در شامگاه يكي از روز هاي خرداد ماه سال 1297خورشيدي نزديك به پانصد سوار و تفنگدار به فرماندهي جعفرقلي چرمهيني و رضا خان جوزداني به همراهي شجاع همايون دهكردي و علينقي چي از راه ميان كوه كلاه قاضي خود را به روستاي محمدآباد جرقویه رسانيدند. در آن سال حاج ميرزا محمد امين صفوي، راهزنان را از دستبرد و تارج محمدآباد بازداشت و پذيرفت كه در برابر اين كار آذوغه و نيازمنديهاي آنان را فراهم نمايد و در پي آن گفتگو ميان دو سو آغاز گرديد. در هنگام گفتگوي آنها، گروهي از خاندان حاجيها، تفنگداران جعفرقلي را كه در بيرون دژ بودند به تير بستند ولي از آنجا كه شمار راهزنان بسيار و داراي تفنگهاي پيشرفته بوده اند، تفنگداران محمدآباد نتوانستند در برابر آنها ايستادگي نمايند و راهزنان پس از به تاراج بردن فرش هاي گرانبها، طلا و گوسفندان مردم، رهسپار كوه كلاه قاضي شده و در آنجا كمين كردند در شامگاه فرداي آن شب براي بار دوم از كمينگاه خود بدر آمده و بار ديگر در پي تاراج مردم محمدآبادجرقویه  بر آمدند. ولي از آنجا كه در آن شب تفنگداران محمدآباد با آمادگي بيشتري بر بالاي باروها و پشت بامها سنگر بندي كرده بودند، راهزنان كاري از پيش نبردند و رهسپار روستاي آذرخواران گرديدند. در ساعت 8 شب راهزنان به روستاي آذرخواران رفته و از مردم آنجا خواستند تا بدون درگيري و تيراندازي دارايي هاي خود را به راهزنان واگذار نمايند . حاج محمد علي ملك پور آذرخواراني كه در آن زمان 5 ساله بوده است، آن رويداد را چنين بازگو مي نمايد: هنگامي كه راهزنان به خانه هاي آذرخواران ريختند، جعفرقلي دستور داد چون مردم آذرخواران به آنها تيراندازي نكرده اند، هيچ كس نبايد با مردم بدرفتاري نمايد ولي تا جايي كه توانستند، فرش هاي گرانبهاي مردم و ازآن نمونه قالي هاي ارزشمند خانه ما را به يغما برده و انبارهاي جو ما را نيز براي اسب هايشان همگي به تاراج بردند، سپس در نزديكي هاي نيمه شب، جعفرقلي، رضاخان، شجاع همايون و علينقي چي و چند تن از سركردگان راهزنان از پدرم گوسفند خواسته و از نيمه شب تا سپيده بامداد پي درپي گوسفندان ما را كباب مي كردند و در برابر ديدگان ما آنها را مي خوردند و در پايان كار انبار جو و گندم كدخداي آذرخواران، حاج محمدباقر عموي بنده را نيز تاراج كرده و آذرخواران را به سوي حسين آباد پشت سر گذاشتند.


برچسب‌ها: جرقویه ای
+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵ساعت 13:49  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |