|
قارنه
قارنه روستای کوچکی است در فاصله ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان اصفهان واقع در پناه گاه حیات وحش (پارک ملی) کلاه قاضی. وسعت این منطقه حدود ۵۰۰۰۰ هکتاربوده وپوشش گیاهی آن شامل انواع گندمیان،کاسنی، درمنه، علف شور، بنه و بادام کوهی می باشد. ازگونه های غالب چهارپایان حفاظت شده این منطقه می توان به کل و بزکوهی اشاره کرد وانواع پرندگان آن عبارتند از: عقاب، باز، بالان، تیهو، کبک و باقرقره. قدمت این روستا حدود ۳۵۰۰ تا ۷۰۰۰ سال تخمین زده می شود که البته تا به حال گروهی به صورت جدی کار قدمت گذاری بر این روستا را دنبال نکرده است. جمعیت فعلی این روستا به دلیل خشک سالی های متعدد و کم توجهی مسئولین از ۱۰۰ نفر تجاوز نمی کند که البته در سال هایی نه چندان دور این روستا از روستاهای پر رونق بوده است. بناها وعمارت های این روستا تماما خشتی وگلی بوده وعلی رغم گذشت سال های بسیار پرمخاطره همچنان پا برجا هستند. قورتان
موقعیت جغرافیایی روستای تاریخی قورتان روستای قورتان مرکز دهستان گاوخونی از توابع بخش بن رود (ورزنه ) می باشد.این روستا در فاصله ی 110 کیلومتری شرق اصفهان و 45 کیلومتری شمال غَربی تالاب گاوخونی و درمسیر جاده ی اصفهان _ ورزنه واقع گردیده است . ارتفاع از سطح دریا 1480 متر می باشد. رودخانه ی زاینده رود در طی مسیر حرکت خود به طرف تالاب گاوخونی باعث جدایی دو روستای همجوار قورتان و بلان شده است که چشم انداز زیبایی به این دو روستا بخشیده است .با عبور این رودخانه روستای قورتان درحاشیه ی شمالی و روستای بلان در حاشیه ی جنوبی قرار گرفته است . پیشینه ی تاریخی از پیدایش قورتان تاریخ دقیق و درستی دردست نیست. اما به گواهی نام ها و محل هایی که وجود دارند قدمت این روستا به سالهای 421- 439میلادی که زمان حکومت بهرام پنجم (بهرام گور فرزند یزدگرد اول) بود ه ، برمی گردد . درمورد مرگ بهرام گور چنین نقل شده است که هنگام شکار، اسبش در تالابی فرورفته و بهرام را باخودش فرو بردو دیگر اثری از او پیدانشد. که به احتمال زیاد این تالاب ، تالاب گاوخونی بوده است.(تاریخ جامع ایران) بهرام که گور می گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت (خیام) درنزدیک کبوترخانه ای که درشمال غربی روستا واقع گردیده است ، قلعه ای وجود داشته است که به زبان محلی به این مکان (بارام شاه) می گویندکه مخفف کلمه ی بهرام شاه است . که بعد با ساختن قلعه ی اصلی روستا این مکان قلعه کِنی(قلعه ی کهنه ) نام گرفت که بعدها تخریب و به زمین کشاورزی تبدیل شد. با پیداشدن بقایای ظروف سفالی در شرق روستا ودرکنارزمین های کشاورزی حاشیه رودخانه زاینده رود وبا تشخیص باستان شناسان ، این تکه های سفالی به دوره ی هخامنشیان نسبت داده شده که دلالت براین موضوع است که قدمت روستا چند هزار ساله می باشد . روستا ی قورتا ن دارای چند وجه تسمیه است . * به علت وجود گورخر فراوان در این منطقه این روستا گورتان نام گرفته است. * شهر ها و محل هایی که نام آن ها با گور شروع شده است ، منطقه ی آن ها از زمین های اطراف پست تر و گود تر است که روستای گورتان نیز یکی از این محل ها می باشد. با ورود اعراب در سال 22 هجری به ایران ، چون در زبان عربی چهار حرف گ – پ – چ- ژ وجود ندارد تغییراتی در زبان فارسی به وجود آورد . نام روستاهای شرق اصفهان نیز دچار تغییراتی شد. گورتا ن به قورتان – پارپان به فارفان – گندان به جندان – گرگویه به جرقویه (جعفری زند- اصفهان پیش از اسلام) * قورخانه به معنی اسلحه خانه یا انبار مهمات می باشد وقورتان نیز به این معناست . مردم شناسی جمعیت روستا بالغ بر 1324 نفر و زبان اصلی مردم روستا و منطقه ، زبان بومی و برگرفته از زبان زردشت می باشد. سید علی جناب در کتاب الاصفهان راجع به این زبان می نویسد:در جرقویه و اواخررویدشت و بعضی از دهات کوهستانی (کوهپایه )و سده و ماربین نزدیک اصفهان و همچنین گز و برخوار ، زبان مخصوصی دارند که سایر مردم آن را نمی فهمند . اسم این زبان ولایتی است و اکثر لغات آن پهلوی است که عموم زردشتیان استعمال می کنند. تا سال 1335 شمسی تمامی مردم در داخل ارگ سکونت داشتند . وجود فشار حکومتی ، لزوم همبستگی مردم برای دفاع در برابر اشرار و بیگانگان ، عدم مالکیت شخصی زمینهاو نبود توان مالی برای ساخت وساز خانه در محدوده های خارج ارگ ، باعث باقی ماندن مردم در داخل ارگ برای سالیان طولانی شد.به علت افزایش جمعیت و احساس امنیت به مرور زمان مردم ارگ را رها کرده و در حاشیه ی شمال و شمال شرقی ارگ شروع به احداث خانه های جدید نمودند. با مستقر شدن مردم در خانه های جدید، خانه های قدیمی داخل ارگ به محلی برای نگهداری دام و انباری برای ذخیره ی علوفه و محصولات کشاورزی تبدیل شد. و همین امر باعث تخریب شدید بافت قدیمی بناها گردید. حدود هفت خانوار در ارگ سکونت دارند که خانه هایشان نسبتا سالم مانده است . آثار و ابنیه ی تاریخی و فرهنگی ارگ از مهمترین آثار تاریخی روستا ، ارگ تاریخی و عظیمی است که قدمت آن به قرن چهارم هجری و به دوره ی دیلمیان (دیالمه) برمی گردد (1090سال قبل) . وسعت این ارگ نزدیک به 5 هکتار و مصالح به کار رفته مطابق با آب وهوای کویری و تماما از خشت وگل ساخته شده است . باروی شمالی آن 250 متر و باروی شرقی آن 180 متر طول دارد.تعداد برج های دیده بانی آن 14 برج بوده که یکی از برج ها و قسمتی از حصار اصلی ارگ بر اثر طغیان و منحرف شدن مسیر رودخانه ی زاینده رود تخریب گردیده است . قطر دیوار این بنای عظیم از پایین 3 الی 4 متر متغییر می باشد .