گای لیسترانج در کتاب "جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی" مطابق خبر حمدالله مستوفی در نزهة القلوب در ولایت قبادیان از دو شهر مهم به نامهای واشگرد (واشجرد یا ویشگرد) و شومان (محل شادی و خوشی و برکت) نام می برد که با اندکی دقت در نقشۀ این کتاب معلوم میشود که شهر بزرگتر اولی یعنی واشجرد یا ویشگرد به جای بیک حصار قرون بعد بوده است که آن را می توان به معانی حصار خان و یا حصار بزرگ (به ترکی بیوک حصار) گرفت که گفته میشود بعد از زلزله ۱۶ شهریور ۱۲۸۶ مکان فرمانروایی از آن قلعه به مجاورتش قلعه دوشنبه منتقل شده است. یعنی نام قدیمی تر این دژ بزرگ خان منطقه، واشجرد یعنی محل علوفه ستوران یا ویشگرد (شهر بزرگ و پر جمعیت) بوده است که هیئت اولی یاد آور نامهای کهن قوم پارسی و سکایی دروپیک (دارندگان گیاه غذای اسبان) یا همان دربیک (دری) است. کلمۀ جرد/ گرد در اینجا باید صورتی از کلمه کرده (دژ و بنای بزرگ سرتاسری ساخته شده) باشد. ولی از این میان معنی دومی ویشگرد (به لغت پهلوی یعنی دژی با جمعیت بیش و افزون) درست تر می نماید چه آن مطابق نامهای دوش- انبه (یعنی دژ با جمعیت "انبوه=انبُه") و بُیُک حصار (دژ بزرگ) است. بر خلاف تصور منبع ویکی پدیا قلعه شومان که تنها شباهت ظاهری اندکی با نام شهر دوشنبه دارد، ربطی با این شهر نداشته و با قلعه حصار (حصارک، دژ کوچک) در 25 کیلومتری باختر شهر دوشنبه مطابق می باشد. گای لیسترانج بدون اینکه متوجه نام شهر دوشنبه و مکان آن بوده باشد، روی نقشه خود شهر واشجرد/ واشگرد/ ویشگرد را درست در محل همین شهر دوشنبه/ بُیُک حصار قرار داده است. |