ما بلخی را نمی شناسیم!
علامه شهید بلخی را عده ای انقلابی پاکباز، عده ای شاعری شوریده، عده ای سخنرانی بی همتا و عده دیگر او را عالمی عامل می دانند، برخی می گویند بلخی عارف است و عده ای هم او را سیاستمدار می پندارند. برای من بلخی همه ی اینهاست، بلخی هم انقلابی پاکباز است وهم شاعر شوریده، هم سخنوری دلیر و هم عالمی فاضل،او هم عارف است هم سالک هم سیاستمدار! بلخی محصور به عصر خود نیست، تفاوت بلخی با سایر هم قطارانش این است که او برای همه دوران ها حرف برای گفتن دارد،چون او حرف حق می زند. آنجا که می گوید: جوانان در قلم رنگ شفا نیست دوای درد استبداد خون است! مخاطب این سخن من و ما هستیم، گویا بلخی از ورای تاریخ با ما به سخن نشسته است و راه را به ما نشان می دهد. رهبر شهید مزاری درباره شهید بلخی می گوید(نقل به مضمون):ما هر چه داریم از بلخی داریم ، او بود که به ما درس غیور مردی و مبارزه با اصیل آموخت، شعله ی انقلاب را در ما روشن کرد و خودش با شهادتش چراغی برای تمام نسل ها شد. اسلام را باید از بلخی آموخت، برای او مرز های مذهبی معنایی ندارد چه رسد به مرزهای قومی و حتی ملی! درد امروز ما چیست؟ جز تفرقه و نفاق درد بالاتری وجود دارد؟بلخی در زمان خودش این درد را احساس کرد و همه را به وحدت می خواند. چه کسی از تفرقه و نفاق سود میبرد؟ اینکه امروز ما به یک جامعه هزار تکه تبدیل شده ایم، باعث شده تا رو به فرسایش باشیم. بی شک اگر این مرزهای بی مصرف وجود نداشته باشد،در سایه وحدت می توانیم <ما >شویم. بلخی را کم شناخته ایم و نتوانسته ایم او را آنطور که بوده و هست به جامعه معرفی کنیم، او سلسه جنبان نهضت های اسلامی معاصر است، چراکه بادیدی فراخ، آینده را می بیند وبه گواه تاریخ بعنوان اولین فریاد بلند انقلاب، علیه استبداد و طاغوت اقامه دعوی می کند: دیگران را به فلک سبقت دانش بدوام رفتن ما به عقب هم به دوام است اینجا بلخیا نکبت و ادبار ز سستی پیداست چاره این همه یکبار قیام است اینجا بلخی بزرگ تر از آن است که تعریفش در این مجال بگنجد، این نوشتار تنها تلنگری است برای اینکه به یاد بیاوریم فریادهای مردی را که یک عمر مجاهدت و تلاش صادقانه اش تا هنوز راهنمای روشن پژوهان است. ۲۴سرطان سالروز شهادت علامه شهید سیداسماعیل بلخی فریادگروحدت و انسانیت تسلیت باد. خاطره ای از شهید بلخی:
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۰ساعت 14:5  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|