ارتفاع حصارها از زمین تا کنگره 9 متر و ارتفاع برج ها از زمین تا کنگره 12 متر می باشد. این ارگ دارای دو دروازه ی شمالی و جنوبی است . آثار و ابنیه ی داخل ارگ قلعه ی نواب : قلعه ای حاکم نشین که بنای آن قبل از ساخت ارگ بوده است . این قلعه درضلع جنوب غربی ارگ واقع شده است. رودخانه ی زاینده رود از طرف غرب وجنوب این قلعه عبور می کند و باعث ایجاد امنیت در دوطرف قلعه گردیده است . این قلعه محل حکومت نواب بوده است ونواب افرادی بودند که توسط نایب های بنی امیه و بنی عباس مشخص می شدند . در زمان حکومت بنی امیه و بنی عباس سیصدو شانزده نواب در اصفهان و اطراف آن حکومت می کردند. این ارگ داری چهار مسجد می باشد که ازنظر قدمت به ترتیب عبارتند از: مسجد شبستان یا مسجد اهله یا به زبان محلی مسجد گاره(پایین): این مسجد در زیر مسجد بالا واقع شده است .این مسجد از نظر معماری بادیگر مساجد داخل ارگ تفاوت دارد و از جالب ترین و دیدنی ترین مکان های داخل ارگ به حساب می آید . روبه روی در ورودی مسجد ، محلی است که به غریب خانه معروف است .اگر در آن زمانها مسافری هنگام شب به این روستا می رسید و آشنایی در آبادی نداشت ، شب را در آن جا بیتوته می کرد . مسجد بالا: مسجدی است که قدمت آن به اوایل اسلام می رسد و این را از محراب این مسجد می توان فهمید که دارای دو محراب است . به گفته ی آقای جعفری زند ، در اوایل اسلام چون مسلمانان سمت قبله را به طور دقیق نمی دانستند ، حدودی از سمت جنوب را قبله قرار می دادند که بعد با مشخص شدن سمت دقیق قبله ، محراب جدیدی در داخل محراب اولی ، ایجاد کردند. گلدسته ای زیبا برروی این مسجد خودنمایی می کند. مسجد ابراهیم : با توجه به سنگ نوشته ی بالای در ورودی مسجد ، ساخت این مسجد به سال 1084 هجری قمری و دوره ی شاه سلیمان صفوی برمی گردد . مسجد در ضلع شمال شرقی ارگ و نزدیک حمام واقع گردیده است. مسجد غلامرضا : این مسجد در ضلع شمالی و جنب درب ورودی ارگ واقع گردیده است . و هم اکنون با ساختی جدیدو به نام مسجد المهدی(عج)شناخته می شود. بازار: در مرکز ارگ ، بازاری وجود داشت که از دو قسمت تشکیل شده بود . قسمت اول، بازارچه ی نجارها و کاروانسرا و قسمت دوم دیگر کسبه ها مانند سلمانی، قصابی و … فعالیت می کردند. آسیاب: در داخل ارگ ،چهار آسیاب یا ارگاه بود که اکنون فقط ساختمان های آن ها باقی مانده است . ارگاه به زبان محلی به آسیابی گفته می شود که سنگ آسیاب آن توسط حیوان(گاو، اسب، الاغ) چرخانده می شود.با استفاده از آسیاب های آبی در کنار رودخانه، آسیاب های داخل ارگ رونق خود را ازدست داد. حسینه: حسینه ای در ارگ وجود داشت که معماری آن با معماری ارگ همخوانی داشت ولی به علت افزایش جمعیت و کمبود فضای مناسب جهت برگزاری مراسم عزاداری سالارشهیدان امام حسین (ع) ، تخریب و بجای آن حسینه ای با معماری جدید ساخته شد. حمام : حمام ارگ در زمان قدیم به صورت خزینه ای بود و آب آن توسط هیزم گرم می شد و هیزم آن را از مسافت های طولانی به روستا می آوردند.پس از پیروزی انقلاب اسلامی با همکاری جهاد سازندگی ، حمام تعمیر و به طور بهداشتی ساخته شدو هم اکنون نیز مورد استفاده قرارمی گیرد.حمام روستا در ضلع غربی ارگ واقع گردیده است. مسیر آب: جوی آبی از ضلع شمالی ارگ و زیر مسجد غلامرضا ، وارد ارگ می شد و در طی مسیر سنگ چین شده ی خود از کنار حسینیه ، مسجد ابراهیم و پس از پر کردن خزینه ی حمام از کنار بازارچه ی نجارها گذشته و از ضلع جنوبی ارگ خارج می شدو به رودخانه ی زاینده رود می ریخت. آب جوی، از آب کشاورزی زمین های شمالی ارگ تامین می شد. آثار و ابنیه های بیرون ارگ مسجد جامع یا مسجد جمعه: در ضلع جنوب شرقی ، بیرون ارگ و در حاشیه ی رودخانه ی زاینده رود بنایی خودنمایی می کند که قدمت آن به دوره ی ایلخانان قرن هفتم برمی گردد. ساختمان این مسجد دو طبقه بوده و بزرگی آن نشانگر جمعیت زیاد روستا در آن زمان بوده است . کبوترخانه : در ضلع شمال غربی ارگ و در حاشیه ی رودخانه ی زاینده رود کبوترخانه ای خودنمایی می کند. معماری آن با معماری کبوترخانه های دیگر بسیار تفاوت دارد . به طوری که نمای بیرونی کبوترخانه ها صاف بوده و فشار کمتری را تحمل می کند ولی این کبوترخانه در نمای بیرونی خود دارای 12 سیلو به طور هلالی است که هرکدام از این سیلوها کار یک پایه را برای این بنا انجام می دهد . ارتفاع آن 15 متر و قطر آن 12 متر می باشد. آسیاب آبی: در غرب کبوترخانه آسیاب آبی وجود داشته که تا اواخر دهه ی چهل سالم و گندم مردم را به آرد تبدیل می کرد. هنگامی که موتورهای دیزلی جای نیروی آب را گرفت این آسیاب به مرور زمان از بین رفت . هم اکنون فقط قسمتی از چاه آن که با ساروج ساخته شده است باقی مانده است . باغ های داخل ارگ این ارگ در طی هزارواندی قدمت دچار دگرگونی های فراوانی گردیده ، که یکی از این دگرگونی ها ، ایجاد چند باغ به نام های باغچه گل ، باغ حاج میراکبرو باغ کربعلی (کربلایی علی) در مکان های مختلف ارگ بوده که هم اکنون فقط نام و دیوارهایی از آن باغ ها به جای مانده است . مراسم عزاداری قورتان دربرخی از نقاط کشورمان مراسم مذهبی ماه محرم به شکل خاص وقابل توجهی برگزار می شود که علاقمندان از نقاط مختلف کشور برای دیدن این مراسمها می آیند یکی از این نقاط روستای قورتان می باشد که مراسم زار ایام محرم در این محل می تواند دلیلی برای جذب توریسم فرهنگی باشد و با تبلیغ و اطلاع رسانی در مورد این مراسم می توان گردشگر جذب کرد. عزاداری و بزرگداشت آقا ابا عبد الله واصحاب وانصارش سنت قدیمی و دیرینی دارد ولی از حدود 150 الی 200 سال قبل سادات و بزرگان وعلمای بنی الزهرای قورتان با توجه به شناخت وعلمی که از اهل بیت خصوصاً امام حسین (ع) داشتند این نحوه ازعزاداری را بنا نهادند. قهي
موقعيت جغرافيايي روستاي قهيروستاي قهي يكي از قديمي ترين روستاهاي بخش جلگه اصفهان است . قهي در فاصله 7 كيلومتري غرب مركز بخش، ( هرند) در حاشيه كوير قرار گرفته است . اين روستا از شمال به شهر كوهپايه، از شرق به شهر هرند، از جنوب به رودشت و دهستان شاه طور و از غرب به شهر سگزي و مزرعه شور محدود شده است. و به علّت فاصله کم با شهرهاي "هرند "و " کوهپايه " دارای ارتباط قوی با شهرهای ياد شده است . روستاي قهي قبلاً از توابع بخش كوهپايه بوده است. فاصله اين روستا تا مركز بخش ياد شده 10 كيلومتر و تا مركز استان 80 كيلومتر است . قرار گرفتن در حاشيه كوير، روستا را تحت تاثير قرار داده و داراي آب و هواي خشك است. تاثير مستقيم آب و هوا در پوشش گياهي و تنوع جانوري اين منطقه و روستاي قهي به خوبي محسوس است .ارتفاع آن از سطح دريا 1575 متر است و در موقعيت 35درجه و32 دقيقه عرض جغرافيايي و 15 درجه 52 دقيقه طول جغرافيايي قرار گرفته است. قدمت اين روستا بر اساس مدارک و آثار باقيمانده از آن به سالهای قبل از اسلام مي رسد . و نام آن نيز قبلاً " کهی بوده که بعداً به مرور زمان حرف " ک " به حرف " ق " تبديل شده است؛ قهي؛ معرب کهي در برابر کوهپا يا کوهپايه (که در برخي اسناد قديمي قهپايه آمده) به معني جاي پست و کم ارتفاع و پايين تراست . استان اصفهان يکي از قطبهاي گردشگري ايران است که رونق اين صنعت بواسطه موقعيت جغرافيايي ، تنوع اقليمي در منطقه ، تعدد عناصر شاخص ارزشمند و تاريخي و وجود بافت هاي زيبا و متراکم در اطراف شهرستان اصفهان مي باشد. يکي از اين نمونه ها ، روستاي قهي است که داراي بافتي منسجم و منحصربه فرد ، به لحاظ قدمت و يکپارچگي مي باشد و هر گونه عناصر معماري خاص روستايي را مي توان تا حدود زيادي در آن مشاهده نمود . بافت قديمي روستا در مرداد ماه سال 1384 به ثبت شوراي ثبتي استان اصفهان رسيد و سپس در تاريخ 5/8/1384 اين روستاي به شمارهٔ 13600 در فهرست آثارثبت شده ملي قرار گرفت. روستاي باستاني قهي با بافتي زنده و بکر ، هديه ايست از قرنهاي دور به گردشگران و بستري است مناسب براي رشد صنعت گردشگري در منطقه که در راستاي تحقق و پيشبرد اين هدف تاکنون اقدامات بسياري در زمينه حفظ و احياء بافت از سوي پايگاه ميراث فرهنگي روستا ، طي فعاليتهايي سه ساله انجام شده است و گزارشاتي نيز جهت معرفي و امکانات روستا براي جذب گردشگر آماده و در حال تکميل مي باشد . لذا تحقق اين امر ميسر نخواهد شد مگر با توجه خاص مسئولين و تواندهي هرچه بيشتر به قابليتهاي اين روستا . تاريخچه " قهي " روستاي قهي داراي شناسنامه اي کهن و معتبر است که يادگاري از روزگاران ديرين است و ساليان بسياري است که در حاشيهء کوير ، نشيب و فراز فراواني بخود ديده است. تاريخ بناي قهي به سده هاي قبل از اسلام مي رسد. مسجد جامع قهي با چهار طاقي اوّليه آن که بافت و ساخت ساساني دارد گواه اين مدعاست. علاوه بر اين ، آثار بازمانده از دخمه هاي زرتشتي که تا پنجاه سال پيش خرابه هاي آن بصورت تلي از خاک موجود بوده است، بشدت اين نظريه را تائيد مي کند . اما براي مستند کردن موضوع نياز به بررسي هاي بيشتر باستانشناسان دارد. ماکسيم سيرو در کتاب " راه هاي باستاني ناحيه اصفهان و . . . " چنين مي نويسد: «در اينجا خانه هاي افسانه اي وجود دارد که سابقاً مرکز شتر داري تمام ايران مرکزي بوده است . . . . قصبه هاي جي (قهي) و اخند ( هرند ) هر دو نزديک کوهپايه در روي يک راه درجه دوّم قرار دارند که از سگزي مي آيد و مستقيماَ به ورزنه مي رسد. جي را ميتوان گفت که مرکز قافله هاي شتر ايران مرکزي بوده. تعداد چهارده نهر و کمبود آن از آبهاي زيرزميني ذخيره آب لازم را براي مزارع جو و حيوانات تأمين مي کرد. به علاوه آب انبارهاي بزرگ و چند حمام نيز در چندين نقطه مجموعه آباديها داير بودند. جي داراي يک محله است با استحکامات و چند بناي مذهبي در آن وجود دارد مانند مسجد جامع و امام زاده " شاه عبدالواحد " که از بناهاي بسيار قديمي ايران مي باشد. چهره روستا با توجه به قدمت روستاي قهي و تاريخي بودن آن بسياري از بناهاي موجود رنگ و بوي قديمي و خاص خود را داراست. بافت ساختمان هاي آن سنتي و اکثر ساختمانها متعلق به دوران قاجار است و تعداد ديگر داراري ارزش باستاني هستند. ارزش بصري اين روستا بيش از آنکه متکي به تکدانه هاي زيباي خود باشد، در مجموعه اي است به هم تنيده وهماهنگ و متنوع از احجام و فرم ها که در نگاه اول گنبد مساجد، آب انبارها و آسياب ها و امواج کاهگلي پوشش منحني سقفها، برجها، ديوارهاي بلند و سردرهاي عظيم، وبا نگاه موشکا فانه تر بازارچه ها ، نير آب ها - پايآب- و بادگيرها بويژه بادگير آب انبارها را به نمايش مي گذارد. عرض معابر اين روستا بدليل وجود شترها در اين روستا متفاوت از ديگر بافتها است و ساباطهاي کم ارتفاع محدود به دو مکان در روستا مي شود. شايد آنچه بافت را مهم و با ارزش مي کند وجود تکدانه هاي آن است ، ولي مهمتر ، نحوه چيدمان اين تکدانه و ارتباط آنها با يکديگر است . نگهداري تکدانه ها شرط لازم براي حفظ بافت است ولي کافي نيست مساجد و اماکن مذهبي: مردم قهي مراسم مذهبي را ارج مي نهند و در دهه اوَل محرم در هر جاي ايران که باشند به زادگاه خود مي آيند و مراسم عاشوراي حسيني را با شکوه هرچه تمام تر برگزار مي کنند. به همين دليل در روستا 6 حسينيه و 12 مسجد وجود دارد . بازارچه هاي قهي: در مرکز بافت تاريخي روستاي قهي پنج بازارچه وجود دارد که همه به دست متمولين قهي ساخته شده و به نام همين افراد نيز مشهور مي باشد. قابل ذکر است قدمت بازارچه هاي روستا به دوران صفويه مي رسد. . اين بازارها با پوشش طاق و تويزه ساخته شده که طاق آن از نوع کلمبو مي باشد. در اين بازارچه ها دکانهاي قصابي ، نانوايي و خواربار فروشي و ... کار ميکردند . قلعه ها و مزارع در داخل روستا 2 قلعه وجود داردکه قدمت زيادي دارند و جزء بناهاي شاخص روستا هستند . قلعه شيخ شامل 15 خانه و قلعه آتشگاه داري 7 خانه بوده اين 7 خانه توسط ديوار بلند و7 برج خشتي به ارتفاع7 متر احاطه شده است . اين دو قلعه در غرب روستا قرار دارد. محل اوليه اسکان مهاجريني بوده که در دوره صفوي از خراسان به اين روستا کوچانده شده بودند . ديگر قلعه هاي با قيمانده در روستا که تعداد آنها 10 بنا مي باشد در اطراف روستا جاي گرفته اند که در کنار برخي از آنها بواسطه وجود آب مزارعي شکل گرفته است . خانه ها خانه هاي روستا به 2 گونه تقسيم مي شوند خانه هاي اربابي و خانه هاي معمولي. خانه ها؛ اندروني (بجزء بالا خانه حاج حسن قرهي) و نماي بيروني آن ها ديوارهاي بلند کاهگلي است که گاه روزنه هاي زيباي مشبک آجري يا خشتي در آن ها ديده مي شود. خانه هاي اربابي بزرگ، زيبا و باشکوه در اين روستا، گذشته از خانه خان ها، بدليل وجود خانواده هايي که صاحبان کاروانهاي بزرگ شتر بودن زياد ديده مي شود. که از مهم ترين آنها مي توان به خانه ابولقاسم خان ( رزمجو)، ابوتراب خان ( حاج داراب)، خانه حاج آخوند(تقوي)، خانه عليرضا قرهي، خانه حاج امين الله قرهي، بالا خانه حاج حسن قرهي، خانه لقمان و ... را نام برد. جالب آنکه اين استقلال اقتصادي باعث شده، برخي ازاين خانواده ها تا حدي فارغ از حمايت از خوانين، بناهاي خودرا از نظر بزرگي، زيبايي و از همه مهم تر از نظر دفاعي، بطور مستقل برپا سازند. از اين رو گرداگرد روستا مواضع دفاعي (خندق ، برج و بارو و...)وجود ندارد و معماري بناهاي اربابي، بصورت قلعه اي، گاه داراي برج، با ديوارهاي بلند و سطح صاف و يک دست که ناودانهاي کشيده بطور متناوب آب را از بام بناها به سطح گذرها هدايت مي کنند، ديده ميشود. در بعضي بناها لبه ديوار را، گنگره اي مي ساختند که حالت قلعه را دربنا بيشتر تداعي مي نمايد. شترخان ها ، شترداري و اقتصاد روستا شهرت قهي به دوران شترداري آن است . محل نگهداري شترها با ورودي زيبا و بزرگ ( متناسب با ابعاد شتر و بار آن)، شامل بهاربند ( بخش روباز يا همان حياط) و شترخان؛ بنايي با ارتفاعحدود ....متر و پوشش طاق و چشمه مي باشد، اندازه اين فضا به تعداد شترها بستگي دارد، البته در اصطلاح عاميانه به کل فضا, شترخان مي گويند . شترخان ها به دو صورت مستقل، يا متصل به خانه و يا بخشي از ساخته هاي اطراف حياط خانه را در اندازه کوچک شکل ميداده است. نزديک به ده هزار نفر شتر و بيش از 30 شترخان بزرگ (با ظرفيت 8 تا100 شتر) غالبا در محيط روستا و 70 شترخان کوچک (باظرفيت حداکثر8 شتر) به مساحت حدود 150000 متر مربع وجود داشته که حدود 22 درصد ازفضاي روستا را به خود اختصاص مي داده است ، اين نشان ديگري است از آنکه قهي قطب مهم شتر داري در مرکز ايران بوده است. آب انبارها قهي دو آب انبار داردآب انبار خان يا آب انبار کدخدا يا آب انبارمحله پايين مربوط به دوره ناصرالدين شاه واقع در بخش غربي روستا با پوشش گنبدي به قطر 11 متر وداراي 4 بادگير 8 وجهه به ارتفاع 10 متر . ديگر آب انبار حاج مختار يا آب انبار محله بالا که از آب انبار خان قديمي تر و مربوط به دوره فتحعلي شاه است و تقريباً در شمال مرکزي جاي دارد. قطرگنبد آن 14 متر و چهار بادگيرتک دهانه با ته رنگ مستطيل به ارتفاع 7 متر را دارا است ، در بالا سردر ورودي آب انباربالا خانه اي ساخته شده براي استراحت افرادي که بايد منتظر مي ماندن تا نوبت آب آنها فرا برسد . که اين نوع معماري منحصر به فرد است . قناتها و نيرآبها: قناتها شريانهاي حياتي روستا و مزارع آن هستند . مردم قهي وجود بعضي قناتها را به سالهاي دور و حتي پيش از اسلام ميدانند ، نام آنها نيز مويد اين موضوع است (کهني و کلوپه ) . تعداد قناتها در محدوده روستاي قهي (متعلق به روستا ) حدود 21 قنات مي باشد که2 قنات از داخل روستا مي گذرد. (کهني و اسفيداب). حمام حمام روستا که به حمام حاج آخوند معروف است، در سال 1312 هجري در زمان ناصرالدين شاه قاجار بنا گرديد. حمام داراي فضاي گرمخانه و سربينه با ته رنگ هشت ضلعي و مربع با پوشش طاق و چشمه است. دو گرم خانه و خزينه حمام در اندازه هاي کوچک و بزرگ براي زنان و مردان با ورودي جداگانه پيش بيني شده و فضاهاي جانبي در اطراف بخش هاي اصلي جاي گرفته اند. در سال 1352 با اعمال طرح وزارت بهداشت بنا دچار الحاقات و تغييراتي شد. برجها: هم اکنون تعداد 3 برج در خانه ها، 7 برج در قلعه آتشگاه و حدود 20 برج در قلعه مزارع باقي مانده است. اين برجها در چند طبقه ساخته ميشده و راه پله اي بصورت گرد راه خانه را به بالاي برج مي رسانده. نوع خاصي از پلکان نيز از داخل برخي طبقات اتاقکهاي برجي را به هم راه مي دهد. بالاخانه: خانه هاي روستا گاه داراي يک يا چند اتاق بروي بام، يا در طبقه بالا، معروف به بالاخانه مي باشد، که تاثير زيادي در شکل دهي خط آسمان دارند. بخشي از فضاي بام در مقابل آنها به عنوان مهتابي در شب هاي گرم تابستان استفاده ميشده است. در يک مورد نيز بالا خانه اي بر روي معبر قرار گرفته و ساباطي را تشکيل داده است سردرها : بزرگ، زيبا و رفيع بودن سردرها از ديگر ويژگي هاي اين روستا است. پوشش سردر بيشتر به شکل يک نيم گنبد با کاربندي و يا طاق گهواره اي با اجراي ضربي ، يا طاق کجاوه اي ايست. وجود چند دهانه طاق نما، سردر و جلوخان خانه را بسيار عريضتر و باشکوه تر مينمايد. تختگاه هاي وسيع، با نماي آجري خفته راسته نيز بسيار به چشم مي خورد آسياب ها: بيش از 17 آسياب در روستا نشان دهنده رونق کشاورزي در 60 سال پيش مي دهد. اين آسياب ها بصورت مستقل ويا يک فضايي از خانه را به خود اختصاص مي داده که البته دري به بيرون خانه داشته که آن را عمومي مي کرده است . نيروي گرداننده سنگ آسياب حيوانات ( گاو ، اسب و قاطر )بودند . آسيابها بعلت حرکت حيوانات داراي فضاي زيادي بود . اين عامل باعث بوجود آمدن گنبدهاي يک پارچه در آسيابها شود . گوشه سازي گنبد آسيابها قالباً يا اسکنج (قرارگيري دو تاسه در کنار هم ) و يا فيلپوش است. جنس مصالح در ساخت آسيابها نيز از خشت بوده است . كبريت روستای کبریت ازتوابع بخش بن رود در شرق استان اصفهان قرار گرفته است که معروف به نگین شرق اصفهان است. از اثار دیدنی آن ارگ تاریخی است که پس از ارگ بم بزرگترین ارگ ایران است. این روستای باصفا شمالیترین روستای بخش است.جمعیت روستا حدود500نفر،شغل اکثرمردم روستاکامیونداری ورانندگی وکشاورزی میباشد.شغل اکثرزنان روستاخانه داری وقالیبافیست.دختران وپسران روستااکثرا"ادامه تحصیل داده وبه درجات عالیه دانشگاهی می رسند در روستای سرسبز کبریت صحرایی عظیم و بزرگ دارد که در آن کشاورزان با توکل به خدا به کشت محصولات کشاورزی می پردازند.
وجه تسمیه ابتدا نام کبریت گبریت بوده است که برای آسان تر شدن تلفظ آن به کبریت تغییر داده شده است ابتدا کسانی که به این منطقه وارد شدند برای حفر چاه کلنگی را بر زمین زدند و مشاهده کردند که زمین به دلیل سختی لایه های خاک در این منطقه جرقه زد و به همین دلیل نام کبریت را بر روی آن نهادند
داستان ها در مورد این روستا هنگامی که مغول ها به ایران حمله کردند از طرف شرق اصفهان وارد ایران شدند وقتی دیدند که کبریت چقدر قدرتمند است تسلیم ایران و کبریت شدند
منابع زیرزمینی در این روستا منابعی مانند زغال سنگ ،گوگرد،نفت خام وجود دارد
گردشگری از جاهای دیدنی این روستا می توان به پل خواجه کبریتی ، سی و چهار پل ،بزرگ ترین رودخانه ی جهان به نام کبریت شور اشاره کرد
منابع اقتصادی در این روستا 15کارخانه است .از جمله ی ان ها سایپا خودرو و ایران خودرو ،لبنیات شیری هستند
شما هم به این روستا بیایید : اصفهان ،منطقه ی بن رود ،روستای کبریت كربكند
کربکند ( کربه کند) کربکند ( به ضم «کاف» اول و کسر « باء» ثالث) دیهی است بزرگ در دهستان برخوار در شمال اصفهان که در سال 1355، جمعیت آن 2006 نفر بوده است. با اینکه حفر چاه در اینجا دشوار است و با وجود قلت آب قناتهای برخوار از جمعیت آن کم نشده است. در وضع اقتصادی و کشاورزی آن هم از لحاظ قلت محصولات کشاورزی تفاوت محسوسی با وضع قبلی به چشم نمی خورد. همین طور که به کربکند بنگری آثار قدمت و کهنگی را در آن، با دیوارهای تسبر، برجها و ساختمانهای خشتی محکم و به خصوص کیفیات ساده و ویژه زندگانی مردم که سختکوشی مردم و استحکام مبانی اخلاقی، همه اینها نشان آن تمدان کهن است که از بین رفته است و اینک رنگی از آن باقی است. قابل توجه است که مردم کم و بیش علاقه دارند حالت کهن خود را حفظ کنند [ اما فکر نمی کنم در این زمان زیاد به حفظ حالت کهن خود علاقه داشته باشند و این از سر و روی دیه کاملا مشخص است]. بپردازیم به نام جلیل و فاخر آن. واژه شناسی: کربکند از دو جزء «کربه» ( به ضم کاف) و « کند» ترکیب شده است و جزء اول به معنی «کلبه» (اتاق کوچک است) که در زبان فارسی حاضر رایج و مصطلح است. علت تبدیل « ل» به « ر» همان علامت واحد برای این دو حرف در خط است که در برخی امکنه « ر» و در برخی دیگر «ل» رایج شده ولی معنای آن همان « کلبه» است. اما جزء دوم « کند» به ناچار از ریشه « کند» و « کندن» به معنای حفر کردن است که در دیه های دیگر هم داریم از جمله در واژه خندق ( کندک) و اشاره است به قناتی که حفر کرده اند و کلبه هایی که در سوابق ایام و آغاز بنیاد آن در دور و کنار آ» ساخته بودند و گاهی شنیده شد که آنرا کربکندی می خوانند و در این صورت « ی» آخر نسبت است. توضیح دیگر که به نظر می رسد این است که در زبان سغدی « کَنتَ» (به فتح اول و آخر) به معنی «شهر» است و همان است که در شهرهای سمرقند، تاشکندةخوقند و غیره و غیره در همین معانی در نواحی خراسان بزرگ وجود داشته است و ما می دانیم که در روزگار آبادانی بسیار این نواحی یعنی در دوران هخامنشیان زبان سغدی عنوان زیان بین المللی داشته است و حتی خود هخامنشیان فرامین دولتی خود را به خط سغدی می نوشتند. احتمال می رود از نفوذ این خط و این زبان کربکند بهره ای برده باشد و این « کند» از ریشه «کَنتَ» آمده باشد یعنی شهر کلبه ها که خوب با اصل و کیفیت ساختمان قریه در آن رزگاران قدیم سازگار بوده است. کفران روستای کفران در حاشیه بن رود دارای مردمی خونگرم ومهمان نواز وباگویش زیبای ولایتی هست اغلب انان افرادی باسواد وبا مرام هستند مردم کفرا ن بیشتر به کار کشاورزی ودامداری مشغول می باشند محصولات روستای کفران بیشتر از نوع غلاتی مانند گندم جو چقندر پنبه خربزه و علوفجات ودر حد کمتر ارزن شلغم گل رنگ کلزا و ذرت می باشد شهرهای نزدیک به این روستا عبارت اژیه ورزنه و هرند واما روستاها فارفان جندان ابولخیر طهموسارد رنگیده اشکهران قورتان سهران کفرود و بزم و بلان میباشد كفرود
این روستا از توابع دهستان رودشت شرقی به مرکزیت کفران ،فارفان می باشد و فاصله ی آن تا مرکز بخش شهر ورزنه 14 کیلومتر است و فاصله ی آن تا شهر اصفهان 102 کیلومتر است.تعداد خانوار این روستا 275 و جمعیت آن 1۸۰۰ نفر می باشد.این روستا یکی از روستاهای کهن بخش است که متاسفانه از آثار تاریخی آن بجز اندکی باقی نمانده است و می توان به مسجد شیر علی ، باقی مانده قلعه تاریخی و قبرستان قدیمی آن که امامزاده نیز واقع شده است می توان اشاره کرد شغل اکثر مردم این روستا کشاورزی است که متاسفا نه ازسال۱۳۸۰تا۱۳۸۵ براثر خشک سالی رونق خودراازدست دادودرسال ۱۳۸۶با افزا یش نزولات اسمانی اندکی رونق یافت اب مزارع کشا ورزی این روستااز رودخا نه زاینده رود تا مین می شود از محصولات اصلی این روستا می تو ان گندم ،جو ،چغندر وپنبه را نام برد اقلیم روستا با توجه به قرار گرفتن روستا در منطقه نیمه بیا بانی این روستا دارای اقلیمی خشک است که میزان نزولات اسمانی در ان بسیار پایین است. بیشترین میزان بار ندگی در فصل زمستا ن وا ویل بهار است.به دلیل قرار گرفتن این روستا در منطقه بیا بانی وکمبود رطوبت وتبخیر بالا ،درفصل تابستان هوا بشدت گرم میشود .یکی از ویژگیهای مناطق کویری معمولازمستا نها ی سر د است .که با توجه به قرار گرفتن این روستا درمنطقه کویر ی زمستا نها نیز داری آب وهوای سرد است
مقدمه: روستای مزرعه عرب، روستایی بسیار قدیمی و کویری درمنطقه جرقویه سفلی ، 75 کیلو متری شرق اصفهان واقع شده است. که ازشمال به منطقه رودشت (روستای جندان) وازجنوب به روستای رامشه وازشرق به منطقه جرقویه علیا (شهر حسن آباد )واز غرب به شهر نیک آباد منتهی می گردداین روستا حدود 120خانوار و 500نفر جمعیت دارد از چاه های معروف این روستا می توان چاهای شهید رجایی (1و2)(چاه پایین و بالا)؛چاه گروه خدامی ( لاپرخ) ,کبوترآباد وصحرای عمومی روستا را نام برد که به علت گرم و خشک بودن هوای این روستا کشاورزان زحمت کش در این مزارع محصولات همچون گندم وجو؛پنبه ؛ینجه و..کشت می کنند کوه عباسی یکی از کوه های معروفی است که در 3کیلو متری این روستا قرار دارد ودر روز طبیعت میزبان گردشگران این خطه هستند پیشینه تاریخی: آنچه در توان داشتم سعی و کوشش نمودم تا تاریخچه ای از محل زندگی خود؛روستای مزرعه عرب جرقویه سفلی ؛بیاببم .تاریخچه ای که از قبل نوشته شده پیدا نکردم ولی از پیرمردان ریش سفید و کسانی که تاحدودی از قدیمها شنبده بودند اطلا عاتی به دست آوردم سعی کردم که بفهمم چرا روستا را به این نام می خوانند گفته اند :در این سرزمین در چندین سال پیش شاید چهارصد سال قبل فقط چوپانی که ازاین محل عبور می کرده نیاز به آب برای خود وگوسفندان خود داشت.با مشقت های زیادی چاه یا قناتی حفر می کند.که به آب برسد .کارش نتیجه بخش می شود و آب زیادی پیدا می شود واین چوپان در همین سرزمین شروع به دامپروری و کشاورزی مشغول می شودالبته ناگفته نماند که در قدیم به عشایر عرب می گفتند و هنوز هم در منطقه ما به عشایر عرب می گویند.مثل عشایر شهرهای محمد آباد ونصر آباد جرقویه. در گذشت زمان افراد دیگری هم که از این سرزمین پر آب و سرسبز عبور می کردند به این چوپان پیوستند و برای ادامه زندگی شروع به ساخت خانه هایی کردند که در حد سه الی چهار خانوار که محلی را که اول در کنار مزرعه ساخته اند وهنوز محل آن مشخص است. حتی درب سنگی آن تا چند سال قبل وجود داشت ازآنجای که محل اول در جای بلندی قرار داشت وساختمانهای آن به چار الی پنج اتاق می رسد به قلعه کهنه معروف می باشد در گذشت زمان روستا به جای دیگری منتقل می شود وآنجا اتاق بیشتری ساخته می شود که هنوز آثار اتاق ها وجود دارد که در کنار آن کاروان سرایی هم ساخته شده است که ازاین کاروانسرا معلوم می شود در این محل مسافران زیادی عبور می کردند وبعضی از از مسافران وقتی به این محل می رسیدند وآب وزمین کشاورزی این محل را می دیدند شیفته آن می شدند و این سرزمین را برای سکونت انتخاب می کردند تا اینکه از قول قدیمی ها که آنها هم از قول قدیمی تر هایشان شنیده اند جمعیت روستای مزرعه عرب به هشت خانوار می رسد در این هنگام شخص ثروتمندی به نام حاج عبدالوهاب که از شهر اصفهان از این روستا عبور می کرد وقتی سر سبزی صحرا را می بیند این سر زمین چشمش را می گیرد ومشخص نیست که این صحرا را خریداری می کند یا به زورصاحب می شود وبا استفاده از نیروی انسانی روستا، شروع به حفر قنات می کندوچنان قنات را توسعه می دهد که آب قنات به سه اینچ می رسد البته به نقل از ریش سفیدان روستا های دیگر با گاو از چاه آب می کشیدندکه به یک اینچ هم نمی رسید .واین خود امتیازی برای این روستا بود حاج عبد الوهاب وقتی کمی روستا را توسعه می دهد کم کم جمعیت روستا افزایش می یابد که شاید به پانزده الی هجده خانوار می رسد وقتی حاج عبدالوهاب از دنیا می رود این روستا به پسرش که حاج عبداباقی نام داشت به ارث می رسد.پسر هم کار پدرش را ادامه می دهد.از آنجایی که روستا توسعه یافته بود شروع به حفر قنات دیگری می کند. در این زمان حاج عبد الباقی روستا را به صورت قلعه ای در می آورد چون در آن زمان دزد زیاد بوده قلعه را طوری ساخته است که شش برج دارد که شبها در آن نگهبانی می دادند ودیوارقلعه به پنج متر ودیوار برج ها به هشت متر می رسدوبعد از مرگ حاج عبدالباقی صاحب این روستا حاج حسن غفوری می شود .مشخص نیست که آیا حاج حسن غفوری فرزند حاج عبد الباقی بوده یا ا ز او خریداری نموده است.این زمانی بوده است که رضا شاه به پادشاهی می رسد و زمان زور گویی شروع می شود گویا به نقل از ریش سفیدان به مالک روستا ارباب می گفتند.واربابان مباشرانی داشتند که از خود ارباب بیشتر به مردم زور می گفتند: به طوری که به آنها دستور می دادند هر چه محصول برداشت می کنید ازان ارباب است فقط به شماجیره ای به صورت بخورونمیر تعلق می گیرد که مردم از آن زمان خاطره ی بسیار تلخی در ذهن دارند. مسئله کشف حجاب از طرف رضا شاه اعلام می شود حتی همین قانون در روستای
بیست وپنج خانواری هم اجرا می شود وبه زنان ودختران دستور داده می شود که همه به صحرا بروند چادر های خود را از سر بردارند وبه طرف روستا بیایند و از طرفی هم در این زمان قانون نظام وظیفه پیدا می شود اما چون مردم آن زمان با قانون آشنا نبودند از آن فرار می کردند. وشب ها از ترس ژاندارم ها در بیابان می خوابیدند.البته از نقل ریش سفیدان تااوایل انقلاب اسلامی جوانان از رفتن به خدمت سربازی فرار می کردند پس از چند سال که محمد رضا شاه به حکومت رسید تازه مدرسه در این روستا احداث شد.که در آن زمان جمعیت روستا به هشتاد نفر می رسید و حدود شش دانش آموز داشت معلم که همان سپاهی دانش های قدیم بودند خواند و نوشتن را وارد روستا کردند اما چون مردم با علم آشنایی نداشتند بچه های خود را به مدرسه نمی فرستادند ولی سپاهی دانش ها با استفاده از زور بچه ها را به مدرسه می بردندو در همان زمان بود که قانون تقسیم اراضی پیدا شد و به کشاورزان روستا کمی زمین دادند و به آنها دستور دادند کشت تریاک کنید این بلای خانمان سوز وارد روستای ما شد اما الحمد الله جوانان تمایلی به مصرف آن نداشتند فقط کشت و برداشت می کردندو تحویل حکومت می دادند این مسئاه تا اوایل انقلاب ادامه داشت رسم و رسومات : از قرار معلوم از زمانی که رو ستا شکل گرفته است تاکنون عزاداری محرم وصفر وبرنامه های شب نوزدهم وبیست و یکم وبیست وسوم ماه مبارک رمضان در روستا وجود داشته است درکتاب قدیمی که در روستا وجود دارد با خط شکسته نوشته است ((ما با ده نار قند (ربع کیلو امروز ))ویک مثقال چای عزاداری ابا عبد الله الحسین (ع )رابر سر و پا کرده ایم و از آن روز تا کنون عزادار ی سید سالار شهیدان در روستا بر گزار می شود و هر شب هم بعد از عزاداری شام به مردم می دادند احتمالا تا سی سال قبل در 6تمام شب های محرم وصفر عزاداری بوده و هر شب هم شام می دادند اما در سال های اخیر عزاداری دردهه اول محرم وده آخر صفر ودر شب های پنج شنبه این دو ماه بر گزار می شود نحوه عزاداری ایام محرم در روستا از محرم وقتی شروع می شد در روستا نخلی که هنوز موجود می باشد سیاه پوش می کردند در دهه اول،هرشب در جایگاهی که وجود داشت روی دوش می گذاشتند و می گرداندند .وقتی از قدیمی ها سوال می کنیم که نخل به چه منطور است اینگونه جواب می دهند: به منظور تابوت امام حسین است و بعضی ها هم جواب می دهند به عنوان کجاوه زینب است چون وقتی آن را حرکت می دهند زنگ های قدیمی که به آن بسته است وبا ریتم خاصی حرکت می کند انگار یک کاروان شتر در حال حرکت می باشد مراسم ازدواج: قدیمی ها می گویند بدون اینکه دختر وپسر خبر داشته باشند از طرف پسر به خواستگاری دختر می رفتند وبعد مراسم عقد که در منزل دختر برگزار می شد .در قدیم رسم بود که در جشن عقد فقط چایی ونونوماست می دادند. وبعد از دو سه ماهی که عقد بودند ارباب اتاقی را برای زوجین تعیین می کرد ومراسم جشن عروسی را بر گزار می کردند . مراسم به این صورت بود که اول داماد را به حمام عمومی روستا می بردند وبعد برای بردند جهیزیه،به خانه عروس می رفتند.وقتی مردم روستا جهیزیه را به خانه داماد می بردند داماد با دوستان خود در حمام بود. و بعد از چند ساعتی که داماد در حمام می ماند با ذکر صلوات ومدح علی خواندن که به آن چاووشی می گفتند داماد را از حمام به جایگاهی که از قبل تهیه شده بود می بردند وبعد زن ها عروس را به حمام می بردند و دوباره عروس را به خانه پدرش بر می گرداندند درجشن عروسی با تئاترهاو موسیقی های محلی مردم را شاد می کردند.و خیلی مختصر با یک شام مثل آبگوشت از مردم پذیرایی می کردند وقدیمی ترها می گویند شام آنها در شب عرو سی اشکنه یا کله جوش بود برای بردن عروس به خانه داماد زنها از عقب مردها از جلو حرکت می کردند وبا چاووشی عروس را به خانه بخت می بردند.رسم بود دربین راه داماد که قبلا به حجله رفته بود .بیاید و خوش آمدی عروس و مردم را بگوید فردای آن شب اقوام عروس وداماد جمع می شدند و داماد رااز حجله بیرون می آوردند ودوباره با موسیقی سنتی که داشتند جشن بعد حجله می گرفتندوهر کس که می خواست هدیه ای برای عروس و داماد ببرد درشب سوم عروسی به خانه داماد می رفت و هدیه را تقدیم می کرد این رسم را شب سومی می نامیدند ولی اکنون تمام آن رسم ها عوض شده است و رسومات تقریبا مثل شهر اصفهان انجام می گیرد .
زبان روستا: زبان مردم روستا فارسی وگویش ولایتی است .که تقریبا شرق اصفهان به این گویش سخن می گویند چند کلمه پر کاربرد : اُو / o /آب بِشه besheh/برو بوره/ booreh/بیا چوندر/ Chondar/چغندر
شِلم/ shelam/شلغم بخواه/ Bakha/بخور هانینگه/ haningeh /بنشین یَره/ yareh /بلند شو سوندی/ soondy /هندوانه کیه/ kiyeh/خانه باره/ bareh/بیار دو قله/ doogholeh/گوشه کیری/ kiry /تنور برا / bera /برادر خُخ/ khokh / خواهر نون در بستمان/ noondarbasteman/پختن نان مچد/ mached/مسجد کمزه/ comzeh / خربزه سُپه/ sopeh/ایوان سرا/ sera /حیاط تیغ/ tegh/روزگناه گِزر/ ge zar/زردک گوته/ gooteh/می خواهی چی/ chay/چای پاکیری/ /pakiery مطبخ
هر روستایی در منطقه جرقویه چیز معروفی دارد که به صورت شعر محلی گفته شده است میرزا عرب و نونا شون/ Mirza arab o noonashon /مزرعه عرب با نان هایشان حیدروا و توتاشون/ Haydar va o totashon /حیدر آباد با توت هایشان ینگو وا و گزراشون/ yang oova o gezara shon/نیک آباد با زردک هایشان پیکام و ژره هاشون/ paykam o jere ha shon/پیکان با تخت های گیوه شان حسین وا و گاهاشون/ Haseinva o gahashon /حسین آباد با گاو هایشان اُوخاران وخراشان/ okharon o kharash on /آذرخوارا با الاغ هایشان مندوا و کمزه هاشون/ Mondouva o komzeh hash on/محمد آباد با خربزه هاشان گنج آباد و کنجو واشون/ Gan j abad o konjouva shon/گنج آباد با کنجد هایشان ورتون
این روستا در ۶۰ کیلومتری شمال شرقی اصفهان واقع شده است و حدود ۵۰ خانه وار جمعیت داشته و مردم ان عمدتا به علت نزدیکی به راه آهن در این شرکت مشغوا به کارند.همچنین کشاورزی می کنند. ورتون به زبان پهلوی به معنای ""محل روییدن گل سرخ""است.زبان اصیل مردمش متعلق به مردم این ناحیه است که به آن به اصطلاح""ولاتی یا محلی ""گویند سخن می گویند.در ۱۰ کیلومتری این روستا آبگرم ای واقع شده است.این آبگرم دارای خواص درمانی بسیاری است و از تفرج گاه های شاه عباس دوم به منظور شکار آهو بوده است.از جمله خصوصیانت مردم ورتون اهمیت به شعاعر مذهبی است.اولین و پرآوازه ترین شهید این روستا "سید ابواالفضل ندیمی"است .دوران زندگی وی به سه دوره کودکی نوجوانی و شهادت است . وی همیشه از برادر بزرگ خود "مرحوم سید علی ندیمی " ((که در سال۱۳۶۶ به لقاالله پیوست)) به عنوان کسی که حق پدری بر او داشته یاد می کرد. هویه اریخچه ی روستای هویه : روستای هویه در ۹ کیلومتری جنوب غربی اصفهان و در ۳ کیلومتری شمال شهرستان فلاورجان واقع شده است . این روستا در ارتفاع ۱۳۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد .آب و هوای آن عمدتا مدیترانه ای و مرطوب دارای زمستانهای معتدل و تابستانهای نسبتا گرم می باشد . از محصولات کشاورزی این روستا می توان به گندو برنج جو لوبیا شبدر و انواع صیفی و سبزیجات اشاره نمود . یکی از مهمترین ویژگیهای این روستا نزدیکی و همجواری آن با رودخانه زاینده رود می باشد . وجه تسمیه این روستا به زمان ساسانیان باز می گردد . گفته می شود این روستا در زمان ساسانیان به نام" یهودیه "معروف بوده است . کم کم با گذشت زمان به "هودیه" و بعد ها به "هویه" تغییر نام یافته است . از آثار دیدنی و گردشگری این روستا می توان به : ۱- برج های کبوتر در صحرا بالا ۲-رودخانه و سواحل زاینده رود ۳- بافت قدیمی روستا و خانه میرزا ۴-سه شنبه بازار و ... اشاره نمود . جمعیت روستا طبق تخمین انجام شده حدود ۴۰۰۰ نقر و میانگین سنی مردم ۴۰ سال می باشد .
ياسه چاه در فرهنگ لغت دهخدا یاسه چاه به معنایی جایی است که پهنای رودخانه زیاد میشود . یاسه چاه یا همان یاسه چای روستایی تاریخی در حاشیه زاینده رود می باشد . اصل واژه، کلمه ای مرکب ترکی است. یاسو یعنی پهن و چای یعنی رودخانه. یعنی محل رودخانه ای با عرض زیاد یا پهن. و علت این بوده که؛ یاسه چای قبل از این که تبدیل به روستا گردد مزرعه ای بوده از آنِ مردم آپونه. و آن ها در فصل تابستان به منظور کشت و کار زمین به این محل می آمده و سپس در فصل زمستان به آپونه بر می گشته اند. برای آمد و رفت نا گزیر بودند که از رودخانه عبور کنند این بوده که از چه نقطه و محلی عبور کنند که عمق آب کم باشد تا خود و محصول و نیز دام های شان آسیب کمتری ببیند برای شان اهمیت داشته است. و گویا رو بروی این روستا چنین موقعیت مناسبی بوده است آنگاه نام محل مناسبِ گذر از آب را که به ترکی « یاسو چای » می نامیدند، که ناشی از عریض و هموار و یکنواخت بودن بستر رودخانه بوده، تعمیم داده و به همه ی محل اطلاق کرده اند. یاسه چاه در کنار زاینده رود در ۶٠ کیلومتری نجف آباد اصفهان و ۵٢ کیلومتری شهرکرد قرار دارد .بافت این روستا از خشت متعلق به دوره صفویه است . روستا میان باغهای گردو و بادام واقع است خانه ها از خشت و بصورت فشرده ساخته شده اند. گویش محلی مردم ترکی با لهجه ای خاص است . ارتفاع روستای یاسه چاه از سطح دریا 1900 متر است و آب و هوای آن در فصلهای بهار و تابستان، ملایم و مطبوع و در زمستانها، نسبتاً سرد است. رودخانة پرآب و خروشان زاینده رود در شرق روستا جریان دارد. گردشگران مسیر پل زمانخان را درحالی به طرف یک روستای دیدنی طی می کنند که حدود ۴۰کیلومتر جاده را در میان پوشش باغات انبوه دو طرف مسیر جاده و رودخانه زاینده رود سپری می کنند. عبور از دالانهای سبز باپیچ وخم های دیدنی این مسیر در حالی که زلال آب زاینده رود سرکش مناظر بدیع و چشم نوازی راخلق کرده، نشاط تازه ای را به گردشگران هدیه می کند. تا چشم کار می کند باغات گردو، هلو و بادام حاشیه رودخانه را مهربانه دربرگرفته تا جایی که پیچ وقوس رودخانه ودامنه سبز باغات انگارسحرانگیز، نمایی از «بهشت برین» را در پای مسافران ارزانی کرده است. تماشای آسمان آبی از لابه لای باغات انبوه گردو درحالی که تکه های ابرسفید برفرازآن خیمه زده، بر زیبایی طبیعی این سیاحتگاه تماشایی «آب و سبزه» افزوده است. فعالیت زنان و مردان روستایی در باغات متراکم این مسیر که به جمع آوری و عرضه انواع میوه مشغولند، جلوه ای از تلاش خستگی ناپذیر مردمان این دیار محسوب می شود. مسافران پس از طی این مسیرمفرح برفرازیک تپه جایی که رودخانه چون دریاچه ای در حلقه باغات خیره زیبایی مانده، روستای «یاسه چای» رادر ۶۰کیلومتری شهرکرد به تماشا می نشینند. مسیررودخانه چون یک قوس نیم بند بخشی ازشمال وجنوب روستا را دربرگرفته و این امر باعث زیبایی بافت دیدنی روستا در یک کمربند سبز بدیع شده است. وارد روستا که می شوی بافت قدیم روستا در حالی که پشت بام خانه هااز اول تا آخر محله قدیم به هم پیوسته است، از جذابیت خاصی برخوردار است. برخی ازخانه ها پلکانی روی هم واقع شده و از پشت بام این خانه ها نیز برای خشک کردن محصولات باغی گردو، بادام وانگور استفاده می شود. وجود «دالانهای قدیمی» و بافت معماری خاص روستای «یاسه چای» را به یک روستای هدف گردشگری تبدیل کرده و سالانه گردشگران زیادی به این روستا سفر می کنند. به گفته اهالی یاسه چای، در گذشته برای ایجاد پوشش امنیتی در روستااهالی یک «دالان تونلی شکل» از ورود تا خروج روستا باگل ولای وخشت احداث کرده اند که با گذشت حدود یک قرن همچنان این دالانها پا برجا و دیدنی است. مسیر اصلی این دالان از شمال به جنوب روستا را به طول حدود ۴۰۰متر وصل نموده که علاوه براین حدود پنج دالان فرعی راه ارتباطی خانه های بافت قدیم را تو در تو به هم وصل می نماید. در گذشته با بستن درب دالان ورودی تردد افراد بویژه در شب دیگر به روستا ممکن نبود. آسوده خاطرتردد نمودن دراین دالانها در روزهای بارانی و برفی وایمن بودن از گرمای تابستان از دیگر مزایای این دالانهاست اگر چه این مسیرها نیاز به آسفالت و سفت کاری با مصالح روز دارند. تردداهالی وکودکان دراین تونلهای زیرزمینی برای هر گردشگری قابل تامل است و در گذشته که مناطق روستایی از امنیت کمتری برخوردار بود، احداث این دالان از یک ابتکارعمل «بدیع امنیتی ممتاز» برخوردار بوده است. پايان
برچسبها: جرقویه ای
+ نوشته شده در شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ساعت 15:3  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|