شايد خلاصه نويسي در ادبيات امري رايج باشد و يکي از راه هاي سهل الوصول ارائه جان کلام آثار ادبي و زندگي صاحبان اثر، آن هم فقط با هدفهاي آموزش و ارتقاء سطح بينش عموم و نه از اين چيزي بيشتر؛ اما در مورد خود ادبيات و به ويژه ادبيات داستاني امري نشدني و غير قابل اجراست. در حوزه زبان شناسي به چنين موضوعي امر بيان ناشدني اطلاق مي شود.

شايد خلاصه نويسي در ادبيات امري رايج باشد و يکي از راه هاي سهل الوصول ارائه جان کلام آثار ادبي و زندگي صاحبان اثر، آن هم فقط با هدفهاي آموزش و ارتقاء سطح بينش عموم و نه از اين چيزي بيشتر؛ اما در مورد خود ادبيات و به ويژه ادبيات داستاني امري نشدني و غير قابل اجراست. در حوزه زبان شناسي به چنين موضوعي امر بيان ناشدني اطلاق مي شود.

اما ادبيات داستاني بر اساس ذات خلاقانه خود امري بيان شدني ست و مي توان آن را در جهت هاي مختلف نظري و قصوي و زباني و تاريخي و ... تشريح کرد. اما خلاصه گويي و خلاصه نويسي در جريان اين تشريح و کالبد شناسي سخت وغيرممکن است. نوشتار حاضر نيز نه با چنين هدفي که بل با انگيزه تعيين يک زاويه ديد نسبت به آن در گستره جغرافيايي شهر اروميه و و به طبع استان آذربايجان غربي تلاش خواهد کرد.

ادبيات داستاني در يک نگاه کلي

ادبيات داستاني در يک نگاه کلي در پي کشف مسير تفکر انساني در خط سير يک فرهنگ و يک منطقه بومي و يا يک جامعه کشوري و ... است. يعني رسيدن به غايت اينکه ما به نسبت فضاي فرهنگي اي که در آن دم مي زنيم و تنفس مي کنيم، چگونه و به چه نحو فکر مي کنيم؟ و يا از زوايه ديد ديگر نسبت به هم چگونه مي انديشيم؟ مثلا ً من آذربايجاني در مورد همشهري و هموطن کرد يا ترک و...خود چگونه مي انديشم و کالبد انديشه من از چه نوع مصالح و مواد تاريخي ،ديني اجتماعي،سياسي و حتي رواني و... تشکيل شده است؟ مدرنيسم و زندگي و همراهي ِ اختياري و يا اجباري با جريان مدرنيزاسيون ، ادبيات داستاني را و اشکال مختلف ادبي آن را از رمانس تا رمان تا قصه کوتاه و بلند و ...تا مينيمال را با تکيه بر فرديت ودنياي فردي نويسنده و فرد انديشي جمع، به جهان معاصر عرضه مي کند. به طوري که در دوران معاصر فقط 150 تا 200 از عمر اين نوع ادبي با شکل و شمايل تئوريک و قصوي آن مي گذرد. در ايران نيز عمر آن هنوز به 100 سال نرسيده است.

گرچه در ايران مي توان پيشينه و تاريخ مبتني بر نثر و نثر نويسي براي آن قائل شد و از اين نظر آثار و منابع درخورتوجه و مهمي در ايران ، از گذشته به ميراث به جا مانده که در شکل گيري فرم اصلي و قرص زبان آثار خلق شده در عرصه اين نوع ادبي،اثر گذاري فراوان داشته است.( سفرنامه ناصر خسرو...، تاريخ بيهقي و...، کليله ودمنه و...، به ويژه هزار و يک شب و قصه هاي شهر زاد و نثر فلسفي و قصه هاي فلسفي نظير قصه هاي شيخ شهاب الدين سهرودي وابن سينا و...)

در ايران معاصر از حول و حوش انقلاب مشروطيت در آذربايجان آن زمان که بدنه آن از اروپاي تازه صنعتي شده خواسته يا ناخواسته متاثر بود اولين جرقه هاي توجه به ادبيات داستاني در فرم هاي مختلف آن به روشن شد و طولي نکشيد که همه وسعت ايران در نورديد.

ادبيات داستاني در آذربايجان

شروع ادبيات داستاني را در آذربايجان مي توان با جليل قلي محمد زاده ، مهدي حسين و ...در آذربايجان آن زمان ايران همراه ديد.که بعدها در طول سالهاي 30 و 40 به نسل سوم داستان نويسان ايران و آذربايجان از ساعدي تا براهني و بهرنگي و فرسي و بعد ترعباس معروفي و... پيوند مي خورد. از شاخص هاي ادبيات داستاني آذربايجان مي توان به رويکرد عميق زبان شناختي و ايجاد جريان هويت طلبي معاصر براساس تاريخ فرهنگي آذربايجان و ريشه هاي تاريخي اين منطقه ، اشاره کرد. از نظر تاريخي نيز مي توان سوابق و پيشينه روايي و منابع موثر براين جريان را برشمرد. داستانهاي ددقورقود، آوزان ها و فرهنگ آشيقي مبتني بر آن وآثار نثر دوره هاي متاخرتر در نزد شاعران و منصفان تر ک زبان و ... از اين دست است.

ادبيات داستاني در اروميه

متاسفانه ادبيات داستاني و قصه نويسي در شهر اروميه داراي سوابق تاريخي آنچناني نيست و اروميه در ادوار مختلف مشخصا ًنماينده ي مشخص و شناخته شده اي دراين حوزه ندارد. متاسفانه در خصوص ادبيات کردي و فارسي در اين منطقه نيزوضعيت صورت مشابه دارد. فقط در زبان وادبيات کردي به موارد نادري مانند سيد محمد امين شيخ الاسلام مكري(هيمن) از نام آوران نثر در اين زبان مي توان اشاره کرد.

اما اگر خواسته باشيم که بصورت مدون به اين حوزه از ادبيات در اروميه نظر کنيم تحت شرح چند سر فصل، به مطلوب خود نيل خواهيم کرد.

تلاشهاي پراکنده در حوزه ادبيات داستاني در اروميه : دراين زمينه به اشخاص کمتر شناخته شده اي نظير آقاي نشاني در حد فاصل 50 سال گذشته از خود مجموعه قصه تاليف نموده و به چاپ رسانده است و يا آقا بيوک قهوه چي که پيس و نمايشنامه تاليف مي کرده و در سينما تربيت سابق و سينما...؟ فعلي، واقع در خيابان امام اروميه، به اجرا مي رسانده است.بيش از اين تحقيقات شخصي نگارنده راه به جايي نبرده است که البته نگارنده ادعاي در مورد عدم وجود کس يا کسان در اين مسير ندارد.

تشکلها و هسته هاي ادبي شکل يافته ي ادبي حول محور ادبيات داستاني در اروميه: تشکيل هسته ها و تشکل هاي ادبي در اروميه را از نظر زمان از دوره متاخرتر عصر معاصر دورتر نمي رود.نخستين اين هسته و جريان ادبي رسمي در سالهاي اخير و با کانون نويسندگان جوان بوتا که نگارنده ي اين سطور خود نيز از اعضاي اوليه اين کانون بوده ، به سال 1375 شکل مي يابد و با جمع 30تا 40 نفر از جوانان خلاق تا سال 81 در قالب موسسات غير دولتي به فعاليت مي پردازد. از اين جمع مي توان به محمد صبحدل، عبدالمجيد چاوش زاده، بهزاد شخسوار ، دومان ملکي ، نگارنده اين سطورو... مي توان اشاره کرد. لايه هاي بعدي اين جمع نيز افرادي چون سياوش دانش آذر ، هادي خشايي و... رابه خود ديد.از فعاليت اين سالهاي کانون بوتا انتشار کتابهاي سال آن ،که به4 يا 5 جلد مي رسد ، مي توان اشاره کرد. از سال 78 نيز در انجمن شاعران و نويسند گان آموزش و پرورش به شکل جمع مستقل ديگري ،حول محور دکتر محمد علي ضيايي شکل مي گيرد که تا سال 81 ادامه فعاليت مي دهد. از سال 81 انجمن داستان نويسي حوزه هنري شکل مي گيرد که حول محور محمد زاهدي ، فرهاد کاظمي ، سياوش دانش آذر ونويسنده اين سطور شکل مي گيرد که با چند افت و خيز و تشکيل دفتر ادبيات در قالب حوزه هنري اروميه شکل جديد به خود مي گيرد و با چاپ کتاب ماه و روي آوردن به انتشار ماهانه ادامه فعاليت داده ، و متاسفانه اين دوره نيز با انتشار چند کتاب ماه در سال 86به پايان کار خود مي رسد.اما از سال 1387 جمع و هسته جديدي در اين حوزه شکل مي يابد که در فرم کارگاهي و حول محور دکتر محمد علي ضيايي تا به امروز به فعاليت خود ادامه داده و قصد ادامه نيز دارد. از فعاليتهاي اين جمع مي توان به انتشار کتاب آثار اعضا ء اين جمع با نام نان سير داغ و برگزاري جلسه رمان برگوليا اثر ناصر همرنگ نويسنده اردبيلي اشاره کرد.

ادبيات مقاومت و دفاع مقدس در اروميه

متاسفانه بنياد حفظ و نشر ارزشهاي دفاع مقدس به عنوان متولي اصلي اين نوع ادبيات درکشور و شهر اروميه، با وجود زمينه هاي مناسب بومي و منطقه فاقد تلاش عيني در اين عرصه است. بطوري که نمي توان به جمع يا هسته ي مشخص فعال در اين زمينه اشاره کرد.در اين خصوص مي توان به برگزاري جلسه نقد کتاب تپه ي جاويدي و راز اشلو از اکبر صحرايي نويسنده شيرازي اشاره کرد.

افراد فعال و شناخته شده در اين حوزه: محمد صبحدل با چاپ و تاليف چند جلد کتاب در زمينه ادبيات آذربايجان و... ارسلان عربلوئي مقيم آلمان با چاپ و نشر مجموعه قصه هاي کوتاه به نام زن من ساراماگودر داخل کشور ،حسين غفاري با انتشار کتاب مشک بيدمشک،توحيد اصغر زاده با انتشار کتاب بوي باران و ديگر آثار در حوزه دفاع مقدس ،روح ا... نوروزي با انتشار کتاب مرده ها حرف نمي زنند، و ديگران مانند: اسمائيل يوردشاهيان، خليل شيخلو، خالد رسولپور،سياوش رحيمي ، کامران داوري، چنگيز سر بلند، مهران محمودي، جواد رمضان، مجتبي اسمائيل زاده و...واز زنان نويسنده در اين عرصه نيز مي توان به،زهرا کريم زادگان با انتشارکتاب اشکهاي بي صدا وفاطمه باباخاني و مريم خمسه لويي و... اشاره کرد. ژورناليسم و مطبوعات ادبي اروميه: متاسفانه شهر اروميه استان آذربايجان غربي در اين زمينه فاقد پيشينه و فعاليت عيني و سهم معاصر است .هيچ نشريه و مجله و ...در اين منطقه و در عرصه ادبيات داستاني انتشار نيافته و نمي يابد؛ يعني خلاء مطلق؟؟!


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۰ساعت 22:1  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |