روان سالم

روان سالم از آن فردی هست که آزادانه، آگاهانه و با خواست خود می‏تواند در موقعیتهای مختلف ابتکار عمل نشان دهد، بن‏بستهایی را که دارد بگشاید و با فرانگری به تلاشهای خود گستردگی، ژرفا، معنی و جهت بخشد.

روان ناسالم

روان ناسالم نمی‏تواند با آزادی، آگاهی و خودخواست رفتار کند.در کاربرد هر یک از این توانایی‏ها در موقعیت‏های مختلف ضعف نشان می‏دهد و از خلاقیت باز می‏ماند.

فنون و روش‌ها

هر فن مجتمع راهکارهایی است که پرسشهایی را طرح می‏نماید، پاسخها را دسته‏بندی می کند، بکار می‏گیرد و کارایی آنها را نشان می‏دهد، وضعیتی است پویایی دانش بالینی را روشن و متمایز می‏نماید، نظرگاهی جهتی و معنایی را از آن به نمایش می‏گذارد، گستردگی و ژرفا می‏بخشد.

روش، مجتمع تلاشهای روان درمانگر و مشاور است در درگیری‏هایشان برای معنی‏یابی، جهت‏دهی و یافتن نظرگاهی برای هستی درمانجو یا مشورت‏کننده که خودخواسته، آزادانه و آگاهانه به مشاهده می‏پردازند، به پرسش می‏گذارند و پاسخ یابی می‏کنند.

رواندرمانی

رواندرمانی دانش است و مانند هر دانش دیگر مجتمعی از تلاشهای خودخواسته و پویایی است که هستی‏های جهان را، در خود و با یکدیگر مشاهده می‏نماید، به پرسش می‏گذارد، پاسخ‏یابی می‏کند و با فرانگری جستجوگر، نظرگاهی، جهتی و معنایی برای آنهاست. رواندرمانی، دانش توانمندسازی آزادی، آگاهی و خواست در درمانجو است.رواندرمانگر در فضاهای بالینی، دانش‏پژوهی، دانش‏ورزی و دانش‏پردازی می‏کند.

در رواندرمانی، تلاشهای پژوهشی، تشخیصی و درمانی یکسانی و همزمانی دارد.با هر تلاش هنگامه‏هایی برپا می‏شود:نگاه‏ها، حرکتها، آواها، حرفها، واژه‏ها، نشستنها، برخواستن ها، سکوتها، اخمها، اشکها، لبخندها، فریادها، زمزمه‏ها، آه‏ها، شتابها، کندی‏ها، تندی‏ها، نوشتن‏ها، خواندن‏ها، ...هر یک تلاشی و هنگامه‏ای است.

هر هنگامه‏ی بالینی تمام آنچه را که در مجتمع می‏گذرد با خود دارد:با هر نگاه، هر واژه، ...تمام هستی درمانگر و درمانجو بکار گرفته می‏شود.با احساسها، هیجانها، تمایلات، اوهام، ...یکدیگر درگیر می‏شوند.درهم، باهم، از هم و برهم، ...می‏گردند.

هنگامه‏های رویایی، رمزی، رویاپردازی و واقعی ویژگی‏های مجتمعهای خود را دارد.هر آهنگی که در مجتمع نواخته می‏شود در هنگامه‏ها طنین می‏اندازد و معنی و جهت یکسانی پیدا می‏کند.فضاهای بالینی رویاها، رمزها، رویا پردازی‏ها، اشخاص و چیزها ساخته و پرداخته‏ی فردند و توانمندی او را در تلاشهای آزادانه، آگاهانه و خودخواست به نمایش می‏گذارند.

روان در رویاها، رمزها، رویا پردازی‏ها، بازی‏ها، افسانه‏ها، هنرها، بیشتر و آشکارتر سلامت و بیماری خود را به نمایش می‏گذارند و در آزادی، آگاهی و خودخواستگی توانایی و ناتوانی نشان می‏دهد.

فرانگری در رویاها، نابترین جلوه‏ی روان است.(روان در آگاهی به خود فرانگر است): آدمها، چیزها، حوادث، صحنه‏ها، ...را می‏آفریند و خود را در آنها می‏شناساند.نویسندگی، کارگردانی، بازیگری و صحنه‏آرایی می‏کند و همزمان به تماشاگری می‏پردازد.

پشتوانه‌های دانشی

1-پشتوانه‏ها در درمانجو:خودخواستگی(برای خودتان آمده‏اید؟)آگاه بودن(منظورتان از آمدن چه بوده است؟)پرداخت(هزینه را از خودتان می‏پردازید؟)

2-پشتوانه‏ها در درمانگر:آمادگی(آیا با آگاهی، آزادی و خودخواست به رواندرمانگری می‏پردازم؟)نظرگاه داشتن(آیا از دانش رواندرمانی نظرگاهی روشن و متمایز دارم؟)، فرانگری(آیا تلاشهای پژوهشی، تشخیصی و درمانیم همزمانی و یکسانی دارد؟).

حساسیت‌های دانشی

1-بازبینی خاطره‏ها و حوادث(آنچه گفتید خاطره‏ها و حوادثی را برایتان تداعی می‏کند؟) 2-پیداسازی خواستها و امیال(چیزهای دیگری هست که می‏خواهید بگویید؟)3-بازبینی و تخلیه‏ی هیجانها(در کدامیک از گفته‏ها و یادداشتهای خود هیجان بیشتری داشتید؟)4- بازنگری حالتها و احساسها(از ابتدای ورود به این جلسه چه تغییری در حالتها و احساساتهای خود می‏یابید؟).

هدف درمان

نابترین نشانه‏ی روان سالم توانایی او در فرانگری است.روان سالم از درون و برون به مشاهده‏ی تلاشهای خود در جهان می‏پردازد.از یک سو خود را در آنچه کرده، میکند و خواهد کرد و از سویی خود را در جهان و در درگیری‏هایش به پرسش می‏گذارد و می‏کوشد تا برای تلاشهای خودگستردگی، ژرفا، معنی و جهتی جاویدان بیابد.

روان در آگاهی به خود فرانگر است.کاهش توان فرانگری، کاهش آگاهی به خود و کاهش سلامت است.رواندرمانی با افزایش آگاهی به خود و توانمندسازی فرانگری در درمانجو سلامت او را باز می‏گرداند.

تلاشهای درمانگری

از دید آزادی درمانی هرچه جستجوگری درمانجو، با خواست و آگاهی او همراه باشد، تلاش او را برای رسیدن به سلامت نشان می‏دهد و نشان دهنده اینست که او در این راه آزادانه عمل می‏کند.این نوع عملکرد، بخشی از فرایند درمانست.این وضعیت برای درمانگر نیز وجود دارد زیرا هرچه درمانگر خود خواسته و با آگاهی، مراجع را بپذیرد، آزادانه‏تر عمل کرده است. چنین وضعیت دو طرفه‏ای، کمال آزادی و شرط لازمسالم‏سازی و درمان است.در مراحل رشد، آزادی از بی‏تفاوتی و عدم معرفت، به شناخت احتمالی و از آنجا به شناخت روشن و متمایز می‏رسد.آزادی در موضوع، هدف، منظور از مراجعه درمانجو، تلاش و کار درمانگر و در تمام روند درمان، جریان می‏یابد.در فضاهای بالینی، داشتن آزادی و داشتن سلامت، یکی است و آزاد بودن، سلامت بودن است.

آنچه که در آزادی درمانی است اینست که دادن آزادی، بخشیدن سلامت است و اهدا سلامت، اهدا درمان است.

آزادی درمشاهده‏ها، پرسشها، پاسخها و تلاشها، بر حسب درجاتی از آگاهی رشد می‏کند. آزادی همان خودجوشی و خود خواستگی در انتخاب کردن و رابطه برقرار کردن است.شرکت در میان گروه، به عهده گرفتن سهمی در کارها، تهیه برنامه و طرحی برای فعالیتهای فردی و جمعی، کنجکاوی کردن، تجربه کردن، نشان سلامت و آزادی است.رشد آزادی، آرامش، سلامت و تعادل را میان تمام بخشهای زیستی و روانی فرد، برقرار می‏سازد.همه اختلالات و رفتارهای بیمار گونه را منظم و متعادل می‏کند.دادن آزادی، بخشیدن سلامت است.

آزادی در تلاشهای گروهی و جمعی سلامت‏بخش است.براساس آنچه که پیاژه خاطر نشان می‏سازد، آزادی نیز در طول تحول زندگی فرد، از ناپیروی به دگر پیروی و سرانجام به خود پیروی تکامل می‏یابد و تعادل در خود پیروی، تعادل آزادی و سلامت است.رشد آزاد و سلامت روابط براساس احترام متقابل، همان رشد آزاد و سالم منطق و هوش است.

آنچه که در آزادی درمانی مطرح است آزادی تداعی، کاهش مقاومت و هر نوع کنترل است. در این روش در شرایط استراحت، در فضای آرام، خلوت و محرمانه به مراجع امکان داده می‏شود که آزادانه تداعی کند.تخلیه اوهام، تمایلات سرکوفته و حوادث رنج‏زای زندگی در قالب کلمات رمزی و خوابدیده‏ها فرصتی خواهد بود تا غده‏های چرکین و دردناک از هم باز شود.این آزادی همان آزادی است که در بازی درمانی، هنر درمانی، نقاشیهای آزاد، گروه درمانی‏تاتر درمانی، داستان پردازیهای‏ TAT و تداعی لکه‏های رورشاخ، پیام‏آور سلامت، برای فرد می‏شود.

آزادی اصطلاحی برای هستی انسان سالم.انسانی که تلاشهای هستی او در قید و بند باشد، بیمار است.آزادی تداعی، رهایی انسان از بیماری است و هر تلاشی که همسو با آن انجام گیرد، سلامت‏بخش است.در این روش آنچه که در جای جای هنگامه‏های بالینی مطرح است، آزادی است.درمانگر و درمانجو در هنگامه‏های ارتباطی خود، با آزادی و در آزادی به تکاپو می‏پردازند.در این روش برای آنکه آزادی سلامت‏بخش شود، درمانگر با پرسشهای کلی و مبهم مجال می‏دهد تا پاسخها آزادانه و خودجوش به زبان آیند.آزادی تداعیها حتی در مورد خوابدیده‏ها نیز صادق است و هرچه به مجتمع روان فضایی خوابها نزدیکتر شویم، این آزادی در تداعیها بیشتر به چشم می‏خورد.در آزادی درمانی این اعتقاد وجود دارد که خوابدیده، افسانه سازی، شعر گویی و هنر، بخاطر آزادی که در آنها وجود دارد، درمان‏کننده است.

هدف نهایی آزادی درمانی

افزایش توان فرانگری، هدف نهایی آزادی درمانی است.در اینجا درمانگر و درمانجو به فرانگری حالتها، رفتارها، رابطه‏ها، احساسها و هیجانهای خود و دیگری می‏پردازد و آنها را در وضعیتهای برونفکنی 1 ، برون نمایی 1 ، درون فکنی 1 و درون نمایی 1 ، نشانه یابی و شناسایی می‏کند. چگونگی سلامت و بیماری را در هر هنگامه باز بینی و بازسازی می‏کند و تلاشهای او در سایه آزادی و خود خواستگی صورت می‏گیرد.آزادی بیش از همه در رویاها متجلی می‏شود و آزادی درمانی، بیشترین اثر درمانی را هنگامی دارد که از مراجع بخواهیم خوابهای خود را بنویسد، بخواند و به نمایش بگذارد.آنچه بیانگر اعتبار علمی این روش است، همزمانی آموزش، پژوهش، تشخیص و درمان است که به مدد آزادی طلبی حاصل می‏شود.محصولی که در هیچکدام از نظریات به یکباره حاصل نشده است.

اعتبار علمی

پشتوانه‏های اصلی پیشنهادی این نظریه، خواست، آگاه بودن، آزاد بودن، محرمانه بودن، پرداخت و پویا بودن است.

خواست:مراجع به هر مرکزی که مراجعه می‏کند، باید به خواست خود مراجعه کند، خودش بخواهد و خودش اولین تماس را برقرار کند.اگر کسی می‏خواهد همراه آنان بیاید، به دعوت آنان بیاید.

آگاه بودن:در آغاز هر جلسه با طرح پرسشهای چه کرده‏اید؟چه گذشته؟و چرا آمده‏اید؟ مراجع، رفته-رفته به آنچه که هست و آنچه که بر او می‏گذرد و آنچه که به خاطر آن آمده است آگاهانه برخورد می‏کند.

آزاد بودن:آزادی در تماس گرفتن و ارتباط برقرار کردن، در تنها و یا با همراه آمدن، در ادامه و یا عدم ادامه درمان وجود دارد و تنها قید آن است که در صورت لغو جلسه باید از قبل اطلاع دهد.

محرمانه بودن:مراجع در تمام مراحل با درمانگر رابطه مستقیم و بدون واسطه برقرار می‏کند و هر ارتباط دیگر با نظر و ابتکار خود او انجام می‏گیرد و هدایت می‏شود.

پرداخت:در نخستین جلسه به مراجع گفته می‏شود که پرداخت نوعی ارتباط درمانی است و هر کسی که آزادانه، آگاهانه با خواست خود آمد و هزینه پرداخت، تعهد بیشتری برای همکاری دارد.هرگونه پیش پرداخت یا پس پرداخت به آزادی او لطمه می‏زند و در، آمدن یا نیامدن، فرد را مقید می‏سازد.

پویا بودن:به این مفهوم که مجتمع‏ها و هنگامه‏های رواندرمانی تشخیصها و پژوهشها پیوسته در تغییر و تحول هستند.

در پایان از پیوستگی بیشتر کلمات به هم عذرخواهی می نمایم


برچسب‌ها: روانشناسی
+ نوشته شده در  شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۰ساعت 17:34  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |