روزنامه شرق، 8 - 11- 92: «دولت مرکزی ضعیف است و شاه
بیعرضه. ایالتشمالی بد اداره میشود و بینظمی جنوب کشور را فراگرفته،
حسابهای سالانه دستکاری و مبلغ قابلتوجهی آشکارا اختلاس میشود.» اینها
تصاویر نابسامان ایران در اواخر عصر ناصری به روایت «سر مورتیمر دوراند»
است. لرد رزبری، نخستوزیر لیبرال بریتانیا در اواخر قرن 19 که از نفوذ
گسترده روسیه در دربار ناصرالدینشاه بیم داشت، چون از خدمات پیشین دوراند
در هند و افغانستان رضایت داشت سر مورتیمر دوراند را بهعنوان وزیرمختار
بریتانیا به ایران فرستاد تا ارزیابی دقیقی از اوضاع و احوال این کشور در
سالهای پایانی قرن بیستم داشته باشد که مجموعه آن مکاتبات اخیرا در کتاب
«گزارش سر مورتیمر دوراند» با ترجمه احمد سیف منتشر شده است. این کتاب
حکایت دربار و دولتی است که به نوشته وزیرمختار انگلیس «عملا از ما چیزی جز
پول نمیخواهند.»
در آن زمان نفوذ روسیه در دربار ایران بسیار گسترش یافته و از سوی دیگر
توجه دولت بریتانیا به حوادث دیگری از جمله درگیری با دولت بوئر معطوف بود.
همین دو عامل بر فعالیت دوراند بهعنوان وزیرمختار انگلیس در تهران سخت
تاثیر گذاشت. در نامهنگاری رسمی با لرد کرزن، دوراند سه راه برای وضع
سیاست انگلیس در ایران طرح میکند: ۱) رسیدن به توافق با روسیه تزاری بر سر
حفظ منافع انگلیس ۲) هشدار به روسیه که پیشروی تند در شمال ایران با واکنش
شدید انگلیس در جنوب روبهرو خواهد شد و هرگونه فعالیت روسها در مناطق
جنوبی از جمله دایرکردن کنسولگری را ناممکن خواهد ساخت و ۳) ادامه سیاست
سنتی نسبت به ایران و نظام سلطنتیاش در چارچوب ایجاد تغییرات روزافزون و
بهبودبخشیدن به مدیریت و اداره کشور. دوراند طرفدار خطمشی سوم بود که
مورد پسند لرد کرزن و مورد اعتراض و انتقاد لرد سالزبری (محافظهکار) و
هربرت بوئن نماینده سیاسی آمریکا در تهران قرار گرفت.
سر مورتیمر دوراند در سند محرمانه شماره ۶۷۰۴ به تاریخ ۲۷ سپتامبر ۱۸۹۵
درباره اوضاع حکومت ایران نوشته: «دولت مرکزی ضعیف است. ارتش گروهی از
عوامالناسند که نه اسلحه و مهمات بهدردبخور دارند و نه چیزی به اسم نظم و
انضباط، در کشور هیچ محکمه قضایی قابل اعتمادی نیست. عملا جادهای وجود
ندارد، در نتیجه گسترش تجارت با موانع بسیاری روبهرو است. سرانجام، مملکت
پر است از پول بیارزشی که باعث کمبود بیشتر و فشار بیشتر بر فقر است و این
منجر به شورشهایی برای نان شده است. از جمله عوامل عمده این وضعیت، حرص و
آز و بیعرضگی شاه است. البته شاه تنها مقصر نیست، ولیعهد هم شخصیت ضعیفی
دارد و موجب شده است ایالت شمالیاش، آذربایجان بد اداره شود. ظلالسلطان
هم اوضاع را به حال خود گذاشته و بینظمی جنوب کشور را فراگرفته است، البته
اگر خودش در این بینظمی نقش نداشته باشد. ما میتوانیم با توسل به حرص و
آز شاه، بعضی اصلاحات را اعمال کنیم. شاه برای پول تقریبا هر کاری میکند.
مثلا میتوانیم به او وامی بدهیم تا بتواند بدهیاش بابت رژی را بپردازد و
مبلغ قابلتوجهی هم برای خودش بماند تا ترغیب شود که مدیریت گمرک جنوب را
به ما بسپارد و بگذارد اوضاع مالی را سامان دهیم.»
در بخش دیگری از این گزارش درباره وضعیت ایران نوشته شده است: «به گمانم
باید دست از اصلاحات عمومی و کلی بکشیم و ایران را کشوری قانونمند و در حال
توسعه بسازیم. بعضی اصلاحات اداری را میشود بهتدریج اجرا کرد ولی کار
سادهای نیست؛ حتی اگر روسها با ما مخالفت نکنند. البته هر اصلاحاتی
بهضرر قدرتمندان و منافع آنها خواهد بود و در ایران کسی نیست که حقیقتا
وطنپرست و خواهان بهبود اوضاع باشد.» پس از ترور ناصرالدینشاه مذاکرات
دوراند با دولت انگلیس در مورد استقراض به ایران شکست خورد. پایان ماموریت و
بازگشت او به وطن در آوریل ۱۹۰۰ مصادف با تصویب استقراض از سوی دولت روسیه
بود. «گزارش سر مورتیمر دوراند درباره وضعیت ایران»، «نامه سرهنگ پیکو به
سر مورتیمر دوراند»، «یادداشت نواب حسنعلیخان درباره اجداد، زندگینامه و
شخصیت علیاصغرخان، صدراعظم»، «دفاتر نمایندگی تازه در آسیای میانه و
قفقاز»، «گزارش سرهنگ پیکو درباره سیاستهای گذشته و حال ایران»، «کنسولگری
در شمال ایران: تبریز»، «کنسولگری در شمال ایران: رشت»، «نامه نواب
حسنعلیخان»، «گزارش لرد کرزن درباره موقعیت ایران» و «گزارش درباره کمک
مالی به ایران» فهرست مطالب تدوینشده کتاب را تشکیل میدهند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ساعت 8:0  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|