X
تبلیغات
    
نجوم
   
نجوم به زبان ساده
صورت فلکی برساوش
برساوش(پرسیوس)
 
 
 
برساوش

بِرساوُش یا بَرساووش یا بَرندهٔ سر دیو(به انگلیسی : Perseus) یکی از صورت‌های فلکی است که در نیم‌کره شمالی دیده می‌شود. برساووش از ۴۸ صورت فلکی بطلمیوسی و ۸۸ صورت فلکی مدرن است. برساووش کمی دورتر و حدودا در قسمت شرقی زن بر زنجیر قرار گرفته‌است.

ستاره غول ستاره اصلی آنست که ستاره‌ای دوتایی است. هنگامی که یکی از جلوی دیگری می‌گذرد، ستارهٔ غول تقریباً نیمی از درخشندگی‌اش را از دست می‌دهد.[۱]

این صورت فلکی نقطه نورباران بارش شهابی برساوشی است که هر سال در نیمه دوم مرداد ماه با تراکم حدود ۵۰ شهاب در ساعت اتفاق می‌افتد.
 
نام و افسانه

نام برساووش از نام یونانی پرسئوس گرفته شده که در اساطیر یونانی قهرمانی است که مدوسا را کشت تا شاهزاده آندرو مدا، دختر کاسیوپه (که نام لاتین ذات الکرسی از او گرفته شده) و قیفاووس را از چنگال هیولای دریایی به نام قیطس نجات دهد.
ستاره‌ها
صورت فلکی برساوش در کتابی از دانشمند ایرانی، عبدالرحمان صوفی رازی.

ستاره غول یا بتا، که از نوع ستاره گرفتی است دارای قدر متغیر مابین ۲/۲ تا ۵/۳ می‌باشد. این دو ستاره که به فاصله ۱۸ میلیون کیلومتر از یکدیگر قرار گرفته‌اند و هر ۲ روز و ۲۰ ساعت گرفتگی در آن‌ها رخ می‌دهد. بتا، ستاره غول یا ستاره جن یک ستاره آغازین از نوع گرفتی جفتی و از طبقه متغییرهاست، یعنی هریک از این دو ستاره، به تناوب باعث گرفتگی دیگری می‌شود. غول ترکیبی از دو ستاره B۸ V با مدار مشترک با ستاره‌ای با طیف G۵ IV و فاصله ۱۰۵ سال نوری است. ستاره غول معمولاً با قدر ۲٫۱ در هر ۲٫۸۷ روز، چشمک زنان ظاهر می‌شود و سپس برای ۱۰ ساعت ضعیف گردیده و تا قدر ۱۰ ماند یک ستاره G۵ تغییر ممی کند که در واقع از مقابل ستاره B۸ دیگر عبور می‌نماید.

از دیگر ستارگان قابل توجه این مجموعه می‌توان به آلفای برساووش با قدر ۸/۱ که یک ابر غول زرد با فاصله ۶۰۰ سال نوری است، اشاره کرد. در نزدیکی ستاره کیسی برساووش در حدفاصل با اپسیلون می‌- توان NGC۱۴۹۹ که همان سحابی کالیفرنیا را که یک سحابی پخشنده‌است را مشاهده کرد. در فاصله میان دو ستاره آلفا و کای برساووش NGC۱۲۴۵ وجود دارد که یک خوشه باز است.

یکی از پدیده‌های مناسب برای رصد خوشه M۳۴ است که شامل ستارگان کم نور با قدر هشتم است که در فاصله ۱۴۰۰ سال نوری از ما قرار دارد. در بازوهای مارپیچ کهکشان راه شیری دو خوشهٔ NGC۸۶۹ و NGC۸۸۴ وجود دارد که اولی ۳۰۰ سال نوری و دومی در حدود ۷۵۰۰ سال نوری از ما فاصله دارند. این دو خوشه در قسمت فوقانی اتا در حد فاصل با ستاره فی برساووش واقع شده‌اند. البته درقسمت میانی برساووش مابین ستارگان کای برساووش و نوی آن که یک چندگانه‌است، نواختر ۱۹۰۱ قرار دارد.
اجرام عمقی

برساووش به لحاظ استقرار در امتداد کهکشان راه شیری، از نظر ارام عمق آسمان غنی است. hبرساووش(NGC۸۶۹)و همچنین کای برساووش(NGC۸۸۴)یک جفت خوشه باز قدر پنجم هستند که تحت نام ((خوشه دوگانه)) شناخته شده و در فاصله ۷۳۰۰ سال نوری از ما قرار گرفته‌اند و با چشم غیر مسلح همانند ستاره‌ای مات به نظر می‌رسند.m۳۴ هم خوشه دیگری از قدر پنج است.

    زمان رسیدن به نصف النهار: ۴ دی

    مساحت: ۶۱۵ درجه مربع

    معادل لاتین Per


+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1390ساعت 18:58  توسط گروهی |  نظر بدهید
ub313 فرا تر از پلوتو


سیاره ub313مدت ها پيدا كردن سياره اي فراتر از پلوتو در دستور كار دانشمندان بود.براي بسياري اين سؤال پيش آمده بود كه آيا پلوتو آخرين عضو خاندان شمسي است ياخير و آیا پس از آ ن هم ممكن است سياره اي وجود داشته باشد؟
زماني اين سياره را x يا مجهول مي دانستند كه قرار بود در ماوراي مدار پلوتو باشد، همان طور كه پلوتو زماني سياره x بود.
از دلايلي كه باعث شد كشف اين سياره بسيار طول بكشد :مهمترين عامل ابزار بود كه هم اكنون به پيشرفت قابل ملاحظه اي در این زمینه نسبت به قبل رسيده ايم.دليل ديگرآن فاصله اي بود كه اين سياره با ما دارد. اين سياره 97 واحد نجومي با ما فاصله دارد (97 بار از فاصله ما از خورشيد دور تر) به عبارت ديگر:14550000000 كيلومترو در آن فاصله درخشش بسيار اندكي خواهد داشت.نكته ديگر محلي بود كه بدنبال اين سياره مي گشتيم .(اكثر سيارات منظومه شمسي در صفحه اي به دور خورشيد مي چرخند كه به صفحه دايرة البروج موسوم است . صفحه اي كه اگر بخواهيد در فضا تصور كنيد خورشيد را در مركز صفحه قرار دهيد ،زمين را در مداري به دور آن ، اين صفحه مداري را امتداد بدهيد در منظومه شمسي بقيه سيارات با اندكي اختلاف در اين حدود هستند)، پلوتو انحراف بيشتري دارد اما به سياره دهم كه مي رسيم ناگهان انحراف نزديك به 45 درجه دارد. يعني كاملا مانند يك نيمساز صفحه را قطع مي كند ، بنابر اين محلي كه سياره در آن پيدا شد با محلي كه مورد جستجو بود كاملا متفاوت است. ضمن اينكه اين سياره اكنون در اوج خود قرار دارد (دورترين فاصله نسبت به خورشيد) به همين دليل درخشش كمي دارد. تمام اين عوامل دست به دست هم دادند تاپيدا كردن آن بسیار طول بکشد. وگروهي كه مايكل بران سرپرستي آن را بر عهده داشت، يك گروه سه نفره كه با همراهي كلايد روجيلو از رصد خانه جميني ويكي ديگر از محققان مركز اختر شناسي آمريكا ، اين گروه بدنبال اجرام دور دست منظومه شمسي بودند ،در واقع هدف اصلي آنها جستجوي كويپر ها بود كه اين سياره را كشف كردند.
هنوز نام مشخصي براي اين سياره در نظر گرفته نشده است. البته هنوز مشخص نيست كه آيا اين جرم به عنوان سياره مورد قبول قرار مي گيرد يا خير؟ همانطور كه هنوز اين تصميم گيري براي پلوتو به نتيجه اي نرسيده است.تصميم گيري با IAU است كه آيا پلوتو سياره نهم ماست كه در اين صورت تعداد سيارات منظومه شمسي بسيار زياد خواهد بود.پيشنهادي مطرح شد ه بود كه پلوتو به عنوان سمبل قرار بگيرد و آن را از جهت تاريخي بپذيرند ،ولي از آن به بعد تعداد سيارات منظومه شمسي بسیار زیاد می شود ، و از لحاظ علمي بعيد است كه مورد پذيرش قرار بگيرد.( كاشف سياره مي گويد: منظومه شمسي يا 8 سياره دارد يا خيلي سياره).
جنس سياره به صورت دقيق مشخص نيست ولي با رفلكت هاي آن تخمين زده مي شود كه بايد جنس آن از جنس اجزاي كمربند كوييپر ،يخ آب و عناصر ديگر شيميايي يخ زده باشد.برخي از طيف سنجي ها نشان مي دهد كه عناصر سنگي هم در آن وجود دارد و سياره ، سياره اي سنگي يخي است.
در مورد ابعاد آن هم قطعيت وجود ندارد بستگي به مقدار بازتاب نور خورشيد دارد ،تخمين زده مي شود بر اساس حداقل ها چيزي حدود 2700 كيلومتر باشد.
جرم آن دقيقا مشخص نيست . زمان نزديك شدن به خور شيد (حضيض خور شيدي) مدار پلوتو را قطع مي كند وسياره نهم حساب مي شود.
تا كنون يك قمر براي آن كشف شده است .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 دی1389ساعت 18:53  توسط گروهی |  2 نظر
صورت فلکی
با سلام به خوانندگان ارجمند بهار فصل زیبایی است نه در زمین بلکه درآسمان ما شما را با تعدادی از صورت های فلکی واجزای آنانآشنا کنیم:
فلکی بهار

صورت فلکی اسد با نام اختصاری Leo در صور فلکی منطقة البروجی است. این صورت فلکی در فصل بهار در نیمـکره شمالی و در پاییـز در نیمکره جنوبی قابل مشاهده است. در انتهای قسمت غربی این صورت فلکی ، شکلی همانند داس دیده می‌شود. این شکل نشانگر سر شیر است. مثلثی ، ساق پا و دم را بوجود می‌آورد و یک 6 ضلعی بدن آن را تشکیل می‌دهد.






افسانه صورت فلکی اسد
این صورت فلکی با شیر نیمانی که هراکلوس در نخستین مأموریتش کشت، مربوط می‌باشد. هراکلوس این جانور را خفه کرد و سپس پوستش را کند و به عنوان غنیمت جنگی بر تن کرد. اگر چه این کار مثل کشتن یک گـربه کوچک نبود. آپولودورس می‌گـــــوید: این شیر از اولاد تیفون ، بزرگترین هیولای جهان بوده است. ابتدا هراکلوس کوشید تا با تیرهایش او را از پا در آورد، اما تیرها به آسانی خم شدند. بنابراین هراکلوس چماقش را برداشت و او را تعقیب کرد. شیر در غارش مخفی شد و دو ماه طول کشید تا هراکلوس او را پیدا کرد و سرانجام او را خـفه کرد تا مرد. هـراکلوس برای پوست کندن شیر از پنجه‌های جانور استفاده نمود. در عین حال کاری که هراکلوس انجام داد مشابها بوسیله گیـل گمش خدای خورشید انجام شد. برخی می‌گویند که ارتباط این صور فلکی با خدای خورشید حاصل انطباق این صورت فلکی در منطـقة البروج بابلی با انقلاب تابستانی است. صورت فلکی اسد در تاریخ مـصر ، جایگاه طلوع خورشید پس از آفرینش آن (در نزدیکی ذنب الاسد) می‌باشد واز این رو به آن خانه خورشید نیز می‌گویند.
او مشهور است که شیر Nemea است و توسط Heracles کشته شد.نمیا یک شهر است در راه حنوب غربی Corinth. در آنجا این شیر در یک غار دو دهنه زندگی میکرد. او بیرون میامد و اهالی را متوقف میکرد تا انها کم یاب شدند. او یک شیر زخم نا پذیر بود. طبق بعضی از داستانها او توسط غول Typhon و یا سگ Orthrus و یا حتی بخاطر Selene خدای ماه زخم ناپذیر است. و هرکول زمانی که به او با تیرکمان شلیک میکرد نتیجه گرفت که تیرها به سادگی پایین میافتد.
Heracles گروه خود را راه انداخت و دنبال حیوانات کرد تا به درون غار خود رفتند. او یک دهنه غار را بست و به طرف دهنه دیگر رفت.او با شیر گلاویز شد و گلوی او را گرفت و خفش کرد. Heracles لاشه شیر را گرفت و بر روی شانه های شیر جشن پیروزی گیرفت.
بعد او سعی کرد با پنجه تیز حیوان پوست او را بکند و به عنوان ردا استفاده کند. در این هنگام شیر یک حرکت سریع کرد و خود را در بالای سر Heracles جای داد و باعث شد که Heracles بیشتر از همیشه بترسد


مهمترین اجرام قابل مشاهده در صورت فلکی اسد
alpha - اسد: نورانی ترین ستاره این صورت فلکی ستاره آلفا - اسد یا قلب اسد می‌باشد . این ستاره آبی - سفید از رده طیفیB 7 با قـدر ظاهری ۱/۳۵+ است. هرگاه با دوربین دوچشمی یا تلسکوپ کوچک به آن نگاه کنید همدم کم نورتر آن از قدر ۸+ را خواهید دید.

beta-اسد: در سردم شیر ستاره زیبای آبی - سفید بتا-اسد یا ذنب الاسد قرار دارد. این ستاره از رده طیفی A3 در رشته اصلی واقع شده و دارای قدر ۲/۱۴+ است.

gamma-اسد: این ستاره که به آن Algieba (یال شیر) گویند یک ستاره دوتایی بسیار زیبا است. مؤلفه پر نورتر این غول سرخ - نارنجی از رده طیفی k1 با قدر ۲/۶۱+ و مؤلفه کم نورتر یک غـول زرد از رده طیفـی G7 با قدر ظاهری ۳/۰۸+ می‌باشد. هرگاه با تلسکـوپی کوچک به این ستاره بنـگرید، قادر به تفــــکیک آن خواهید بود و اگر با دوربین دو چشمی به شـکار آن بروید ستاره 40- اسـد که ستاره‌ای از قدر ۵+ است و هیچ ارتباطی با این مجموعه ندارد در کنار آنها دیده می‌شود.

delta-اسد: این ستاره از رده طیفی A4 است و دارای قدر ظاهری ۲/۵۶ + می‌باشد.

kesi - اسد: این ستاره از رده طیفی F0 با قدر ظاهری ۳/۴۴ + می‌باشد. این ستاره یک مجموعه سه تایی بصـری تشکیل می‌دهد که بوسیله یک دوربین دو چشـمی دو همـدم دیگر آن از قدر ۶+ دیده خواهد شد. این سه ستاره از لحاظ فیزیکی هیچ ارتباطی با یکدیـگر ندارند.
tav - اسد: این ستاره از رده طیفی G8 با قدر ظاهری ۴/۹۵+ یک ستاره دوتایی بوده و هرگاه با دوربین دو چشـمی به آن بنگرید همدم دیگر آن را با قـدر ۰/۷+ خواهید دید.

omega - اسد: این ستاره یک ستاره دوتایی بوده که به سختی قابل تفکیک می‌باشد و حداقل قطر دهانه تلسکوپ می‌بایست mm ۲۵۰ باشد. ستارگان این مجموعه با دوره تناوب ۱۱۷ سال به دور یکدیگر می‌گردند.

54-اسد: این ستاره از رده طیفی A1 با قدر ظاهری ۴/۵ + و درای همدمی با قدر ظاهری ۶/۳ + است.

R اسد: ستاره غول سرخ - R اسد یک ستاره متغیر بلند دوره از رده طیفی M8 است. تغییرات قدرآن از ۵/۸+ تا ۱۰/۰+ می‌باشد. دوره این تغـــییرات برابر ۳۱۲ روز است.
بارش اسدی
این بارش از معروفترین بارشهای شهابی سالیانه است و در طول چند سال اخیر شاهد طوفانهای شهابی از آن بوده‌ایم. بازه فعالیت آن بین ۱۴-۲۱ نوامبر بوده و اوج آن در روز ۱۷نوامبر قرار دارد.

بارشalpha - اسدی: این بارش از از نوع بارشهای رادیویی بوده و در طول دوره ای از ۱۳ ژانویه تا ۱۳ فوریه فعال می‌باشد.

بارش beta-اسدی: این بارش از ۱۴فوریه تا ۲۵ آوریل فعال بوده و اوج بارش درروز ۲ مارس است.

بارش delta-اسدی: در همین ایام بارش دیگری که از تاریخ ۴ اوت تا ۱۲ سپتامبر فعال بوده و که اوج فعالیت آن در روز ۲۲ فـوریه اتفاق می‌افتد.

بارش gamma - اسدی: بارش ضعیف دیگری که از تاریخ ۴ اوت تا ۱۲ سپتامبر فعال بوده ، بارش gamma - اسدی است. اوج این بارش در۲۵ اوت است.

بارش ro - اسدی: این بارش از نوع رادیویی بوده و در پی مطالعات انجام گرفته در طی سال ۱۹۶۰ میلادی کشف شده است. اینگونه به نظر می‌رسد که طی ایام ۱۴-۱۵مارس فعال باشد.

بارش sigma-اسدی: این بارش از ۹ فوریه تا ۱۳ مارس فعال بوده و اوج بارش درروز ۲۶ فوریه است.

ستاره متغیر R - اسد
R-اسد به عنوان یکی از درخشانترین و آسانترین ستاره‌های متغیر قابل مشاهده آسمان مطرح است. این متغیر با میانگین تغییرات قدر بین ۵/۸ تا ۱۰/۰ را به را حتی بدون کمک هر گونه تجهیزات گران قیمت می‌توان مشاهده کرد. با تغییرات درخشــندگی چندین قـدری و دوره تناوب ۳۱۲ روزه این متغیر متعلق به دسته میرا از ستارگان متغییر بلند دوره است. از تاریخ کشفش در بیش از ۲۰۰ سال پیش ، R - اسد به عنوان یکی از پر تـوجه‌ترین متغیرهای بلند دوره محسوب می‌شود و از این نظر قابـل رقابت با همزادش « میرا » می‌باشـد. مجذوبیـت R - اسد از زمان کشفش در سال ۱۷۸۲ توسط J.A.Koch شروع شد. R- اسد پنجمین ستاره متغیر و چهارمین متغیر بلند دوره کشف شده می‌باشد.
رصد با چشم غیر مسلح
آلفا- اسد (قلب الاسد) ، در انتهای دسته داس قرار گرفته است، این ستاره و سه ستاره قلب العقرب ، دبران و فم الحوت ، از ستاره‌های باشکوه و سلطنتی ایرانیان باستان بودند. بتا - اسد به ذنب الاسد یا صرفه مشهور بوده و در قدر 2/2 است. این ستاره در دم دم شیر قرار دارد.
رصد با دوربین دو چشمی
قلب الاسد ، ستاره‌ای دوگانه ، به رنگ آبی - سفید و قدر 3/1 و حدود 86 سال نوری از ما فاصله دارد.
رصد با تلسکوپ
گاما- اسد ، یکی از بهترین ستارگان دو گانه در آسمان نیمکره شمالی ، با قدرهای 2 و4 و جدائی "4 است. مؤلفه آن برنگ آبی سیر دیده می‌شود. این ستاره در قدر 8 بوده و جدالئی آن از آلفا- اسد ΄3 است.
صورت فلکی شیر. او در آسمان قرار دارد چون شاه حیوانات است.
او مشهور است که شیر Nemea است و توسط Heracles کشته شد.نمیا یک شهر است در راه حنوب غربی Corinth. در آنجا این شیر در یک غار دو دهنه زندگی میکرد. او بیرون میامد و اهالی را متوقف میکرد تا انها کم یاب شدند. او یک شیر زخم نا پذیر بود. طبق بعضی از داستانها او توسط غول Typhon و یا سگ Orthrus و یا حتی بخاطر Selene خدای ماه زخم ناپذیر است. و هرکول زمانی که به او با تیرکمان شلیک میکرد نتیجه گرفت که تیرها به سادگی پایین میافتد.
Heracles گروه خود را راه انداخت و دنبال حیوانات کرد تا به درون غار خود رفتند. او یک دهنه غار را بست و به طرف دهنه دیگر رفت.او با شیر گلاویز شد و گلوی او را گرفت و خفش کرد. Heracles لاشه شیر را گرفت و بر روی شانه های شیر جشن پیروزی گیرفت.
بعد او سعی کرد با پنجه تیز حیوان پوست او را بکند و به عنوان ردا استفاده کند. در این هنگام شیر یک حرکت سریع کرد و خود را در بالای سر Heracles جای داد و باعث شد که Heracles بیشتر از همیشه بترسد









دب اكبر يكي از مشهورترين و پر داستان ترين صورت هاي فلكي است كه اكثر مردم نام آن را شنيده اند.

دب اكبر يكي از صورت هاي دور قطبي است و در اكثر شب ها در آسمان نيم كره ي شمالي ديده مي شود.شايد به همين دليل بوده است كه قصه پردازي در مورد آن بسيار است..!

نام فارسي دب اكبر " خرس بزرگ" است. همچنين هفت ستاره ی پر نور آن که به شکل آب گردان است با نام هاي هفتورنگ - هفت برادران - هفت داوران و ميهن نيز خوانده مي شد.

طبق اساطير يونان اين خرس همان " كاليستو " معشوقه ي زئوس و دختر شاه آركاديا است.كه زئوس برای محافظت از او ( احتمالا در برابر هرا ) او را به خرس تبديل كرده و سپس در آسمان قرارش داد.

بر اساس افسانه اي ديگر اين خرس ، راهنماي خرس هاي زمين براي تشخيص زمان خواب زمستاني مي باشد.

اعراب نيز دب اكبر را به صورت تابوتي كه عده اي آن را حمل مي كنند ، مي ديدند.

دب اكبر داراي 87 ستاره ي است . آلفاي دب اكبر ( دوبه ) داراي قدر " يك " مي باشد كه به خوبي قابل رويت است.

هفت ستاره ي اصلي اين صورت فلكي شكلي شبيه ملاقه ، خيش ( گاو آهن ) يا يغلاوي ( ظرف غذاي سربازان ) است.

ستارگان دوبه ( آلفا - Dubhe ) و مراق ( بتا - merak ) در اين صورت فلكي به نام "‌ دو راهنما " مشهور هستند كه از آنها براي جهت يابي و يافتن ستاره قطبي استفاده مي شود. اگر از مراق به دبه خطي فرضي رسم شود و از همان جهت به اندازه ي 5 برابر فاصله ي آن دو ،امتداد دهيم به يك ستاره ي نسبتا پر نور به نام ستاره ي قطبي ( poolster ) ميرسيم . حال اگر به سمت ستاره ي قطبي بايستيم ، روبرو شمال ، سمت راست شرق، پشت سر جنوب و سمت چپ غرب مي باشد.

اولين ستاره ي دسته ي ملاقه ( انتهاي دم خرس بزرگ ) همان بنات النعش ( alkaid - Benet naish ) است.

دومين ستاره دسته ي ملاقه را عناق ( Mizar ) مي نامند . چسبيده به اين ستاره ، ستاره ي كم فروغ ديگري سوسو مي زند كه‌ سها ( alcor ) نام دارد كه در قديم براي سنجش بينايي افراد به كار برده مي شد.

دید کلی
هفت ستاره پر نور ، نقش دب اکبر (آب گردان) را پدید می‌آورد، چهار ستاره که کاسه را تشکیل می‌دهند با نامهای دبه ، مراق ، فخذ و مغرز معروفند که همگی اسامی عربی هستند: دبه به معنای خرس است و مراق به معنی گرده ، فخذو مغرز به ترتیب ران و بن دم خرس هستند. ستارگانی که دسته آب گردان را تشکیل می‌دهند به نامهای قائد ، عنان و جون موسومند که باز هم نامهایی عربی به معانی جلودار و بزغاله هستند. معنای دقیق جون هنوز مورد اختلاف است. در نزدیکی عناق ستاره کوچک سها قرار دارد. اعراب این دو ستاره را اسب و سوار می‌نامیدند و از ستاره‌ها برای آزمون دید خوب استفاده می‌کردند.

مقیاس فواصل زاویه‌ای
مواضع ستارگان بر حسب زاویه یا قوس بیان می‌شود. فاصله زاویه‌ای که به درجه سنجیده می‌شود زاویه یا قوسی است که راس آن نقطه دید ناظر است. اندازه گیری زوایای کوچک در آسمان دارای اهمیت است قطر ماه در حدود نیم درجه است که بطور رسمی‌تر بدین صورت بیان می‌شود: زاویه یا قوسی که قطر ماه تمام با آن به چشم ما می‌آید 0.5 است. 2.3 فاصله زاویه‌ای دیگر که اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرند، فاصله میان دبه و مراق است که نزدیک به پنج درجه می‌باشد. در فاصله بین این دو ستاره می‌توان ده ماه را کنار هم جای داد.
افسانه‌ها
یکی از نخستین نامهایی که به این صورت فلکی داده شد خرس بزرگ بود و نامهای عربی به معنای ران ، گرده و غیره قسمتهای مختلف بدن خرس را بیان می‌کنند. دلیل این نام روشن نیست، زیرا که ناظر به دشواری می‌تواند طرح بدن خرس یا حیوان دیگری را در این صورت تصویر کند. بنابر افسانه‌ای کهن ، خرس نشان دهنده کالیستو ، دختر شاه آرکادیا و معشوقه ژوپیتر بود و ژوپیتر برای حفاظت از او وی را به صورت خرسی در آورد و بر آسمانها نهاد.
بنابر افسانه‌ای دیگر ، روح بزرگ ، را با قصد و عمد بر آسمان نهاد تا گاه شمار خرسهای زمینی باشد. در نیم سالی که خرس بزرگ بر ارتفاعی کم جای دارد، همه خرسهای زمینی در غارهای خود می‌مانند و خود را گرم نگه می‌دارند. وقتی که خرس بزرگ در آسمان اوج می‌گیرد، خرسها نیز غارهایشان را ترک می‌گوبند زیرا تابستان آغاز شده است.

نامهای دیگر
نامهای دب اکبر و آب گردان هنوز مصطلح هستند. نام علمی این صورت فلکی ترجمه لاتینی خرس بزرگ یعنی Ursa Major است. در انگلستان این صورت را گاو آهن یا ارابه گویند. اگر بخواهیم دقیق باشیم اصطلاح آب گردان را باید به هفت ستاره پر نور و اصطلاح دب اکبر یا Ursa Major را به همه ستاره‌های این صورت اطلاق کرد. اما اغلب این دو اصطلاح را به جای هم بکار می‌برند.
روشنی ظاهری ستارگان
روشنی ظاهری هفت ستاره آب گردان باهم فرق می‌کند. پر نورترین آنها جون و کم فروغ‌ترینشان مغرز است. این مطلب بطور فنی ، بر حسب قدر ظاهری بیان می‌شود: جون کمترین قدر ظاهری (1.7) و مغرز بیشترین قدر ظاهری (3.4) را دارد.
طبقه بندی ابرخس بر اساس روشنی ستارگان
منجمان یونان باستان ستاره‌های مرئی را بر حسب روشنی ظاهریشان به شش گروه تقسیم می‌کردند. این طبقه بندی اولیه هنوز هم کم و بیش معتبر است. افتخار این طبقه بندی به ابر خس که در قرن دوم قبل از میلاد در جزیره رودس می‌زیست داده می‌شود.

او پر نورترین بیست ستاره‌ای را که می‌شناخت بطور دلخواه ستارگان قدر اول نامید، پنجاه ستاره بعدی به ترتیب روشنی ظاهری ستارگان قدر دوم نامیده شدند و الی آخر نام قدر ششم به چند صد ستاره‌ای داده شد که به دشواری قابل رؤیت با چشم انسان معمولی بودند. بدین طریق یک طبقه بندی کاملاً اختیاری بر اساس روشنی بدست آمد، اما این قدرها صرفاً قدرهای ظاهری هستند. برخی از ستارگان در واقع پرنورند، ولی به سبب فاصله زیادشان کم نور به نظر می‌رسند.
قسمت بندی اعشاری قدرهای ظاهری
تقسیم بندی اعشاری ، در قرن نوزدهم ارائه شد. در این طبقه بندی روشنی ظاهری ستاره‌ای از قدر 5.5 حد وسط روشنی ستاره‌ای از قدر 6.0 است. همینطور وقتی می‌گوییم ستاره قطبی (جدی) از قدر 1.2 است. بدین معنی است که روشنی ظاهری آن مختصری کمتر از روشنی ستاره‌ای از قدر 2.0 می‌باشد. روش اعشاری تعیین قدرها هر چه وسیعتر بکار رفته و دقیقتر شده است.


رابطه میان قدر ظاهری و روشنی ظاهری
رابطه ساده‌ای میان قدر ظاهری و روشنی ظاهری وجود دارد. این رابطه بر قانونی روان فیزیکی مبتنی است که هرگاه محرک مثلاً روشنی به صورت یک تصاعد هندسی نظیر 1 ، 2 ، 4 ، 8 ، 16 ، 000 افزایش یابد احساس حاصل از آن به صورت یک تصاعد حسابی ، 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 0000 زیاد می‌شود. از این قانون بطور تجربی تعیین شد که ستارگان قدردوم ، 2.5 ( به عبارت دقیقتر 2.512) برابر روشنتر از ستارگان قدر سوم هستند. همینطور ستارگان قدر سوم ، 2.512 برابر روشنتر از ستارگان قدر چهارم هستند و الی آخر.
مقادیر صفر و منفی قدر ظاهری
بیست ستاره‌ای که بدواً ستارگان قدر اول به شمار آمدند، بعدها مجدداً دسته بندی شدند. این کار از آنرو ضرورت داشت که برخی از این ستارگان بسیار پر نورتر از دیگران بودند. ستارگان پر نورتر این گروه با قدرهای 0.7 ، 0.8 ، 0.9 و غیره تا صفر و اعداد منفی مشخص گردیدند. ستاره‌ای که شب هنگام بیشترین روشنی ظاهری را دارد شعرای یمانی است. قدر ظاهری آن 1.6- است. در این مقیاس قدر ظاهری خورشید بسیار زیاد است، 26.7-.
تعیین قدرهای ظاهری
روش تعیین قدر ستارگان از طریق رصد نسبتاً ساده است، با داشتن تجزبه نسبتاً دقیقی (دقتی در حدود 0.1 یک قدر) می‌توان بدست آورد. این روش بطور وسیع مورد استفاده منجم آلمانی فریدریش آرگه لاندر و همکارانش در تهیه فهرست بزرگ ستارگان کاتالوگ ب. د. (ب.د. علامت اختصاری عنوان آلمانی این فهرست bonner durchmunsterung - کاتالوگ بن است) قرار گرفت. در این روش رصد کننده روشنی ظاهری یک ستاره را با دو یا چند ستاره مجاور که قدرشان معلوم است مقایسه می‌کند. به این ترتیب ستاره‌ای که اندکی کمسوتر از ستاره مجاوری از قدر 2.4 و اندکی پر نورتر از ستاره‌ای از قدر 2.6 است، با قدر 2.5 مشخص می‌شوند. در استفاده از این روش باید مطمئن بود که:


1. ستاره‌ای که می‌خواهیم قدر آن را بسنجیم و ستارگانی که قدرشان معلوم است، فواصل کم و بیش برابری از افق دارند.
2. ستارگانی که قدرشان معلوم است، تا حد امکان نزدیک به ستاره‌ای باشند که باید سنجیده شود.
3. یکی از ستارگانی که قدرشان معلوم است اندکی پر نورتر و دیگری اندکی کمتر از ستاره مورد سنجش باشد.

حرکات ظاهری روزانه ستارگان
همه می‌دانند که خورشید به ظاهر در مشرق طلوع می‌کند قوسی را در آسمان می‌پیماید و در مغرب غروب می‌کند. ستارگان نیز به ظاهر قوسهایی را (از سمت شرقی افق به سمت غربی آن) در آسمان طی می‌کنند. یک دوران کامل 23 ساعت و 56 دقیقه و 4.09 ثانیه طول می‌کشد. این را به سهولت می‌توان در یک شب صاف به کمک یک ساعت مچی خوب به تقریب ثابت کرد. این دوران شبانه روزی را با مشاهده صورتی چون دب اکبر می‌توان بخوبی رصد کرد.

اگر در رصد اول این صورت فلکی محاذی افق و کاسه آن در طرف راست باشد، شش ساعت بعد دسته آبگردان به طرف پایین خواهد بود، دوازده ساعت پس از رصد اول دهانه باز کاسه آبگردان رو به پایین به نظر خواهد آمد. هجده ساعت پس از رصد اول دسته آبگردان به سمت بالا خواهد بود. در هر 23 ساعت و 56 دقیقه و چهار ثانیه دب اکبر را در هر یک از این وضعیتها می‌توان دید. البته در بخشی از این زمان ، آفتاب مانع رصد کردن خواهد شد، نور ضعیف ستاره را در آسمان روشن روز نمی‌توان مشاهده کرد.

حرکت ظاهری سالانه ستارگان
این واقعیت که ستارگان یک گردش کامل را در کمتر از بیست و چهار ساعت انجام می‌دهند، بسیار مهم است. البته معنی آن این است که ستارگان در یک دوره بیست و چهار ساعته بیش از یک گردش کامل را می‌پیمایند. بنابراین ستارگان در سه دقیقه و 56 ثانیه باقیمانده دوران بعدی را شروع می‌کنند، این را می‌توان با رصد اثبات کرد. ستاره ای که فرضاً در ساعت هشت شامگاه یکشنبه در افق پدیدار می‌شود، شامگاه روز بعد در ساعت هشت اندکی بالای افق خواهد بود. این ستاره در ساعت هشت شامگاه روز سه شنبه ارتفاع بیشتری از افق خواهد داشت و یک ماه بعد در ساعت هشت ستاره به مقدار قابل ملاحظه‌ای از افق بالاتر خواهد بود.

سه ماه بعد ، در ساعت هشت بعد از ظهر ستاره به اندازه یک چهارم دایره از افق شرقی فاصله خواهد داشت. در پایان یک سال ستاره یک دایره ظاهری را کامل کرده است. این حرکت ستاره نیز حرکتی ظاهری و در نتیجه حرکت واقعی زمین حول خورشید است. زمین در حرکت انتقالی خود به دور خورشید یک گردش کامل را در دوازده ماه می‌پیماید. این حرکت ظاهری سالانه ستارگان بر صورتهای فلکی نیز حکم فرماست.

بدین طریق در ساعت هشت بعد از ظهر در مهر ماه ، آبگردان دب اکبر نزدیک افق و در وضعیتی است که دهانه کاسه رو به بالاست. سه ماه بعد در همان زمان به هنگام شب ، دسته آبگردان رو به پایین است. در ماه فروردین در همان شب دب اکبر ارتفاع زیادی از افق دارد و کاسه آبگردان در طرف چپ به نظر می‌رسد. در تیر ماه در همان ساعت شب کاسه آبگردان به طرف پایین است. بنابراین در مدتی برابر 365 روز دب اکبر 366 بار گردش ظاهری را انجام می‌دهد: 365 بار بر اثر دوران زمین به دور محورش و یک بار در نتیجه حرکت انتقالی زمین به دور خورشید.
بدون شک یکی از مشهورترین ستاره های درون اسمان هفت ستاره دب اکبر هستند که آنها دم و قسمت پایین تنه خرس را تشکیل میدهند و بقیه این شکل این خرس توسط ستاره های کم نور تر کامل میشود. دب اکبر سومین صورت فلکی بزرگ آسمان است.

آسمان تابستان : شمال غربي
آسمان تابستان : شمال غربي
مشخصات چارت: آسمان 25 خرداد، ساعت 12 شب
آسمان 25 تير ، ساعت 10 شب
آسمان 25 مرداد، ساعت 8 شب
دب اکبر با بخش آبگردان شکلش، در اين ايام، آسمان شمال غربي را تحت سلطه خود دارد. دسته هلالي آبگردان به سمت سماک رامح (ستاره آلفاي عوا) که ستاره اي روشن از نوع غول سرخ مي باشد، نشانه رفته است. در پيچ و خم بين دو صورت فلکي دب اکبر (خرس بزرگ) و دب اصغر (خرس کوچک)، بخشي از ستارگان صورت فلکي کم فروغ اژدها، که در اين ايام کاملاً در بالاي آسمان است، قرار دارد و از شمال غربي بالاي ستاره قطبي (آلفاي خرس کوچک) به سمت شمال شرق کشيده شده است. اسد به پايين و به سمت غرب مي رود، قلب الاسد (آلفاي اسد) که قبلاً در زير افق ناپديد شده است . در بالاي اسد ستاره هاي کم فروغ گيسوي برنيکه، که در بعضي از فرهنگ ها به عنوان کلاله و يا منگوله انتهاي دم شير محسوب شده، قرار دارد.

در اسطوره های یونان خرس بزرگ به دارای دو شخصیت است. یکی به عنوان معشوقه ی Zeus و Adrasteia که Callisto نام داشت و دیگر به عنوان درختی که از زیوس موقعی که کودک بود نگهداری کرد. داستانهای بسیاری در مورد چگونگی تبدیل شدن Callisto به خرس بزرگ هست که ما به یکی از آنها میپردازیم. معمولا Callisto را دختر شاه آرکاد (قسمتی در یونان) که Lycaon نام داشت میدانند. ولی در یک داستان دیگر او را دختر پسر این شاه(Ceteus) میدانند.در این نسخه او Ceteus)(( صورت فلکی هرکول است که زانو زده و دست خود را به سمت خدا دراز کرده و به او برای تبدیل شدن دخترش به خرس التماس میکند. Callisto عضو و پیرو الهه ماه و شکار (Artemis) شد . او مانند Artemis لباس می پوشید و موهای خود را می بست. و خیلی زود به عنوان شکارچی محبوب و همراه Artemis شناخته شد. او قسم پاکدامنی و نجابت را برای Artemis خورد. یک روز وقتی Callisto در بیشه زیر سایه یک درخت دراز کشیده بود زیوس تغییر شکل داد و به او نزدیک شد(داستان کامل Ovid in Book II of his Metamorphoses) . زیوس خود را به شکل Artemis در اورد و Callisto را بغل کرد. قبل از اینکه دختر از وحشت کاری انجام دهد خود را به شکل واقعی بر گشت و به او تجاوز کرد.

یک روز گرم وقتی که گروه شکار به نزدیکی رودی رسیدند تصمیم به شکار گرفتند و Artemis لباسهایش را در آورد و بقیه را به رودخانه راهنمایی کرد. و Callisto در کمال بی میلی لباسهایش را در آورد و شکم بر امده او که نشانه ی حاملگی بود نمایان شد.Artemis او را رسوا کرد و از گروه خود اخراج کرد.بدترین زمان موقعی بود که او پسری به نام Arcas به دنیا آورد . هرا همسر زیوس که شوهر خود را میشناخت و این مسیله را فهمیده بود تصمیم گرفت که انتقام بگیرد. Hera موهای Callisto را گرفت و روی زمین کشید. بعد از آن روی دستها و پاهای Callisto موهای سیاه شروع به جوانه زدن کرد و دستها و پاهای او به شکل پنجه در آمدند و در آخر به شکل یک خرس در آمد. برای ۱۵ سال او در جنگل زندگی کرد و او به شکل خرس بود ولی مغز انسان داشت. روزی گروهی را مشغول شکار دید و پسر خود Arcas را بین آنها تشخیص داد. او سعی کرد به پسرش نزدیک شود ولی Arcas ترسید. او سعی کرد که خرس را متواری کند ولی در همان هنگام زیوس یک گرد باد فرستاد که هر دوی آنها را به آسمان برد و Callisto را به دب اکبر تبدیل کرد وArcas را به صورت فلکی Boötes تبدیل کرد.(در بعضی از داستانها او به خرس کوچک تبدیل شد)















سنبله Vir (دوشیزه - عذرا)
سنبله تنها چهره زنانه در منطقة البروج بوده و یکی از قدیمی‌ترین و مشخص‌ترین صورتهای فلکی آسمان است، ضمن اینکه نام تعدادی از خدایان اساطیری مؤنث از جمله ایشتر ، ایزیس (رب النوع مصری) ، دمتر (رب النوع مادشر زمین) ، آتنا (دختر زئوس و متیس) و آرتمیس (خواهر آپولون) را در خود دارد. سنبله یک صورت فلکی عظیم و دومین صورت فلکی در آسمان از نظر بزرگی است. خورشید در عبور سالیانه خود در دایرة البروج ، بیشترین زمان را در این صورت می‌گذراند. تنها ستاره درخشان سنبله ، سماک اعزل است که بطور مشخص و مجزا می‌توان آن را تشخیص داد. زمان رسیدن به نصف النهار 4 خرداد و مساحت آن 1294 درجه مربع است.
ستاره‌ها
آلفای سنبله به نام سماک اعزل در لاتین به معنای خوشه گندم آمده که در دست دوشیزه‌ای است. طیف آن از نوع B1V ، قدر آن 1.0 و فاصله آن 220 سال نوری است.سماک اعزل دارای یک همدم بسیار کم نور است.


اجرام عمقی آسمان
در داخل این صورت فلکی خوشه کهکشانی سنبله قرار دارد که خوشه وسطی آن ابر خوشه سنبله است و خوسه کهکشانی ما هم که جزء گروه محلی محسوب می‌شود، یکی از اعضای آن است. خوشه سنبله شاید شامل 3000 کهکشان ، در فاصله 50 میلیون سال نوری تا زمین است. برای مشاهده اغلب این کهکشانها نیاز به تلسکوپ متوسط است. درخشانترین آنها M49 به صورت کهکشان بیضوی با قدر 8 و M104 یک کهکشان مارپیچ قدر هشتم است.


افسانه

سنبله تنها چهره زنانه در منطقه البروج بوده و یکی از قدیمی‌ترین و مشخص‌ترین صورت‌های فلکی آسمان است، ضمن این که نام تعدادی از خدایان اساطیری مونث از جمله ایشتر، ایزیس (رب النوع مصری)، دمتر (رب النوع مادر زمین)، آتنا (دختر زیوس و متیس) و آرتمیس (خواهر آپولون) را در خود دارد.

سنبله یک صورت فلکی عظیم و دومین صورت فلکی آسمان از نظر بزرگی است. خورشید در عبور سالانه خود در دایره البروج، بیشترین زمان را در این صورت فلکی می‌گذارند.

ستاره ها

ستاره آلفای دوشیزه به نام سماک اعزل در دست دوشیزه‌است. طیف آن از نوع B۱ V ، قدر۱٫۰ و فاصله ۲۲۰ سال نوری است. سماک اعزل دارای یک همدم بسیار کم‌نور است.

اجرام عمقی آسمان

خوشه کهکشانی گروه محلی که ما هم عضوی از آن هستیم در این صورت فلکی قرار دارد

1. M۴۹
2. M۱۰۴
3. M۱۰۴
4. M۹۰
5. M۶۰
6. M۵۹
7. M۵۸
8. M۸۷
9. M۸۴
10. M۸۶
11. M۴۹
12. NGC۵۶۳۴

صورت‌های فلکی همسایه

1. شیر
2. ترازو
3. سرمار
4. کلاغ
5. گاوران

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 19:30  توسط گروهی |  2 نظر
یک فضانورد درنزدیکی یک سیاهچاله چه پدیده ای را تجربه می کند.

تا کنون بدر نظریه ی نس بیت خاص هیجان انگیز و اعجاب آور است اما در ک آن لسیار مشکلتر می باشد . یکی از نظریه ی های مهمی که در  این  نظریه بیان می شود در میدان های گرانش بزرگ ساعت ها کند تر و در میدان های جاذبه کوچک تر تند تر می گذرد  امروزه به سادگی می توان این  نظریه را با

ساعت های اتمی که در هوا پیما کار گذاشنه می شوند اثبات کرد .

ساعت های اتمی در هواپیما که در ارتفاع ۱۰ کیلو متری زمین در پرواز است به روشنی سرعتر از

ساعت های اتمی مشا به در سطح زمین کا ر می کنند زیرا که در واقع نیروی جاذبه در سطح

زمین

کمی بیشتر از نیروی جا ذبه  در هوا پیما است که در ارتفاع بالا در حال پرواز است .

البته آشکار است که در این آزمایش تغییرات زمانی بسیار  نا چیز است.

مسا له  تغییر زمان هنگامی به روشنی آشکا ر می شود که تصور کنیم یک فضانورد یک مجموعه

ماده کاملا در هم فشرده یا به عبا رت دیگر یک سیاهچاله را دور می زند .

سیاهچاله میدان گرانشی بزرگ و وصف نا پذیری دارد و ساعت  در آنجا بسیار کند تر کا می کند

در نتیجه از دید ما نا ظر ان زمینی زندگی این فضا نورد بسیار آهسته می گذرد.

پزشکان نا سا که از طریق وسایل رادیویی فعل وانفا لات بدنی او را کنترل می کنند ضربان قلب فضا نورد را یک تپش در هر ۲۰ دقیقه ثبت  خواهند کرد به عکس از نظر فضا نورد ساعت ها در روی زمین

با سرعت حیرت آوری به جلو می رود هر ۹۰ثانیه یک شماره روز نامه چاپ می شود انتخابات

میان دوره ای هر هفته ۵ با ر انجام خواهد شد. پس ۴هفته اقامت فضا نورد در فضا پیما ونزدیک

سیاهچاله تمام دوستان او در زمین دا فانی را وداع گفته اند و او در حالیکه ۸۰ سال

در زمین سپری شده فقط یک ماه بر عمرش افزوده شده است.

اگر انسان می توانست روی یک جرم آسمانی با میدان گرانشی فوق العاده بزرگ مثلا یک ستا ره ی

نوترونی زندگی کند یک روز کاری او کا ملا متفا وت با یک روز کاری ما می گذشت.

او صبها به اداره خود در طبقه سی ام یک آسمان خراش می رفت ودر آنجا با نیروی جاذبه کمی

که وجود داشت . یک روز کاری ۸ ساعته را به سر می آورد سپس دو باره به طبقه ی همکف باز

می گشت ودر آنجا  با نیروی  جاذبه ی کمی وجود داشت یک روز کا ری ۸ساهته را به سر می آورد.

سپس دو بارهبه طبقه همکف باز می گشت و در آنجا در می یافت که به علت نیروی جا ذبه

زیادی که در پایین وجود داشته  فقط یک ساعت سپری شده است . به عبارت دیگر شروع کار ساعت

۹ بامداد و تعطیل کار سعت ۱۰ بامداد خواهد بود.

اما به هر حال در طبقهی بلا انسان ۸ ساعتی را که کار کرده واقعا ۸ ساعت از عمر خود را

گذرانیده است. ما می توانیم از دید خود فقط۷۰یا۹۰سال عمر کنیم هر چند که عمر ما از دید

نا ظران منظومه های فلکی ۱۰ثانیه یا ۱۰۰۰۰سال طول بکشد.

انحنا فضا یا انحنا ی مکان در میدان یک ستا ره نو تر رونی زندگی می کرد می توانستمثلا پشت گردن خود را ببیند چو ن نور در آن جا انحنا دارد

 

نکته۱ : ساعت ها در یک هوا پیما یا بر فراز قله یک کوه بلند سریعتر از ساعت های مشا به در

سطح دریا کار می کنند در هواپیما سرع السیر و یا مو شک ها نتیجهبه دست  آمده باز

هم باید باید تصحیح شود زیرا سرعت سرعت نیز زمان را  تحت تاثیر قرار می دهد.

نکته۲:در  نز دیکی یک سیاهچاله ساعت ها کند تر می گذرند .

نکته۳:بر روی یک ستاره نوترونی در ارتفاعات  بالا ساعت ها روی خیلی سرعتر از ساعت های

روی سطح ستاره کار می کنند. در حالی که در طبقه ی سی ام یک آسمان خراش ۸ساعت سپری می شود در طبقه همکف یک ساعت می گذرد.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اردیبهشت1389ساعت 12:0  توسط گروهی |  یک نظر
صورت های معروف فصل بهار
با سلام به خوانندگان ارجمند بهار فصل زیبایی است نه در زمین بلکه درآسمان ما شما را با تعدادی از صورت های فلکی واجزای آنانآشنا کنیم:
فلکی بهار

صورت فلکی اسد با نام اختصاری Leo در صور فلکی منطقة البروجی است. این صورت فلکی در فصل بهار در نیمـکره شمالی و در پاییـز در نیمکره جنوبی قابل مشاهده است. در انتهای قسمت غربی این صورت فلکی ، شکلی همانند داس دیده می‌شود. این شکل نشانگر سر شیر است. مثلثی ، ساق پا و دم را بوجود می‌آورد و یک 6 ضلعی بدن آن را تشکیل می‌دهد.






افسانه صورت فلکی اسد
این صورت فلکی با شیر نیمانی که هراکلوس در نخستین مأموریتش کشت، مربوط می‌باشد. هراکلوس این جانور را خفه کرد و سپس پوستش را کند و به عنوان غنیمت جنگی بر تن کرد. اگر چه این کار مثل کشتن یک گـربه کوچک نبود. آپولودورس می‌گـــــوید: این شیر از اولاد تیفون ، بزرگترین هیولای جهان بوده است. ابتدا هراکلوس کوشید تا با تیرهایش او را از پا در آورد، اما تیرها به آسانی خم شدند. بنابراین هراکلوس چماقش را برداشت و او را تعقیب کرد. شیر در غارش مخفی شد و دو ماه طول کشید تا هراکلوس او را پیدا کرد و سرانجام او را خـفه کرد تا مرد. هـراکلوس برای پوست کندن شیر از پنجه‌های جانور استفاده نمود. در عین حال کاری که هراکلوس انجام داد مشابها بوسیله گیـل گمش خدای خورشید انجام شد. برخی می‌گویند که ارتباط این صور فلکی با خدای خورشید حاصل انطباق این صورت فلکی در منطـقة البروج بابلی با انقلاب تابستانی است. صورت فلکی اسد در تاریخ مـصر ، جایگاه طلوع خورشید پس از آفرینش آن (در نزدیکی ذنب الاسد) می‌باشد واز این رو به آن خانه خورشید نیز می‌گویند.
او مشهور است که شیر Nemea است و توسط Heracles کشته شد.نمیا یک شهر است در راه حنوب غربی Corinth. در آنجا این شیر در یک غار دو دهنه زندگی میکرد. او بیرون میامد و اهالی را متوقف میکرد تا انها کم یاب شدند. او یک شیر زخم نا پذیر بود. طبق بعضی از داستانها او توسط غول Typhon و یا سگ Orthrus و یا حتی بخاطر Selene خدای ماه زخم ناپذیر است. و هرکول زمانی که به او با تیرکمان شلیک میکرد نتیجه گرفت که تیرها به سادگی پایین میافتد.
Heracles گروه خود را راه انداخت و دنبال حیوانات کرد تا به درون غار خود رفتند. او یک دهنه غار را بست و به طرف دهنه دیگر رفت.او با شیر گلاویز شد و گلوی او را گرفت و خفش کرد. Heracles لاشه شیر را گرفت و بر روی شانه های شیر جشن پیروزی گیرفت.
بعد او سعی کرد با پنجه تیز حیوان پوست او را بکند و به عنوان ردا استفاده کند. در این هنگام شیر یک حرکت سریع کرد و خود را در بالای سر Heracles جای داد و باعث شد که Heracles بیشتر از همیشه بترسد


مهمترین اجرام قابل مشاهده در صورت فلکی اسد
alpha - اسد: نورانی ترین ستاره این صورت فلکی ستاره آلفا - اسد یا قلب اسد می‌باشد . این ستاره آبی - سفید از رده طیفیB 7 با قـدر ظاهری ۱/۳۵+ است. هرگاه با دوربین دوچشمی یا تلسکوپ کوچک به آن نگاه کنید همدم کم نورتر آن از قدر ۸+ را خواهید دید.

beta-اسد: در سردم شیر ستاره زیبای آبی - سفید بتا-اسد یا ذنب الاسد قرار دارد. این ستاره از رده طیفی A3 در رشته اصلی واقع شده و دارای قدر ۲/۱۴+ است.

gamma-اسد: این ستاره که به آن Algieba (یال شیر) گویند یک ستاره دوتایی بسیار زیبا است. مؤلفه پر نورتر این غول سرخ - نارنجی از رده طیفی k1 با قدر ۲/۶۱+ و مؤلفه کم نورتر یک غـول زرد از رده طیفـی G7 با قدر ظاهری ۳/۰۸+ می‌باشد. هرگاه با تلسکـوپی کوچک به این ستاره بنـگرید، قادر به تفــــکیک آن خواهید بود و اگر با دوربین دو چشمی به شـکار آن بروید ستاره 40- اسـد که ستاره‌ای از قدر ۵+ است و هیچ ارتباطی با این مجموعه ندارد در کنار آنها دیده می‌شود.

delta-اسد: این ستاره از رده طیفی A4 است و دارای قدر ظاهری ۲/۵۶ + می‌باشد.

kesi - اسد: این ستاره از رده طیفی F0 با قدر ظاهری ۳/۴۴ + می‌باشد. این ستاره یک مجموعه سه تایی بصـری تشکیل می‌دهد که بوسیله یک دوربین دو چشـمی دو همـدم دیگر آن از قدر ۶+ دیده خواهد شد. این سه ستاره از لحاظ فیزیکی هیچ ارتباطی با یکدیـگر ندارند.
tav - اسد: این ستاره از رده طیفی G8 با قدر ظاهری ۴/۹۵+ یک ستاره دوتایی بوده و هرگاه با دوربین دو چشـمی به آن بنگرید همدم دیگر آن را با قـدر ۰/۷+ خواهید دید.

omega - اسد: این ستاره یک ستاره دوتایی بوده که به سختی قابل تفکیک می‌باشد و حداقل قطر دهانه تلسکوپ می‌بایست mm ۲۵۰ باشد. ستارگان این مجموعه با دوره تناوب ۱۱۷ سال به دور یکدیگر می‌گردند.

54-اسد: این ستاره از رده طیفی A1 با قدر ظاهری ۴/۵ + و درای همدمی با قدر ظاهری ۶/۳ + است.

R اسد: ستاره غول سرخ - R اسد یک ستاره متغیر بلند دوره از رده طیفی M8 است. تغییرات قدرآن از ۵/۸+ تا ۱۰/۰+ می‌باشد. دوره این تغـــییرات برابر ۳۱۲ روز است.
بارش اسدی
این بارش از معروفترین بارشهای شهابی سالیانه است و در طول چند سال اخیر شاهد طوفانهای شهابی از آن بوده‌ایم. بازه فعالیت آن بین ۱۴-۲۱ نوامبر بوده و اوج آن در روز ۱۷نوامبر قرار دارد.

بارشalpha - اسدی: این بارش از از نوع بارشهای رادیویی بوده و در طول دوره ای از ۱۳ ژانویه تا ۱۳ فوریه فعال می‌باشد.

بارش beta-اسدی: این بارش از ۱۴فوریه تا ۲۵ آوریل فعال بوده و اوج بارش درروز ۲ مارس است.

بارش delta-اسدی: در همین ایام بارش دیگری که از تاریخ ۴ اوت تا ۱۲ سپتامبر فعال بوده و که اوج فعالیت آن در روز ۲۲ فـوریه اتفاق می‌افتد.

بارش gamma - اسدی: بارش ضعیف دیگری که از تاریخ ۴ اوت تا ۱۲ سپتامبر فعال بوده ، بارش gamma - اسدی است. اوج این بارش در۲۵ اوت است.

بارش ro - اسدی: این بارش از نوع رادیویی بوده و در پی مطالعات انجام گرفته در طی سال ۱۹۶۰ میلادی کشف شده است. اینگونه به نظر می‌رسد که طی ایام ۱۴-۱۵مارس فعال باشد.

بارش sigma-اسدی: این بارش از ۹ فوریه تا ۱۳ مارس فعال بوده و اوج بارش درروز ۲۶ فوریه است.

ستاره متغیر R - اسد
R-اسد به عنوان یکی از درخشانترین و آسانترین ستاره‌های متغیر قابل مشاهده آسمان مطرح است. این متغیر با میانگین تغییرات قدر بین ۵/۸ تا ۱۰/۰ را به را حتی بدون کمک هر گونه تجهیزات گران قیمت می‌توان مشاهده کرد. با تغییرات درخشــندگی چندین قـدری و دوره تناوب ۳۱۲ روزه این متغیر متعلق به دسته میرا از ستارگان متغییر بلند دوره است. از تاریخ کشفش در بیش از ۲۰۰ سال پیش ، R - اسد به عنوان یکی از پر تـوجه‌ترین متغیرهای بلند دوره محسوب می‌شود و از این نظر قابـل رقابت با همزادش « میرا » می‌باشـد. مجذوبیـت R - اسد از زمان کشفش در سال ۱۷۸۲ توسط J.A.Koch شروع شد. R- اسد پنجمین ستاره متغیر و چهارمین متغیر بلند دوره کشف شده می‌باشد.
رصد با چشم غیر مسلح
آلفا- اسد (قلب الاسد) ، در انتهای دسته داس قرار گرفته است، این ستاره و سه ستاره قلب العقرب ، دبران و فم الحوت ، از ستاره‌های باشکوه و سلطنتی ایرانیان باستان بودند. بتا - اسد به ذنب الاسد یا صرفه مشهور بوده و در قدر 2/2 است. این ستاره در دم دم شیر قرار دارد.
رصد با دوربین دو چشمی
قلب الاسد ، ستاره‌ای دوگانه ، به رنگ آبی - سفید و قدر 3/1 و حدود 86 سال نوری از ما فاصله دارد.
رصد با تلسکوپ
گاما- اسد ، یکی از بهترین ستارگان دو گانه در آسمان نیمکره شمالی ، با قدرهای 2 و4 و جدائی "4 است. مؤلفه آن برنگ آبی سیر دیده می‌شود. این ستاره در قدر 8 بوده و جدالئی آن از آلفا- اسد ΄3 است.
صورت فلکی شیر. او در آسمان قرار دارد چون شاه حیوانات است.
او مشهور است که شیر Nemea است و توسط Heracles کشته شد.نمیا یک شهر است در راه حنوب غربی Corinth. در آنجا این شیر در یک غار دو دهنه زندگی میکرد. او بیرون میامد و اهالی را متوقف میکرد تا انها کم یاب شدند. او یک شیر زخم نا پذیر بود. طبق بعضی از داستانها او توسط غول Typhon و یا سگ Orthrus و یا حتی بخاطر Selene خدای ماه زخم ناپذیر است. و هرکول زمانی که به او با تیرکمان شلیک میکرد نتیجه گرفت که تیرها به سادگی پایین میافتد.
Heracles گروه خود را راه انداخت و دنبال حیوانات کرد تا به درون غار خود رفتند. او یک دهنه غار را بست و به طرف دهنه دیگر رفت.او با شیر گلاویز شد و گلوی او را گرفت و خفش کرد. Heracles لاشه شیر را گرفت و بر روی شانه های شیر جشن پیروزی گیرفت.
بعد او سعی کرد با پنجه تیز حیوان پوست او را بکند و به عنوان ردا استفاده کند. در این هنگام شیر یک حرکت سریع کرد و خود را در بالای سر Heracles جای داد و باعث شد که Heracles بیشتر از همیشه بترسد









دب اكبر يكي از مشهورترين و پر داستان ترين صورت هاي فلكي است كه اكثر مردم نام آن را شنيده اند.

دب اكبر يكي از صورت هاي دور قطبي است و در اكثر شب ها در آسمان نيم كره ي شمالي ديده مي شود.شايد به همين دليل بوده است كه قصه پردازي در مورد آن بسيار است..!

نام فارسي دب اكبر " خرس بزرگ" است. همچنين هفت ستاره ی پر نور آن که به شکل آب گردان است با نام هاي هفتورنگ - هفت برادران - هفت داوران و ميهن نيز خوانده مي شد.

طبق اساطير يونان اين خرس همان " كاليستو " معشوقه ي زئوس و دختر شاه آركاديا است.كه زئوس برای محافظت از او ( احتمالا در برابر هرا ) او را به خرس تبديل كرده و سپس در آسمان قرارش داد.

بر اساس افسانه اي ديگر اين خرس ، راهنماي خرس هاي زمين براي تشخيص زمان خواب زمستاني مي باشد.

اعراب نيز دب اكبر را به صورت تابوتي كه عده اي آن را حمل مي كنند ، مي ديدند.

دب اكبر داراي 87 ستاره ي است . آلفاي دب اكبر ( دوبه ) داراي قدر " يك " مي باشد كه به خوبي قابل رويت است.

هفت ستاره ي اصلي اين صورت فلكي شكلي شبيه ملاقه ، خيش ( گاو آهن ) يا يغلاوي ( ظرف غذاي سربازان ) است.

ستارگان دوبه ( آلفا - Dubhe ) و مراق ( بتا - merak ) در اين صورت فلكي به نام "‌ دو راهنما " مشهور هستند كه از آنها براي جهت يابي و يافتن ستاره قطبي استفاده مي شود. اگر از مراق به دبه خطي فرضي رسم شود و از همان جهت به اندازه ي 5 برابر فاصله ي آن دو ،امتداد دهيم به يك ستاره ي نسبتا پر نور به نام ستاره ي قطبي ( poolster ) ميرسيم . حال اگر به سمت ستاره ي قطبي بايستيم ، روبرو شمال ، سمت راست شرق، پشت سر جنوب و سمت چپ غرب مي باشد.

اولين ستاره ي دسته ي ملاقه ( انتهاي دم خرس بزرگ ) همان بنات النعش ( alkaid - Benet naish ) است.

دومين ستاره دسته ي ملاقه را عناق ( Mizar ) مي نامند . چسبيده به اين ستاره ، ستاره ي كم فروغ ديگري سوسو مي زند كه‌ سها ( alcor ) نام دارد كه در قديم براي سنجش بينايي افراد به كار برده مي شد.

دید کلی
هفت ستاره پر نور ، نقش دب اکبر (آب گردان) را پدید می‌آورد، چهار ستاره که کاسه را تشکیل می‌دهند با نامهای دبه ، مراق ، فخذ و مغرز معروفند که همگی اسامی عربی هستند: دبه به معنای خرس است و مراق به معنی گرده ، فخذو مغرز به ترتیب ران و بن دم خرس هستند. ستارگانی که دسته آب گردان را تشکیل می‌دهند به نامهای قائد ، عنان و جون موسومند که باز هم نامهایی عربی به معانی جلودار و بزغاله هستند. معنای دقیق جون هنوز مورد اختلاف است. در نزدیکی عناق ستاره کوچک سها قرار دارد. اعراب این دو ستاره را اسب و سوار می‌نامیدند و از ستاره‌ها برای آزمون دید خوب استفاده می‌کردند.

مقیاس فواصل زاویه‌ای
مواضع ستارگان بر حسب زاویه یا قوس بیان می‌شود. فاصله زاویه‌ای که به درجه سنجیده می‌شود زاویه یا قوسی است که راس آن نقطه دید ناظر است. اندازه گیری زوایای کوچک در آسمان دارای اهمیت است قطر ماه در حدود نیم درجه است که بطور رسمی‌تر بدین صورت بیان می‌شود: زاویه یا قوسی که قطر ماه تمام با آن به چشم ما می‌آید 0.5 است. 2.3 فاصله زاویه‌ای دیگر که اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرند، فاصله میان دبه و مراق است که نزدیک به پنج درجه می‌باشد. در فاصله بین این دو ستاره می‌توان ده ماه را کنار هم جای داد.
افسانه‌ها
یکی از نخستین نامهایی که به این صورت فلکی داده شد خرس بزرگ بود و نامهای عربی به معنای ران ، گرده و غیره قسمتهای مختلف بدن خرس را بیان می‌کنند. دلیل این نام روشن نیست، زیرا که ناظر به دشواری می‌تواند طرح بدن خرس یا حیوان دیگری را در این صورت تصویر کند. بنابر افسانه‌ای کهن ، خرس نشان دهنده کالیستو ، دختر شاه آرکادیا و معشوقه ژوپیتر بود و ژوپیتر برای حفاظت از او وی را به صورت خرسی در آورد و بر آسمانها نهاد.
بنابر افسانه‌ای دیگر ، روح بزرگ ، را با قصد و عمد بر آسمان نهاد تا گاه شمار خرسهای زمینی باشد. در نیم سالی که خرس بزرگ بر ارتفاعی کم جای دارد، همه خرسهای زمینی در غارهای خود می‌مانند و خود را گرم نگه می‌دارند. وقتی که خرس بزرگ در آسمان اوج می‌گیرد، خرسها نیز غارهایشان را ترک می‌گوبند زیرا تابستان آغاز شده است.

نامهای دیگر
نامهای دب اکبر و آب گردان هنوز مصطلح هستند. نام علمی این صورت فلکی ترجمه لاتینی خرس بزرگ یعنی Ursa Major است. در انگلستان این صورت را گاو آهن یا ارابه گویند. اگر بخواهیم دقیق باشیم اصطلاح آب گردان را باید به هفت ستاره پر نور و اصطلاح دب اکبر یا Ursa Major را به همه ستاره‌های این صورت اطلاق کرد. اما اغلب این دو اصطلاح را به جای هم بکار می‌برند.
روشنی ظاهری ستارگان
روشنی ظاهری هفت ستاره آب گردان باهم فرق می‌کند. پر نورترین آنها جون و کم فروغ‌ترینشان مغرز است. این مطلب بطور فنی ، بر حسب قدر ظاهری بیان می‌شود: جون کمترین قدر ظاهری (1.7) و مغرز بیشترین قدر ظاهری (3.4) را دارد.
طبقه بندی ابرخس بر اساس روشنی ستارگان
منجمان یونان باستان ستاره‌های مرئی را بر حسب روشنی ظاهریشان به شش گروه تقسیم می‌کردند. این طبقه بندی اولیه هنوز هم کم و بیش معتبر است. افتخار این طبقه بندی به ابر خس که در قرن دوم قبل از میلاد در جزیره رودس می‌زیست داده می‌شود.

او پر نورترین بیست ستاره‌ای را که می‌شناخت بطور دلخواه ستارگان قدر اول نامید، پنجاه ستاره بعدی به ترتیب روشنی ظاهری ستارگان قدر دوم نامیده شدند و الی آخر نام قدر ششم به چند صد ستاره‌ای داده شد که به دشواری قابل رؤیت با چشم انسان معمولی بودند. بدین طریق یک طبقه بندی کاملاً اختیاری بر اساس روشنی بدست آمد، اما این قدرها صرفاً قدرهای ظاهری هستند. برخی از ستارگان در واقع پرنورند، ولی به سبب فاصله زیادشان کم نور به نظر می‌رسند.
قسمت بندی اعشاری قدرهای ظاهری
تقسیم بندی اعشاری ، در قرن نوزدهم ارائه شد. در این طبقه بندی روشنی ظاهری ستاره‌ای از قدر 5.5 حد وسط روشنی ستاره‌ای از قدر 6.0 است. همینطور وقتی می‌گوییم ستاره قطبی (جدی) از قدر 1.2 است. بدین معنی است که روشنی ظاهری آن مختصری کمتر از روشنی ستاره‌ای از قدر 2.0 می‌باشد. روش اعشاری تعیین قدرها هر چه وسیعتر بکار رفته و دقیقتر شده است.


رابطه میان قدر ظاهری و روشنی ظاهری
رابطه ساده‌ای میان قدر ظاهری و روشنی ظاهری وجود دارد. این رابطه بر قانونی روان فیزیکی مبتنی است که هرگاه محرک مثلاً روشنی به صورت یک تصاعد هندسی نظیر 1 ، 2 ، 4 ، 8 ، 16 ، 000 افزایش یابد احساس حاصل از آن به صورت یک تصاعد حسابی ، 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 0000 زیاد می‌شود. از این قانون بطور تجربی تعیین شد که ستارگان قدردوم ، 2.5 ( به عبارت دقیقتر 2.512) برابر روشنتر از ستارگان قدر سوم هستند. همینطور ستارگان قدر سوم ، 2.512 برابر روشنتر از ستارگان قدر چهارم هستند و الی آخر.
مقادیر صفر و منفی قدر ظاهری
بیست ستاره‌ای که بدواً ستارگان قدر اول به شمار آمدند، بعدها مجدداً دسته بندی شدند. این کار از آنرو ضرورت داشت که برخی از این ستارگان بسیار پر نورتر از دیگران بودند. ستارگان پر نورتر این گروه با قدرهای 0.7 ، 0.8 ، 0.9 و غیره تا صفر و اعداد منفی مشخص گردیدند. ستاره‌ای که شب هنگام بیشترین روشنی ظاهری را دارد شعرای یمانی است. قدر ظاهری آن 1.6- است. در این مقیاس قدر ظاهری خورشید بسیار زیاد است، 26.7-.
تعیین قدرهای ظاهری
روش تعیین قدر ستارگان از طریق رصد نسبتاً ساده است، با داشتن تجزبه نسبتاً دقیقی (دقتی در حدود 0.1 یک قدر) می‌توان بدست آورد. این روش بطور وسیع مورد استفاده منجم آلمانی فریدریش آرگه لاندر و همکارانش در تهیه فهرست بزرگ ستارگان کاتالوگ ب. د. (ب.د. علامت اختصاری عنوان آلمانی این فهرست bonner durchmunsterung - کاتالوگ بن است) قرار گرفت. در این روش رصد کننده روشنی ظاهری یک ستاره را با دو یا چند ستاره مجاور که قدرشان معلوم است مقایسه می‌کند. به این ترتیب ستاره‌ای که اندکی کمسوتر از ستاره مجاوری از قدر 2.4 و اندکی پر نورتر از ستاره‌ای از قدر 2.6 است، با قدر 2.5 مشخص می‌شوند. در استفاده از این روش باید مطمئن بود که:


1. ستاره‌ای که می‌خواهیم قدر آن را بسنجیم و ستارگانی که قدرشان معلوم است، فواصل کم و بیش برابری از افق دارند.
2. ستارگانی که قدرشان معلوم است، تا حد امکان نزدیک به ستاره‌ای باشند که باید سنجیده شود.
3. یکی از ستارگانی که قدرشان معلوم است اندکی پر نورتر و دیگری اندکی کمتر از ستاره مورد سنجش باشد.

حرکات ظاهری روزانه ستارگان
همه می‌دانند که خورشید به ظاهر در مشرق طلوع می‌کند قوسی را در آسمان می‌پیماید و در مغرب غروب می‌کند. ستارگان نیز به ظاهر قوسهایی را (از سمت شرقی افق به سمت غربی آن) در آسمان طی می‌کنند. یک دوران کامل 23 ساعت و 56 دقیقه و 4.09 ثانیه طول می‌کشد. این را به سهولت می‌توان در یک شب صاف به کمک یک ساعت مچی خوب به تقریب ثابت کرد. این دوران شبانه روزی را با مشاهده صورتی چون دب اکبر می‌توان بخوبی رصد کرد.

اگر در رصد اول این صورت فلکی محاذی افق و کاسه آن در طرف راست باشد، شش ساعت بعد دسته آبگردان به طرف پایین خواهد بود، دوازده ساعت پس از رصد اول دهانه باز کاسه آبگردان رو به پایین به نظر خواهد آمد. هجده ساعت پس از رصد اول دسته آبگردان به سمت بالا خواهد بود. در هر 23 ساعت و 56 دقیقه و چهار ثانیه دب اکبر را در هر یک از این وضعیتها می‌توان دید. البته در بخشی از این زمان ، آفتاب مانع رصد کردن خواهد شد، نور ضعیف ستاره را در آسمان روشن روز نمی‌توان مشاهده کرد.

حرکت ظاهری سالانه ستارگان
این واقعیت که ستارگان یک گردش کامل را در کمتر از بیست و چهار ساعت انجام می‌دهند، بسیار مهم است. البته معنی آن این است که ستارگان در یک دوره بیست و چهار ساعته بیش از یک گردش کامل را می‌پیمایند. بنابراین ستارگان در سه دقیقه و 56 ثانیه باقیمانده دوران بعدی را شروع می‌کنند، این را می‌توان با رصد اثبات کرد. ستاره ای که فرضاً در ساعت هشت شامگاه یکشنبه در افق پدیدار می‌شود، شامگاه روز بعد در ساعت هشت اندکی بالای افق خواهد بود. این ستاره در ساعت هشت شامگاه روز سه شنبه ارتفاع بیشتری از افق خواهد داشت و یک ماه بعد در ساعت هشت ستاره به مقدار قابل ملاحظه‌ای از افق بالاتر خواهد بود.

سه ماه بعد ، در ساعت هشت بعد از ظهر ستاره به اندازه یک چهارم دایره از افق شرقی فاصله خواهد داشت. در پایان یک سال ستاره یک دایره ظاهری را کامل کرده است. این حرکت ستاره نیز حرکتی ظاهری و در نتیجه حرکت واقعی زمین حول خورشید است. زمین در حرکت انتقالی خود به دور خورشید یک گردش کامل را در دوازده ماه می‌پیماید. این حرکت ظاهری سالانه ستارگان بر صورتهای فلکی نیز حکم فرماست.

بدین طریق در ساعت هشت بعد از ظهر در مهر ماه ، آبگردان دب اکبر نزدیک افق و در وضعیتی است که دهانه کاسه رو به بالاست. سه ماه بعد در همان زمان به هنگام شب ، دسته آبگردان رو به پایین است. در ماه فروردین در همان شب دب اکبر ارتفاع زیادی از افق دارد و کاسه آبگردان در طرف چپ به نظر می‌رسد. در تیر ماه در همان ساعت شب کاسه آبگردان به طرف پایین است. بنابراین در مدتی برابر 365 روز دب اکبر 366 بار گردش ظاهری را انجام می‌دهد: 365 بار بر اثر دوران زمین به دور محورش و یک بار در نتیجه حرکت انتقالی زمین به دور خورشید.
بدون شک یکی از مشهورترین ستاره های درون اسمان هفت ستاره دب اکبر هستند که آنها دم و قسمت پایین تنه خرس را تشکیل میدهند و بقیه این شکل این خرس توسط ستاره های کم نور تر کامل میشود. دب اکبر سومین صورت فلکی بزرگ آسمان است.

آسمان تابستان : شمال غربي
آسمان تابستان : شمال غربي
مشخصات چارت: آسمان 25 خرداد، ساعت 12 شب
آسمان 25 تير ، ساعت 10 شب
آسمان 25 مرداد، ساعت 8 شب
دب اکبر با بخش آبگردان شکلش، در اين ايام، آسمان شمال غربي را تحت سلطه خود دارد. دسته هلالي آبگردان به سمت سماک رامح (ستاره آلفاي عوا) که ستاره اي روشن از نوع غول سرخ مي باشد، نشانه رفته است. در پيچ و خم بين دو صورت فلکي دب اکبر (خرس بزرگ) و دب اصغر (خرس کوچک)، بخشي از ستارگان صورت فلکي کم فروغ اژدها، که در اين ايام کاملاً در بالاي آسمان است، قرار دارد و از شمال غربي بالاي ستاره قطبي (آلفاي خرس کوچک) به سمت شمال شرق کشيده شده است. اسد به پايين و به سمت غرب مي رود، قلب الاسد (آلفاي اسد) که قبلاً در زير افق ناپديد شده است . در بالاي اسد ستاره هاي کم فروغ گيسوي برنيکه، که در بعضي از فرهنگ ها به عنوان کلاله و يا منگوله انتهاي دم شير محسوب شده، قرار دارد.

در اسطوره های یونان خرس بزرگ به دارای دو شخصیت است. یکی به عنوان معشوقه ی Zeus و Adrasteia که Callisto نام داشت و دیگر به عنوان درختی که از زیوس موقعی که کودک بود نگهداری کرد. داستانهای بسیاری در مورد چگونگی تبدیل شدن Callisto به خرس بزرگ هست که ما به یکی از آنها میپردازیم. معمولا Callisto را دختر شاه آرکاد (قسمتی در یونان) که Lycaon نام داشت میدانند. ولی در یک داستان دیگر او را دختر پسر این شاه(Ceteus) میدانند.در این نسخه او Ceteus)(( صورت فلکی هرکول است که زانو زده و دست خود را به سمت خدا دراز کرده و به او برای تبدیل شدن دخترش به خرس التماس میکند. Callisto عضو و پیرو الهه ماه و شکار (Artemis) شد . او مانند Artemis لباس می پوشید و موهای خود را می بست. و خیلی زود به عنوان شکارچی محبوب و همراه Artemis شناخته شد. او قسم پاکدامنی و نجابت را برای Artemis خورد. یک روز وقتی Callisto در بیشه زیر سایه یک درخت دراز کشیده بود زیوس تغییر شکل داد و به او نزدیک شد(داستان کامل Ovid in Book II of his Metamorphoses) . زیوس خود را به شکل Artemis در اورد و Callisto را بغل کرد. قبل از اینکه دختر از وحشت کاری انجام دهد خود را به شکل واقعی بر گشت و به او تجاوز کرد.

یک روز گرم وقتی که گروه شکار به نزدیکی رودی رسیدند تصمیم به شکار گرفتند و Artemis لباسهایش را در آورد و بقیه را به رودخانه راهنمایی کرد. و Callisto در کمال بی میلی لباسهایش را در آورد و شکم بر امده او که نشانه ی حاملگی بود نمایان شد.Artemis او را رسوا کرد و از گروه خود اخراج کرد.بدترین زمان موقعی بود که او پسری به نام Arcas به دنیا آورد . هرا همسر زیوس که شوهر خود را میشناخت و این مسیله را فهمیده بود تصمیم گرفت که انتقام بگیرد. Hera موهای Callisto را گرفت و روی زمین کشید. بعد از آن روی دستها و پاهای Callisto موهای سیاه شروع به جوانه زدن کرد و دستها و پاهای او به شکل پنجه در آمدند و در آخر به شکل یک خرس در آمد. برای ۱۵ سال او در جنگل زندگی کرد و او به شکل خرس بود ولی مغز انسان داشت. روزی گروهی را مشغول شکار دید و پسر خود Arcas را بین آنها تشخیص داد. او سعی کرد به پسرش نزدیک شود ولی Arcas ترسید. او سعی کرد که خرس را متواری کند ولی در همان هنگام زیوس یک گرد باد فرستاد که هر دوی آنها را به آسمان برد و Callisto را به دب اکبر تبدیل کرد وArcas را به صورت فلکی Boötes تبدیل کرد.(در بعضی از داستانها او به خرس کوچک تبدیل شد)















سنبله Vir (دوشیزه - عذرا)
سنبله تنها چهره زنانه در منطقة البروج بوده و یکی از قدیمی‌ترین و مشخص‌ترین صورتهای فلکی آسمان است، ضمن اینکه نام تعدادی از خدایان اساطیری مؤنث از جمله ایشتر ، ایزیس (رب النوع مصری) ، دمتر (رب النوع مادشر زمین) ، آتنا (دختر زئوس و متیس) و آرتمیس (خواهر آپولون) را در خود دارد. سنبله یک صورت فلکی عظیم و دومین صورت فلکی در آسمان از نظر بزرگی است. خورشید در عبور سالیانه خود در دایرة البروج ، بیشترین زمان را در این صورت می‌گذراند. تنها ستاره درخشان سنبله ، سماک اعزل است که بطور مشخص و مجزا می‌توان آن را تشخیص داد. زمان رسیدن به نصف النهار 4 خرداد و مساحت آن 1294 درجه مربع است.
ستاره‌ها
آلفای سنبله به نام سماک اعزل در لاتین به معنای خوشه گندم آمده که در دست دوشیزه‌ای است. طیف آن از نوع B1V ، قدر آن 1.0 و فاصله آن 220 سال نوری است.سماک اعزل دارای یک همدم بسیار کم نور است.


اجرام عمقی آسمان
در داخل این صورت فلکی خوشه کهکشانی سنبله قرار دارد که خوشه وسطی آن ابر خوشه سنبله است و خوسه کهکشانی ما هم که جزء گروه محلی محسوب می‌شود، یکی از اعضای آن است. خوشه سنبله شاید شامل 3000 کهکشان ، در فاصله 50 میلیون سال نوری تا زمین است. برای مشاهده اغلب این کهکشانها نیاز به تلسکوپ متوسط است. درخشانترین آنها M49 به صورت کهکشان بیضوی با قدر 8 و M104 یک کهکشان مارپیچ قدر هشتم است.


افسانه

سنبله تنها چهره زنانه در منطقه البروج بوده و یکی از قدیمی‌ترین و مشخص‌ترین صورت‌های فلکی آسمان است، ضمن این که نام تعدادی از خدایان اساطیری مونث از جمله ایشتر، ایزیس (رب النوع مصری)، دمتر (رب النوع مادر زمین)، آتنا (دختر زیوس و متیس) و آرتمیس (خواهر آپولون) را در خود دارد.

سنبله یک صورت فلکی عظیم و دومین صورت فلکی آسمان از نظر بزرگی است. خورشید در عبور سالانه خود در دایره البروج، بیشترین زمان را در این صورت فلکی می‌گذارند.

ستاره ها

ستاره آلفای دوشیزه به نام سماک اعزل در دست دوشیزه‌است. طیف آن از نوع B۱ V ، قدر۱٫۰ و فاصله ۲۲۰ سال نوری است. سماک اعزل دارای یک همدم بسیار کم‌نور است.

اجرام عمقی آسمان

خوشه کهکشانی گروه محلی که ما هم عضوی از آن هستیم در این صورت فلکی قرار دارد

1. M۴۹
2. M۱۰۴
3. M۱۰۴
4. M۹۰
5. M۶۰
6. M۵۹
7. M۵۸
8. M۸۷
9. M۸۴
10. M۸۶
11. M۴۹
12. NGC۵۶۳۴

صورت‌های فلکی همسایه

1. شیر
2. ترازو
3. سرمار
4. کلاغ
5. گاوران

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اردیبهشت1389ساعت 19:9  توسط گروهی |  نظر بدهید
                                                                                                               
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 12:31  توسط گروهی |
ستاره دنباله دار
 
 
دنباله‌دار هیل-باپ

دنباله‌دار جسم کوچکی در منظومه شمسی است که معمولاً از غبار و یخ تشکیل شده و با نزدیک شدن به خورشید ذرات سطحی آن تبخیر شده و مانند دنباله به نظر میرسد.
 

[ویرایش] نام

عنوان «ستاره دنباله‌دار» که بسیار رایج است از نظر علمی دقیق نیست (چون ستاره‌ها دنباله ندارند.) در متن‌های فارسی گاه واژه‌های «گیسودار» و «گیسودراز» و «ذوذنب» (از عربی، به معنای «دم‌دار») برای دنباله‌دار بکار رفته‌است.[۱]

سیاره برجیس (مشتری) نیز یکی از گیسودارها به شمار می‌آمده و نام آن نیز عربی‌شدهٔ پرگیس فارسی است که احتمالاً پُرگیس (پرمو) معنی می‌داده‌است.[۲]

برخی از دنباله‌دارها به یادبود کاشف آن نامگذاری می‌شود. مثلاً دنباله‌دار اوترما (Comet oterma) یا دیگر همکارانش دنباله‌دار ایکیا سکی (Comet Ikya - Seki) (ایکیا و سکی) که همنام کاشفان خود هستند.

برخی از دنباله‌دارها بر اساس سال کشفشان نامگذاری شده‌اند. مثلاً ۱۹۷۱آ اولین دنباله‌داری بود که در سال ۱۹۷۱ میلادی کشف شد و همینطور ۱۹۷۱ب دنباله‌دار کشف شده بعدی در آن سال بود و غیره.

    پس از آنکه مدار دنباله‌دار محاسبه شود، شماره‌گذاری بر اساس عبور از نقطه قرین خورشیدی انجام می‌گردد. مثلاً ستاره دنباله‌دار 1971I اولین دنباله‌داری بود که در سال ۱۹۷۱ میلادی از نقطه قرین خورشید گذشت.

[ویرایش] انواع دنباله‌ها

در هر دنباله‌دار دو نوع دنباله وجود دارد: دنباله غبار و دنباله گاز یونیزه. دنباله غباری از ذراتی به بزرگی ذرات موجود در دود تشکیل شده است. این نوع دم هنگامی تشکیل می‌شود که باد خورشیدی مقداری ماده از کُما جدا می‌کند. چون این ذرات بسیار کوچکند با کوچک‌ترین نیرویی جابجا می‌شوند، در نتیجه این دنباله‌ها معمولاً پخش و خمیده‌اند.

دنباله‌های گازی وقتی تشکیل می‌شوند که نور خورشید مقداری از مواد کما را یونیده می‌کند و سپس باد خورشیدی این مواد یونیده را از کما دور می‌کند.

دنباله‌های یونی معمولاً کشیده‌تر و باریکترند. هر دوی این دنباله ها ممکن است تا میلیون‌ها کیلومتر در فضا پراکنده شوند. وقتی که دنباله‌دار از خورشید دور می‌شود دم و کما از بین می‌روند و فقط مواد سرد و سخت درون هسته باقی می‌مانند. تحقیقات راجع به ستاره دنباله‌دار هیل-باب وجود نوعی دم را نشان داد که شبیه دنباله‌های تشکیل شده از غبار بود، ولی از سدیم خنثی تشکیل شده بود. (همانطور که گفتیم مواد موجود در هسته نوع کما و دنباله را تعیین می‌کنند).


[ویرایش] منشأ دنباله‌دارها

دنباله‌دارها در دو جا بطور بارز یافت می‌شوند: کمر بند کوییپر و ابر اورت. دنباله‌دارهای کوتاه مدت معمولاً از ناحیه‌ای به نام کمربند کوییپر می‌آیند. این کمربند فراتر از مدار نپتون قرار گرفته است. اولین جرم متعلق به کمربند کوییپر در سال 1922 کشف شد. این اجسام معمولاً کوچک هستند و اندازه آنها از 10 تا 100 کیلومتر تغییر می‌کند. طبق رصدهای هابل حدود 200میلیون دنباله‌دار در این ناحیه وجود دارد که گمان می‌رود از ابتدای تشکیل منظومه شمسی بدون تغییر مانده‌اند.

دنباله‌دارهای با تناوب طولانی مدت از ناحیه‌ای کروی متشکل از اجرام یخ زده به نام ابر اورت سرچشمه می‌گیرند. این اجرام در دورترین قسمت منظومه شمسی قرار دارند و از آمونیاک منجمد، متان، سیانوژن، یخ آب و صخره تشکیل شده‌اند. معمولاً یک اختلال گرانشی باعث راه یافتن آنها به داخل منظومه شمسی می‌شود.


[ویرایش] مشخصات فیزیکی

یک دنباله‌دار در مراحل اولیه ظهور خود به تکه‌ای ابر نورانی شبیه است، ولی هر چه در مسیر خود به خورشید نزدیکتر می‌شود، روشنایی آن نیز زیادتر می‌شود. دنباله اکثر آنها به حدی شفاف است که می‌توان نور ستارگان را از میان آن دید.

[ویرایش] رأس دنباله‌دار

زمانی که یک دنباله‌دار پیدا می‌شود، در نخستین مرحله مانند نقطه‌ای کوچک از نور به چشم ما می‌آید، هرچند ممکن است که قطر واقعی آن هزاران کیلومتر باشد. این نقطه نور را راس یا هسته ستاره دنباله‌دار می‌گویند، که به نظر دانشمندان گروه بزرگی از اجسام خرد و سفت است که با گازهایی ترکیب یافته است.

[ویرایش] دم ستاره دنباله‌دار

همچنان که ستاره دنباله‌دار به خورشید نزدیک می‌شود، معمولاً دمی به دنبال آن کشیده می‌شود. این دم از گازهای بسیار رقیق و ذرات خردی درست شده است که از درون هسته ستاره دنباله‌دار تحت تأثیر خورشید بیرون می‌جهند. دمهای ستارگان دنباله‌دار از نظر شکل و اندازه گوناگون هستند، برخی کوتاه و ریشه مانند و برخی کشیده و باریک. معمولاً طول آنها به نه میلیون کیلومتر می‌رسد و گاهی هم البته ممکن است به 160 میلیون کیلومتر برسد. بعضی از ستارگان دنباله‌دار هم اصلاً دم ندارند.

[ویرایش] گیسوی ستاره دنباله‌دار

گرداگرد هسته، یک چیز دیگر هم هست به نام گیسو. گیسو ماده‌ای ابر مانند و تابنده است که گاهی قطرش به 240000 کیلومتر و بیشتر می‌رسد.

[ویرایش] ماده ستاره دنباله‌دار

احتمالاً دنباله‌دارها از گاز و سنگریزه تشکیل یافته‌اند که همه این مواد بصورت گلوله یخی درآمده‌اند. با نزدیک شدن آن به خورشید دما بالا می‌رود و گاز و غبار بصورت دنباله جریان می‌یابند و سرانجام با دور شدن از خورشید سر دنباله‌دار دوباره یخ می‌زند.


[ویرایش] حرکت ظاهری ستاره دنباله‌دار

وقتی ستاره دنباله‌دار از خورشید دور می‌شود، نخست دمش پیشاپیش می‌رود و سپس سر آن. علت این امر آن است که فشار نور خورشید اجزای کوچکی از هسته ستاره را بیرون می‌راند و این خود باعث تشکیل دم در پیشاپیش راس آن می‌شود. در نتیجه هنگامی که ستاره دنباله‌دار از خورشید دور می‌شود، دم آن می‌بایست جلوجلو برود و در اثنای دور شدن از خورشید ستاره دنباله‌دار کم کم از سرعت خود می‌کاهد و از انظار ناپدید می‌شود. ستارگان دنباله‌دار ممکن است سالها از برابر چشم ما مخفی بمانند، ولی بیشتر آنها بالاخره به چشم ما خواهند آمد. آنها به گرد خورشید پیوسته در حرکت هستند، ولی برای یک دور گردش به دور خورشید ممکن است زمان زیادی در راه باشند.


[ویرایش] مدار ستاره دنباله‌دار

    بیشتر دنباله‌دار در مدار بسته‌ای در حال حرکتند، یعنی بر روی مداری حرکت می‌کنند که ابتدا و انتهایش بر هم منطبق می‌باشد. این دنباله‌دارها (مانند ستاره دنباله‌دار هالی) بعد از یک پریود به نزدیکی زمین آمده و دوباره مشاهده شده‌اند.

    مدارهای دنباله‌دار های دیگر سهمی یا هذلولی است و به احتمال زیاد اینها فقط یکبار در نزدیکی زمین ظاهر و روئیت گردیده و دور می‌زنند و سپس می‌روند و دیگر به نزدیکی زمین برنمی‌گردند.

    به علت تأثیرات گرانشی، دنباله‌دارها در حضیض سریعتر حرکت می‌کنند تا در اوج. دنباله‌دارها از مدت چرخششان یه دور خورشید طبقه بندی می‌شوند: دنباله‌‌دارها با مدت تناوب کوتاه و متوسط (مانند هالی با دوره تناوب 76 سال) بیشتر در بین خورشید و پلوتون به سر می‌برند


[ویرایش] تغییر مدار دنباله‌دار

دنباله‌دارهای جدید از دورترین بخش‌های منظومه شمسی می‌آیند و بیشترشان فقط در مدت چند ماه خورشید را دور می‌زنند و سپس برمی‌گردند و گردش خود را در ورای پلوتو به انجام می‌رسانند. گردش آنها در مدارهایی بسیار پهن است و چندین هزار سال طول می‌کشد. برخلاف سیاره‌ها، دنباله‌دارها می‌توانند مدارخود را با مدارهای کاملاً جدید عوض کنند. آنها اجسامی با ثبات نیستند و هر گاه به سیاره‌ای بزرگ مانند مشتری بسیار نزدیک شوند، کشش گرانشی آن، مدار دنباله را عوض می‌کند. این حادثه برای دنباله‌دار هالی اتفاق افتاده و از این رو تکرار بازگشت آن بیشتر شده است.

[ویرایش] مرگ دنباله‌دار

با نزدیک شدن دنباله‌دار به خورشید دنباله‌اش بزرگ‌تر می‌شود. دنباله همواره در جهت مخالف خورشید قرار می‌گیرد. فشار نور و حمله بادهای خورشیدی دنباله را به طرف مقابل می‌راند. هر موقع که دنباله از کنار خورشید می‌گذرد، از ماده‌اش کاسته می‌شود، یعنی اینکه ستاره دنباله‌دار با هر بار عبور از نقطه قرین خورشیدی مقداری از مواد خود را در اثر گرمای خورشید و نیروهای جذر و مدی از دست می‌دهد تا بالاخره ستاره دنباله‌دار از بین می‌رود، که برخی از ستاره‌های دنباله‌دار با دوره تناوب کوتاه به چندین تکه تقسیم شده و یا حتی از هم پاشیدره دنباله دار
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 فروردین1388ساعت 13:51  توسط گروهی |  2 نظر
پرش به: ناوبری, جستجو
نمای کهکشان مارپیچی ESO ۲۶۹-۵۷ در پشت پرده‌ای از ستارگان جلوتر. چهره این کهکشان رو به زمین است و فاصله آن با ما ۱۵۰ میلیون سال نوری است. قطر این کهکشان ۲۰۰، ۰۰۰ سال نوری است.

کهکشان به مجموعه ستارگان، گاز و غبار گفته می‌شود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شده‌اند. کوچک‌ترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری هستند و بزرگ‌ترین کهکشانها تا ۳ میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از ۱۰۰۰ میلیارد ستاره هستند. اشکال کهکشانها بر اساس شیوه‌ای طبقه بندی می‌شود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی، ادوین هابل، شکل یافته‌است. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل توده‌ای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.
فهرست مندرجات
[نهفتن]

    ۱ طبقه بندی کهکشان ها
    ۲ کهکشان راه شیری
        ۲.۱ کهشان‌های همسایه با کهکشان راه شیری
    ۳ پیوند به بیرون

[ویرایش] طبقه بندی کهکشان ها

کهکشان‌ها دارای طبقه بندی‌های مختلفی هستند که عوامل موثر در این طبقه بندی‌ها شامل: ساختمان، تراکم، رنگ، نوع، تشعشعات و نورانیت و... است. از جمله طبقه بندی کهکشان‌ها می‌توان به طبقه بندی ادوین هابل اشاره کرد که در این طبقه بندی کهکشان‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند. ۱- مارپیچی ۲- بیضوی ۳- نامنظم که هر کدام به زیر مجموعه‌های زیرتقسیم می‌شوند :

    کهکشان‌های بیضوی

از کهکشان هایی هستند که از مجموع ستاره‌گان کهن‌سال ساخته شده و عمر متوسط ستاره‌گان آن به ده میلیارد سال می رسد. این کهکشان ها توده‌هایی آرام هستند و بر اثر کهولت حاکم بر ستاره‌‌گان به رنگ قرمز گرایش پیدا کرده که معمولا این کهنسالان به دور مرکز جرم خود در حال گردش هستند. در این نوع کهکشان‌ها از محیط‌های فعال میان ستاره ای و ستاره گان نوزاد خبری نیست، این گروه از کهکشان‌ها را بنا به شکلشان به گروه‌های (S0 و S7) تقسیم بندی کرده که هرچه از سوی کهکشان‌های (S0 و S7)پیش می‌رویم مقدار کشیده‌گی آن ها افزایش یافته و از شکل دایره به بیضی گرایش پیدا می‌کنند.

    کهکشان‌های مارپیچی

کهکشان‌های مارپیچ مشتمل بر ستاره‌گان نوزاد، پیر و محیط‌های میان ستاره‌ای می‌باشند که حول یک سیاه‌چاله که در مرکز کهکشان قرار دارد می‌گردند و بر اثر موج پیچشی حاصل از آن بازو‌هایی در دور آن به وجود می‌آید. از جمله کهکشان‌های مارپیچی می توان به کهکشان راه شیری اشاره کرد که محیطی تقریبا فعال و پر نوسان دارد.

    کهکشان‌های مارپیچی بسته

این دسته از کهکشان‌ها مانند کهکشان‌های مارپیچ هستند با این تفاوت که در میان هسته‌ی مرکزی آن‌ها بخشی به شکل میله قرار گرفته که بازو‌ها از میله‌ی مذکور سرچشمه می‌گیرند. از جمله دلایل عنوان شده در بروز میله، به هم پیوسته‌گی بازو‌های مارپیچ و اجتماع آن‌ها در یک خط می‌باشد که سبب پیدایش چنین بازو‌هایی شده است.

    کهکشان‌های مارپیچی

کهکشان های بی نظم کهکشان هایی هستند که ترکیب ستاره ای آنها عموما مشابه کهکشان های مارپیچی است ولی در ساختارشان بازوهای مشخص وجود ندارد. کهکشانهای نا منظم را به این علت چنین نامیده اند که هیچ گونه تقارن یا ساختار مشخصی ندارند.تقریبا 20 درصد کهکشان های کیهان از این نوع می باشند.

[ویرایش] کهکشان راه شیری

    نوشتار اصلی: راه کاهکشان

کهکشان راه شیری دارای درازائی به طول ۱۲۰٫۰۰۰ سال نوری است. قطر این کهکشان نیز در مرکز، رقمی معادل ۲۰٫۰۰۰ سال نوری وقطر بازوی آن در حدود ۳۰۰۰ سال نوری است. کهکشان ما در حدود ۲۰۰ میلیارد ستاره دارد. منظومه شمسی و خورشید در فاصله ۳۰٫۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارند و همچنین با سرعتی معادل ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر بر ثانیه به دور مرکز کهکشان می‌چرخد که حدود ۲۲۵ میلیون سال طول می‌کشد تا این مجموعه یک بار بچرخد.

[ویرایش] کهشان‌های همسایه با کهکشان راه شیری

نزدیک ترین کهکشان به ما کهکشان آندرومدا است که از لحاظ ساختار درست مانند کهکشان راه شیری مارپیچی و دارای بازوست به همین دلیل خواهر کهکشان راه شیری نامیده می‌شود. این کهکشان در فاصله 2500000 سال نوری از ما قرار دارد و در حال حاضر نیز در حال نزدیک شدن به ما می‌باشد. اما متوسط فاصله کهکشان‌ها حدود ۲٫۰۰۰٫۰۰۰ سال نوری است. تصاویر گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی هابل از سنگین ترین ستاره کهکشان راه شیری نشان می‌دهد: این ستاره تاج خود را از دست داده‌است. به گزارش خبرگزاری مهر، این ستاره چاق که Pismis ۲۴-۱ نام دارد یکی از اعضای جوان و درخشان مجموعه بسیار کوچکی از ستارگانی است که به Pismis ۲۴ معروفند و در حدود ۸ هزار سال نوری با زمین فاصله دارند.

اندازه گیری اولیه از این مجموعه جرمی در حدود ۲۰۰ و حتی ۳۰۰ برابر جرم خورشید ما را نشان می‌دهد که این حجم بسیار بالا تنها در بخش‌هایی از گیتی که بسیار شلوغ و پرجمعیت هستند، یافت می‌شود.

بنا بر گزارش خبرگزاری فرانسه، مشاهدات جدید فضانوردان از ستاره Pismis ۲۴-۱ حاکی است : این ستاره احتمالاً از دو یا حتی سه ستاره تشکیل شده‌است. چنین ستارگان پرحجمی به برخورداری از حیات کوتاه مدت نیز محکوم هستند. این ستارگان پس از چند میلیون سال منفجر شده و به سیاهچاله‌هایی تبدیل می‌شوند. دوره حیات خورشید ما ۳ هزار برابر دوره زندگی این ستارگان است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 15:29  توسط گروهی |  نظر بدهید
 اسلامی یا اخترشناسی اسلامی به علم نجوم و اخترشناسی در تاریخ کشورهای اسلامی گفته می‌شود که بر اساس نجوم بطلمیوس پایه نهاده شد. نخستین منجمان مسلمان، در نیمهٔ دوم قرن سوم هجری در بغداد پدیدار شدند.آثار نجومی دانشمندان مسلمان بیشتر برپایه زیج‌های ایرانی و هندی بنا شد.زیج شهریاری که به دستور انوشیروان در ایران نگاشته شده بود، توسط ابوالحسن تمیمی به عربی ترجمه شد؛ و نخستین اثر نجوم اسلامی تألیف گشت. نخستین منجم رسمی عباسیان، محمد الفزاری بود. شخص دیگری که در شناساندن نجوم هندی به مسلمانان سهم مهمی داشت، یعقوب بن طارق بود؛ او اثر سانسکریت موسوم به سدهانت را که آریابهاتا نوشته بود، به عربی ترجمه نمود. مأمون خلیفه عباسی دستور داد که کتاب المجسطی را از یونانی به زبان عربی ترجمه کنند. همچنین مأمون دستور به تهیه زیج مأمونی داد.در نیمه دوم قرن سوم، نیریزی شرحی بر المجسطی نوشت و اثری درباره اسطرلاب تألیف کرد. ثابت بن قرة، حرکت نوسانی اعتدالین را نپذیرفت اما فاصله اوج خورشید را از زمان بطلمیوس تا زمان خودش کشف کرد، وی همچنین کتابی درباره کسوف و خسوف نوشت. به دستور ابن‌سینا فهرستی از ستارگان تهیه گشت. ابوریحان بیرونی نخستین دایرةالمعارف نجوم اسلامی را تدوین کرد، و در آن از حرکت سیارات و گردش زمین به دور خورشید نوشت
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 15:21  توسط گروهی |  نظر بدهید
دوران پیش از اسلام

دانش ستاره‌شناسی در ایران مانند دیگر نقاط جهان پیشینه طولانی دارد. از آن جا که ابزار کار این دانش آسمانی پاک و چشم تندرست است، از نخستین علومی است که بدست انسان مورد توجه قرار گرفته است.

برخی برخی از نقوش تخت جمشید را نشانه‌ای از آشنایی سازندگان آن‌ها با اخترشناسی می‌‌دانند؛ از این میان است نقش حمله شیر به گاو که در بسیاری حجاری‌های تخت جمشید هست.

مطالعاتی هم روی جهت‌گیری چهارطاقی‌های بجا مانده از آتشکده‌های کهن نشان داده است که می‌توان رابطه‌هایی میان ساختمان آن‌ها و طلوع و غروب جرم‌های آسمانی یافت.

از دوران پیش از اسلام به جز کتاب زیج شهریار سند مکتوبی بر جای نمانده است. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه اطلاعاتی درباره باورها اقوام گذشته درباره اخترشناسی ارایه کرده است.

[ویرایش] دوران پس از اسلام

ستاره شناسان ایرانی بزرگ ستاره شناسان اسلامی را پایه ریزی می‌‌دهند. پس از دوران خلافت مامون که دارالترجمه نامی خود را برای برگردان آثار علمی ملل گوناگون بنیاد نهاد، پیشرفت اخترشناسی بمانند علوم دیگر سرعت فراوانی گرفت.

نخستین محاسبات دقیق قطر زمین در همین زمان و بدست برادران بنوشاکر انجام گرفت. (توضیحات بیشتر در کتاب تاریخ نجوم اسلامی نوشته نالینو.)

یکی از انگیزه‌های توجه ویژه به اخترشناسی در دوران اسلامی تعیین سالنامه و اوقات شرعی است که نیازمند مشاهدات و محاسبات دقیق ستاره‌شناسی است. هندسه کروی که بدست ابوالوفای بوزجانی شناسایی شد این محاسبات را بسیار تسهیل کرد.

در دربار شاهان و امرای ایرانی همیشه شاعران و منجمان سلطنتی وجود داشتند و این امر به رونق پیشه منجمی می‌‌افزود. البته از رایزنی منجمان برای تعیین زمانهای سعد و نحس بهره گیری می‌‌شد؛ ولی خود این امر نیازمند سالهای متمادی تحصیل و مطالعه بوده است.

زیج‌های بسیاری در دوران اسلامی نوشته شده‌اند که واپسین آن‌ها در سده ۱۸ میلادی و در هند تهیه شده است.

[ویرایش] ستاره‌شناسی در دوران معاصر

در دوران معاصر آشنایی ایرانیان با اخترشناسی نوین با ترجمه کتاب کامیل فلاماریون توسط عبدالرحیم طالبوف و بعد گاهنامه‌های سید جلال طهرانی آغاز شد. برگردان مقالات خارجی در نشریات همگانی در سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ نیز بسیاری را با نجوم به معنای جدید آن آشنا کرد.

آغاز انتشار مجله فضا در دهه ۱۳۴۰ و۱۳۵۰ هم‌زمان دوران فتح ماه رویداد دیگری است که به آشنایی ایرانیان با اخترشناسی نوین کمک کرد. انتشار این گاهنامه که به برپایی کانونی موسوم به "کانون فضایی ایران" هم انجامید تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت.

گاهنامه مرزهای بی کران فضا نیز در میان نشریات پارسی زبان تخصصی پس از انقلاب از معدود نشریاتی بود که به زمینه فضا می‌‌پرداخت.

مصاحبه‌های اختصاصی با فضانوردان، ارتباط با مراکز فضایی، گرفتن مطالب اختصاصی (همانند داستان‌های یوری گلازکف یا زندگی نامه آندریان نیکلایف به قلم خودش) و بسیاری دیگر از مطالب نو و ابتکاری دیگر، با پافشاری بر توانمندی‌های فضایی شورویها، از ویژگی‌های شاخص نشریه مرزهای بی‌کران فضا در دوران انتشار بود. از دیگر اقدامات جنبی این گاهنامه، برگزاری نمایشگاه‌های فضایی- ستاره‌شناسی به مناسبت‌های گوناگون، نشست‌هایی همراه با نمایش فیلم و سخنرانی و همچنین راه اندازی بازار فضایی، برای ایجاد ارتباط بیشتر با مخاطبان خود بود. به فراخور سی امین سالگرد پرواز گاگارین نمایشگاه عکسی روبه روی سینما آزادی برگزار کرد که بدست دکتر حسابی گشایش شد. این گاهنامه بخش‌هایی از صفحات خود را به اخترشناسی اختصاص داده بود که کسانی همچون توفیق حیدرزاده و بهرام عفراوی در آن مطلب داشتند و عناوینی همچون «آسمان شب» به خوانندگان اجازه می‌‌داد تا چگونگی ستارگان را به گونه مرتب دنبال کنند.

گاهنامه دانشمند نیز در برگردان مقالات ستاره‌شناسی پیشینه طولانی دارد. پس از انقلاب تا پیدایش دوباره دنباله‌دار هالی فعالیت چشمگیری در نشریات ایرانی به چشم نمی‌خورد؛ جز چاپ دو کتاب شناخت مقدماتی ستارگان و ستاره‌شناسی به زبان ساده (هر دو از انتشارات گیتاشناسی) که فعالیت‌های فردی و کارساز کسان دوستدار ستاره‌شناسی بود.

با پیدایش دنباله دار هالی در نشریات و به ویژه در گاهنامه دانشمند به اخبار پیوسته بااین امر پرداخته می‌‌شد. تلاش‌های احمد دالکی از استادان دانشگاه شهید بهشتی در آن زمان برای آشنایی همگانی با اخترشناسی چشمگیر است.

پس از افول دنباله دار هالی انتشار مقالات ستاره‌شناسی در گاهنامه دانشمند ادامه پیدا کرد که بیشتر این مقالات گزینش و برگردان توفیق حیدرزاده بود که پیش از این نیز کتاب شناخت مقدماتی ستارگان را برگردان و منتشر کرده بود. راه اندازی بخش آسمان در این ماه بدست وی که به بررسی رویدادهای رصدی آسمان هر ماه می‌‌پرداخت کارایی فراوانی در آشنایی خوانندگان با ستاره‌شناسی رصدی داشت.

مرکز رصدخانه زعفرانیه نیز از سال ۱۳۶۷ با کوشش احمد دالکی آغاز به کار کرد و پس از او حسین رضایی این مرکز را به پیش برد و سپس محمد رضا نوروزی (او پیشتر از دانش آموختگان همین مرکز بوده) سرپرستی این مرکز را بر دوش گرفت. اکنون فریبا یزدانی سرپرست این مرکز است. رصد خانه زعفرانیه در اخترشناسی آماتوری ایران بسیار کارساز بوده است و بسیاری از نخستین‌ها در اخترشناسی آماتوری ایران وهمینطور بسیاری از کسان و گروههای آماتوری در ایران از این مرکز سرمشق گرفته اند.

در سال ۱۳۷۰ توفیق حیدرزاده مجله نجوم را منتشر کرد که انتشار آن سرآغازی بر آشنایی جدی خوانندگان پارسی زبان با اخترشناسی شد. هم اکنون، پس از ۱۵ سال، نجوم تنها نشریه همگانی اخترشناسی است که در خاورمیانه منتشر می‌شود [نیازمند منبع]. امروزه ماهنامه نجوم به سردبیری بابک امین تفرشی، فعالیت‌های خود را در زمینه‌های گوناگون گسترش اخترشناسی در میان مردم گسترش داده است؛ از آن میان: برگزاری کلاس‌های آموزش اخترشناسی برای مقاطع سنی گوناگون، برگزاری سمینارهای ماهانه درباره موضوعات روز اخترشناسی برای عموم، برگزاری سلسله نشست‌های نمایش و نقد علمی فیلم‌های علمی-تخیلی به نام "سینما-فضا" و کمک به انجمن نجوم ایران در برگزاری باشگاه ماهانه نجوم تهران در چهارشنبه پایانی هر ماه در آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه امیرکبیر است.

همچنین امروز گروه‌های اخترشناسی آماتوری فراوانی در سطح ایران پرکار هستند که می‌توان به گروه روجا و ادیب اصفهان و انجمن ستاره شناسی اهواز و ‌‌مركز نجوم آستان حضرت عبدالعظيم اشاره کرد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 15:20  توسط گروهی |  نظر بدهید
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
تاریخ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1390
دی 1389
مهر 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
نویسندگان
گروهی
احسان طالقانی نژاد
علی نافع بابایی
پیوندها
خرید تلسکوپ
نجوم به زبان ساده 1
چند منظوره
نجوم به زبان ساده ی 2
نجوم برای کودکان
تاریخ
دانشنامه آزاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۶ساعت 22:34  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |