|
داستان "ق" در ترکی در این مقاله کوتاه بررسی می شود که آیا واج (حرف) "ق" در
زبان ترکی و فارسی وجود دارد یا خیر. املاء درست آن چیست و آیا تلفظ آن با نوشتار
مطابقت دارد یا خیر. بعبارت دیگر آیا "ق" در فارسی و ترکی ملفوظ است یا
خیر؟
داستان "ق" بارها از زبان این و آن شنیده ایم که ترکان (=آذربایجانی ها) قادر به تلفظ حرف (واج) "ق" نیستند. آیا این گزاره شبه علمی درست است یا غلط؟ در ادامه به درست یا غلط بودن آن خواهیم پرداخت. مشکل از آنجاست که در نظام آموزشی و زبان آموزی این سرزمین داستان "ق" درست تبیین و تشفیف(شفاف سازی) نشده است. اگرچه لغوی های بزرگ مثل دهخدا و معین که لغت نامه های بزرگی تالیف کرده اند به آن پرداخته و سخن درست را بیان کرده اند اما با قاطعیت می توان گفت که خیل عظیمی از تحصیل کردگان ما نمی دانند که در نوشتار زبان فارسی هیچ کلمه فارسی دارای واج "ق" نیست. تمام کلماتی که در آنها واج "ق" دیده می شود عربی,ترکی و یا یونانی هستند.(رجوع به فرهنگ معین ذیل "ق") اما آیا این سخن مبین این است که فارسی زبان ها(دری زبان ها) قادر به تلفظ "ق" نیستند و یا در زبان خود کلمه ای با واج "ق" ندارند؟ جواب هر دو سوال منفی است. یعنی هم در زبان فارسی "ق" وجود دارد و هم آنها می توانند "ق" را به راحتی تلفظ کنند.نکته اساسی این جاست که آنها "ق" را در کلمات اصیل فارسی را با واج "گ" نشان داده و با صدای "ق" تلفط می کنند. گربه که درستش باید قربه باشد(واج اول قریه با قربان چه فرقی دارد که با دو شکل متفاوت نوشته شده اند؟!) گرگ که درستش باید قرگ باشد(اتفاقا واج پایانی گرگ درست نوشته شده است) گاز که درستش باید قاز باشد. و خیلی مثالهای دیگر پس همه این ها از آنچه در بالا گفته شد ناشی می شوند. در حقیقت بین واج "ق" و "گ" تفاوتی است که در نوشتار فارسی رعایت نشده است. به نظر می رسد زبان دری قدیم در خراسان قدیم یا واج "ق" نداشته و یا داشته و به خاطر مصلحت زبانی و عدم تداخل با کلمات عربی دبیران قدیم دری در دربارهای خراسان و طخارستان آن را بصورت "ق" ضبط و ثبت کرده اند. در صورت نبود "ق" در دری قدیم به دلیل ورود کلمات عربی و ترکی این واج همگانی شد و کلمات فارسی هم که با "گ" تلفظ می شوند کم کم به "ق" بدل شدند اما شکل نوشتاری شان همچنان "گ" باقی ماند. واج "ق" از واج های قدیمی و فراگیر ترکی بوده است , بطوری که بازتاب صوتی آن در زبان ترکی بسی زیادتر از سایر واج ها هم است. کلماتی هم که وارد زبان دری شده اند, در فرهنگ های فارسی مضبوط اند( رجوع به دهخدا , معین و عمید ) کلماتی مثل : قاب , قاپی(قاپو) , قابلمه , قورمه , قاشق , قبران و ... با کمی دقت در سخنان تورک زبانان و مداقه در ادبیات مکتوب ترکی به راحتی می توان درک کرد که زبان ترکی چقدر کلمات"ق" دارد و با همان حالت طبیعی که در عربی و فارسی تلفظ میشود در ترکی نیز بیان میشود,اما چرا می گویند ترک ها نمیتوانند "ق" را به زعم بعضی ها درست بیان کنند؟ این سخن در یک واقعیت ریشه دارد که در اینجا آورده می شود: برخی از ترکان آذربایجان خودمان "ق" را در کلمات غیر ترکی و دخیل از عربی به شکل "گ" تلفظ میکنند , بنظر میرسد آن باور غلط از همین جا ریشه گرفته باشد. در زبان ترکی علاوه بر مصوت ها(صدادارها) , صامت ها (بی صداها) هم به دو دسته پیشین و پسین تقسیم می شوند. در این میان واج "ق" در زبان ترکی,صامتی پسین است و
"گ" صامتی پیشین. بنابراین اگر کلمه ای عربی که دارای واج پسین
"ق" باشد , اما بقیه واج هایش پیشین باشند قانون واجی زبان ترکی آن کلمه
را به کلمه ای پیشین تبدیل کرده و "ق" را هم شاید به شکل "گ"
دربیاورد. مثلا ممکن است بعضی از ترک زبانان "واقعیت " را "واگعیت" , "قند" را "گند", " قلب " را گلب"
و... ادا کنند. این امر یک مساله زبانشناسی است که در زبان ترکی به آن "هماهنگی
اصوات و صامت ها" میگویند و الا هیچ ترک زبانی "ق" بومی و اصیل ترکی
را "گ" تلفظ نمیکند. چنانکه مشاهده می شود واج"ک" بکار رفته در کلمات فوق غیر از واج "ک" در کلماتی مثل "کرکی" "کورک" "کورسو" "کوسمک" می باشد. "ک" در "کا" و "کیز" پسین و در "کرکی" و "کوسمک" پیشین است. بعبارتی دیگر "ک" پسین با "ق" مشترک المخرج بوده و به نوعی هر دو پسین طنین دار و در حقیقت یک واج تلقی می شوند. نتیجه کلی زبان فارسی دارای واج "ق" نیست و تمام کلماتی که در آن "ق" مشاهده میشود دخیل از عربی ترکی و یونانی اند . مثل قلب(عربی) , قاشق(ترکی) و اقاقیا(یونانی). از طرفی زبان ترکی ذاتا واج "ق" دارد , بطویکه یکی از واج های فعال ترکی همین"ق" می باشد , "ق" اگر بین دو مصوت قرار بگیرد به"غ" تبدیل میشود.
+ نوشته شده در دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۲ساعت 11:27  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|