انسان های اولیه که دسته جمعی می زیستند، نیازی به تعویض کالا نداشتند. بعد از به وجود آمدن طوایف و قبایل، مبادله کالا به کالا رواج یافت که به دلایلی با مشکلات همراه بود. برای رفع مشکلات ابتدا از فلز برای مبادله استفاده کردند و پس از مدتی به فلزات گرانبها و سبک وزن از جمله طلا، نقره و مس رو آوردند.
در بیشتر کشورهای شرقی و آسیایی، فلزی که در مبادله کالا از آن استفاده می شد، حلقه ای شکل بود و در سه هزار سال پیش از میلاد از آن استفاده می کردند که می توان آن را قدیمی ترین وسیله مبادله پیش از اختراع سکه دانست. در کاوش های شوش حلقه هایی از ویرانه های معابد، از دو هزار سال پیش از میلاد، به دست آمده است. استفاده از فلزات سبک وزن و کم حجم و گرانبها که معاملات را سهل و ممکن می ساخت مورد قبول عامه قرار گرفت و بدین ترتیب مرحله پیدایش پول آغاز شد.
پول از کلمه یونانی
obolos گرفته شده و آن کلمه ای بود برابر یک هشتم درهم یا دراخم. کریستین سن معتقد است کلمه پول در زمان اشکانیان به ایران راه یافته است از آنجا که آگاهی نداشتن از عیار فلزات قیمتی و وزن آنها مشکلاتیدر داد و ستد و اقتصاد جامعه به وجود می آورد، برای رفع مشکلات مقرراتی وضع شد. فلزات را به حکم سلطان یا حاکم وقت، با نشانی مخصوص مشخص و با علایمی وزن و عیار آن را معلوم می کردند و به آن سکه می گفتند. سکه نام دستگاه آهنینی بود که برای مهر زدن بر پول هایی که در میان مردم رایج و با آن معامله می کردند به کار می رفت. بعدها آن را اثر مهری می نامیدند که روی سکه ها حک می شد.
درباره تاریخچه سکه گفته شده که لیدی ها به سبب دارا بودن منابع طبیعی طلا و نقره و ثروت بی کران پادشاهان و نیز رواج داد و ستد و روابط بازرگانی و نیاز به پول معتبر و مشخص برای مبادله و هم به دلیل زمینه هنری، نخستین مردمانی بودند که به ضرب سکه اقدام کردند.
اختراع سکه پس از خط، بزرگ ترین اختراع محسوب می شود. نخستین سکه های به دست آمده مربوط به سال 670 قبل از میلاد در جزیره اژین، نقش لاک پشت داشته است اما از دستگاه ضرب سکه های طلا و نقره در زمان کروزوس استفاده شد و سکه زنی در آن زمان رونق یافت و به سرعت در آسیای صغیر رایج شد.

انسان های اولیه که دسته جمعی می زیستند، نیازی به تعویض کالا نداشتند. بعد از به وجود آمدن طوایف و قبایل، مبادله کالا به کالا رواج یافت که به دلایلی با مشکلات همراه بود. برای رفع مشکلات ابتدا از فلز برای مبادله استفاده کردند و پس از مدتی به فلزات گرانبها و سبک وزن از جمله طلا، نقره و مس رو آوردند.
در بیشتر کشورهای شرقی و آسیایی، فلزی که در مبادله کالا از آن استفاده می شد، حلقه ای شکل بود و در سه هزار سال پیش از میلاد از آن استفاده می کردند که می توان آن را قدیمی ترین وسیله مبادله پیش از اختراع سکه دانست. در کاوش های شوش حلقه هایی از ویرانه های معابد، از دو هزار سال پیش از میلاد، به دست آمده است. استفاده از فلزات سبک وزن و کم حجم و گرانبها که معاملات را سهل و ممکن می ساخت مورد قبول عامه قرار گرفت و بدین ترتیب مرحله پیدایش پول آغاز شد.
پول از کلمه یونانی
obolos گرفته شده و آن کلمه ای بود برابر یک هشتم درهم یا دراخم. کریستین سن معتقد است کلمه پول در زمان اشکانیان به ایران راه یافته است از آنجا که آگاهی نداشتن از عیار فلزات قیمتی و وزن آنها مشکلاتیدر داد و ستد و اقتصاد جامعه به وجود می آورد، برای رفع مشکلات مقرراتی وضع شد. فلزات را به حکم سلطان یا حاکم وقت، با نشانی مخصوص مشخص و با علایمی وزن و عیار آن را معلوم می کردند و به آن سکه می گفتند. سکه نام دستگاه آهنینی بود که برای مهر زدن بر پول هایی که در میان مردم رایج و با آن معامله می کردند به کار می رفت. بعدها آن را اثر مهری می نامیدند که روی سکه ها حک می شد.
درباره تاریخچه سکه گفته شده که لیدی ها به سبب دارا بودن منابع طبیعی طلا و نقره و ثروت بی کران پادشاهان و نیز رواج داد و ستد و روابط بازرگانی و نیاز به پول معتبر و مشخص برای مبادله و هم به دلیل زمینه هنری، نخستین مردمانی بودند که به ضرب سکه اقدام کردند.
اختراع سکه پس از خط، بزرگ ترین اختراع محسوب می شود. نخستین سکه های به دست آمده مربوط به سال 670 قبل از میلاد در جزیره اژین، نقش لاک پشت داشته است اما از دستگاه ضرب سکه های طلا و نقره در زمان کروزوس استفاده شد و سکه زنی در آن زمان رونق یافت و به سرعت در آسیای صغیر رایج شد. کروزوس، آخرین پادشاه لیدی بود که در 548 - 546 قبل از میلاد در لشکرکشی کورش شکست خورد و کشورش به امپراتوری هخامنشی منضم شد. سکه های لیدی، به نام سکه های «کروزوئیر» را که در زمان کروزوس ضرب می شد، می توان نخستین سکه های دنیا دانست. در این سکه ها هم ذوق هنری به کار رفته بود و هم تمامی ویژگی های سکه در آن رعایت شده بود. برخی بر این عقیده اند که سکه هایی که یک طرف آن نقش نیم تنه گاومیش و شیر در حال حمله و طرف دیگر آن دو مربع فرو رفته به چشم می خورد، یونانی ها که در خدمت لیدی ها بودند ضرب کرده اند.
در هند نیز سکه هایی به شکل مستطیل کشف شده است که به پنج یا شش قرن پیش از میلاد تعلق دارد در چین نیز ضرب سکه به 115 سال پیش از میلاد می رسد.
چینی ها که فلز جدید نیکل را پس از مخلوط کردن با مس برای تهیه سکه ها به کار می بردند این شیوه را به یونانیان آموختند و در ازای آن درخت مو و یونجه و اسبی از نژاد اصیل را برای کشور خود به ارمغان آوردند. پیش از دولت هخامنشی و تصرف لیدی در سال 546 قبل از میلاد ایرانیان به اختراع پول اقدام کرده و در کشور خود آن را رواج داده بودند. پس از سقوط لیدی به دست کوروش، یونا، یکی از ساتراپ نشین های هخامنشی شد که در ساردس پایتخت آن کارگاه ضرب سکه (ضرابخانه) بود و در زمان کورش کبیر، خشایارشاه و کمبوجیه در آن سکه ضرب می کردند.
داریوش بزرگ، سومین شاهنشاه هخامنشی بر آن شد پولی ضرب کند که در همه جا پذیرفته شود و در سراسر کشور اعتبار داشته باشد و برخلاف مسکوکات پیشین تنها ارزش محلی نداشته باشد. زیرا سکه هایی که در آن زمان در ایران رواج داشت، هیچ یک از آن شاهنشاهان هخامنشی نبود. نخستین سکه ای که در آن زمان باقی مانده سکه داریوش است که شهرت جهانی دارد. این سکه را یونانی ها دریکوس یعنی داریوش می نامیدند که آن را نباید با کلمه زرینه و درینه یکی تصور کرد. سکه داریوش از زر ناب بود. در زمان هخامنشیان هیچ یک از حکام و پادشاهان محلی حق نداشتند بدون اجازه داریوش به نام خود سکه زنند فقط اجازه داشتند با اجازه داریوش سکه نقره بزنند چرا که ضرب سکه طلا در انحصار مرکز بود. نخستین سکه داریوش احتمالا در سال 516 قبل از میلاد ضرب شده است. پس از فتح یونان به دست سپاهیان ایران و اختلاط ایران و یونان واژه درم در ایران متداول شد که اصل آن دراشم (دراخم) یونانی است و ایرانیان آن را درم گفتند که نام پول بود و اعراب بعدها این واژه را از ایرانیان اقتباس کردند. از مسکوکات دوره هخامنشی به جز در یک شکل یا سیکل درم، کرشه را می توان نام برد. واحدهای کوچک تر، مسکوک زر، نیم ستاتر و یک سوم ستاتر نامیده می شدند.
سکه در دوره اشکانی
با غلبه اسکندر بر ایران سکه های طلا کمیاب و از جریان خارج شد. در آن زمان دیگر در ایران طلا ضرب نمی شد. سلوکی ها در معاملات داخلی خود سکه های نقره به کار می بردند و اشکانیان نیز به تقلید از سلوکیان از پول نقره استفاده می کردند اشکانیان از نقره و مس و مفرغ نیز سکه می زدند. جنس برخی از این سکه ها از برنج بود که روی آن لعابی از مس داده بودند. سکه های این دوره دو نوع بود: نوع اول مسکوکات نقره چهار درخمی (درهمی) با تعدادی مسکوکات مسی و نوع دوم یک درخمی (درهمی) نقره و مسکوکاتی از مس – نوع اول سکه ها در شهرهای یونانی نشین و نوع دوم در مراکزی که تحت حکمرانی مستقیم پارت ها بود، ضرب می شد. بر نخستین سکه های این دوره نام آرشاک نوشته شده است و کلمه پادشاه در آن به چشم نمی خورد. لقب پادشاه از زمان مهرداد اول بر سکه ها دیده می شود – اگر در دوره سلوکی و اشکانی تنها سکه نقره در ایران ضرب می شد بدان علت بود که دولت روم ضرب سکه طلا را مختص خود می دانست و در معاهده هایش با دولت های دیگر این شرط را قید می کرد و نیز دستور داده بود که تجار از قبول سکه های طلای دیگر کشورها خودداری کنند. سرانجام در زمان اردشیر بابکان، پس از جنگ با رومیان، پذیرفتند که ایرانیان نیز سکه طلا ضرب کنند.
مسکوکات دوره ساسانی نیز از طلا، نقره، مس و ممزوج مس و برنج بود. سکه های طلا را دینار و سکه های نقره را درهم می گفتند. وزن سکه های طلای ساسانی با سکه های رومی که آشوری نامیده می شد، مطابقت می کرد از سکه های پیدا شده در نهاوند بر می آید که در زمان یزدگرد سوم بیشتر سکه ها نقره بود و سکه های طلا از آن رومی ها بود و در این دوره بیشتر سکه نقره ضرب می شد و کمتر سکه طلا در مبادلات تجاری جریان داشت. روی سکه ها معمولا عبارتی حک می شد که شاه را معرفی می کرد. این مسکوکات که از اواخر دوره پارت ها و در سراسر عهد ساسانی و اوایل عصر اسلامی رواج داشت، در دوره اسپهبدان مستقل طبرستان و نخستین حکام عرب نیز رایج بود. روی همه آنها کلماتی به زبان پهلوی حک شده است. از این رو می توان گفت: از 300 سال پیش از میلاد تا 695 سال پس از میلاد، مسکوکات را با عبارات پهلوی ضرب می کردند. آخرین سکه ساسانی مربوط به دوره یزدگرد سوم است که در سال بیستم پادشاهی او، همان سالی که کشته شد، در یزد ضرب شده است.

 

 

 

همه سکه ها حرف می زنند

 

 

 

سکه شناسی قسمت مهمی از باستانشناسی است که شاهد زنده ای از تمدن دنیای قدیم و ملل مختلف به شمار می رود. این علم توانسته است بزرگترین خدمت را برای روشن شدن تاریخ گذشته بنماید؛ همچنین می توان گفت مطالعه نقشهای روی سکه ارتباط مستقیم با تاریخ هنر دارد. سکه هر دوره نشان دهنده عادات و آداب، خط و زبان، هنر، مذهب، تمدن و بیان کننده چگونگی ارتقاء و انحطاط وضع اجتماعی، ثروت یا ورشکستگی ارتباطات تجارتی یک ملت و مملکت است. در واقع منبع اطلاعات صحیح و دقیق از دنیای قدیم یعنی از دورانی که سکه ایجاد شده تا به حال است.


تصویر شاهزادگان، پادشاهان و فرمانروایان، نوع کلاه، لباس، آرایش مو و دیگر تزئینات کمک بسیاری به شناسایی عادات و آداب و رسوم ملل می کند.
سکه عبارت است از یک قطعه فلز به وزن معین که روی آن علامات رسمی دولت و یا حکومتی که عیار و وزن آن را تعهد می کرد منقوش شده است.


بنا به تعریف کیسی
۱۹۸۶ سکه شیء است که باستانشناسی از نهاد یا فردی که آن را جذب کرده مشخص می شود و در مبادلات به کار می رود.
نشانی که سکه را مشخص می کند شاید نام ضرابخانه، شاه یا امپراطوری باشد که سکه را ضرب کرده است. از طرفی هم، شاید همین که فقط فرد یا گروه ویژه ای به فلزی دسترسی داشته که سکه را از آن ضرب کرده اند به طور نمادین نشان آن باشد. زبان نمادین در نقوش روی سکه نیز به کار می رود تا نشان دهد چه کسی آن را جذب کرده است. سکه فقط ارزش مبادلاتی و پولی نداشته بلکه در مواردی کاربردهای نمادین و آئینی هم داشته است.


پیشینه ضرب سکه و کاربرد آن در نظام مالی و پولی ایران به دوره امپراطوری هخامنشی باز می گردد. در
۵۵۰ قبل از میلاد توسط کوروش کبیر امپراطوری عظیم و قدرتمندی پایه گذاری می گردد که تا ۳۳۱ قبل از میلاد به حیات خود ادامه می دهد. شاهان این سلسله مانند داریوش و خشایار شاه سرتاسر منطقه خاورمیانه، نیل، هند، دریای اژه تا اقیانوس هند را تحت انقیاد خویش در آورد.


داریوش بزرگ پس از خوابانیدن شورش های متعدد در اقصی نقاط مملکت و از بین بردن مخالفان به فکر اصلاح و سرو سامان دادن اقتصاد کشورش افتاد. بدین منظور وی تدابیری اندیشید:
۱- کشیدن راه شاهی از سارد تا پاسارگاد. ۲- ضرب سکه. برای اولین بار داریوش اقدام به ضرب سکه کرد؛ سکه هایی به نام دریک و شکل از جنس طلا و نقره که فقط در ضرابخانه های شاهی ضرب می شدند. کشورهای تابع ایران و شهرهای یونانی نیز حق جذب سکه داشتند؛ مانند ساتراپ کیلکیه در دوره هخامنشی با گردونه ای که اردشیر سوم شاهنشاه هخامنشی سوار بر آن است و کشتی جنگی بر روی امواج آب و قلاع و استحکامات جنگی نه تنها وضع ساختمان کشتی یا قلعه... و طرز لباس و وضع سوار شدن بر گردونه را در ۲۴۰۰ پیش نشان می دهد بلکه این پاره فلز کوچک و مدرک باارزش برای تاریخ هنر آن دوران است.
همانطور که در دوره هخامنشی در بنای کاخهای عظیم و مجلل از صنعتگران ملل دیگر که اغلب جزو ملل تابع ایران بودند استفاده شده ممکن است در ضرابخانه ها نیز از هنرمندان ایونی استفاده شده باشد؛ چنانچه در زمان داریوش سوم (
۴۲۴-۴۰۵ ق م) یکی از بزرگترین حکاکان فوسه به نام تلفانس که به ایران آمده بود در رأس ضرابخانه شاهی قرار گرفت.
در سال
۵۴۸ قبل از میلاد زمانی که کوروش پادشاه ایرانیان آسیای صغیر باختری را فتح کرد یک قرن و نیم پیش از آن یونانیان با استعمال سکه آشنایی داشتند. اولین بار در سارد پایتخت لیدی ها که سر راه بازرگانی آسیا و اروپا قرار داشت سکه زدند. هرودوت نیز به این مطلب اشاره کرده و می گوید: «به طوری که مشهور است لیدی ها اولین مردمی هستند که سکه نقره و طلا ضرب زدند.» و این نظر مورد تأیید اکثریت دانشمندان سکه شناسی قرار گرفته است.

 

کوروش و کمبوجیه نخستین پادشاهان سلسله هخامنشی به ضرب همان سکه های کرزوس در ضرابخانه های سارد اقدام کردند و ضرب این سکه ها تا زمان داریوش اول ادامه یافت. قبل از لیدی ها و هخامنشیان برنز و نقره به عنوان وسیله مبادله در بابل شناخته شده بود.
قبل از داریوش ترتیب صحیحی برای تنظیم عایدات مملکت و تناسب ثروت هر محل یا بر آورد موجود نبود و ایالات و ممالک تابع، گاهی فقط به تقدیم هدایا اکتفا می کردند؛ ولی داریوش که علاقه مند بود حکومتی مقتدر و متمرکز داشته باشد، لازم دانست این سرزمین را تحت مقررات و تشکیلات دولتی اداره کند که از روی نظم و نسخ صحیح باشد. در زمان داریوش ساتراپی های موظف به پرداخت خراج شدند؛ تشکیلات و رسم پرداخت این مالیات مستمر با پول و یا جنس، سبب اختراع سکه ای به نام دریک شد. دریک و سکه هم شکل، آن شکل دو فلز رایج پولی بودند که هخامنشیان از لیدی توسعه دادند.
دریک تنها سکه طلای زمان خودش بود که به طور مداوم ضرب می شد؛ این سکه توسط فیلیپ دوم مقدونی (
۳۶-۳۵۹) و اسکندر بزرگ (۲۳۱-۳۳۶ ق.م) به خارج از حوزه اقتصادی اولیه اش نفوذ می یابد. به برکت اکتشافات یونان تعدادی سکه دریک و شکل کنار سکه های یونانی یافت شده و می تواند تاریخ داشته باشد به محققان این حق را می دهد که دریکها و شکلها را بدون تعیین یک قرن قطعی به سلسله هخامنشی نسبت بدهند. ساتراپها مجاز بودند سکه های خود را با آلیاژی مرکب سه جزء طلا و یک جزء نقره ضرب کنند. این نوع سکه ها در خارج از قلمروی حکومت آنان حکم جنس را داشت. سکه در این دوره نه تنها تسهیلات زیادی در امور تجارتی به خصوص تجارت خارج از کشور به وجود آورد بلکه موجب توسعه بانکها نیز شد.

سکه دریک
دریک یا زریک به معنی زرین سکه است. به اعتقاد یونانیان باستان اصطلاح دریک از نام داریوش که خود را مخترع این سکه می دانست گرفته شده است. هرودوت اولین مورخ  یونانی است که از پول طلای داریوش نام برده و خالص بودن فلز آن را ستایش کرده است. پس از یک تجزیه شیمیایی آشکار شد که فلز دریک فقط سه درصد آلیاژ طبیعی دارد. توسیدید مورخ یونانی معاصر اردشیر اول و داریوش دوم هخامنشی نیز از سکه زرین داریوش با عنوان استتر(استیر) نام برده است (استتر دریکوس با وزن ۴۲/۸).
از سوی دیگر، به نظر محققان معاصر اصطلاح یونانی دریک می تواند به پارسی قدیم برگشت داده شود.


(
dari- «golden» ) قدیمی ترین نظریه درمورد دریک در کتیبه محاسبه حسابهای سال (۸-۴۲۹ ق.م) کاهنه های مسئول نظارت گنجینه معبد پارتنون آتن و دیگر خدایان آتن یافت شده است. از آنجایی که دریک تنها سکه رایج زمان خود بود در میان یونانیان این اصطلاح برای هر نوع سکه طلا بکار برده می شد. به عنوان مثال استاتر جذب شده توسط فیلیپ نیز دریک نامیده می شد.(dareikoi philippeioi )
وزن «دریک» جدید از شکل(
shekele) بین النهرین گرفته شده است. (imina:ca.504gr ,1/۶۰ mina: 8/۴۰gr بنابراین داریوش تدبیری اندیشید که پولهای او دارای وزنی باشد که مورد قبول شهرهای بازرگانی ایونی واقع شود، البته وزن دریک (gr 8/۴) قدری بیشتر از سکه هایکرزوس بود که ۱۷/۸ گرم وزن داشت.
«دریک» به طور قطع اولین سکه ایرانی است که از حیث وزن، نوع و سبک شکل چهارگوش آن به سکه های کرزوس شباهتی ندارد (سرشیر و دایره) و از سکه های لیدی سنگین تر و خالص تر است. سکه های هخامنشی فاقد تاریخ می باشد ولی در روی بعضی از سکه  های نقره به وسیله چند خط موازی عمودی تعداد سالهای حکومت  شاه مشخص شده است.


سکه های طلا محدود بود چون طلا را بیشتر به طور شمش در خزائن نگاه می داشتند؛ سکه های دریک و سایر سکه های هخامنشی نسبت به سکه های اشکانی و ساسانی کمتر به دست آمده است چون اصولاً مسکوکات پس از انقراض یک سلسله و روی کارآمدن سلسله جدید ذوب و از فلز آن برای ضرب سکه حکومت جدید استفاده می شد و یکی از دلایل کمیاب بودن سکه های هخامنشی همین مهم است.


نخستین سکه دریک شاید حدود
۵۱۴ قبل از میلاد و کمی بعد از آغاز بنای تخت جمشید ضرب شده باشد. زیرا در لوحه های طلا و نقره مکشوفه در صندوق سنگینی در گوشه تالار آپادان هشت عدد سکه لیدی و چهار عدد سکه نقره یونانی یافت شده است. در حالی که اگر سکه دریک زده شده بود لزومی نداشت سکه لیدی که سکه یک کشور پادشاهی هخامنشی بود گذاشته شود.


بنابراین در این زمان داریوش هنوز اقدام به ضرب دریک و شکل نکرده بود. طبق مطالعات جدید مایکل ویکرس تاریخ انتشار اولین سکه با نقش کماندار شاهی پس از
۴۹۰ قبل از میلاد است.
دریک و شکل هر دو به شکل عدسی و از فلزی ضخیم بیضی شکل پشت و رو مسطح است. در روی سکه این نقش به چشم می خورد: شاه شاهان ایستاده و تاج کنگره داری بر سر دارد، تاج مشخصه ای است که او را از سایر ساتراپهای تابعه ممتاز می کند؛ با زانوی خمیده که زانوی راست او به سمت جلو و پای چپ به طرف عقب متمایل است و کمان و نیزه ای که انتهای آن به گویی نقره ای منتهی می شود. یک تیردان مملو از تیر در پشت شاه دیده می شود. یونانیان با در نظرگرفتن خصوصیات دریک بدان نام عمومی کماندار دادند (قرن
۵ قبل از میلاد) لباس شاه عبارت از ردایی با چینهای زیادی که در روی بازوها و سراسر اندام خورده است.
این ردا که زانوی چپ او خالی گذاشته شده است با یک حاشیه مضرس از شرابه های مدور زینت شده است. لباس به وسیله کمربندی بدور کمر بسته شده است و تنها در روی سکه های شکل و گاهی به ندرت در روی دریکها شاه خنجری به جای نیزه در دست راست دارد.
دریکهای کمیابی وجود دارد که شاه را در حال چرخاندن شمشیر نشان می دهد و یا وی به زانو نشسته و به تیراندازی مشغول است. پشت سکه دریک به استثناء موارد خاص از فرورفتگی های چهارگوش و گود و ناهمواریهای غیرمنظم روی تمام سطح سکه پوشیده شده است. فرورفتگی های نقوش و خطوط زمانی به طرف طول و گاهی به سوی عرض سکه متمایل می باشد. سطح مقعر مربع و یا مستطیل که در پشت سکه های اولیه مشاهده می شود نشانه قسمت برجسته سندان بوده است که فلز عدسی شکل در روی آن برای جلوگیری از لغزیدن در زمانی که چکش به آن اصابت می کرد گذاشته می شد. جانشین داریوش، خشایارشا به نوبه خود سکه دریک را ضرب کرد. او سعی نکرد بیشتر از پدرش در ویژگی های هنری دریک تغییری به وجود آورد و ما همان نقش کماندار را در روی قطعات سکه مشاهده می کنیم.


در پشت بیضی شکل سکه نیز یک فرورفتگی وجود دارد که چهارگوش تو خالی نامیده می شود و برای آسان تر کردن میزان درجه ضرب سکه موثر است. در نتیجه در شکل، وزن و عیار سکه طلای دریک از زمان داریوش کبیر تا داریوش سوم یعنی مدت نزدیک دو قرن تغییر محسوسی حاصل نشده است. در اواخر دوران پادشاهی هخامنشیان سکه های دو دریکی به وزن
۶۵/۱۶ گرم به وجود آمد. بر روی این سکه ها نقش شیارهای مواج، نقش دو هلال و یا نقش قسمت جلوی کشتی دیده می شود. ضرب دریکها با سقوط امپراطوری هخامنشیان در سال ۳۰۳ قبل از میلاد متوقف می شود.
تغییر تصویر روی سکه های هخامنشی کاملاً مورد قبول واقع نشده است. اخیراً بحث شده است توسط دیویداسترونچ که این تصویر از آن امپراطور، قهرمان شاهی یا تجسم خدای ویژه است. این تصویر همانند، نیز در شاخه های دیگر هنر هخامنشی با یک استثناء در مورد مهر متقاعد کننده نیست و عناصر ترکیب بندی شدیداً در سنت ایران باستان ثابت می شود.

شکل (shekel)
اما سکه دیگری که در این دوره ضرب آن آغاز و سپس در سراسر امپراطوری رواج می یابد شکل می باشد. داریوش تقارن ضرب سکه استاتر از طلای خالص به نام خود سکه دیگری از نقره به همان شکل دریک و متناسب با آن به وجود آورد. درخم با وزن ۶۰/۵ گرم که به تدریج تحت عنوان شکل یا سیکل رایج و مورد مطالعه عمومی قرار گرفت و این همان نامی است که مورخان آن را به نام درخم ایران و یا دریک نقره می نامند. وزن شکل نقره بر پایه استاترنقره کرزوس ادامه داده شد. (۱۰.۴۵-۹۲gr) و ضرب نصف شکل (ca.۵.۵gr) نوع شکل در مدت یک قرن بدون هیچ گونه تغییری باقی می ماند در حالی که کماندار در زمان خشایارشا دوم (مئه لون) یا به کلی از میان رفت یا در وضع آن تغییرات زیادی پدید آمد. به جای یک کماندار که در دست کمانی و در دست دیگر نیزه ای داشت از این زمان به بعد در روی شکلها کماندار مانند هرالکس در سکه های تازوس در حال تیرانداختن مشاهده می شود.
در روی بسیاری از دودریکها و بطور نادر در روی دریکها علامات و حروف رمز یا الفبای یونانی مشاهده می شود که مطالعه آنها برای طبقه بندی زمانی و یا تشخیص نوع سکه ها اهمیت شایانی دارد. این علامات و حروف رمز اولین بار در سکه های کیلیکیه و یا حتی آنهایی که دارای خطوط آرامی هستند مشاهده شده است. در اثر آزادی دادن شاهنشاهان هخامنشی به حکام و ساتراپها و سلاطین تابعه و تحت الحمایه خط محلی در روی سکه ها به کار برده می شده است. خط یونانی بر سکه های شهرهای آسیای صغیر و مستعمره های یونانی به چشم می خورد. بیشتر سکه های فرمانروایان که به سکه های ساتراپی معروف است به خط آرامی می باشد که در آن زمان معمول بوده و بطور عادی در ایران رواج داشت؛ زیرا خط میخی مخصوص نوشته ها و کتیبه های دربار شاهی بود و بر روی سکه ها به کار نرفته است.
در مورد محل ضرب سکه های هخامنشی مشکل اصلی شناختن مکانهای مختلف ضرب سکه تنها با مقایسه یافته های جدید متمرکز شده و سر سکه های تاریخدار و مطالعه شده حل می شود. با این حال بطور یقین ساردس مکان یک ضرابخانه بزرگ در اداره کل هخامنشی برای تمام آسیایی صغیر بود. شهری که قبلاً نخستین سکه های شاهان لیدی ضرب می شد و سپس به وسیله هخامنشیان آماده بکار نگهداشته شد.


بنابراین می توان چنین عنوان کرد که دریکها و دو دریکها و شکلها و برخی از سکه های نقره که به وسیله ساتراپها و سلسله های تابعه ضرب شده اند، عموماً دارای نقش کماندار پارس یا تصویر شاهی که با شیر می جنگد و یا در گردونه خود ایستاده است، هستند. در بعضی از انواع سکه ها تصاویری شبیه به شاهنشاهان مختلف هخامنشی از زمان داریوش اول تا داریوش سوم مشاهده می شود. سکه های داریوش از نظر سبک بهترین سکه هاست. داریوش دارای ریشی است که در روی سینه او گسترده شده، بینی او کشیده و منظم است. موهای او در پشت سرش گره خورده و تاج او قدری برآمده و به پنج کنگره زینت شده است.

منابع:
-احسانی، محمدتقی، هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران، تهران، شرکت علمی فرهنگی،
۱۳۶۸.
-بابلون، ارنست، سکه های شاهان هخامنشی، تهران، چاپخانه بهمن،
۱۳۵۸.
-ملکزاده بیانی، تاریخ سکه از قدیمی ترین ازمنه تا دوره ساسانیان، ج،
۱ ،۲ چ ،۴ تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۰.
-ملکزاده بیانی، سکه و هنر، مجله سخن، دوره ،
۱۲ بهمن و اسفند ۱۳۴۰ ش ،۱۰ ۱۱.
-سامی، علی، تمدن هخامنشی، ج،
۲ شیراز، چاپخانه موسوی.
-دارک. کن.آر، مبانی نظری باستان شناسی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی
۱۳۷۹.

«Daric» Encyclopaedia «coinage»Godard, A.(1962) . - The art of Iran

 

 

 

 

خلاصه:شرحی درباره سکه‌هایی از "مازه" یکیاز ستراپهای دوران هخامنشیان ازطریق کتب و نوشته‌های مستند، معرفی انواع سکه‌های "مازه" و نقوش روی آن و شرح سکه‌ای با نقش شیروخورشید ازسکه‌های سلطان غیاث‌الدین کیخسرو و فرزند کیقباد.

 

 

 

 

شیر و خورشید در پرچم و سکه‌های قدیمی

سید محمدعلی جمال‌زاده

دو مطلب درباره بیرق(پرچم) هست که شاید خالی از فایده  نباشد که به عرض خوانندگان مجله «هنر و مردم» برساند:

پس از تحریر مقاله درباره بیرق‌های عهد صفویه دانشمند محترم و هموطن معظم آقای میرمهدی بدیع مؤلف کتاب مستطاب «یونانیان و بربرها» که بترجمه فاضل کامل آقای احمد آرام در سال 1343 در تهران به چاپ رسیده است عکس یک سکه براقم این سطور رسیده که در این صفحه ملاحظه می‌فرمایید.

 

 

 

 

 

 

بموجب اطلاعاتی که آقای بدیع لطفاً به بنده نوشته‌اند یک سکه در«بریتیش موزیوم» لندن است و از سکه‌هایی است که «استاتر»‹1› و یا «دوریک» نام دارد و در سال 333 قبل از میلاد بنام «مازایوس»‹2›(ساتراب فرمانروا) ایران در کلیکیه‹3› رسیده است و مازایوس همان کسی است که در موقعی که اسکندر مقدونی در اکتوبر سال 333 به خاک ایران در ایسوس حمله نمود همراه پادشاه ایران داریوش سوم بود.

در شرحی که در همین اواخر به باستانشناس محترم آقای مصطفوی به تهران معروض افتاد درباره این سکه هم اشاره‌ای رفته بود. ایشان نظر به لطفی که در حق ارادتمند دارند شرحی در تاریخ 13 اسفند 1344 مرقوم داشته‌اند که برای مزید افادت در اینجا نقل می‌گردد:

« راجع به سکه‌ای از مازه که فرمانروای عهد هخامنشی در کلیکیه و بعدها سوریه و در پایان بابل بود خوشبختانه دیروز مخلص توانستم خانم ملک‌زاده بیانی را که با ایشان همکاری متمادی در خدمات باستانشناسی داشته و دارم ملاقات کنم. ایشان موزه‌دار قسمت سکه‌ها و مهرهای قدیمی در «موزه ایران باستان» هستند و از سال 1316 که وارد خدمت در باستانشناسی شدند به قسمت سکه‌ها پرداختند و شش سال پیش هم کتابی درباره سکه تحت عنوان «تاریخ سکه از قدیمیترین ازمنه تا دوره اشکانیان»نوشته‌اند که ضمن انتشارات دانشگاه تهران به شماره 627 در مهرماه 1339 منتشر شده است. در صفحات 81 و 133 کتاب مزبور راجع به مازه و سکه‌های او اطلاعات مفیدی چاپ کرده‌اند و مطالب زیر را تا حدی که درخور سؤال سرکار است از صفحات  مزبور عیناً در اینجا نقل می‌کنیم:

«مازه یا مازایوس  در حدود سال 362 تا 328 قبل از میلاد‹4› فرمانروایی کلیکیه و ده سال حکومت  سوریه را داشت و بعد به فرمانروایی بابل منصوب شد و در دوره حکومت او بود که اسکندر به بابل حمله نمود و این مرد از برای حفظ مقام شرافت را زیر پا گذاشته و به استقبال اسکندر شتافت و اظهار اطاعت نمود و اسکندر هم سردار بزرگ داریوش‹1› از که ناجوانمردانه  تسلیم شده بود پذیرفت و مانند گذشته حکومت بابل را باو واگذار کرد و مازه تا آخر عمر یعنی سال 328  قبل از میلاد باین سمت منصوب بود سکه‌های او به سه نوع است:

اول- سکه‌هایی که در کلیکیه زده شده (از361تا 333 قبل از میلاد).

دوم- ضرب سوریه.

سوم- آنهاییکه به تقلید چهار درهمی‌های آتن ضرب بابل است

البته بسیاری از فرمانروایان- چه آنهایی در سمت خود ابقا شدند و چه آنهایی که اسکندر آنها را منصوب کرد- در محل فرمانروایی خود اجازه ضرب سکه‌محلی نداشتند ولی بعضی از آنها مانند همین مازه یعنی فرمانروای بابل سکه زدند سکه‌های مازه- چنانکه شرح آن در قسمت فرمانروایی هخامنشی گفته شد- بدین وضع است: در سکه «بعل»  که بعدها در سکه‌های سلوکیها «زئوس» خدای یونانی خوانده شده است بروری چهارپایه‌ای نشسته و در پشت سکه نقش شیری که در حال راه رفتن است دیده می‌شود و گاهی بر روی این نوع سکه‌ها علامات مختلف مانند لنگر کشتی، ستاره، زنبور، یا یکی از حروف یونانی دیده میشود که ممکن است علامت ضرابخانه یا حرف اول اسم یکی از فرمانروایان باشکه در دوره او آن سکه ضرب شده است».

آقای مصطفوی افزوده‌اند که «خانم ملک‌زاده بیانی» در شماره سی و دوم و سی و سوم (خرداد و تیرماه 1344) مجله «هنر و مردم» مقاله‌ای تحت عنوان «شرحی درباره سکه ای از مازه یکی از فرمانروایان هخامنشی» نوشته‌اند ‹2›.

از آقای مصطفوی نهایت امتنان را دارم که قبول زحمت فرموده این اطلاعات سودمند را برای ارادتمند ارسال فرمودند و بسیار بسیار خوشوقت شدم که دوست قدیمی ما سرکار بانو ملک زاده بیانی این همه در این رشته بسیار سودمند که یکی از منابع و مآخذ تاریخ‌نگاری به شمار می‌رود صاحب خبرت و بصیرت گردیده است. چیزی که هست در عکس سکه‌ای که در آغاز این گفتار به چاپ رسیده است و خوانندگان «هنر و مردم» ملاحظه می‌فرمایند در بالای تصویر شیر ستاره‌ای دیده می‌شود که بانو ملک‌زاده آن را ستاره دانسته‌اند و شاید بتوان آن را خورشید دانست و در این صورت شاید بتوان این سکه را یکی از قدیمترین سند برای شیر و خورشید که امروز هم در روی بیرق ایران است به شمار آورد و ما نیز به همین ملاحظه آن را موضوع مطلب اول این مقاله قرار دادیم.

 

 

 

اکنون می‌رسیم به مطلب دوم:

در همین اواخر کتابی به زبان المانی در زوریخ (سوئیس) و اشتوتگارت آلمان غربی به چاپ رسیده است که به قلم فرانز روزنتال دانمشند آلمانی استاد زبان‌های سامی در دانشگاه بیل (امریکا) است و «تمدید حیات باستانی در اسلام» عنوان دارد‹3›. روی جلد آن عکس ذیل دیده می‌شود:

 درباره این عکس (ظاهراً ‌سکه) متاسفانه در خود کتاب هیچ توضیحی داده نشده است و لهذا نظر آقای میر مهدی بدیع را استفسار نمودم. ایشان در صدد بر آمده بودند که عبارتی را که در بالای سکه است بخوانند ولی تنها یکی دو کلمه اول آن را خوانده بودند و از این رو عکس را به تهران خدمت آقای مصطفوی فرستادند و خواهش نمودم نظر خودشان را برایم مرقوم فرمایند. ایشان شرح زیر را مرقوم داشته‌اند:

«. در این مورد هم علاوه بر آنچه خودم مختصر سابقه‌ای داشتم دیروز با خانم ملک‌زاده بیانی و آقای ذکا صحبت کردم و همانطور که شخصاً احساس کرده بودم این تصویر مربوط به یکی از سکه‌های سلطان غیاث‌الدین کیخسرو فرزند کیقباد از شهریاران سلجوقی روم است که مرکز حکومتشان شهر قونیه بوده است. شهریار مزبور در سال 634 هجری به سلطنت نشسته و سکه را با نقش شیر و خورشید به صورت نزدیک به هیات نجومی که خورشید در برج اسد واقع گردد ضرب نموده است وکلماتی که بالای سکه نوشته شده است بدین قرار می‌باشد:

«الامام المستنصر بالله امیر المومنین»

و در قسمت آخر یعنی «منین» را بواسطه نبودن جای کافی در سطر دوم  پهلوی خورشید جا داده است.»

آقای مصطفوی در نامه خود افزود‌ه‌اند:

«موضوع ضرب سکه شیر و خورشید و علامت شیر و خورشید در پرچم و سکه مکرر طی مقاله‌هایی از طرف مرحوم احمد کسروی و آقایان سعید نفیسی و دکتر عبدالحمید نیر نوری و یحیی ذکا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و این سری سکه‌هایی که عکس یکی از آنها را ارسال داشته‌اید و از سلجوقیان روم است بواسطه نقش قدیمتر شیر و خورشید روم و شهر دیگر آسیای صغیر (سیواس) در سال‌های 638تا 644 هجری ضرب می‌‌شده است و طبق معمول نام خلیفه زمان یعنی المستنصر بالله خلیفه عباسی را بر روی آن نوشته‌اند».

این بود دو مطلبی که داشتم و هر چند تازگی ندارد و اشخاص محترمی که در این نوشته تخصص طولانی دارند مقالات و کتابهایی که از هر جهت هیچ طرف مقایسه با مندرجات درهم و برهم گفتار من نیست به چاپ رسانیده‌اند با این همه به امید اینکه کاملاً خالی از فایده نباشد به ارسال آن به مجله «هنر و مردم» مبادرت ورزید.

پاورقی‌ها:

Statere

Mazaios

Chilice. چنانکه می‌دانید کلیکیه (سیلیسی فرانسوی‌ها) مملکتی بوده است در آسیای صغیر در صفحات توروس و از قلمرو سلطنت بشمار می‌رفته است.

1ـ مقصود داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی است.

2ـ چون خوانندگان لابد آن مقاله را در مجله «هنر و مردم» دیده‌اند در تکرار و نقل آن در اینجا دیگر لزومی دیده نشد.(ج.ز.)

Franaz Rosenthal Das Fortleben der Antike im Islam , 1965,Artemis Verlag Zurich u. Stuttgart.

4ـ آنطور که از مطالعه دنباله مطالب کتاب بر می‌آید سال 328 پیش از میلاد سال مرگ مازه بوده و دوران سی‌سال تقریبی حکومتش در کیلیکیه تا 333 پیش از میلاد بیشتر نبوده است و در ذکر ارقام و رقم سی‌سال مختصر اختلافی مرقوم آمده است (مصطفوی)
+ نوشته شده در  شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۱ساعت 18:47  توسط سيد مصطفي محمدزاده   |