگ یکی از افراد ارکستر به نام «هانس» را که هم پیانو میزد و در عین حال رهبر ارکستر هم بود به سرمیز ما دعوت کرد و پس از معرفی، با من قرار گذاشت روز یکشنبهای به هتل و منزلگاه من بیاید تا باهم درباره ضبط آهنگها بحث کنیم. روز موعود، «هانس» آمد و با کمک اسماعیل ساتری، نُت دو آهنگ را نوشتیم؛ یکی «شد خزان» و دومی ترانهای بود به نام «خیلی قشنگه»…..»
ایرانی نواختن آلمانیها استاد جواد بدیعزاده در این بخش از خاطراتش به وضوح میگوید که این ترانه یعنی «شد خزان» با یک ارکستر کوچهبازاری و مختصر آلمانی ضبط و تبدیل به صفحه شده است.
بدیع زاده در ادامه چنین میگوید: «منظور من از انتخاب و نوشتن این دو آهنگ در دو ریتم یا ضرب مخالف، یکی آزمایش کردن هنر آقای «هانس» بود و دیگر این که ببینم آیا میشود با نوازندگان آلمانی، آهنگهای ایرانی را بخوانیم و ضبط کنیم؟ بالاخره پس از یکی دو ساعت، نُت هر دو آهنگ نوشته شد. اوراق نُت را که «هانس» به خط خودش نوشته بود، همراه خود بُرد و قرار شد پس از تمرین برای ضبط آن، به من با تلفن خبر بدهد. پس از چند روز «هانس» به من تلفن کرد که نُتها حاضر است و روز یکشنبه هفته بعد برای ضبط به استودیوی اودئون بیایید. هفته بعد با اسماعیل ساتری به اودئون رفتیم، نُت هر دو آهنگ نوشته شد و حاضر روی پوپیترها، فقط منتظر بودند، من بخوانم.
پس از یکی دو بار تمرین، آهنگ اول یعنی «خزان عشق» را که در دستگاه همایون ساخته شده بود، با ارکستر به عنوان تمرین خواندم و ارکستر آلمانی هم به خوبی از عهده برآمد و فوراً پس از خواندن، آهنگ را در اتاق فرمان گوش دادم و با دقت شنیدم و واقعاً مبهوت شدم که یک فرد آلمانی تا چه حد قوی است و در هر کاری آخرین حد استعداد، هوش و ذکاوت خود را به خرج میدهد و در عین حال تمام کارهای خود را تا آخرین سرحد انجام میدهد. من پیش از آن به هیچ عنوان امیدوار نبودم، بلکه دقیقاً ناامید بودم و با خود میگفتم نمیتوانم با ارکسترهای آلمانی کار کنم یا باید فوراً دست به دامن نوازندگان تهرانی خودمان شوم و یا با نهایت شرمساری و خجالت به آقای گرونبرگ، مدیر کمپانی اودئون بگویم «خداحافظ»؛ ولی دیدم که آهنگ اول من به نام «شد خزان» فقط با یک بار تمرین ضبط شد آن هم با شعری از رهی معیری».
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۰ساعت 14:48  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|