|
_دو وِم نِ کاسَم نَشکِه دوغ به من نمی دهی کاسه ام را نشکن _دِما بارو کَپنَکی بعد از باران فرجی(فرجی همان لباس چوپان است) _دوز اُما هیچ نورد دزد آمدو دست خالی رفت _دیر رو دُرس بیا دیرتر بروتادرست برگردی(کنایه از عجله نکردن در کار ها) _شیر مِه ای لَغَه دِش نَزِه شیر را که میدهی لگدش نزن (کاری که می کنی با منت گذاردن آن را پایمال نکن) _شو بِی جُل شب بی جُل(کنایه از آدم های ولگرد است) _قِصَه قِصَه میارَه حرف حرف می آورد(کنایه از سخن گفتن است که هیچ وقت تمام نمی شود) _گور نارَه تا کفن تا داشتوَه گور ندارد تاکفن داشته باشد _بارِه سوک دِه بهشت اُمایَه بار سبک آز بهشت آمده است(اشاره به انجام دادن آهسته وپیوستهکار هاست9
برچسبها: اجتماعی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ساعت 14:43  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|