|
برومند باد آن همایون درخت که در سایه او توان برد رخت نخل را از چهار هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح ، در ایران ، بین النهرین ، شمال آفریقا و حوزه دریای مدیترانه می شناختند و آن را ارج می نهادند . بر روی مهر استوانه ای داریوش پادشاه هخامنشی نقش دو نخل بارور دیده می شود . و از این مهمتر خرما در قرآن مجید جایگاهی ارجمند دارد و در دهها آیه از آیات قرآن مجید خداوند از نخل سخن فرموده است . نخل بین 39 و 29 درجه عرض جغرافیایی می روید و در بالای مدار 39 درجه به خوبی رشد نمی کند . مُگ ( نخل ) درختی است دو پایه و گل های نر و ماده هریک به صورت منفرد بر روی یک درخت قرار دارد و یک درخت نر برای گرده افشانی 20 درخت ماده کفایت می کند مُگ(Mog) به سرمای سخت حساسیت دارد و سرمای ده درجه زیر صفر را تحمل نمی کند و از پای در می آید . کشت خرما : تکثیر هر مُگ به دو روش انجام می شود : ا ) کشت هسته 2) استفاده از پاجوش از کشت هسته اغلب محصول خوبی به عمل نمی آید و تعدا زیادی از آنها درخت نر می شود . ولی استفاده از پا جوش درخت ، باروری صد درصد است . زمان کشت پا جوش بستگی به درجه حرارت هوا و منطقه دارد . فصل بهار مناسب ترین فصل برای این کار است . نخل در خاک رس بهتر رشد می کند . بهترین هنگام برای کاشت هسته اواخر تابستان و اوایل پاییز است . گرده افشانی : برای گرده افشانی بهترپس از باز شدن غلاف خرما و نمایان شدن شکوفه ها ، چند شکوفه گل نر را در شکوفه های گل ماده می گذارند. یا اینگه گرده های گل نر را جمع آوری و در کیسه ای می ریزند و با تکان دادن آن بر روی شکوفه های ماده گرده افشانی را انجام می دهند . فصل گرده افشانی در خور از اواسط اسفند ماه تا اواخر فروردین و اواسط اردیبهشت صورت می گیرد . باروری نخل : به بار نشستن نخل به نژاد و نوع آن بستگی دارد . از زمان کشت پاجوش تا زمان بهره برداری 8 تا 10 سال وقت لازم است . ولی نژادی به نام خِدشکن در خور وجود دارد که در سال اول یا دوم بارور می شود . مقدار آب لازم در یک سال بین 15 تا 20 هزار متر مکعب برای هر هکتار است . نخل و اندام های ان : هر یک از اندام های نخل در واژگان خوری نامی دارد : 1) مُگ : نخل . 2) دَمید(Damid) : پاجوش نخل. 3) دمید نشاندن : غرس پاجوش.
منبع:کتاب بر ساحل کویر نمک درخت خرما و اجزای آن4) بیژه (Bijeh) : درختچه ای بدون ریشه که لابلای شاخه های نخل جوان می روید در هنگام هَرس نخل جدا می شود . کَویه هم نام دارد . 5) پنیر : ماده سفید رنگی که در لابلای شاخ و برگ و الیاف نخل نهان است و منبع تغذیه نخل به شمار می رود . 6) بَرَشک(Barashk) : یک شاخه از برگ های مجتمع نخل . 7) باسکین(Baskin) : قسمت انتهایی و خار دار برگ خرما که خشکیده باشد . 8) لُوس(Lous) : باسکینِ تر را گویند . 9) کَوِشک(Kaveshk) : قسمت انتهایی برگ که پهن و به تنه درخت متصل است . 10) ساغری : بخش انتهایی کوشک که پس از پیرایش نخل به صورت پلکانی بر تنه درخت برجای می ماند . 11) دَویل(Davil) : تنه و ساقه نخل . 12) ژِنگ و تِنگ : آوندهای آبکش از ریشه تا پنیر . 13) پیژ(Pij) : الیاف نخل در لابلای قسمت انتهایی شاخه ها . 14) کَویله(Kavileh) : غلاف نخل که از پنیر می روید و شکوفه های نخل در آن دیده می شود . غلاف پوستی سبز دارد و بر روی ان ذرات قهوه ای رنگ خوشبو دیده می شود . 15) هُوژ(Hoj) : خوشه . 16) هوژی(Hoji) : خرمای نارسی که پس از چیدن در سایه رسیده شود . 17) تِرِند(Terend) : یک رسته از یک خوشه . 18) تَمبَر(Tambar) : چوب انتهای خوشه که به درخت متصل است . 19) کلاهو(Kolou) : کاسبرگ های شکوفه خرما که به تدریج از سفیدی به سبزی و پس از رسیدن خرما نارنجی رنگ و به وسیله آن خرما به رسته ترند چسبیده است . 20) سِه گو(Segu) : بخش انتهایی تمبر که محل اتصال ترند ها یا رسته های خوشه است . 21) دِلِک(Delek) : برگ های تازه روییده از پنیر. 22) دل درخت : محلی که پنیر در آن جای دارد . 23) میر(Mayar) : سیخ یا خار نخل . 24) کلوخ(Kolokh) : خرمای نارس سبز رنگ . 25) کلوخ پخته(Kelupedo) : کلوخ نارسی که در کیسه ریخته می شود و در جای گرم مانند زیر کاه یا لای لحاف می گذارند تااندکی نرم شود . مزه آن گس است و اگر زیاد بماند ترش می شود . 26) کلوخ از نرم در رفته : کلوخ نارسی که برای تهیه کلوخ پخته مناسب نیست . 27) کلوخ چرکین : کلوخ نارسی که به تدریج به رنگ دیگر در می آید. 28) کلوخ رنگ : خرمای نارسی که با توجه به نژاد نخل به رنگ های سبز ، سرخ ، آتشی ، نارنجی ، جگری و یا آمیزه ای از این رنگ ها دیده می شود . 29) نیم با(Nimba) : خرمای نیم رس . 30) گردنر : گرده شکوفه درخت نر .
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ساعت 14:19  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|