|
درست گام گذاشتن و برداشتن روي موزائيك هاي زندگي، كيفيت سالم و آسوده
زيستن ستودن است. در مقابل، تسخير منيت و تسلط نفسانيت بر اراده و عقلانيت،
رفتن و گاه ايستادن در ناهمواري هاي هستي است. آن گذر در بخشش يك خطا يا
اشتباه است و محصولش آرامش جان و روان، اين حركت و سكون ره آوردش تندگويي و
داغان شدن سلسله اعصاب است. يك لحظه در چهار راه تصميم گيري به خويشتن
صميمانه خودروي آوريم كه بپرسيم سلامت خوب يا درهم ريختگي روان آن گاه كه
در روابط اجتماعي با يك مشكل ولو ناروا روبه رو شده ايم.
علت برخي پرخاشگري ها و نابردباري ها در روابط اجتماعي
سلامت زندگي را با خشونت نگيريد «برخورد
معقولانه و آرام از همان لحظه هاي اوليه احتمالي يك مشكل ناخواسته
مثلاتصادف دو خودرو و يا ... (مي خندد): فرض خاكستر آتش سيگار يك رهگذر بي
مبالات يا درگير مشغله اي بوده پشت دست عابري را كمي داغ كرده و او ناراحت
شده و يا مشكلات ديگر، به يقين فشار تحريك و تعرض آن ها در انظار عمومي را
مي گيرد و يك حس صلح جويانه به طرف زيان ديده كه داد و فغان راه نينداخته
در مقابل عذرخواهي مودبانه طرف مقابل كه عامل ضرر هم شده است، جريان مي
گيرد.»
اين بخشي از ديدگاه «جعفري» دبير يكي از دبيرستان هاي تهران ، مرتبط به دليل برخي خشونت ها در عرصه اجتماعي است با اين ادامه: «شخصا برخلاف سركلاس، در اين موارد سختگير نيستم به اين دليل كه غير از الزام به حفظ سلامت جسم و روان كه وظيفه هر انسان است، ماديات حتي اگر با حرص آميخته شده باشد، چيزي نيست كه باارزش تر از نفس زندگي باشد. اين تجربه اي كه گردش روزگار و زندگي به همه گوشزد كرده و مي آموزد. انسان صفاي درون و آرامش فكر را نبايد با مصنوعات، خشونت، بي گذشتي و زياده طلبي ها معامله كند. شخصا به دفعات آدم هايي را در همين سطح خيابان و اجتماعات متعارف ديده ام كه چقدر حلم و سخاوت در كمك و گذشت به افراد داشته و نشان داده اند. يك بار شاهد برخورد دو خودرو بودم بدين نحو: يك نفر كه اتومبيلش در اثر بي احتياطي راننده اي ديگر كلي خسارت ديده بود، آرام از پشت فرمان بيرون آمد و با روحيه آرام به در و ستون بدنه ماشين كه فرو رفته و رنگ ريخته بود نگاه كرد و با تبسمي به راننده خاطي گفت همين امروز از صافكاري و نقاشي بيرون آوردم مي گذاشتي يك دو روز بي نقص مي ماند!... آن راننده كه تا چند لحظه پيش ناراحت و غمگين شده بود با اين طرز برخورد طرف خود، چهره اش منبسط شد و آمد دست به شانه مرد خسارت ديده زد وگفت تمام خسارت را با رضايت از جبران آن مي پردازم متاسفم اين اتفاق افتاد. به فكر رفع يك مشكل حياتي خانوادگي بودم. آن ها بدون آن كه كمترين جر و بحثي راه بيندازند هر يك با خودرو خود راهي تعميرگاه شدند.» «جعفري» مي گويد:« يقين دارم همه كساني كه براي اتفاق مشكلات صورت گرفته در سطح شهر و يا محيط هاي ديگر خشونت و بدرفتاري مي كنند تا به نتيجه مطلوب خود برسند، پيشتر به لحاظ عصبانيت و فشار به سلامت، به جان خودشان زيان زده اند. اما شان و شعور آدمي حكم مي كند گره اي كه با دست باز مي شود را نبايد با دندان باز كرد.» برگرفته از قسمتی از روزنامه كيهان
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۲ساعت 9:8  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|