|
معاون فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
سال 1330 در شهرستان آباده ديده به جهان گشود. دوران طفوليت و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در زادگاهش سپري و با اخذ ديپلم متوسطه در سال 1348 با انتخاب شغل خلباني به استخدام نيروي هوايي درآمد. آموزشهاي نظامي و آكادمي پرواز و پرواز مقدماتي را در ايران سپري نمود و جهت طي دوره تكميلي پرواز به آمريكا اعزام گرديد. در اين مدت دورههاي آموزش خلباني هواپيماهاي آموزشي t-33، t-37 و همچنين هواپيماي پيشرفته شكاري «f-4» را با موفقيت به پايان رسانيد و در فروردين ماه سال 1351 با اخذ نشان خلباني به ايران بازگشت و با درجه ستواندومي در پايگاه ششم شكاري آغاز به كار كرد. براي پرواز با هواپيماهاي «اف - 4» به پايگاه يكم شكاري اعزام و با خاتمه آموزش كابين عقب هواپيماي مذكور به پايگاه هفتم شكاري منتقل گرديد. آموزش كابين جلوي هواپيماي «اف - 4» را در سال 1353 در پايگاه يكم گذرانيد و به عنوان افسر خلبان شكاري كابين جلو در گردان 33 پايگاه سوم شكاري مشغول خدمت گرديد. شهيد ياسيني با اوجگيري تظاهرات همه جانبه عليه رژيم شاه، عليرغم جو فشار و اختناق در ارتش، با پخش اعلاميه حضرت امام(ره) بين پرسنل متعهد دست به فعاليتهاي ضد رژيم طاغوتي زد. با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و خروج مستشاران خارجي از ايران، همچون ديگر پرسنل متعهد نيرو به حفظ و حراست از دستاوردهاي انقلاب پرداخت و با تشكيل گروههاي كار در امر بازسازي و راه اندازي سامانهها و تجهيزات اهتمام ورزيد. شهيد ياسيني با شروع جنگ تحميلي از جمله خلباناني بود كه در عمليات غرورآفرين 140 فروندي آغاز جنگ در حمله به خاك دشمن، نقش مهمي ايفا نمود. وي در طول جنگ نيز همواره خلباني پيشقراول و خط شكن بود. در يك مورد و در ابتداي جنگ كه دشمن م***** از طريق دريا و با چند فروند ناوچه پيشرفته «اوزا» قصد پياده كردن نيرو در جزيره نفت خيز خارك را داشت، اين شهيد بزرگوار با هواپيماي خود از پايگاه بوشهر به پرواز درآمد و ناوچههاي مهاجم عراق را به قعر خليجفارس فرستاد. او در طول جنگ با پروازهاي مكرر خود ضربات كوبنده را به دشمن م***** وارد مينمود. جنگ و شركت او در عملياتهاي جنگي در رأس برنامههاي او قرار داشت و همواره يكي از افراد ثابت دستههاي پروازي در عمليات حساس بود. اين شهيد گرانقدر پس از طي مراحل مختلف خدمتي در سال 1371 مسئوليت معاونت هماهنگ كننده نيروي هوايي را بر عهده گرفت. شهيد سرلشكر ياسيني يكي از فرماندهان گرهگشاي نيروي هوايي محسوب ميشود. مسئوليتهاي متعدد اين شهيد بزرگوار نشانگر اين است كه هر جا مشكلات غلبه يافته و اجراي امور را مختل مينمود، شهيد ياسيني جهت سامان بخشي به آنجا اعزام ميگرديد. موفقيتهاي اين شهيد والامقام مرهون ويژگيهاي فردي و شخصيتي او ميباشد كه ميتوان به شجاعت، بيباكي، اعتماد به نقس، قناعت، تعهد، رازداري و وظيفهشناسي او اشاره كرد. شهيد ياسيني عاشق پرواز بود و عليرغم مسئوليتهاي مختلف فرماندهي كه داشت دست از پرواز نميكشيد. وي با انواع مختلف هواپيماها از جمله f-6، f-5، p3f، «ميگ - 29» و «سوخو – 24» پرواز ميكرد، اما هواپيماي محبوبش «f-4» بود. هرچند رفتار شهيد ياسيني در مقام فرماندهي بسيار جدي و سخت گير بود اما هنگامي كه با مشكلات شخصي كاركنان تحت امر خود مواجه ميشد، همچون پدري دلسوز در رفع مشكلات آنان كوشش و به انحاء مختلف تا رفع مشكلات با آنان همدلي ميكرد. او از نيروي جاذبه و دافعه قوي برخوردار بود و با بهرهگيري از اين نيرو همواره طيف گستردهاي از نيروي انساني، مسئولان و مرئوسان را جذب خود كرده و به وسيله آنان به نقاط قوت و ضعف سامانه اداري احاطه يافته واين از رموز موفقيت او در سامانه فرماندهياش بود. شهيد سرلشكر ياسيني هرگز به دنبا بهايي قايل نبود و به مظاهر فريبنده دنيا پشت كرده بود. همسر شهيد ياسيني ميگويد: «شبها با وجود خستگي، ساعتي را به درد و دل كردن با اعضاي خانواده اختصاص ميداد و راهنماييهاي لازم را به آنان ارائه ميكرد. در مورد خود من هميشه تأكيد ميكرد زينبوار زندگي كن و حساسيت بسيار زيادي روي مسئله حجاب داشت و هميشه ميگفت «خدا را شكر كنيد كه انقلاب اسلامي براي زنان ما امنيت را به ارمغان آورد.» سرانجام، پس از سالها تلاش و شركت در جنگ تحميلي هشت ساله، در حالي كه در سمت معاونت نيروي هوايي بود، در تاريخ 15/10/1373 به هنگام بازگشت از مأموريتي كه به اصفهان داشت، به همراه شهيد ستاري (فرمانده نيروي هوايي) و جمعي از مسئولان و فرماندهان نيرو، در اثر سانحه هوايي سقوط هواپيما، به ملكوت پر كشيد و در پروازي جاودانه به معبود خويش پيوست. خاطره شهيد سرلشكر ياسيني، همچون ديگر شهداي نيروي هوايي، همواره در سينهها خواهد ماند. منبع:انتخابی دیگر،نوشته ی علی محمد گودرزی وهمکاران،نشر عقیدتی سیاسی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران،تهران-1377 شهید یاسینی از نگاه رهبر معظم انقلاب « خداوند ان شاءالله که شهید عزیزمان را با پیغمبر محشور کند ! و شما را ان شاءالله محفوظ بدارد! این آقایان و این خانم ها را ان شاءالله خداوند حفظشان کند!تائیدشان کند! بالاخره مصیبت سختی بود ، بدون تردید فقدان بزرگی بود ، نه فقط برای شما، برای ما هم این جور بود ولی خب چاره چیست ، باید تحمل کرد. در این حوادث سخت است که جوهر ما آشکار میشود ،نیروها و توانهای درونی آشکار می شود و بهانه ای برای رحمت خداوند بوجود میآید . وقتی که انسان صبر می کند خدای متعال رحمتش را می فرستد. وقتی انسان بی صبری بکند، ناشکری بکند از رحمت الهی محروم خواهد بود. شماها خُب الحمدلله صبر کردید . خدا را شکر کردید . صبر کردید و تحمل کردید ، پای خدا حساب کردید . اینها خیلی مهم است . الحمدلله ایشان هم ( شهید یاسینی) مردی مومن بود، پرتلاش بود ، صادق بود ، صمیمی بود . خود همین ها موجب شده بود که ما به ایشان امیدوار باشیم . من حالا به ایشان ( تیمسار بقایی ) می گفتم ، خیلی امید داشتم به این جوان برای آینده . خب حالا خدای متعال این جوری مقدر کرده بود چاره ای نیست ، باید تحمل کرد ، تقدیرات الهی را...» خاطرات سرتیپ خلبان روح الدین ابوطالبی: زمانی که در بوشهر با ایشان همکار شدم ، بخش اعظم پروازهای جنگی اش را انجام داده بود . هر چند اوصاف او را از زبان دوستان شنیده بودم و به عشق و علاقه وصف ناپذیرش نسبت به پرواز آشنا بودم ، ولی در مدتی که تا پایان جنگ باقی مانده بود ، خود دیدم که چگونه عاشقانه پروازهای جنگی را انجام می داد . خلبانی شجاع و نترس بود که از هیچ ماموریتی ، هراس به دل راه نمی داد . هنگام عملیات چنان خونسرد بود که گویی پروازی معمولی انجام می دهد . به همین دلیل در دوستان این باور به وجود آمده بود که هیچ گاه یاسینی مورد هدف قرار نخواهد گرفت . هر چند پروازهای زیادی انجام داده بود ، اما هرگز نشد که از زبان خودش در باره ماموریتهایش سخنی بشنوم و یا اینکه از تعداد و چگونگی ماموریتهایش صحبت کند . اواخر جنگ بود که به عنوان معاون عملیات پایگاه بوشهر، برنامه ریزی کرده بودم تا پروازهایی را در منطقه فاو انجام بدهیم . عراق برای بازپس گیری فاو دست به عملیات گسترده ای زده بود . هدف از این پروازها زدن عقبه دشمن و نیروهای کمکی آنان بود تا بلکه بتوانیم در پناه بمبارانهای مکرر، نیروهای خودی را سالم برگردانیم تا اسیر نشوند . یکی از خلبانان را در برنامه پروازی قرار دادم و پس از آن به ترتیب خلبانان بعدی را تعیین کرده بودم . حدود 10 دقیقه مانده به شروع نخستین پرواز ، شهید یاسینی که در آن موقع فرمانده پایگاه بود ، در حالی که خود را به چتر و کلاه مجهز کرده بود وارد « آلرت » شد . رو به من کرد و گفت : - کی نوبت ماست ؟ گفتم : - برای پرواز شما برنامه ریزی نشده مگر اینکه دستور بفرمایید! در حالی که می خندید ،گفت : - بریم استارت بزنیم هواپیما را ببینیم بلدیم یا یادمان رفته . اصرار ما برای جلوگیری از پرواز ایشان موثر نیفتاد و به طرف نخستین هواپیما که آماده برای پرواز بود ، رفت و در چشم به هم زدنی درون کابین قرار گرفت . این عمل وی باعث روحیه گرفتن سایر دوستان پروازی شد . به گونه ای که برای رفتن به ماموریت از هم سبقت می گرفتند . در آن روز، هر ده دقیقه یک بار تعدادی از هواپیماها را روانه منطقه می کردیم . شهید یاسینی در آن روز دو بار ماموریت جنگی انجام داد. برای دیدن بقیه مطلب روی کلمهباسینیکلیک کنید برچسبها: شخصیت ها
+ نوشته شده در جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۹۰ساعت 10:33  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|