• جمعیت :
    87282
  • کد تلفن :
    311

خوراسگان یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیتی بالغ بر 100,000 نفر (برآورد 1386خ.) در بخش مرکزی شهرستان اصفهان قرار دارد و چسبیده به شهر اصفهان است. مساحت این شهر 70 کیلومتر مربع می‌باشد .

خوراسگان ، سرزمین خورشید قرن ها پیش از این ، در عصر پیشدادیان ، در جلگة شمالی رود همیشه جوشان و خروشان زاینده رود ، جائی که از پس دیواره شرقی کوه هایش خطة خشک کویر مرکزی آغاز می شود ، سرزمینی بود آباد و مسکون که « گابایاگی » اش می نامیدند و در بعضی از متون کهن از آن با عنوان « رشورجی » نام برده اند .

بطلمیوس ، جغرافیدان یونانی از آن به « اصبدانه » یاد کرده است و بعدها و به عصر هخامنشیان « اسپادانا » نامیده شد و آن جائی بود که سپاه ملوک ایران باستان ، در آن جمع می شدند و از آنجا به اطراف و اکناف ایران زمین گسیل داده می شدند . گویند اسپادانا از کلمه « اسپاه » است و آن به معنی « سپاه » آمده و « ان » آن برای نسبت بوده است .

این کلمه بعدها در تداول کلام عامه ، تبدیل شد به کلمة « اسپاهان » و در نهایت به « اصفاهان » و « سپاهان » و « اصفهان »‌ تغییر یافت .

و اصبدانه خود مرکب بود از دو شهر بزرگ و آباد و همجوار و هر دو بر ساحل شمالی زاینده رود . یکی « شهرستان » و دیگری « جی » ؛ و هم از آن عهد کهن در حاشیة شرقی جی ، قصبه ای بود آباد و معمور که چون هر بامداد از پشت کوه های شرقی اش ، خورشید سربر می کشید و به بلندای آسمان نیلگون دامن می کشید ،‌ « خور – اسکان » اش می نامیدند . که بعدها ساده تر شده « خوراسگان » گفته شد و چون بر سر راه اصفهان به خاوران و یزد و کرمان واقع شده بود ، « دروازه شرقی » و همچنین « دروازة خور » اش نامیدند و آن دهی بود آباد و پرجمعیت ، با خاکی حاصلخیز و مردمانی زراعت پیشه و سلیم النفس . بعدها و به عصر حضور اسلام در ایران ، همه مسلمان و شیعه مذهب ؛ و گویند مردمی بوده اند مهربان و مهمان نواز ، همچنان که امروزه نیز بر همین خصلت استوارند . و معمرین و کهنسالانش افسانه ای به یاد دارند حاکی از اینکه به عصر صفوی ، وجود همین روحیه و منش ، این خطه را از حملة افاغنه در امان داشته است.

واژه خوراسگان از سه جزء خور + آسه ( آس ) + گان تشکیل شده است . خور مخفف خورشید است و کلمه آس و یا آسه با کسرة نیمه ملفوظ همان است که درواژه خراسان داریم و اگر امروز خراسان را «خوراسان» نمی نویسیم از باب مسامحه است و الا خراسان هم از دو جـزء « خور+ آسان» تشکیل شده است ، جزء اول به معنی خورشید است و جزء دوم « اسان » همان صفت فاعلی از مصدر آمدن است . بمعنی « آیان » است .بنابراین خوراسگان همان خوراسان (‌خراسان ) است که در مشرق اصفهان قراردارد و از آنجا خورشید برمی آید سوی اصفهان .

آثار تاریخی این شهر عبارتند از:برج های کبوتر پارون ، کنگاز و گورت ، منار راران ، مسجد جامع هفت شویه ، قنات پارون و کنگاز و امارت خان. همچنین این شهر دارای چند امام زاده نیز می‌باشد که در این میان بارگاه حضرت ابوالعباس ، از نوادگان قمر بنی هاشم ابوالفضل ـ العباس ( ع ) به تنهائی جلوه گاه هنر معماری و آئینه کاری و نقاشی قرون و اعصار است که به همت هنرمندان معاصر خوراسگانی بازسازی شده است .

و در کنار آن بارگاه امامزاده اسحق و امامزاده شاه میرقوام الدین و امامزاده سیدمحمدباقر ، در خیادان و امامزاده مختار در چنگان ، هر دو در حومة خوراسگان که اینک جزئی از شهر شده ، بر قداست این شهر می افزاید .

دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در این شهر واقع شده است.
شهری با این قدمت و این موقعیت ، بدیهی است که نمی توانسته خالی از چهره های شاخص فرهنگی و علمی و هنری باشد و به رغم کوچکی و در حاشیه بودنش ، از دیرباز مهد پرورش چهره های علمی بوده و رجال بزرگی را به فرهنگ ایران هدیه کرده است که از جمله می توان از : احمدبن شهدل خوراسگانی ، شرف الدین محمد سفروه ، ابوالفتح محمد بن حسینی ، محمدباقر سمسوری ، میرزامحمدنصیر خوراسگانی ،‌ وثوق العلماء ، معین خیادانی ، محمد شفیع خوراسگانی ، میرزا بابای حکیم ، میرزا محمد پزشکی ، حسن مشفقی و شیخ غلامرضا و مهندس احمد صالحیان خوراسگانی و منصور اعتباریان ملغب به آیسور نام برد

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۵ساعت 16:58  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |