روشهاى آرام سازی فراد داغديده

 

1- شخص را تشويق كنيد كه برون ريزى كند و بگذاريد شخص درمورد عزيزان خود صحبت كند.

2- مانع از گريه كردن بازماندگان نشويد و بگذاريد احساسات خود را بيان كنند(شهيد ثانى،به نقل حجتى،محمد باقر،ص86)گريستن به هنگام مصيبت بارضاى خدا منافات ندارد:بايد دانست كه گريستن ،ناله واندوه  سردادن با رضاى خداوند،منافى نيست و موجب نارضايى و خشم خداوند متعال نمي گردد. بلكه معيار،رضا و نارضايى پروردگار متعال در رابطه باگريستن ،عبارت ازجريان درونى و قلب انسان است. به همين جهت انبياء وائمه (عليهم السلام )آنگاه كه فرزندان خود را از دست مي دادند و يا گرفتار مصيبت فراق از دوستان و ياران خود مى شدند، ناله‌ و اندوه سر مي دادند ومى گريستند،زيرا گريستن در چنين حالات بحرانى يك امر طبيعى براى انسان است ،و تا جايى كه گريستن آدمى، حاكى‌از نارضايى و خشم انسان نسبت به خداوند متعال نباشد هيچ گونه اشكال اخلاقى‌ و انسانى‌ و دينى در چنين حالتى وجود ندارد.»

 

3- اقوام و همسايگان در نظرداشته باشند ،هنگام سوگ درجمع خانواده حضور يابند و از آنها حمايت كنند.(بهجت پور،عبدالكريم و همكاران ص205) حمايت از كودكان بي سرپرست موجب كاهش اضطراب آنان و تأمين زندگى آينده و در نتيجه سبب كاهش انحراف و بزهكارى در جامعه مي شود» اين امر واقعاً مى تواند مفيد واقع شود .

4- مداخلات پزشكي :كاپلان هارولد به نقل ازپورافكارى 1372)از تجويز داروهاى ضد اضطراب و ضد افسردگى به طور مرتب خوددارى نمائيد .اگر شخصى به طورى تهييج شود، بهتراست با زبان آرام شوند، تا با قرص ،معهذا دوز كوچكى از داروها (مثل ديازپام پنچ ميلى گرم)دركوتاه مدت ممكن است مفيد واقع شود و به طور كلي با مشاهدات نشانه هاي روان تني بهتر است يك پزشك آنها را معاينه كند.

5- بازماندگان در هنگام مرگ بايد مراقب همديگر باشند. اين كار درهفته ي اول ضروري است . زيرا درگيريهاى شديد عاطفى فرزندان يا مادر ممكن است به ضرب وجرح خود يا خودكشى بينجامد.

 

6- چنانچه غم و اندوه شدت آن بيشتر شود و مدت آن نيز طولانى گردد، به كلينيك هاى مشاوره وروان شناسى مراجعه نمائيد ودرمانگران متخصص با خانواده درمانى­،  درمان انفرادى،گروه درمانى،وساير روشها مى توانند از اثرات مرگ عزيزان بر خانواده بكاهند. آنچه مشاوران بايد مد نظرداشته باشند و ضعيت اقتصادى خانواده هايي است كه از توان مالى خوبى برخوردار نيستند وخود را بيشتر از ثواب هاى معنوى برخورد نمايند و نيز خانوادهايي كه امكان مراجعه به مشاور يا روان شناس برايشان امكان پذير نيست تكنيك هاي اين كتاب را در خانه به تنهايي يا با ديگر اعضاي خانواده ي خود انجام دهيد.

7- به كودك خردسال كه مفهوم مرگ را نمى داند، دروغ هايى مانند والد متوفی یا عزیز از دست رفته به مسافرت رفته و....نگوئيد مطمئن باشيد كه روزى مجبور خواهيد بود واقعيت را به آنها بگوئيدكه به صداقت و رفتار شما به عنوان يك مادر لطمه وارد مى شود. بهتر است حقيقت مرگ پدر را به كودك گفته شود و حمايت و سرپرستى خود را از او اعلام داريد و سعى شود رفتارهاى جانبى مانند پدر در خانواده تكرار شود،مثلاً، براى كودكان خود قصه تعريف كنيد.البته اگر دلتان نمی یاد فعلاً چیزی نگویید و هر وقت احساس کردید که گفتن این واقعه آسیبی به کودک نمی رساند می توانید آن را مطرح سازید و اگر سن فرزند پایین است لزومی ندارد این حادثه را قصه وار به او بگویید اما هرگز دروغ نگویید و یک جوری تا فرصت مناسب جواب سؤالات کودک را به تعویق اندازید.

8- البته کاردانی بازماندگان می تواند بسیار مثبت و مفید باشدو دیگر بازماندگان را یاری نماید.

-روان درمانى حمايتى درمان با طول مدت نامعين معطوف به حمايت روانى بيمارخصوصاً در بحرانها مثل سوگ يا دردوره اي كه بيمار از يك دوره افسردگى اساسى بر مى آيد ،اما هنوز قادر به درگير شدن با درمانهاى پرتوقع و تعاملى نمى باشد(كاپلان وسادوك ترجمه پورافكارى)روشهاى درمان سوگوارى كودكان (شهبازى، مسعود)يكى از روشهاى درمانى مى تواند درمان انفرادى حمايت شده باشد. اين روش درمانى،روشى مفيد براى كودكان است كه قادر به مشاركت در گروههاى سوگ نيستند.در اين صورت مى توان به صورت واقعى در رويارويى مستقيم يا ذهنى آنها را با مرگ والد متوفى روبروساخت.(ماسون،ماركز،رام واسترن،1981).كودكان ممكن است براى مدت هاى توصيف كنند كه گاهى بو،صدا،يا آواز والد متوفى را احساس مى كنند و آرزو مى كنند كه اى كاش اوزنده بود . بنابراين اظهارت هيجانى و توصيف احساسات پنهان آنها طى يك روش مستقيم مى تواند به كنترل مشكلات كودكان سوگوار كمك كند.(بلاك 1978).درمانگر مى تواند خود را به جاى والد متوفى در روبروى كودك سوگوار قرار دهد و از او بخواهد هرآنچه می خواهد به والد متوفى بگويد يا به محل دفن والد متوفى رفته و با اوگفتگو كرده و خداحافظى كند.همچنين درروش درمان انفرادى هدايت شده ذهنى،از كودك سوگوار خواسته شود تا چشمانش را ببندد و خاطرات والد متوفى را در ذهن مرور كرده و بيان نمايد هدف اين روش در حال حاضر،تخليه ى احساسات باقيمانده كودكان سوگواردرباره ى مرگ والد مى باشد يا تصويرى از والد را روبروى او قرارداده تا كودك سوگوار با او صحبت كند.

2-گروه درمانى سوگ:

