زبانزد
خر سیشاهی پالان دو هزار!
*خر خفته جو نمی خورد.
*خر داده و خیار خریده است.
*خر داده و زر داده وسر هم داده!
*خرد بین درشت زیان است.
*خر داغ میکنند، کبابی درکار نیست
*خرد دجال ظهور کرده است!
*خر در بازار و درهم در آستین.
*خردشوی گر نشوی خُردهبین.
خر دعا کرد که بارش ببرند / سیل بگرفت و خرو بار ببرد
*خرد، مرد را خلعت ایزدی است.
*خردمند باش و بی آزار باش!
*خردمند باشید تا توانگر باشید.
*خرده بینانند در عالم بسی / واقفند ازکار و بار هرکسی
*خردیزه است، به مرگ خودش راضی میشود، تا ضرر به صاحبش بزند.
*خر: دیزه است: مرگ خود را میخواهد برای زیان صاحبش!
*خر را از پالانش نمیشود شناخت!
*خر را با خور(خورجین) میخورد مرده را با گور!
*خر را باید جایی بست که صاحبش راضی باشد.
*خر را به خرانداز و دوال را به درانداز!
*خر را به زدن اسب نتوان کرد.
*خر را سربار میکُشد، جوان، را ماشاء الله.
*خر را جایی میبندند که صاحب خر راضی باشد.
*خر را که به عروسی، میبرند، برای خوشی نیست برای آبکشی است!
*خر را گم کرده، پی افسارش میگردد.
*خررفت و رسن برد.
*خر رو به طویله تند میرود!
*خر زهره رطب بار نیارد.
*خرس تخم میگذارد یا بچّه میزاید؟ از این دُمبریده هر چه بگویی بر میآید!
*خرس ترکید، گوشت ارزان میشود!
*خر خرس حرف نزد، وقتی هم زد گفت: پَفْ!
*خرس در بیشه کدخدای ده است!
*خرس را به رقص آوردند، دمش را به دست آوردند!
*خرس را چه به آهنگری؟
*خرس را چه به ارّهکشی؟
*خرس را شکار نکرده پوستش را مفروش!
*خرِ سر به راه بهتر از آدم بیراه!
*خرسند به نیک و بد خود باید بود.
*خرسواری یک عیب، از خر زمین خوردن دو عیب!
*خرِ سیاه به آسیاب نمیرودکه مبادا گرد آسیا به رویش بنشیند!
*خرِسیاه، خرِسیاه است!
*خرِسیاه و سرِ سه راه!
*خرْسی شاهی، پالان دو هزار!
*خر ,*خرس ,داده ,خر ,هزار ,بار ,*خر را ,را به ,است *خر ,دو هزار ,پالان دو
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ساعت 21:37  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|