|
شهید: محمد حسین جعفری منش
نام پدر: علی
سن: 18
تاریخ شهادت: 27/12/1366
مکان شهادت: والفجر 10 در باختران
پاسدار رشید سپاه اسلام
شهید محمد حسین جعفری
بسم الله الرحمن الرحیم
الذین امنو و هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندا... و اولئک هم الفائزون س توبه آیه 19
آنان که ایمان آوردن و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان به خصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.
با درود وسلام برحجت حق حضرت مهدی بقیه ا... الاعظم امام زمان (عج) و با درود وسلام بر نایب بر حقش این پیر جماران این بت شکن زمان این شب زنده دار جماران این کسی که ما را از ظلمت به نور هدایت کرد امام امت خمینی کبیر و با درود و سلام بر فقیه عالیقدر ایت ا.. منتظری و یاران با وفا و صدیق امام و با سلام بر امام جمعه شهر شهیدان آیت ا... طاهری و با سلام بر بر مجروحین و معلولین و اسیران ومفقودین و جانبازان و با درود وسلام برارواح طیبه پاک شهدای راه حق و فضیلت از صدر اسلام تا کنون که با خون خود رخت اسلام و انقلاب را آبیاری نمودند و درس شهادت را به ما یاد داده اند.
خدایا دوستان شهیدم تنهایم گذاشتند و تنها به سوی تو پرکشیدند و در جوار رحمت تو متنعم گشتند ولی افسوس من از راه مانده ام و هنوز در خم یک کوچه مانده ام خدایا فراغشان مرا سخت آزار می دهد و بار سنگین مسئولیت و رسالت آنها بر پشتم سنگینی می کند خدایا نمی دانم آنها را مناجات نیمه شبانه ی خود با تو چه گفتند که تو اینطور عاشق آنها شدی و آنان را به میهمانی خود بردی ولی آنچه بیاد دارم این است که در اکثر دعاها طلب حمد تو را می کردن و تقاضای رسیدن به حضورت را داشتند که اللهم الرزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک خدایا من نیز به پیروی از انها که پیرو تو بودند دست دعا بسویت بلند می کنم و این جمله را تکرار می کنم اللهم الرزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک خدایا تو می دانی و آگاهی که با چشم باز آگاهی کامل پای در این راه که رضای توست را داشتم و هیچکس مرا به اجبار به این راه وانداشت و من با اراده کامل خود دراین جنگ شرکت کردم و چیزی که مجبور به این فریضه بزرگ الهی نمود فقط عشق به خدا و شهادت در راه خداست .
مادرم هم اکنون که من در حال نوشتن وصیت نامه خود هستم نزدیک عملیات است و نمی دانم که این بار سرنوشت خود چگونه است آیا خداوند لیاقت شهادت را نصیبم کند یا نه هر چند خود را لایق نمیدانم که وصیت بنویسم ولی چون مسلمان خود را میپندارم مجبورم چند خطی بنویسم امیدوارم که تاکنون مقلد امام بوده باشم مادرم من بخاطر اسلام به جبهه رفتم نه اینکه اسلام به من احتیاج دارد بلکه به اسلام احتیاج دارم مادرم قلم قاصر است و توان نوشتن ندارم و زبانم خاموش تا اینکه بتوانم از زحمتها و رنجها ئی که برایم کشیدی و من را به این سن و سال نوجوانی رساندی و بسوی جبهه فرستادی جبران کنم و از خدا میخواهم که اگر نتوانستم در این دنیا جبران زحمتهای تو را بکنم در آن دنیا بتوانم جبران کنم .
پدر و مادرو برادران و خواهران عزیزم از شما میخواهم که اگر بدی از من دیده یا لغزشی از من دیده اید بخاطر خدا و رسول ا... حلالم کنید و از من در گذرید و امیدوارم که خدا از شما در گذرد و از تمام دوستان و آشنایان طلب حلالیت کنید
مادرم شما را توصیه میکنم به تقوا و استقامت و میخواهم اینها را سر لوحه زندگی خود قرار دهید و مثل فاطمه زهرا (س) و زینب (س) زندگی کنید و اگر خداوند لیاقت شهادت را نصیبم کرد برایم گریه نکنید و شهادت لیاقت میخواهد و از خداوند میخواهم که شهادت را که از عسل برایم شیرین تر است نصیبم کند مادر اگر خبر شهادت مرا آوردند ناراحت نباش که من به آرزوی خود رسیدم و این راهی است که من انتخاب کردم آقایم حسین (ع) انتخاب کرد و افسوس که من انتظارش را می کشیدم وباید به یاری حسین زمان بشتابیم و با دشمنان اسلام بجنگیم و از برادرانم میخواهم که نگذارند که اسلحه من به زمین افتد و خونم خشک شود و از اهالی محل میخواهم که دنباله رو اسلام و انقلاب باشند و رسول ا... باشند و اگر جنازه من بدستتان رسید موقع غسل دادنم زیارت وارث را بخوانید و موقع دفن کردنم زیارت عاشورا را بخوانید و موقع تشییع جنازه من نقل بر سرم بریزید که آن شب موقع دامادی من است در آخر بر مزارم قرآن بخوانید .
والسلام علیکم
بنده گنهکار درگاه خدا محمد حسین جعفری منش
مورخ 16/ 10/ 1366
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی رانگهدار
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵ساعت 23:2  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|