آندره ژید  و سوتلا

انقلاب اکنبر ۱۹۱۷م شوروی بسیاری از مردم دنیا را تکان داد از این جهت که ابن کشور هیچگونه معیارهای یک انقلاب را در خود نداشت .کشوری کارگری کشاورزی که به قول اندیشمندانش چنین انقلابی باید در یک کشور صنعتی، یعنی آلمان یا انگلیس روی می داد.در واقع این نکته خود به تنهایی آشکار می سازد که روند انقلاب از ابتدا مسیری نادرست را طی کرده .سوی دیگر آن رهبرانی همچون لنین به عنوان رهبر انقلاب و استالین به عنوان جانشینی که انقلاب را به سوی دیکتاتوری پرولتاریا کشاند، به تدریج توانستند معیارهای انقلاب مردمی را به سوی اهداف شخصی خود بکشانند. و ایده آل های باطل خود را در مفهوم تفکر کمونیستی و سوسیالیستی به مردمی که در آرزوی زندگی بهتر بودند ، دیکتانوری و خفقان  حاکم بر خود را با پایانی خوش پذیرا شدند. در این میان مردم جرات هرگونه انتقاد از دیکتاتوری استالین را از دست داده بودند، زیرا هر گونه انتقاد علیه حاکمیت به سرانجامی بس ناگوار ختم می شد.

آندره ژید می نویسد: آنچه در اتحاد شوروی انگ « مخالفت با دولت» را می خورد، در حقیقت آزادی انتقاد و آزادی فکر است.استالین چیزی جز تحسین و تمجید را نمی تواند تحمل کندو تمام آن کسانی را که نمی توانند تحسین بکنند، رقیب خود می پندارد، وقتی دعوایی به دادگاهی کشیده می شود، دعوا هر چه می خواهد باشد و دادگاه هر دادگاهی و متهم از هر دسته از کارگزاران که می خواهد باشد، هزاری هم که حق با متهم باشد،اگر رأی دستگاه رهبری بر محکومیت متهم قرار گرفته باشد، وای بر وکیل مدافعی که برخیزد و در دادگاه جرأت دفاع از متهم را به خود بدهد.

دستگاه تبلیغاتی شوروی اینگونه در اذهان مردم کار کرده بود که تنها نجات بخش جامعه استالین است و او را اغلب با تصویری روشن و معصوم و پاک در هاله ای از تقدس نشان می دادند. این تقدس خیالی از استالین در واقع تداعی همان نفرت عمیقی بود که استالین نسبت به مذهب داشت اما او به خوبی می دانست که استفاده از مذهب در جای خود ، پایه های حومتش را استوارتر می سازد.سوی دیگر این تقدس جلوه ای از چاپلوسی و عوامفریبی را به همراه داشت که باز هم  راه را بر هرگونه ابراز علنی انتقاد از او از بین می برد.

در سالهای دهه ۱۹۳۰م تبلیغات وسیعی از سوی طرفداران استالین در مورد پیشرفتهای اقتصادی شوروی در سراسر جهان ادامه داشت. وراین دولت سعی می کرد به زبانهای مختلف دنیا چهره ای متفاوت از واقعیتهای درونی جامعه روسیه نشان دهد.در داخل روسیه روزنامه های دولتی از مرگ تدریجی میلیونها قحطی زده سخنی نمی گفتند.مقاله های این روزنامه ها عمدتاْ در ستایش رهبر بزرگ پرولتاریا و نجات دهنده رنجبران جهان بود.پوسترهای بزرگ که همه از سعادت و نیکبختی مردم شوروی سخن می گفتند در تمام ادارت و مراکز عمومی نصب شده بود.در مدارس شوروی، دانش آموزان سرودهای بسیار یاد می گرفتند و در تمام این سرودها از رهبر بزرگ پرولتاریا تشکر می کردند.

در دانشگاهها استادان مزدور از نبوغ استالین بزرگترین مرد تاریخ جهان سخن می گفتند و او را انسانی مافوق بشر می دانستند. و به محرومان جهان مژده می دادند که بزودی از پرتو اندیشه های او برخوردار خواهند شد.

شاید هیچ کتابی در توصیف وضعیت شوروی در عصر دیکتاتوری نوین حاکمیت استبدادی به اندازه کتاب خاطرات « سوتلا» دختر استالین که به غرب گریخت و کتاب خود را به نام « فقط یک سال » منتشر کرد آشکار کننده شخصیت آن خون آشام بزرگ تاریخ نیست. 

 


برچسب‌ها: شخصیت ها
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۰ساعت 21:54  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |