|
افزایش انتظارات مشکلات جسمی و مشکلات روابط زناشویی زمانی که سخن از روابط زوجین به میان میآید، غالباً تصویری از تفاهم و سازگاری و یا اختلاف و ناسازگاری ارائه میگردد و بنابراین موضوع بحث، بررسی میزان سازگاری یا ناسازگاری زوجین و تحولات آن خواهد بود؛ اما به نظر میرسد روابط زوجین در گسترهای فراتر از موضوع سازگاری قابل بحث باشد. نقطه آرمانی در روابط زناشویی را رابطهای بدانیم که نتیجه آن از یک سو آرامش روانی و احساس ارزشمندی و از سوی دیگر کارآمدی هر یک از زوجین در کارکردهای مورد انتظار از آنان است. آمادگی دختر و پسر برای مهارت زندگی کردن به یک مقداری کمرنگ شده است. امروزه، افراد در زندگیهای مجردی، از یک سری امکاناتی برخوردار هستند. این امکانات میتواند شامل امکانات فرصتها و تحصیلی باشد. دخترها به دنبال امکانات تحصیلی میروند تا دستشان تو جیب خودشان باشد و به یک وسعت مالی دست یابند. افراد زمانی که از یک وضعیت مال برخوردار میشوند، احساس امنیت میکنند و زمانی که وارد زندگی مشترک میشوند تمایل دارند این امکاناتی که قبل از ازدواج به دست آورده اند را داشته باشند و یک سری شرایط جدیدتر برایشان مهیا شود. خانمها کمتر از تحصیلات و امکانات شغلی مناسبی برخوردار بودند. زمانی که وارد زندگی مشترک میشدند بیشتر توجهشان معطوف به زندگیشان بود. مشغله و درگیریهای درسی و کاری وجود نداشت. تقریبا 60% وقت، توان و انرژیشان را روی زندگیشان معطوف میکردند. اما امروزه داستان کم رنگتر شده است و بحث اشتغال و تحصیل سرجای خودش است. امروزه درگیریها و آشنایی با فضاهای خارج از منزل، شهر و یا کشور وجود دارد. دختر و پسر مانند گذشتگان دل به زندگی نمیدهند و تمام تفکرات و وقتشان را روی زندگی نمیگذارند و این امر باعث بالارفتن انتظارت میشود. دختر و پسر در زمان مجردی یک سری امکانات داشتند وقتی که وارد زندگی مشترک میشوند به دنبال تکمیل این امکانات و تسهیلات هستند. از طرفی وقتی وارد زندگی میشوند می بینند که شاید نه تنها آن امکانات برایشان بیشتر نشده است بلکه یک مقداری از آزادی عملها و اختیاراتشان نیز کسر شده است. مهارتهای همسریابی، چگونگی تفاهم بر سر زندگی مشترک قبل از ازدواج و موضوعات مهمی که قبل از شروع زندگی باید بر آنها تفاهم نمود، مهارت ارتباط با خانواده همسر و خانواده خود پس از ازدواج، مهارت مواجهه با بحرانهای زندگی از جمله بیکاری، فقر، خشم، مهارتهای اقتصادی و حوزه درآمدزایی، مصرف و نگهداری اموال، از جمله مسائلی است که میتواند به تحکیم خانواده کمک کند. سابق بر این، به علت محدودیتهای جغرافیایی، آبرو داریها و حیاها مانع طلاق زوجین میشد و جوانان زود کوتاه میآمدند و ملاحضات بزرگترها را میکردند. نبودن انگیزه و هدفگذاریهای لازم باعث میشود در زندگی با خطا مواجه شوند. دختر و پسر وقتی با سن بالاتری ازدواج میکنند انعطاف پذیری کمتری نسبت به هم دارند، زیرا شکل گیری شخصیتی آنان اتفاق افتاده است و پذیرفتن تغییر برای آنان کار سخت و دشواری است به همین دلیل در کوچکترین مسائل با یکدیگرکنار نمیآیند. از طرفی انعطاف پذیری را در تغییر دادن فرد مقابل مطابق با میل شخصی خود میبینند در حالی که معنای واقعی انعطاف پذیری، پذیرش بی قید و شرط طرف مقابل است. باید دانست زندگی زناشویی همانند ساخت نظامی نوپا است که هیچ چیزی ندارد و باید برای توسعه و رشد آن با تمام قدرت کوشید. نظامی نیازمند قانون و چارچوبی قوی که تمام روابطها، سیاستها و استدلال ها را در آن تعریف شده باشد. قانونی که همه اعضا در نوشتن آن دخالت و نقش داشته باشند تا لازم الاجرا شود. در گذشتهای نه چندان دور، افراد حتی با وجود سختترین مسائل، به زندگی زناشویی ادامه میدادند و اگر طلاقی هم رخ میداد، دلایل موجهی مانند اعتیاد، عدم تعهد اخلاقی و مالی داشتند. اما در زمان کنونی، با نیم نگاهی به اطراف، میتوان به تعدد افراد طلاق گرفته حتی در کمترین روزهای مشترک برخورد کرد که با اندک دست انداز زندگی، تاب تحمل از دست داده اند و در راهروهای دادگاه سرگردان شده اند، افرادی که نه تنها بزهکار یا معتاد نیستند، بلکه دارای تحصیلات، شغل مناسب و در مواردی از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار هستند. طلاق آخرین و درعین حال نامطلوبترین راه حل برای پایان دادن به یک اختلاف زناشویی است که زندگی مشترک را ناممکن ساخته است و زوجها را هم،در سرزمین ناهموار روحی روانی و عاطفی رها می کند.
+ نوشته شده در شنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ساعت 17:13  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|