همانطور که می دانید، "قُه" عربی شده ی کوه است و واژه ی "قُهپایه" به معنی  "کوهپایه" است. قُهپایه، طرف مشرق، اندکی متمایل به شمال، برابر جرقویه و ابتدایش، هشت فرسنگ و انتها، نزدیک بیست و پنج فرسنگ، کوهستانش به حدود نایین می رسد و یک حدّ دیگرش به اردستان و یک حدّ به رودشت. آب آن بلوک از قنواتی است عمیق که گاهی دی ویل می خورد، به ریشه های کوهی خورده، باری به سختی آبی بیرون آورده؛ مردمش کاسب و صنعت گرند، عبای کوپایی محکم و مس های هرند مستحکم است. قُهپایه(کوهپایه) در قدیم بخش بزرگی بوده است که شامل سه دهات بزرگ بنام های: "هرند"، "ویر" و "فشارک" می شد، دارای آب وهوایی عالی از طراوت و لطافت، و هرند شش هزار جمعیّت داشت؛ برخی روستاهای قُهپایه عبارت اند از: "قهی"، "جشوقان"، "جبل"، "سجزی"، "زفره"، "علون آباد"، "کیچی"، "جزه"، "ورتان"، "دخرآباد"، "همّت آباد"، "مشکنان"، "مزرعه شور"، "جُندابه"، "باقرآباد"، "شریف آباد"، "کبریت"، "مزرعه ی شاه مراد"، "مزرعه ی کاظم" و "مبارک آباد که بسیار جاهای باصفایی است؛ در هرند، امامزاده یی است که مردم قُهپایه نذرها بدان آورند.

در کوه های قُهپایه، از محلّ لای، معدن سنگ سرمه ومعدن مس و آهن است و ریع تریاک قُهپایه از همه ی بُلوکات بهتر و غلّه اش به خوراک مردمش نمی رسد؛ پولاک می نویسد: "در زفره میان چند تپّه از آهک آتش فشانی، دارای موادِّ رُسّی رنگارنگ، معدن نقره پیدا می شود و قدیم ها، چاه ها و مغاره های بسیار در عروق آن تپّه ها کنده اند و در ورتان، معدن سولفورد انتیمون است و گِل رَخت شویی نزدیک چشمه ی آب گرم و آهن در کوه های آنجا و گِل زَرافشان که بجای آب طلا به دیوار اندود می نمایند، در علی آباد جبل قُهپایه وجود دارد".

منبع: کتاب تاریخ اصفهان از جابری به تصحیح دكترجمشید مظاهری(سروش یار)

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۹ دی ۱۳۹۵ساعت 20:4  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |