|
در کشور های اروپایی از
ایام قدیم داستانهایی در باره انسانهایی حیوان نما وجود دارد . این نیمه
انسا نها وقتی در قرون گذشته گرفتار می شدند یا به کسانی که چنین تهمتی می
زدند مجازاتشان مرگ بود آن هم با شعله های آتش . در اواخر قرن شانزدهم در جنگلی در غرب فرانسه در یک کلبه دور افتاده یک گروه مسلح با جنازه پسرکی روبه رو شدند که تکه پاره شده بود و اعضای بدن او هنوز گرم بود و خون تازه از آنها می چکید . مردان مسلح در حال بررسی کلبه بودند که یکی از آنها متوجه شد در بیرون دو گرگ در حال فرار هستند ، گرگهایی که پسرک را به آن حال انداخته بودند . بلافاصله تیراندازی به سوی گرگ ها شروع شد و یکی از آنها هدف قرار گرفت ولی وقتی به آن نزدیک شدند با نهایت تعجب در یافتند که آنچه که زده اند گرگ نیست بلکه انسانی است بلند و لاغر و بد قیافه با ریش و موی درهم که چهار دست و پا می دویده است . ضمنا تیر اندازان با وحشت متوجه شدند که دستهای این انسان گرگ نما از خون تازه رنگین است و در زیر ناخنهای تیز و بلندش هنوز ذرات گوشت و پوست وجود دارد . بر خلاف فیلمهای سینمایی که ناگهان آدمی با ظاهر انسانی به شکل گرگ در می آید در داستانهای نقل شده ، انسان گرگ نما دارای ظاهری نسبتا عادی است بطوریکه شناخته نمیشود ولی پوستش وارونه است یعنی اگر آنها را کشته جسدشان را پاره کنند مشاهده میشود که قسمت داخلی پوستشان دارا ی مو و پشم گرگ است . طبق همین افسانه ها مردم اروپا در قرون گذشته عقیده داشتند هر کس گوشت گوسفندی را که بوسیله گرگ کشته شده بخورد خودش هم تبدیل به گرگ میشود . هرودوت ، مورخ بزرگ یونانی در قرن پنجم قبل از میلاد چنین می نویسد : « هر یک از انسانهای گرگ نما سالی یک بار تغییر شکل پیدا می کنند و به هیکل و قیافه گرگ در می آیند و تا روزهای متمادی در این قالب می مانند تا پی از آن تغییر شکل پیدا کرده مثل سابق تبدیل به انسان می شوند. » در سال 1920 در بنگال هندوستان شخصی به نام سینگ دو بچه را که به وسیله گرگ ها بزرگ شده بودند پیدا کرد این دو بچه فقط بر روی چهار دست و پا راه میرفتند و حتی می دویدند ولی نمی توانستند روی دو پا بایستند . آنها مثل گرگ زوزه می کشیدند و حس بویائیشان به شدت قوی بود آنها هرگز قادر نشدند بخندند . یکی از آنها یک سال بعد مرد ولی دیگری تا 9 سال پس از آن زندگی کرد و در این مدت طولانی گرچه ایستادن روی دو پا را فرا گرفته بود ولی کلماتی را که یاد گرفته بود هرگز از 30 کلمه فراتر نرفت . بر گرفته از مجله دانستنیها چاپ 69
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۲ساعت 17:9  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|