از جواد مفرد کهلان

چمخاله می تواند به معنی محل رسوبات سر راست ساحلی باشد: सम adj. sama right, खल n. khala sedimentation कूल n. kUla river bank, वेला f. velA coast [seashore] چاف می تواند به معنی زمین بر آمده در کنار آب (دریا) باشد: चय m. caya mound of earth अप् f. ap water

+ نوشته شده در  جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷ساعت 19:58  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |