|
بسم الله الرحمن الرحیم سایه حرکت پای پسربچه روی کف اتوبوس را دنبال میکنم!! جلو،عقب... جلو،عقب. پیرمرد جلویی از کناردستی اش که یک جوان کلاسور به دسته یک بلیت میخواهد و 50 تومانی را جلو برد!! من دارم فکر میکنم به یک... پسر بلیت ندارد! من به جیبم میروم!! به بلیت اضافه صبح... دستم وارد جیب میشود. 2 بلیت تو دستم هست! بلیتها به هم چسبیده اند! جدا نمیشوند... استاد حرف میزند:"بیشتر آنهایی که زیاد میدانند در اوج دانستگی خودشان به زمین می افتند!! میوه در اوج کمال از درخت می افتد!!". انگار شیطان که تا چند دقیقه پیش فکرم را اجاره کرده بود، الان دستهایم را اجاره کرده باشد! در گوشم میخواند:"خودت که باید فردا بروی سر کار! اون فلکه شهید پیاده میشه خودش بلیت میگیره!" بلیتها از هم باز میشوند و دستم به سمت پیرمرد دراز و 50 تومانی مقابل چشمانم.! اتوبوس دیگر شلوغ شده و جا برای نشستن نیست. صدای آرامی می آید، دارد شعری را با خود زمزمه میکند پیرمرد، فقط "تابوت" آن را گوشم شنید. پسرک صندلی رو به رویی همچنان پایش را تکان می دهد... جلو،عقب... عقب،جلو... یکهو راننده داد میزند، شهید... دیگر وقتش رسیده! پیرمرد باید پیاده شود، اما نه.
سایه پسرک همچنان روی کف اتوبوس است؛ عقب،جلو... جلو،عقب... زندگی همچنان جاری
است... خوب،بد... بد،خوب... خوب،... و این سه نقطه ها ادامه دارند تا وقتی
که همه خوب شوند خوب،خوب... خوب،... تا وقتی که صاحب بیاید... تا...
و اما نشانه های بعدی .... * از این زمان تا قیام بزرگ مهدی موعود(عج) را به نام "ظهور صغرا" هم گفته اند. . . . . 4- قتل نفس زکیه(به کدامین گناه؟):معنای کلی نفس زکیه، فرد بی گناه و پاک است. داستان این است که پس از ظهور حضرت(عج) و پیش از قیام، فردی از نسل رسول خدا(ص)(در برخی روایات کلمه ای آمده که میتوان از آن برداشت جوان یا نوجوان داشت) برای ابلاغ پیام شفاهی حضرت مهدی(عج) وارد خانه خدا میشود و هنگام صحبت توسط عده زیادی مظلومانه به شهادت میرسد. یعنی خون حرام در ماه حرام و در سرزمین حرام(خانه امن الهی) به زمین ریخته میشود. حتی محل قتل او هم معلوم شده؛ خانه خدا، مقابل کعبه و بین مقام حضرت ابراهیم(ع) و رکن(هر پایه کعبه به نام رکن خوانده میشود که هر کدام با توجه به موقعیت جغرافیایی یک نام دارند). احتمالا منظور احادیث، جایی بین مقام و رکن عراقی یا رکن حجرالاسود است. درباره نفس زکیه هم همانند یمانی تعابیر محکم کمی پیدا میشود. نامش محمد است ولی درباره اینکه سید حسنی است یا حسینی و البته درباره نام پدرش اختلافهایی هست. در تاریخ اسلام، آدمهایی را داشته ایم که لقب نفس زکیه داشته اند(مثل محمد بن عبدالله که در زمان امام صادق(ع)، ادعای مهدویت داشت و قیام کرد. اتفاقا او هم کشته شد!) یا پس از کشته شدن، این عنوان مشهور را برایشان استفاده کرده اند. نکته جالب اینجاست که فقط و فقط 15 روز پس از شهادت نفس زکیه، قیام جهانی حضرت حجت(عج) آغاز میشود. نکته: غیر از همان تطبیقهای ناصحیح از نفس زکیه، تاویل و تفسیر دیگری از این موضوع بیان نشده. فقط اینکه شکستن حرمت خانه خدا و ریختن خون مظلوم در حرم امن خدا، آن هم در زمانه ظهور را دقت کنید تا ببینید که قساوت و ظلم تا کجا پیشرفت میکند. . . . . 5- خسف در بیدا(تنها معجزه قطعی ظهور): از این یک مورد و نام غریبش تعجب نکنید؛ همین اول بدانید که "خسف" هم ریشه کلمه ای است مثل خسوف؛ یعنی پنهان شدن و فرو رفتن. بیدا هم نام سرزمین و صحرایی است بین مکه و مدینه. این اتفاق که تنها معجزه و اتفاق غیر طبیعی ولی موثق در زمانه قیام حضرت(عج) است، داستان سفیانی را تکمیل میکند.پس از ظهور، سفیانی لشکری را به نیت دستگیری و قتل امام زمان(عج) به عربستان میفرستد. این لشگر بزرگ و پرتجهیزات مدینه را ویران میکنند. قتل و غارت به راه می اندازند و تا میتوانند ظلم میکنند(مثل داستان حمله لشکر یزید به مدینه پس از واقعه عاشورا). لشکر سفیانی در راه رسیدن به مکه در بیدا، به شکلی عجیب نابود میشود(یا به تعبیری در زمین فرو میرود) و هیچکس باقی نمی ماند جز دو-سه نفر. مدتی کوتاه پس از این معجزه است که قیام حضرت حجت(عج) آغاز میشود. نکته: با توجه به تواتر این روایات اثبات شده، تاویل نوینی بیان نشده. ولی بدانید که در برخی احادیث اهل سنت از ظهور منجی، واقعه خسف در شرق و غرب هم اتفاق می افتد. یعنی دشمنان مهدی(عج) یکی یکی نابود میشوند.
منبع: همشهری جوان – شماره 270 – صفحه 25
امروز شهر ما، آكنده از عطر حضور شماست؛ اما دود گناهان كوچه پس كوچههای جهان را فرا گرفته و ديدهها به انواع فسادها و نابرابريها تاريكند .... دستها به خيانت باز و به التماس دراز شده است .... پاها در طلب يك لقمه نان به سوی جباران كشيده شده است .... دلها سرگرم دنياي تاريك غفلت زا است و فكرها سرگرم زندگی پر فريب .… زندگی سراسر دوری شما .... اما فردا اين حضور عطر شما به عطر ظهور مبدل ميشود و ديوار بلند و سياهی كه بنا كرديم فرو ميريزد .... مشام و ديده و دست و پا و دل و فكر آن گونه ميشود كه شما مي پسنديد و دلها شيداي شما كه قلب جهانید و اگر نباشيد جهان را تپشی نيست .... پاها رونده به سوی ياری .... شما كه گوهرهاي نهفته در دل خاك و آب را نمايان ميكنيد، براي فردا، و اثري از فقر و فلاكت نميگذاريد .... بيایید تا كوچه پس كوچه ها و حتي درون خانه ها را عدالت پر کند بیایید تا هرچه زودتر جهان ما آکنده به عطرتان گردد دستهایمان گشوده به سوی آسمان به دعا برای شما چشمهایمان در انتظار رویت جمال نورانی شما . . . . یک از هزاران: نشانه های غیر حتمی ظهور بیشتر از آن است که بتوان طبقه بندی اش کرد! نشانه های ظهور حضرت مهدی(عج) به دو دسته قریبه و بعیده تقسیم بندی شده است. گاهی نشانه هایی هستند که شاید قرنها با ما فاصله داشته باشند و بعضی نشانه ها هم هستند که در ماه ها و روزهای پایانی غیبت و در آستانه ظهور یکی پس از دیگری شکل میگیرند. در تقسیم بندی دیگر، نشانه ها را به طبیعی و غیر طبیعی تقسیم میکنند. عوامل طبیعی که خارق العاده اند، مثل پیدا شدن شکل دست در آسمان یا باریدن بارانهای وحشتناک پی در پی. اما یکی از مهمترین تقسیم بندی هایی که انجام شده، طبقه بندی علایم به نشانه های حتمی و غیر حتمی است. گزیده آنها را بخوانید.(میگویند خیلی هایش محقق شده!) پول درآوردن میشود آرزوی مردم و روی آوردن آنها به مادیات و ظواهر زندگی. رواج فحشا و منکر در جامعه. مناره های مساجد طولانی میشود و بی مصرف. دلها از هم دور میشوند. قرآن خیلی زیبا چاپ میشود اما دستوراتش عمل نمیشود. مردها آراسته میشوند و خود را به شمایل زنان نزدیک میکنند. زنان خودشان را به صورت مردها و پسرها در می آورند. فرزندان نسبت به والدین نافرمانی میکنند. زنها بر امور حاکم میشوند. خروج سید حسنی از قزوین یا دیلم، قیام دجال از جایی نزدیک اصفهان یا استهبان یا سجستان(احادیث واحد و ضعیف هست که قبل از ظهور بودن او را تاکید میکنند، وگرنه خود معنای دجال تواتر دارد و قابل اثبات است؛ در مطلب بعدی پرداخته شده.) تا برسیم به علایم عجیبی چون طلوع خورشید از مغرب(این مورد را میگویند از علایم قیامت هم هست)، ماه گرفتگی های پی در پی و عجیب، ظاهر شدن سرخی شدید در آسمان، سیلهای شدید از یک سو و قحطیهای مداوم از سوی دیگر و... . . . . پرتزویر و حیله گر: دجال، مشهورترین چهره مبهم آخرالزمان است. دجال یکی از مشهورترین چهره های آخرالزمان است.در شعرهای زیادی به عنوان کنایه به کار رفته و کلا شخصیت منفور همه تاریخ است. میتوان چنین معنایش کرد که روکش کردن یک شی کم ارزش یا خوب نشان دادن منافق و دروغگو را دجال میگویند. در بعضی روایات اهل تشیع آمده است که دجال بعد از ظهور حضرت(عج) پیدایش میشود؛ ولی برخی اهل تسنن معتقدند قبل از ظهور و برخی هم میگویند با حضرت(عج) می آید و حتی اسم هم دارد و تا یک اسطوره باطل او را بالا برده اند. ضد مسیح هم نامی است که مسیحیان روی این موجود گذارده اند. عده ای هم اصولا دجال را از علایم قیامت میدانند که با زمانه ظهور تداخل پیدا کرده. مشهورترین گفته ها درباره دجال این است که صائد بن صید یا ابن صیاد نام دارد، چشم راست ندارد و چشم دیگرش درست در پیشانی اوست و مانند ستاره صبح میدرخشد. چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است. وی در یک قحطی سخت می آید و بر الاغ سفیدی سوار است.(این را خیلیها شنیده اند!) در صحیح مسلم(از کتابهای مهم اهل تسنن) در کلام رسول خدا(ص) دجال چنین توصیف شده است:"او مردی چاق، سرخ موی، با موی سر مجعد و اعور(چپ چشم) است. چشمش همچون دانه انگوری است که روی آب قرار گرفته باشد." برای همه این توصیفهاست که بسیاری از محققان مثل علامه سید محمد صدر یا آیت الله مکارم شیرازی معتقدند که دجال منحصر به فرد معینی نیست؛ بلکه عنوانی است کلی برای افراد پرتزویر و حیله گر که برای کشیدن توده های مردم به دنبال خود از هر وسیله ای استفاده میکنند و در آخرالزمان این نوع تفکر و مدل انحرافی زیاد میشود. . . . . نقشه ظهور: مدتی است که نقشه هایی در شهرهای مذهبی مثل قم و مشهد با تیراژ بالا به چاپ رسیده که قرار است نقشه راه ظهور حجت(عج) را نشان دهد. بیشتر منابع استفاده شده در آن نقشه، از کتاب بحارالانوار علامه مجلسی است که در آن احادیث زیادی وجود دارد که سندیت و سلسله راویان ضعیفی دارند. چکیده اتفاقاتی که در آن نقشه ذکر شده –به جز همان علایم قطعی- از روایات عزیز یا مستفیذ به حساب نمی آید(مطالب قسمت اول در شناخت معنای این اصطلاحات کمکتان میکند) و همه علایم غیر حتمی با هم مخلوط شده؛ کاش تا قبل از همه گیر شدن این نقشه، اصلاحات جدی روی آن صورت بگیرد. تاریخهای نوشته شده روی نقشه هم معمولا از همین دست روایات بهره برده.(میدانید که ذکر تاریخ برای ظهور غلط است ولی بعضی محققان، معنای تاریخ رو سال ظهور میدانند و نه روز آن) ولی در این نقشه ساده سازی شده، محل نسبی اتفاقات زمانه ظهور رسم شده؛ مکانهای بدون زمانی که تنها ترتیب اتفاقات آن قطعیت دارد. . . .
با سپاس از دوست عزیزی که دلنوشته زیبا رو در اختیارم گذاشتند. منبع: همشهری جوان – شماره 270 – صفحه 24 و 25
زین گونه ام، زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست . جانم بگیر و جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش، یارا که از جان شکیب هست و زجانان شکیب نیست
به پایان آمد این دفتر؛ حکایت همچنان باقیست ...
برچسبها: مذهبی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ساعت 12:2  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|