گروه درمانى روشى مفيد براى تسهيل در بيان احساسات كودك سوگوارنسبت به والد متوفی یا عزیز از دست رفته و تشخيص دفاع هاى روانى كودك مى باشد.گروه درمانى سوگ مى تواند متشكل 8 تا10كودك سوگوار بين6 تا12ساله باشد،كه طى8تا20جلسه درمان راههاى مقابله با شرايط دشوارمرگ والد را مى آموزند.اهداف گروه درمانى سوگ در كودكان سوگوار پس از تجربه مرگ والد شامل بيان تجربه واكنش طبيعى به مرگ والد روشن سازى ابهامات درباره مرگ ،شناسايى گروه به عنوان مكانى ايمن براى تجربيات درآورد،كمك به كودكان سوگوار براى مقابله با ترس هاى فردى و ارتباط با والد بازمانده از طريق نوشتن درباره او يا گفتگو با او به صورت تصورى است.متخصصين علم گروه درمانى سوگ معتقدند كه از روشهاى مختلفى مى توان به اين اهداف دست يافت.استفاده از ارتباط و رويارويى مستقيم با مرگ والد متوفی یا عزیز از دست رفته (ازطريق تمركزروى خاطرات والد متوفی یا عزیز از دست رفته)بيان جملات تعميمى (بيان احساسات همه اعضاءگروه درباره ي والد متوفی یا عزیز از دست رفته)فعاليت هاى جانشين سازى (قصه گويى،ترسيم نقاشى و نوشتن خاطراتى درباره والد متوفی یا عزیز از دست رفته)از جمله روش هاى مناسب براى گروه درمانى سوگوارى مى باشند.گروه درمانگردر طى اين جلسات موظف است تا به كاهش ترس ها و ابهامات كودكان درباره مرگ بپردازد و به آنها بياموزند تا احساسات متمايزى نسبت به سايركودكان نكنند و در گروه راههاى معقول بيان احساسات نسبت به والد متوفی یا عزیز از دست رفته را بياموزند.در يك روش از گروه درمانى به اين شكل عمل مى شود كه مشاور در كنار بقيه ي افراد گروه قرارمى گيرد و ضمن معرفى خود از بقيه ي اعضاى گروه مى خواهد كه خود را معرفى نمايد؛در اين شيوه مى توان چنين عمل نمود كه اول مشاورخود را معرفى كند و نفر بعدى ضمن تكرار اسم مشاور، خود را نيز معرفى نمايد و همين طور نفر بعدى در گروه بايد اول اسم مشاور و نفر قبلى را بيان كند و سپس خودش را معرفى نمايد.ضمن اينكه همه ى اعضاى گروه مختارند تا حين معرفى خود و اعضاى گروه به سؤالات احتمالى گروه پاسخ دهند و اين روش بسيارخوبى براى آشنايى اعضاى گروه باهم مى باشد.بعد از اين مرحله هريك از اعضاى گروه مى تواند احساسات و اظهارات خود را در مورد والد فوت شده بيان كنند و عملاً ‌خود را تخليه هيجانى نمايند می توان از اعضای گروه در خواست نمود كه عکسهایی از فرد از دست رفته به گروه آورند و به آنها فرصت شود تا درباره آن شخص برای گروه صحبت کنند.(گوری اشنایدر ماریال وهمکاران ،ترجمه :بهاری ،سیف الله(1385) ص382«این تمرین سعی می کند.تا هرعضوبرداشتی عمیقتر از فقدان تجربه شده توسط دیگران به دست آورد و هرفردسوگواررافرصت مطرح كردن خاطره ای را داشته باشد و درنتیجه روابط خود با فرد متوفی را مجدداً اعلام کند.تک تک اعضاء یک عکس را تماشا می کنند،می توان اعضاء را تشویق کرد تا پرسشها یا موضوعهایی را در خصوص شخص که درآن تصویر است مطرح کنند.افراد شركت كننده در اين گروهها در مى يابند كه تنها خودشان نيستند كه دچار چنين مصيبتى شده اند بلكه ديگران نيز سرنوشتى مشابه با آنها دارد و بايد با اين مشكل كنار بيايند.دوم اينكه افراد گروه به سؤالات مبهم ذهنى خود دست پيدا نموده يا اينكه به كمك اعضاى گروه و مشاور تصميمات معقولى جهت حل مشكلات اتخاذ مى نمايند.

كاپلان وسادوك(1989)دردرمان سوگوارى كودكان معتقدند كه در طى جلسات گروهى به كودكان اجازه دهيد تا درباره ي والد متوفی یا عزیز از دست رفته صحبت كنند و توصيه مى كنند كه استفاده از بحث و گفتگو،آرامش بخش تر از مصرف دارو براى درمان سوگ است.

مداخلات ويژه براي كودكان دبستاني

مداخلات گروه درماني براي كودكان دبستاني يك ساعتي است و 8 هفته،هر هفته يك جلسه طول مي كشد و هر جلسه به چهار قسمت تقسيم مي شود:

1- 15 دقيقه بحث درباره ي اتفاقات هفته ي گذشته(درباره ي هفته ي گذشته ي خودتان حرف بزنيد.

2- 10 دقيقه بحث درباره ي تكاليف جلسه قبل(تكاليفي مثل نامه نوشتن به متوفي يا شعر سرودن درباره ي او.

3- 25 دقيقه بحث درباره ي موضوعي كه قبلاً مقرر شده(براي مثال توصيف متوفي، حرف زدن درباره ي مراسم تشييع جنازه و غيره).

4- 10 دقيقه بازي و تفريح(براي مثال موشك درست كردن با كاغذ و پرتاب كردن موشك ها به طرف يكديگر).

گاهي جلسات ويژه ي دبستاني ها را به 5 قسمت تقسيم مي كند:(1) 5 دقيقه بحث مقدماتي(نشان بده و بگو)،(2) 15 دقيقه بازي آزاد(كه با اسباب بازي هاي خاص، مثل عروسك مداد شمعي و گاغذ و عروسكهاي خيمه شب بازي و غيره اجرا مي شود)، (3)15 دقيقه داستان هاي درمان بخش و نقش بازي كردن (نحوي مرگ والد متوفی،ترسهاي مرتبط با مرگ،تشبيه مرگ به چيزي و غيره)؛(4) 15 دقيقه بازي آزاد و (5) 10 دقيقه بحث پاياني( مثال همكاري در قالب بازي مثل چرخاندن دست به دست يك توپ. جلسات مسترمن و رميس(1988به نقل از فيروز بخت) محققان مي گويند بچه هايي كه در اين گروهها شركت مي كنند كمتر عصباني مي شوند و با احساسات خود درباره ي مرگ بهتر كنار مي آيند.  

تصويري از زندگي يا مرگ (هاسلومارنوچاترجمه ي اديب) از كودكان بخواهيد يك برگه مقواى رنگى انتخاب كنند و به آنها يك قلم نشانگر و يا مداد شمعى بدهيد.سپس از آنها بخواهيد تصوير مرگ را در يك طرف كاغذ و تصوير زندگى را در طرف ديگر رسم كند.اين فعاليت فرصتى براى آنها فراهم مى كند تا ايده هايشان را درباره مرگ،به گونه اى ديگرابرازكنند و نيز به آنها كمك مى كند تا به ادراكشان از مرگ،توجه بيشترى كنند.به آنها امكان دهيد تا نقاشى ها را به ديگراعضاى گروه نشان دهند.

تحليل آخرين رابطه باوالد متوفی یا عزیز از دست رفته:ازاعضاي گروه بخواهيد آخرين رابطه اي كه با باوالد متوفی یا عزیز از دست رفته داشتند چه موقع بوده و چه احساسي در مورد آن دارند.در نظرداشته باشيد كه ممكن است فردي كه دارد رابطه ي خود را تحليل مي كند به گريه افتد. بنابراين مانع گريه كردن وي نشويد و با او همدلي كنيد ، به همين ترتيب از بقيه ي اعضاي گروه بخواهيد اين تمرين را انجام دهند. البته اين تكنيك را مي توان به صورت انفرادي به كار برد.بازماندگان نيز مي توانند اين فن را در حضور ديگر افراد خانواده انجام دهند.

بيان خاطره اي از والد متوفی یا عزیز از دست رفته: از هر يك از اعضاي گروه بخواهيد خاطره اي از والد متوفی یا عزیز از دست رفته كه دوست دارند براي گروه تعريف كنند بهتر است تمرين را از افرادي شروع كنيد كه مقاومت كمتري دارند تا بقيه ي اعضاي گروه بتوانند راحت ترخاطرات خود را تعريف نمايند.به ياد داشته باشيد كه هنگام بيان خاطرات مشاور و بقيه ي افراد گروه گوش دهند و اين همان كاري است كه گوينده به شدت به آن نيازدارد .درمانگر مى تواند اين روش را  به صورت انفرادي نيز به كار برد. البته اگر بازماندگان به مشاور دسترسي ندارند مي توانند اين فنون را در حضور همديگر انجام دهند.

 

خانواده درمانى:

بلاك و اوربانوتيز( 1987به نقل از شهبازي)مداخلات خانواده درمانى را گامى مؤثر براى كاهش مشكلات كودكان سوگوار مى دانند.ازآنجائى كه مادران پس ازتجربه مرگ همسر با مشكلات عديده عاطفى ،اقتصادى واجتماعى روبروهستند،مداخله در احساسات مادر و تسهيل روند ارتباطى او با كودكانشان مى تواند منجر به كاهش مشكلات كودكان پس از تجربه مرگ والدگردد.

لازم است در طى اين جلسات،كودكان با احساس مادر و مادر با احساس كودك متقابلاً آشنا گردند و مادران سوگوار روش هاى افزايش روابط اجتماعى،ارتباط صميمى با كودك و بازى كردن با او را بياموزند.هر چه رشد اجتماعى وعاطفى مادر در طى تجربه ي  مرگ همسر رو به بهبودى بگذارد،كودكانشان نيز مشكلات رفتارى كمترى را تجربه مى كنند.

 

 

وجود فرزند ولي گونه در خانواده هاي محروم از پدر:

چنانچه درخانواده اي فرزندي بعد از مرگ پدر در زندگي بقيه ي افراد خانواده به صورت نامناسب،نا شايست دخالت كند و رفتارهاي او خلاف عقيده ي مادر باشد،بهتر است به يك خانواده درمانگر مراجه نماييد تا از دخالت هاي فرزند ولي گونه بصورت علمي ومعقول جلوگيري بعمل آيد.

سايرروش هاى درمانى:

استفاده از بازى درمانى براى كاهش ترس هاى كودكان درباره مرگ،(لوننو 1980به نقل از شهبازي)،شناخت درمانى براى افزايش آگاهى هاى اعتقادى  و ايمانى كودكان درباره آخرت و مرگ والد(والكر و رابرتز1992)و مددكارى خانواده بويژه مادر براى افزايش توانمندى او در حل مشكلات خانواده(همينگز1995)نيز براى مقابله با واكنش هاى سوگ در كودكان توصيه  مى شوند.

روشهاى واكنش مردم زيلايى نسبت به مرگ اطرافيان : در منطقه زیلايى از توابع شهرستان بويراحمد هنگام مرگ يكى از افراد منطقه اهالی روستا و حتى روستاهاى همجوار در مراسم تدفين، سوگوارى،و خاكسپارى شركت  مى كنند و با سوگواران ابراز همدلى و حتى همدردى مى كنند بازماندگان را تا مراسم هفته و به مدت يك هفته به میهمانى دعوت مى نمايند  و عملاً در كنار آنها هستند و مراسمات شادى با اجازه­ى بازماندگان به خاطراحترام متقابل صورت مى گيرد .قوم آميش كه در آمريكاي شمالي زندگي مي كند در هنگاميكه يكي از اعضاي قوم فوت مي كند ،همكاريهاي زيادي صورت مي گيرد.سارافينو(ص245)،در پي يك تن از اعضاء گروه آميش به تكاپو مي افتد،همسايگان نزديك،ديگر اعضاي جامعه ي خود را از اين امر مطلع مي سازند و بيشتر مقدمات تدفين به وسيله ي اعضاي گروه صورت مي گيرد،ديگر  خانواده هاي متعلق به جامعه ي آميش براي اظهار همدردي و حمايت،به ملاقات خانواده ي فرد درگذشته مي روند.بعضي از اين خانواده ها از گروههايي كه در مسافتهاي بسيار دور زندگي مي كنند مي آيند و امكان دارد حتي خانواده ي سوگوار را نيز نشناسند.

رويكرد درمانى خانواده سازان :اين رويكرد در تاكوما ى واشينگتن تهيه شد(كينى مدسن،فلمينگ،هاپالا1977.به نقل ازجرى فيرس.اى-تيموتى جى،ترال.ترجمه فيروزبخت 1383ص585) دراين برنامه درمانگر كه امكان تماس تلفنى 24 ساعته با او وجود دارد وارد خانواده بحران زده مى شود و اجازه  نمى دهد ساير اعضاى خانواده طعم شيوه هاى ديگر زندگى مثل بسترى شدن را بچشند در رويكرد فوق گاهى درمانگر تا 6 هفته در خانواده مزبور  مى ماند.»اما در كشور ما به علت ناشناخته بودن اين روش و به علت عدم دسترسى پاره اى از نقاط كشور به چنين درمانگرانى و ياعدم وقت كافى درمانگران و دلايل ديگر اين امكان براى بعضى خانوا ده ها وجودندارد ولى خانواده هايى كه از وضع مالى مناسب برخوردارند و دسترسى به چنين مراكزى برايشان امكان پذيراست مى توانند با تماس تلفنى با مراكزمشاوره و روانشناسى حضور آنها را در خانواده هر چند به صورت پاره وقت مهيا نمايند اطمينان داشته باشيد كه اين روش يكى ازروش هاى بسيارخوب در جلوگيرى از نابسامانى خانواده و يا عادى نمودن روند زندگى مانند قبل مفيد خواهد بود.اما در خانوادهايى كه به علت وضع مالى چنين امكانى برايشان وجود ندارد مى تواند با تماس تلفنى باكلينيك هاى مشاوره وروانشناسى وجود آنها را هر چند به تعداد ساعت كمترى كه توان مالى خانواده اقتضا كند، به حضوردرخانواده جهت پيشگيرى ودرمان دعوت نمايند.

يكى از محاسن اين روش حضور مشاور يا روانشناس متخصص در خانواده است كه با سيستم خانواده آشنا شده و به سبك زندگى خانواده زودتر پى برده وكل اعضاى خانواده تحت حمايت درمانگر قرار مى گيرند.مرگ سرپرست خانواده مى تواند به كل خانوده آسيب وارد كند و در مواردى خانواده را دچار بحران نمايد مثل آسيب رساندن به خود بنابراين احساس نياز به چنين برنامه اى براى خانواده ها ضرورى به نظر مى رسد كه مى توانند با استفاده از اين روش از آسيب هاى احتمالى به خانواده ها جلوگيرى به عمل آورده و يا از شدت آسيب ها بكاهند و خانواده را به سوى روند زندگى عادى سوق دهند.



برچسب‌ها: روانشناسی
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ساعت 14:38  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |