زوزن مختصات: ۱۳″ ۵۲′ ۵۹°شرقی ۳۷″ ۲۰′ ۳۴°شمالی[۱] (نقشه)اطلاعات کلینام شهر زوزنکشور ایراناستان استان خراسان رضویشهرستان شهرستان خوافاطلاعات اثرکاربری شهر تاریخیاطلاعات ثبتیشمارهٔ ثبت ۲۴۲۱تاریخ ثبت ملی ۳۰ شهریور ۱۳۷۸زوزناطلاعات کلیکشور ایراناستان خراسان رضویشهرستان خوافبخش بخش جلگه زوزندهستان زوزنمردمجمعیت ۲٬۱۸۳نفرزوزن، روستایی است از توابع بخش جلگه زوزن و در شهرستان خواف استان خراسان رضوی ایران.محتویات [نهفتن] ۱ جمعیت۲ درباره۳ ارزش تاریخی۴ منابعجمعیت این روستا در دهستان زوزن قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۴۷۹خانوار) ۲٬۱۸۳نفر بودهاست.[۲]نام زوزن مرکب از کلمه زو (زهو=زه) و ذان (دان) است یعنی جای دارای آب جوی و نهر سر پوشیده.درباره روستای فعلی زوزن که بر جایگاه شهر تاریخی زوزن بنا شده در۵۹درجه و۵۳دقیقه طول شرقی و۳۴درجه و۲۱دقیقه عرض شمالی قراردارد.وارتفاع آن ازسطح دریا۷۶۲متر میباشد.[نیازمند منبع] زوزن دارای اندیشمندان بزرگی در دورههای مختلف تاریخ طولانی خود بوده .ازدانشمندان قدیم زوزن میتوان ملک عمادزوزنی. بوسهل زوزنی.خواجه ابونصرمشکان زوزنی.اسماعیل زوزنی متوفی ۱۵۸ ه ق ازصحابه امام جعفرصادق (ع)و...نام برد.[نیازمند منبع] کتب برخی از ندیشمندان این دیار اکنون در دانشگاههای معتبر تدریس میشود که از جمله آنها میتوان کتاب المصادر را نام برد که در مورد نحو عربی است. همچنین زوزن دارای مسجد تاریخی است که مربوط به سال ۶۱۶هجری قمری است.دراین بناازکاشیهای لاجوردی وفیروزهای به وفوراستفاده شده واز قدیمیترین بناههای ایرانی است که درتزیین نمای خارجی آن ازکاشیهای دورنگ سود جوستهاست.[نیازمند منبع]ارزش تاریخی مربوط به سدهٔ ۴ تا ۷ ه. ق. است و در شهرستان خواف، بخش جلگه زوزن، روستای زوزن واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۴۲۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.[۳]این شهر در سال ۲۰۰۷ درخواست ثبت در میراث جهانی یونسکو را به ثبت رساندهاست ولی هنوز این درخواست مورد موافقت قرار نگرفتهاست.[۴]زوزنقلعهی قاهره ( کاخ ملک زوزن ) در میان مردم زوزن به ارگ یا قلعهی زوزن معروف است به صورت تپه نسبتاً عظیمی است که در فاصلهی سالهای 600 تا 610 (هـ–ق) همزمان با مسجد ملک زوزن بعنوان کاخ اداری ملک ساخته شده و بانی آن ملک قوام الدین زوزنی ، ملک زوزن و حاکم کرمان بود طبقه تحتانی آن خزانه ملک و طبقات بالا ، محل انجام کارهای اداری و سیاسی ملک بوده است . حمد الله مستوفی از آن بعنوان کاخ عالی یاد کرده است . گویند سلطان جلال الدین خوارزمشاه در 617 (هـ-ق) که مغول در تعقیب وی بود . به زوزن آمد خواست تا در قلعه پناه جوید ولی محافظ قلعه که عین الملک داماد معید الملک ملک زوزن بود او را از این کار منع کرد مؤلف مجالس النفائس از قاضی زاده درباره قلعهی ملک زوزن چنین گفته است .یکی خوار سنگی کشیده به اوج چو خارا ی سنگی بر آورده موجچو البرز هر پاره سنگی بر آن سپهر منقش پلنگی بر آن مثل کرکسی را در او ره بدی اجل را از او دست کوته بدی برخی گویند از کاخ به مسجد زوزن راه بوده ، که ملک از آن استفاده میکرده است ، ولی اکنون از بین رفته . این بنای عظیم که در زلزله 737 (هـ-ق) ویران شده است ، دلایل زیادی مبنی بر عظمت و استحکام و اهمیت سیاسی آن وجود دارد ، که امروزه به صورت تپه در ضلع شرقی مسجد وجود دارد .زوزندر دوران قبل و بعد از اسلام تانیمه اوّل قرن هشتم (هـ-ق) شهرستان خواف به مرکزیت زوزن ، از ایالتهای قدرتمند ایران ، زادگاه و خاستگاه اشکانیان و پارتیان بوده است . این شهر بر قلمرو وسیع خواف بزرگ ، که زمانی شامل شهرستان کنونی تربت حیدریه تا باد غیسات هرات و بیابانهای قهستان و فراه افغانستان و سیستان ادامه داشته ، حکم میرانده است . زوزن که هم نام ولایت بوده و هم نام مرکز آن ، دارای استقلال قضایی بوده و حاکمان آن مستقیماً از سوی شاه منصوب میشدند . قبل از اسلام این حاکمان به کنارنگ وبعد از اسلام به مُلٍک ملقّب بوده اند . ملوک زوزن ، در طول قرنهای پنجم تا هفتم (هـ-ق) آوازهی ممتاز داشتند . سعدی در گلستان حکایت بیست چهارم باب اول را به گوشه ای از وقایع در بار ملوک زوزن اختصاص داده است ، که معاصر سلطان محمد خوارزمشاهیان بودند . وجه تسمیه زوزن : یا قوت حموی در مجمع البلاد از ابوالحسن بیهقی نقل می کند : آتشی که زرتشتیان می پرستند از آذربایجان به سیستان و جاهای دیگر از طریق زوزن بر پشت شتر حمل می شد چون شتر حامل آتش مقدس به ناحیهی زوزن می رسید سینه بر زمین زد و از آنجا بر نخاست برخی از عملهی آتش به شتر گفتند : زوزن ای عجل بشتاب و شتر را زدند تا حرکت کند . چون شتر اطاعت نکرد ، در آن موقع آتشکده ای ساختند ، با این نظر زوزن از جملهی فارسی زورزن برگرفته شده است به معنی زود بر خیز یا تلاش کن . برخی دیگر گویند : زوزن از دو جزء (زو) و (زن) ترکیب یافته زو یعنی دره تنگ و زن یعنی تراوش آب ، یعنی محلی که آب از آن تراوش می کند . محمد حسن خان اعتماد السلطنه ، در تاریخ آل اشکان گفته : در دورهی اشکانی زوزن تغییر یافته سوزیا می باشد که بایستی مانند مردم محل به صورت زوزن تلفظ شود مرحوم مشکور در ایران باستان هم زوزن را مثل ایالتهای دیگر جام ، باخرز و زاوه جزو ایالت های اشکانیان و ساسانیان و از سرزمین پارت دانسته است . اصطخری مؤلف مسالک و ممالک ، ابوالقاسم جیهانی مؤلف اشکال العالم ، مقدسی مؤلف احسن التقاسیم ، ابن حوقل ، ابوالفداء در تقویم البلدان ، ناصرخسرو و حموی زوزن را جزءشهرهای نیشابور دانسته که دارای فضایل بسیاری از نظر اقتصادی و فرهنگی است . بنا به تعریف مقدسی زوزن عنوان مصر داشته که این نام به ولایتی گفته میشده است که در آن شهر جامعی وجود داشته باشد که حدود در آن اجرا میشود و امیری در آن ساکن باشد که هزینهی آنرا بپردازد و روستایش را سرپرستی کند و شهری که استقلال قضایی ، مالی و لشکری مستقل از حکومت مرکزی داشته تا جاییکه هر گاه حکومت مرکزی به نیرو نیازی داشت ، از ملوک زوزن استمداد میجست . در سال 444 (هـ-ق) حمد اله مستوفی ، مورّخ قرن هشتم ، زوزن را از شهرهای سه گانه خواف و مرکز ولایت دانسته که ملک زوزن عمارت عالی ساخته و اکنون آثار آن بهصورت تپه بزرگ در کنار روستای قدیمی زوزن و نزدیکی خرابه های مسجد تاریخی زوزن وجود دارد . بعد از تقسیمات سیاسی –کشوری بهعلّت زلزله 737 (هـ-ق) تغییر کرد و زوزن از رونق افتاد که بر اثر ظهور تیموریان زوزن و خواف ازنیشابور جدا و به هرات ملحق گردید طوریکه حافظ ابرو ، مورخ قرن هشتم (هـ-ق) آنرا از شمار ربع هرات آورده و داخل دیوان هرات میداند . گر چه زوزن بعد از زلزله آباد نشد ولی عنوان قصبه بودن و مرکزیت دشت زوزن را از دست نداد و همواره دارای رجال علمی و سیاسی و دینی بوده است . با سقوط تیموریان و ظهور صفوی خواف از چشم افتاد ولی دشت زوزن به تابعیت ولایت خواف به مرکزیت قاسم آباد تا سال 1316 (هـ- ش) بهعنوان بلوک به حیات خود ادامه داده است . چون زوزن با شهر های بزرگی مثل قهستان ،جام ، هرات ، ابیورد، باخرز ،نیشابور ، اسفراین و گرگان در ارتباط بوده وانواع کالای تجاری در آنها مبادله می شده است . لذا مورخان وجغرافیدانانی چون حموی ، نیشابوری ، اسفزاری ، ابوالفداء در آثار خود بنابر رونق تجارت و ظهور علما آنرا بصرهی کوچک یا بصرهی خراسان نامیدند . گذشته از آن زوزن از نظر تاریخی مشهور است ، بهخاطر آثار باستانی ، مسجد تاریخی وکاخ ملک زوزن (قلعه قاهره)که معِرف آبادی ورونق این ولایت در زمانهای گذشته بوده است . از نظر مشاهیر علم وادب وسیاست مشهور است ، مثل : اسماعیل زوزنی (158هـ-ق)ابو الحسن علی حاتمی زوزنی مشهور به شیخ الجلیل العالم متوفی 457 (هـ-ق) فقهایی مثل :حمزه بن احمد زوزنی ، محمدبن ولید زوزنی در قرن چهارم (هـ-ق) که در نیشابور تدریس می کرده اند ، شهاب الدین زوزنی در کرمان وقاضی محمد زوزنی قاضی القضاة ماوراءالنهر . در عصر غزنویان مردان این خبطه در فرهنگ وسیاست فعال بودند . عبدالکافی زوزنی مدرس فرزندان سلطان محمود غزنوی ، بوسهل زوزنی وزیر سلطان مسعود غزنوی و خواجه ابو نصر مشکان زوزنی دبیر رسایل پدر و پسر . در عهد سلجوقیان مردان میدان فرهنگ وسیاست از زوزن بودند مثل کمال الدوله ، صاحب دیوان اشراف و انشای ملک شاه سلجوقی .و محمِد داماد خواجه نظام الملک توسی و ابو جعفر محمدبن احمد مختار زوزنی (رئیس دیوان وانشاء ملک شاه در عصر خوارزمشاهیان) ملک قوام الدین زوزنی حاکم کرمان تا بندر عباس ، فخر الملک محمود زوزنی وزیر جلال الدین قراختایی و ضیاء الملک زوزنی وزیر سلطان محمد خوارزمشاه ، عهده دار امور سیاست کشور بوده اند . لازم به تذکر است زوزنی که قرنهای متمادی در صحنه های علم . سیاست و اقتصاد عنوان « بصرهی کوچک» را به خود اختصاص داده بود ، از پیشرفتهای امروزی عقب مانده و از نظر ارتباطهای جادّه ای در بن بست کامل می باشد . البتِه دامداری ، کشاورزی ، صنایع دستی و قالی بافی در زوزن وجود دارد که ، تأمین کنندهی بخشی از نیاز های مردم می باشد .خـرگرد (خـرجـرد ) روستای خرگرد سابقه ای پر آوازه درتاریخ وفرهنگ ایران دارد و در یک فرسخی جنوب شرقی شهر خواف می باشد . سفالهای جمع آوری شده از نقاط مختلف خرگرد ، حاکی از این است که از صدر اسلام و حتی قبل از آن خرگرد مسکونی بوده است . ابن حوقل ، یاقوت حموی و مقدسی آنرا از شهرهای مهم دانستهاند که مردمش به آب وشبان فراوان به تربیت اغنام واحشام می پرداختند . این شهر از قرن پنجم تا یازدهم (هـ-ق) و در ایام حیات سیاسی – مذهبی خواف ، یکی از مراکز علمی خراسان بزرگ بوده است . زیرا خواجه نظام الملک توسی وزیر آلب ارسلان وملک شاه سلجوقی مؤسس نظامیه درشهرهای مختلف نظامیه ای در حکم دانشگاههای امروزی درخرگرد ساخته است . بعد از گذشت حدود 450 سال اهمِیت علمی خود را ازدست ندادودرسال 848(هـ-ق) خواجه غیاث الدین پیر احمد خوافی ، وزیر شاهرخ مدرسه غیاثیه را ساخت و جایگزین نظامیه کرد که تا قرن یازدهم و احتمالاً اوایل قرن دوازدهم (هـ-ق) از رونق خاصّ بر خوردار بوده است –اگر چه در سفالهایی که از عصر صفوی در خرابه های خرگرد پیدا شده عرصهی زندگی شهری به خوبی نمایان است ، امِا از زمان طلوع این سلسله به ویژه هنگام سلطنت شاه عباس اول به تدریج اهمِیت سیاسی و علمی خود را از دست داد ومدرسهی غیاثیه بتدریج ازرونق قبلی افتاد . ساختمان آن رو به ویرانی گذاشت تا جاییکه شاه عباس در ابتدای سلطنت خود به این شهر آمد و با علمای مذهبی به خشونت پرداخت . برخی نقل می کنند که1 هفتاد نفر از علمای مذهبی را در بام مدرسه به قتل رسانده است کم کم دورهی افول خواف آغاز گشت . در اواخر دورهی صفویه علمای مذهبی به قصبهی رود خواف منتقل شدند و به پیشنمازی مساجدوارشاد از طریق وعظ وخطابه پرداختند . وبعد از گذشت دو قرن علمای مذهبی خواف ، حوزهی علمیهی کنونی را درشهر خواف دایر نمودند. از نظر سیاسی به دنبال زلزله 737(هـ-ق) وویرانی زوزن مرکزیت سیاسی خواف از زوزن منتقل وتا اواخر عهد صفویه بین شهرهای خرگرد و سلامی در نوسان بوده است که در زمان نادرشاه به رود خواف منتقل گردیدکه هم اکنون نیز ادامه دارد. دانشمندانی که بدین شهر منسوب میباشند : 1- احمدبن محمد بن بشار خرجردی (563-543) (هـ-ق) مکنی به ابوبکر که در نیشابور ساکن بود .2- عبدالرحمن بن محمدبن احمدخطیبی خرجردی مکنی به ابو نصرمتوفی 448(هـ-ق) .3- اسماعیل بن ابو القاسم بن عبدالواحد بن اسماعیل خرجردی مکنی به ابوسعید متوفی 434(هـ-ق)درحال حاضر بافت ساختمانی خرگرد کاملاً روستایی و کوچه های تنگ و قدیمی آن تقریباً دست نخورده باقی مانده است . شغل عمده مردم دامداری ،کشاورزی ، صنایع دستی ، کرباس بافی ، قالی بافی است .وجـه تسـمیـه برخی گویند : خرگرد از دو واژه تشکیل شده از خور به معنای آفتاب و گرد به معنای شهر و روی هم به معنی شهر آفتاب . پاره ا ی گویند : خر1 یعنی بزرگ و گرد یعنی شهر چون این شهر مرکز علمای بزرگ بوده است . نظر دیگر اینکه خرد یعنی علم و دانش و گرد یعنی شهر یعنی شهر علم و دانش که دانشمندان در آن حلقه تدریس تشکیل میدادند همهی اینها ناظر بر اینست که خرگرد مرکز علم و ادب بوده است برخی میگویند قبل از اسلام تا قرن هشتم (هـ-ق) نامش خرجرد بوده است که دهخدا با توجه به نظر دانشمندان آنرا خرجرد گفته است ولی ابن حوقل آنرا خرگرد نامیده است .سلامه (سلومک) روستای کنونی سلامه از روستاهای بزرگ منطقه خواف است که در فاصله 90 کیلومتری تربت حیدریه و 25 کیلومتری خواف قرار دارد از شمال به روستای خیر آباد خواف ، جنوب شرقی به روستای چهارده و شمال غربی به روستای احمد آباد و غرب به روستای حسن آباد و شرق به روستای قلعه نو منتهی میشود .براساس نوشته های مقدسی ، ابن حوقل و اصطخری این روستا در قدیم از شهرهای آباد خواف بوده و بهنامهای سلومه ، سلومک و سلامه معروف و مرکز حکومت بوده است حمدالله مستوفی در نزهت القلوب گفته است : سلامه ،سنجان ، زوزن از توابع خواف است که ملک زوزن در آنجا عمارت عالی بنا کرده است . میوه هایش انار ، انگور ، انجیر و خربزه است و ابریشم و روناس زیادی دارد در سال 604 (هـ-ق) که حاکم هرات علیه سلطان خوارزمشاه قیام کرد ، ملک زوزن به طرفداری از سلطان به مقابله با او رفت و وی را در هرات دستگیر نمود . اموالش مصادره شد و او را به سلومه فرستادند و زندانی کردند . از این واقعه چنین پیداست که سلامه از شهرهای تابعه و مورد اعتماد ملک زوزن بوده ، زندان مطمئن ملک هم در این شهر قرار داشته و از طبقهی زیرین کوشک سلامه برای زندانیان سیاسی استفاده میشده است در سال 607 (هـ-ق) که ملک زوزن حکومت کرمان را داشت ، قلعهی سلامه و کوشک را عمارت کرده است . در سال 695 (هـ-ق) رکن الدین محمود سیستانی به خواف لشکر کشید و خواجه زادگان خواف در سلامه با او نبرد کردند که بهعلّت شکست و تسلیم شدن آنها امیر محمود سیستانی پس از آرامش ، یک سال و نیم در آنجا اقامت کرد در اوایل قرن دهم (هـ-ق) که مراد بیک ترکمان از ترس شاه اسماعیل صفوی به خواف آمد تا در خواف پناه جوید ، شاه اسماعیل رسید و او را با 7هزار ترکمان همراهش مغلوب و مقتول نمود و خود در قلعهی خواف فرود آمد که بر اساس مدارک تاریخی این قلعه سلامه بوده است ، چون حاکم خواف در قلعهی سلامی سکونت داشته از سال 737 (هـ-ق) که زوزن ویران گردید تا اواخر صفویه مرکز حکومت شهر سلامه بوده است . از سلامه دانشمندان زیادی برخاستند از جمله ابویعقوب خوافی سلامه ای ، ابوغانم سلامی دانشمندان قرن چهار و پنجم (هـ-ق) و رستم ابن شاهوردی ابن شاهرخ زنگنه خوافی صاحب کتب صراط المستقیم و کنزالبرهان در جبر و مقابله آنچه مسلم است این محل تا اواخر صفویه آباد بوده و از وجود زنگنه خوافی متوفی 1090 (هـ-ق) در سلامه معلوم می شود که آبادی این محل در خور سکونت چنین ریاضیدان مهمی بوده است . چون ارگ دولتی قلیچ خان در روی خواف مربوط به اوایل عصر قاجاریه می باشد بنابراین قبل از احداث تأسیسات دولتی در روی خواف مرکز سلامه و از آن تاریخ به بعد سیر نزولی پیموده است از سالها قبل مالکیت سلامه را مرحوم سید محمد قریشی داشته ، که تا سال1326(هـ-ش)دهی کوچک و مخروبه و از سال 1330 خورشیدی کار نوسازی در محل فعلی به همت مرحوم قریشی طبق نظر و نقشه مهندسی شهرسازی همراه با تأسیسات مثل مدرسه ، حمام ، آب انبار ، بهداری ، مسجد و حسینیه آغاز و در سال 1330 به پایان رسیده مورد استفاده ساکنان آن قرار گرفت . کشاورزی آن به واسطهی وجود بند و چاههای عمیق اطرافش رونق زیادی دارد که نیمی از محصولات کشاورزی منطقه خواف را تأمین میکند . گندم ، جو ، چغندر قند ، خربزه و هندوانه به مقدار زیادی صادرمیشود . اکنون سلامه دهی آباد و پرجمعیت و معروف می باشد و از سال 1381 از حالت دهستان خارج و مرکز بخش بالاخواف و بخشداری سلامه تبدیل شده است . وجه تسمیه گویند در ازمنه قدیم شهر سلامه و کوشک2 آن بارعام ملوک زوزن و خواف بوده که در اعیاد رسمی مثل عید قربان و عید فطر و نوروز ، کلیهی رعایا در این محل به سلام ملک می آمدند و از این نظر اینجا را سلام و سلامه گفته اند . برخی گفته اند با توجه به تاریخ سلامی در متون تاریخی این شهر قبل از ورود اسلام به ایران وجود داشته تا جایی که کوشک و بند سلامی متعلق به دوره ساسانیان بوده و سلامی نامی عربی و مشتق شده از کلمه سلام عربی نیست بلکه کلمه فارسی است شهر زوزن و سلامی در کتب تاریخی همراه هم به عنوان آبادی های مشهور ولایت خواف آمده ، و قدمت این شهر مثل زوزن به زمان پارتها و سلوکیان می رسد و کلمه سلومه که نام اولیه سلامی است از اسامی رایج در دوره سلوکیان می باشد . سنگان پایین خواف شهر فعلی سنگان که در قدیم معربش سنجان بوده و پر جمعیت ترین شهر شهرستان خواف می باشد . در 65 کیلومتری شمال مرز افغانستان قرار دارد . این شهر تاریخی که زمانی مسکن اصلی پارسیان هند بود ، در کشاکش دهر فراز و نشیب های فراوانی بهخود دیده ، حملات یاغیان و طمع ورزان زیادی را تحمل کرده است . هر حاکم متجاوزی چشم طمع به خواف داشت ، ابتدا به فکر تصرف سنگان بر می آمد و تا سنگان را تصرف نمی کرد در بقیه نواحی موفق نمی شد . حدود آن از شمال به تایباد – جنوب به قاینات – غرب به جلگه زوزن– شرق به افغانستان منتهی می شود و وضعیت طبیعی آن جلگه ای می باشد . سنگان اگرچه قبل از اسلام اهمیت داشته ، ولی حداقل از آغاز اسلام تا قرن نهم هجری از شهرهای معتبر بحساب آمده و جغرافیدانان و مورخان از آن بهعنوان یکی از شهرهای پنجگانه ولایت خواف یا شهرهای معروف نیشابور نام برده اند . از جمله اصطخری – ابن حوقل – یاقوت حموی – و جغرافیدانان قرن چهارم آنرا از شهرهای نیشابور دانسته اند . حمدالله مستوفی و صفی الدین بغدادی صاحب مراصد الاطلاع،740-700 (هـ-ق) آنرا جزو قصبات خواف شمردهاند .حافظ ابرو در اوایل قرن نهم هجری سنگان را جزو ولایت خواف گفته است . اگرچه از قرن دهم سنگان سیر نزولی داشته ، ولی در همه حال نایب الحکومه بوده که برج و بارو و قلعه مرتفع سنگان مؤید این گفتار است سنگان بواسطهی مرکزیت و واقع شدن در مسیر هرات به خواف – سلامه – زوزن – خرگرد مورد هجوم متجاوزان قرار گرفته که اثرات زیان بار و عقب ماندگیهای مادی و معنوی را سبب شده است . طوری که در صدر اسلام لشکر اسلام به فرماندهی عبداله بن عامر برای حمله به هرات به سنگان رفته که زردشتیان متعصّب با آنها مقابله نمودند – مزار خواجه انجیر –حضرت سلطان شکربار ( میر سید علی پرنده ) مربوط به همین واقعه است از طرف دیگر وقتی خرگرد – زوزن – سیجاوند مرکز زردشتی بود ، مردم سنگان اسلام را نپذیرفتند و جزیه نداده و مبارزه هم نکردند بلکه سر به کوه و بیابان گذاشته بعد از سرگردانی زیاد به جزیره هرمز در خلیج فارس و از آنجا به گجرات هند رهسپار شدند و روستای سنجان رادر هند تأسیس نمودند . سنگان و افاغنه سنگان از قدیم و قبل از اسلام با افاغنه در ارتباط بوده – بهخصوص ارتباط اقتصادی سنگان با افاغنه در زمانی که هرات تابع ایران و خراسان بزرگ بوده است شایان ذکر است و در این برهه سنگان نقش پل ارتباطی را داشته است . هیچگونه محدودیتی در این رابطه نبوده ، چه زمانی که سنگان جزو نیشابور بوده و چه زمانی که تابع هرات بوده است . از عصر ناصری که هرات از ایران جدا شد . سیاست مرزی بهواسطهی سه عامل خویشاوندی – فرهنگ مشترک – مذهب مشترک نتوانست میان مردم افغان و روستاهای مرز ایران فاصله بیندازد . در اواخر صفوی افاغنه برای دوره ده ساله بر ایران حاکم شدند . طوری که در روستاهای سنگان – نیازآباد – بهدادین – با مردم اتفاق داشته و دمخور بودند و کمتر از حکومت مرکزی اطاعت می کردند . رابطهی مردم این مناطق با هرات به حدی بود که در سال 1140 (هـ-ق) نادر که فرماندهی کل قوای طهماسب صفوی بود به سنگان – بهدادین و نیاز آباد حمله کرد ، تا افاغنه را از این مناطق اخراج نماید . در سال 1314 خورشیدی در دوران پهلوی ، ارتباط سنگان و هرات و افاغنه مدتی قطع شد ( ارتباط آزاد ) ولی از سال 1359 به دنبال کودتای کمونیستی نورمحمد تٍرهکی جمهوری اسلامی اجازهی پناهندگی به افاغنه داد و بسیاری از افاغنه در سنگان – نیازآباد –بهدادین و سایر روستاهای مرزی ساکن شدند . وجه تسمیه نظر اول این است که به سبب شاه سنجان رکن الدین محمود سنجانی است که بعدها سنگان نام گرفته است . مانند جرجان که گرگان خوانده می شود . نظر دوم به علت وجود معادن سنگ آهن است که به مرور زمان به سنگان تبدیل شده است پیشینیان در قرن هشتم (هـ-ق) از وجود آن با خبر بوده اند – در نزهه القلوب و جغرافیای حافظ ابرو از آن ذکر شده است . این معادن در کوههای نول خروس در شرق سنگان است – گویا جهت ارتزاق و بهروری مردم این بیابان کم آب خداوند آهن را مایهی دلگرمی مردم قرار داده است ، که در 700 سال قبل با ابتدایی ترین ابزارها مورد استفاده قرار می گرفته است . از ویژگیهای این معدن عیار بالای آن است که در خاورمیانه مقام اول را دارد سنگان تا قبل از قرن دهم هجری از نظر سیاسی – فرهنگی و مذهبی اوضاع روبه راهی داشته است . ولی از عهد صفویه به بعد توجه به هرات و این منطقه کم شده است . یکی از مزایای سنگان کیفیت خاک سنگان می باشد که این منطقه را از سایر مناطق جدا ساخته است . خاک سنگان موسوم به خاک خرمنگاه مرغوبیت خاصی دارد که وقتی با آب سنگان ترکیب می شود بصورت گل درآمده بعد از مدتی سنگ می شود تا در مقابل باران زمستان مقاومت داشته و مانع چکیدن آب در سقف خانه ها شود مردم سنگان بدین خاطر از کاهگل کاری پشت بامهای منازل خود راحت شده و نیازی به قیرگونی هم ندارند . سنگان چون جزو شهرهای آباد نیشابور ، خواف و هرات بوده دارای فرهنگ غنی –فقها و دانشمندان زیادی شده است . از جمله : علی بن قاسم سنجانی مؤلف مختصرالعین –محل العین – انسان العین و به عربی و فارسی شعر می سروده است . ابوهاشم سنگانی متوفی 417 (هـ-ق) و ابوالحسن علی بن حسن بن سنجانی1 قرن ششم هجری و عرفایی مانند شاهسنجان خوافی (وفات 599 هـ-ق) – ابراهیم محمد ابراهیم سنجانی ( قرن ششم هجری ) علی جامی سنگانی معاصر شیخ احمد جام – مولانا میر قوام الدین سنجانی متوفی 830 هجری – خواجه تاج الدین احمد سنجانی ( قرن نهم هجری ) ، سلطان نصراله سنجانی 812 هجری – معزالدین ابواسحق سنجانی 816 هجری – غلام نبی خان سنجانی متخلص به کلامی قرن 9 هجری . دانشمندانی هم دور از وطن چون علی سنجانی فرزند قاسم قرن 13 هجری – صاحب خلاصه کتاب العین و علی سنجانی فرزند اسماعیل ملقب به محدث مولف جملات اللیث ( قرن 13 هجری ) . شهر کنونی و تاریخی سنگان که بعد از نیازآباد اولین شهر منطقه خواف نزدیک مرز افغانستان است بعد از گذشت یک دوره چهارصد ساله بواسطهی وجود دو عامل 1- مرزی بودن 2- معدن کم نظیر سنگ آهن که کار مطالعاتی آن از حدود سال 1350 (هـ-ش) یا قدری جلوتر انجام شده از محاق طولانی بیرون آمده و به ابتدای خط روشن سرنوشتش رسیده است . بر اساس آن در تابستان 1368 که بنابر تصویب هیئت وزیران بخش خواف به شهرستان تبدیل گردید – دهستان پایین خواف به مرکزیت سنگان و روستای سنگان به بخش سنگان تبدیل و دارای بخشداری و شهرداری گردید . مردم این شهر از طریق دامداری – کشاورزی با استفاده از آب قنات امرار معاش نموده و صنایع دستی مثل قالی بافی هم رونق و رشد خاصی دارد – چون منطقه دارای باد تابستانی است آسبادهای زیادی دارد که مردم از طریق آن به آرد کردن گندم می پرداختند و آثار آن هنوز پابرجاست .مردم سنگان ترکیبی از تیره های مختلف تیموری – یوسفی – جلالی – حسنی – رسولی –فاضلی – یعقوبی و یحیایی می باشند راه های جلگه زوزن؛ بیشترین مرگ و میر کمترین توسعهخراسان رضوی - مورخ پنجشنبه 1389/05/07 شماره انتشار 17610جلگه زوزن عرب وقتی به سایر نقاط کشور سفر می کنی ساخت، توسعه و به سازی راه ها به خوبی مشهود و خدمات دولت مردان غیرقابل انکار است. در سال های اخیر خدمات ارزنده ای در ساخت بزرگراه ها، جاده ها و تعریض راه های ارتباطی انجام شده اما از این تلاش و پیشرفت در شهرستان خواف خبری نیست. طوری که وضعیت جاده های خواف به ویژه بخش جلگه زوزن قابل مقایسه با سیر صعودی توسعه دیگر شهرها و حتی روستاها هم نمی باشد.در این بخش، جاده ها که چندین سال قبل به عنوان راه روستایی، ساخته شده، اکنون محور مواصلاتی شهرهای مجاور قرار گرفته و از نظر شکلی امانت وار دست نخورده باقی مانده اند.جاده هایی با عرض کم، نداشتن شانه خاکی و چاله های زیاد که سیاهی قیر به جای مانده از آسفالت آن را از زمین های اطراف جدا می کند و باید رفت وآمد هزاران وسیله نقلیه سبک و سنگین را در روز تحمل کند. اگرچه نمودار ساخت وساز راه های این شهرستان نسبت به سایر شهرها سیری نزولی دارد اما آمار مرگ ومیر جاده ای آن بیشترین رشد را نشان می دهد و هر روز اهالی شاهد حوادث ناگوار در مسیر جاده خواف به جلگه زوزن هستند. برخی مسئولان شهرستان هم به مکاتبات و شکایات اهالی و شوراها در خصوص مشکلات راه ها پاسخ گو نیستند.محور خواف- قاین- جلگه زوزن که اکنون به جاده ترانزیتی از بنادر جنوب به معدن سنگ آهن سنگان و گمرک دوغارون تبدیل شده، روز به روز ویران تر و عرض کم، نداشتن شانه خاکی، پیچ های خطرناک و پل های به هم متصل آن موجب بروز حوادث می شود. مسئولان سال هاست قول تعریض و به سازی آن را به مردم داده اند اما قول ها عملی نشده است.امید است مدیران استان به خاطر حفظ جان سرنشینان وسایل نقلیه ای که مجبورند از این مسیر رفت وآمد کنند سفری به این منطقه داشته باشند تا با حضور مردم از نزدیک مشکلات را بشنوند و در رفع آن اقدام کنند.کپر نشینان جلگه زوزن، صاحب خانه می شوندجلگه زوزن، عرب/ روستاییان کپرنشین بخش جلگه زوزن صاحب خانه می شوند. مسئول بسیج سازندگی شهرستان خواف با اعلام این خبر گفت: برای روستاهای محروم و کوهستانی حمزاره، سبز پنبه و شیرگرد که اهالی آن کپر نشین بودند به صورت تجمیع ۴۰ دستگاه خانه مسکونی ساخته می شود.سرگرد یاقوتی نژاد گفت: اعتبار ساخت این واحدهای مسکونی ۴۴۰ میلیون تومان است که بسیج سازندگی شهرستان خواف ساخت این پروژه را بر عهده دارد و در مدت ۶ ماه به بهره برداری خواهد رسید. وی ساخت مسجد روستای چاه مطار و خانه عالم روستای ابراهیمی جلگه زوزن را از دیگر فعالیت های بسیج سازندگی دانست و اعلام کرد: استخر دو منظوره چاه عمیق کشاورزی شماره ۴ زوزن نیز افتتاح می شود. وی همچنین از پایان اردوهای هجرت بسیج دانش آموزی خبر داد و افزود: با همکاری بسیج به تعداد ۳۴۸۰ نفر روز هشت آموزشگاه محروم شهرستان مرمت، به سازی و زیباسازی شده استزوزن به روایت دکتر شهریار عدلبه وجود آمدن،تحول و تکوین زوزن نخستین هنوز در پردهء ابهام باقی مانده است.سوزیا،محلی که آررین مورخ بر سر راه اسکندر به سوی کوشان از آن نام برده،میتوانست نخستین اشاره به آن باشد،ولی این تشخیص مسجل نیست.معدود متخصصان امر،به استثنای یک یا دو نفر آگاه که بقیه از وجود ایشان بیاطلاع بودهاند،بیشتر به طوس میاندیشیدهاند تا به زوزن.البته باید تأکید کرد که اکثریت ایشان زوزن را نمیشناختهاند و بنابراین به هیچ وجه نمیتوانستهاند به امکان دیگری بیندیشند.یکی از گویاترین موارد در این باره،نظر ارنست هرتسفلد (Ernst Herzfeld) است. این دانشمند بزرگ،با این که برای بررسی آثار خرگرد در آن روستا به سر میبرده،از وجود زوزن در چند فرسنگی جنوب خرگرد بیاطلاع مانده و به آنجا نرفته است.به این جهت جای شگفتی نیست اگر او سوزیا را با طوس یکی دانسته بدون این که به جائی دیگر بیندیشد.آن آگاهان نادر شاید دو کس بیشتر نباشند:یکی ج.م. کینیر (J.M.Kinnier) و دیگری ه.ه.ویلسون (H.H.Wilson) . در هر دو حال،شاید به دلیل کمبود در فهرست اعلام کتب ایشان و عدم اشاره در آن فهارس به زوزن است که پیشنهاد ایشان در مورد یکی داستن زوزن و سوزیا بدون بازتاب مانده است.اولی،کینیر،که دستیار سیاسی سرجان ملکم در ایران در طول جنگهای ناپلئونی بود، به یک جمله اکتفا کرده و بدون ذکر دلیل مینویسد که زوزن:«در حال حاضر،بدون اهمیت،سوزیای قدیم است».در مورد نوشتهء شخص دوم،یعنی ویلسون،علاوه بر نقص در فهرست اعلام که در آن نه نامی از طوس برده شده و نه از زوزن و سوزیا،غفلت آلفونس گابریل در کتابشناسی نوشتهاش نیز مزید بر علت شده است.گابریل در کتاب خود از ویلسون و کار او مینویسد ولی در کتابشناسی همان متن به آ.ت.ویلسون A.T.Wilson و کار او را درباره خلیج فارساشاره میکند.به هر حال،در شرایط کنونی شناخت ما از مسئله،جدا از قرابت نام بین زوزن و سوزیا و این که،عطف به متن آررین،سوزیا لاجرم پیش از هرات واقع شده،دلیل محکمی که بتوان زوزن را با سوزیا یکی دانست در دست نیست.البته ناگفته نماند که در علم اللغة امکان تبدیل سوزیا به زوزن کاملا وجود دارد.امید است که با رسیدن سطح کاوش به لایههای پیش از اسلام،این مسئله دست کم تا اندازهای روشن شود.از آنجا که در حال حاضر مرمت بنا به درستی در زوزن دارای اولویت است و پژوهشها نیز بیشتر در جهت شناخت آثار موجود سامان گرفته،چندان فرصتی برای کاوش و شناسایی قشرهای کهن در دست نبوده است ولی میتوان متصور شد که تاکنون در یک نقطه به آثاری از دوران پیش از اسلام برخورد شده است.این بازماندهها عبارت است از سه خشت خام بزرگ(«گبری»)کهزیر یک کف از آجر به اصطلاح«بویهای»بلافاصله در گوشهء جنوب غربی سرداب ایوان غربی(قبله)به دست آمده است(شکل 8،کنار حرف A ).چون تیلههایی که روی کف آجری مذکور پیدا شده قابل انتساب به سدهء چهارم هـ ق./دهم م.است و خشتهای«گبری»نیز از سرداب قدیمیتر است،پس شاید بتوان خشتها را دست کم به پایان دورهء ساسانی نسبت داد.چنانچه در آینده این تاریخگذاری نفی شود، باز هم وجود یک آبادی از دورهء ساسانی در مکان فعلی زوزن محتمل باقی میماند.در حال حاضر لااقل سه نشانهء دیگر شواهدی بر این مدعا است:نخست آن که یک باور کهن منشأ زوزن را به بنای یک آتشکده مربوط میدانسته؛دیگر این که به آفرید پیامبر که به تحریک مغها در سال 131 هـ ق./749 م.به دستور ابو مسلم کشته شد، اهل زوزن بوده(بنابراین لااقل از اواخر عصر ساسانی محلی در این مکان وجود داشته)،و بالاخره،سکههائی از آن دوره به زوزن منتسب است،هرچند که برخی در این انتساب شک کردهاند.مدرسهء زوزون:معماری اسلامی شرق ایران در آستانه حمله مغولشیلا اس.بلر Sheila S.Blairترجمه:سعیده حسینیمقدمه مترجم:متن حاضر،ترجمهای است از مقاله:The Madrasa at Zuzan,Ialamic Architecture in Eastern Iran on the Eve of Mongol Invasion که در سال 1985،در شماره سوم مجلهء، Muqarnas به چاپ رسیده است.در مورد بنای زوزن،نظرات مختلفی ارایه شده است.نخستین کسی که این بنا را معرفی کرد،آندره گدار بود که طبق گفته دکتر شهریار عدل،توسط تیمورتاش،در جریان وجود چنین بنایی قرار گرفته بود.(نگاه کنید به:شهریار عدل،خطهای بازیافته،ملک«زوزن» در آستانهء حملهء مغول،مجموعه مقالات کنگرهء معماری و شهرسازی ایران،ج 3،ارگ بم 1375،میراث فرهنگی 1375،به کوشش باقر آیت الله زاهء شیرازی،ص 70-53).به طور کلی،در مورد بنای زوزن،سه نظریهء مدون ارایه شده است. گدار،معتقد است این بنا مسجد بوده،بر طبق نظر خانم بلر که در ادامه خواهد آمد،بنا مدرسهای حنفی بوده است و بر طبق نظریهء دکتر عدل، این بنا مدرسه و مسجد بوده است.در سالهای اخیر میراث فرهنگی در این منطقه وارد عمل شده و به عملیات مرمت،نقشهبرداری و حفاری پرداخته است.آخرین اطلاعات در زمینهء باستانشناسی زوزن توسط آقای لباف،در همایش معماری مسجد ارایه شد.از جمله نتایج حایز اهمیت این گزارش،خبر پیدا شدن محرابی در مجاورت دیوار ایوان مسجد بود که مربوط به مسجدی بوده که پیش از بنای کنونی در این محل قرار داشته و به منظور کار گذاشتن در بنای فعلی با تمهیداتی حفظ شده است و مسجد متقدم مربوط به دوران سلجوقی بوده است.این مطلب در واقع تأییدی بر نظریهء مسجد بودن بنای زوزن به شمار میرود.نکتهء دیگر،رد نظریهء گدار مبنی بر وجود کاخ ملک زوزن در مجاورت بناست،چرا که در لایهء هم سطح با کف ایوان فعلی مسجد،به فضاهای معماری کم وسعتی برخورد شده که با دیوارهای چینهای ساخته شده و آقای لباف معتقد بودند که در این مکان از قرن چهارم هجری ابنیهای چینهای و خشت و گلی وجود داشته است و در دورههای بعد بناهایی سنگی و آجری بر روی آن بنیان گرفته است.بر طبق شواهد،آخرین فضای معماری با دیوارهای نسبتا کم عرض و کف آجر فرش تعلق به قرن ششم هجری داشته که در اوایل قرن هفتم احتمالا برای گسترش انتهای ایوان قبله منهدم شده است.بدین ترتیب وجود کاخ ملک زوزن در این مکان محتمل به نظر نمیرسد زیرا از طرفی کیفیت دیوارها و فضاها تناسبی با معماری کاخ ندارد و از سوی دیگر مشخص است که بخشی از فضاها که مقدم بر مسجد بوده،جهت پیریزی و استقرار دیوار مسجد تخریب شده است.روستای فعلی زوزن که بر جایگاه شهر تاریخی زوزن بنا شده در۵۹درجه و۵۳دقیقه طول شرقی و۳۴درجه و۲۱دقیقه عرض شمالی قراردارد.وارتفاع آن ازسطح دریا۷۶۲متر میباشد. زوزن دارای اندیشمندان بزرگی در دورههای مختلف تاریخ طولانی خود بوده .ازدانشمندان قدیم زوزن میتوان ملک عمادزوزنی. بوسهل زوزنی.خواجه ابونصرمشکان زوزنی.اسماعیل زوزنی متوفی ۱۵۸ ه ق ازصحابه امام جعفرصادق (ع)و...نام برد. کتب برخی از ندیشمندان این دیار اکنون در دانشگاههای معتبر تدریس میشود که از جمله آنها میتوان کتاب المصادر را نام برد که در مورد نحو عربی است. همچنین زوزن دارای مسجد تاریخی است که مربوط به سال ۶۱۶هجری قمری است.دراین بناازکاشیهای لاجوردی وفیروزهای به وفوراستفاده شده واز قدیمیترین بناههای ایرانی است که درتزیین نمای خارجی آن ازکاشیهای دورنگ سود جوستهاست.ارزش تاریخی مربوط به سدهٔ ۴ تا ۷ ه. ق. است و در شهرستان خواف، بخش جلگه زوزن، روستای زوزن واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت۲۴۲۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.این شهر در سال ۲۰۰۷ درخواست ثبت در میراث جهانی یونسکو را به ثبت رساندهاست ولی هنوز این درخواست مورد موافقت قرار نگرفتهاستلغت زوزن لغتنامه دهخدا شرح: زوزن-{cck} (اِخ ) شهر بزرگ و زيبايي است بين هرات و نيشابور. (از انساب سمعاني ). ولايتي است . (برهان ) (ناظم الاطباء). دهي است در ولايت خراسان . (جهانگيري ). شهري است در خراسان مابين هرات و نيشابور. (فرهنگ رشيدي ) (غياث ) (از منتهي الارب ). ولايتي است از خراسان و از آنجاست عميد اجل ابوسهل وزير سلطان محمود... (انجمن آرا) (آنندراج ). شهري بود در خراسان ميان نيشابور و هرات و زوزني منسوب بدانست و اکنون مرکزدهستان جلگه زوزن است که در 66 هزارگزي جنوب غربي بخش خواف شهرستان تربت حيدريه واقع است . جلگه گرمسير و سکنه آن 680 تن است . شغل مردم کشاورزي و گله داري و قاليچه و کرباس بافي است . (از فرهنگ فارسي معين )(از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 9). شهرکي است [ به خراسان ] از حد نيشابور با کشت و برز و از وي کرباس خيزد. (حدود العالم ). حمداللّه مستوفي گويد: «سلامه و سنجان و زوزن از توابع خواف است و ملک زوزني در آنجا عمارت عالي ساخت از ميوه هايش انگور و خربزه و انار و انجير نيکوست ، در آنجا ابريشم و روناس بسيار باشد». زوزن بگفته مقدسي در زمان او معمور بود و پشم بافانش شهرت داشتند. با قاين و سلام (سلومک ) و فرجرد ارتباط داشت . از حيث موقعيت حائز اهميت بود. ياقوت زوزن را به سبب کثرت داد و ستد و رونق تجارت بصره کوچک نام نهاده و به آتشکده اي در آنجا اشاره نموده است . (سرزمين هاي خلافت شرقي چ بنگاه ترجمه و نشر کتاب ص 483): و من به ديوان رسالت خالي بنشستم و نامه ها به تعجيل برفت تا مردم و اسباب بوسهل به مرو و زوزن و نشابور و غور و هرات و بادغيس و غزنين فروگيرند. (تاريخ بيهقي چ اديب ص 330). و ما را هفده روز به طبس نگاه داشت و ضيافتها کرد... و رکابدار ازآن خود با من بفرستاد تا زوزن که هفتاد و دو فرسنگ باشد. (سفرنامه ناصرخسرو چ دبيرسياقي ص 126). و از قاين چون بجانب مشرق شمال روند به هيجده فرسنگي زوزن است . (سفرنامه ناصرخسرو ايضاً ص 127). في الجمله بسبب تشويشي که در زوزن بود از جهت عبيد نيشابوري و تمرد رئيس زوزن يک ماه به قاين بماندم . (سفرنامه ناصرخسرو ايضاً ص 128). لقبشان در مصادر کرده مفعول دو استاد اين ز تبريز آن ز زوزن . يا ملک زوزن ، ملقب به مويدالملک قوام الدين . از تابعين سلطان علاءالدين محمد خوارزمشاه . (يادداشت بخط مرحوم دهخدا). نام پادشاهي بوده . (برهان ) (جهانگيري ) (از ناظم الاطباء): ملک زوزن را خواجه اي بود کريم النفس نيک محضر که همگنان را درمواجهه حرمت کردي و در غيبت نکوئي گفتي . (گلستان ). بر گرفنه از لغتنامه دهخدامقدمهدر خراسان قدیم ، شهری بسیار بزرگ و مرکز علمی عظیمی در کنار جاده قدیم ابریشم داشته ایم که زادگاه بزرگانی همچون ، بونصر مشکان ، احمد بن علی زوزنی و ابوالموید ابوبکر علی زوزنی ( ملک زوزن ) و علمای بسیار بزرگی بوده است که وسعت حکومتی ان تا کرمان و سیستان را در بر گرفته است .یاقوت حموی در معجم البلدان ، جلد چهارم صفحه 416 ، زوزن را به دلیل کثرت علما و فضلایش به بصره کوچک تشبیه می کند . و به آفرید نیز در آنجا قیام نمود و در یک کلام ، زوزن دیار فراموش شده قدیم می باشد و آنچه آدمی را به حیرت وا می دارد مجموعه تاریخی آن و معماری به کار رفته در مسجد ملک زوزن می باشد . بسمی تعالیزوزن که امروز از توابع شهرستان خواف استان خراسان رضوی می باشد . در گذشته های دور حتی سده های قبل از اسلام که این شهر از شکوه و عظمت خاصی برخوردار بوده است و تا اواخر قرن ششم حاکم نشین ، و از مراکز مهم علمی و اقتصادی بوده . از شهرهای نیشابور بوده است و این حوقل تصریح دارد که زوزن شهری است از شهرهای نیشابور در کتاب معجم البلدان یاقوت حمدی می گوید : زوزن منطقه وسیعی است بین نیشابور و هرات و زوزن از شهرهای نیشابور است و آنجا را بصره کوچک گویند بخاطر علماء و فضلاء و ادبای زیادی که داشته است و صاحب معجم البلدان از قول بیهقی می گوید آتشی که زرتشتیان می پرستند از آذربایجان به سیستان و جاهای دیگر از طریق زوزن حمل می شد و بر پشت شتر و چون شتر حامل آتش مقدس به ناحیه زوزن می رسید سینه به زمین می زد و از آنجا برنمی خواست برخی از عمله آتش به شتر می گفتند زو ، زن ( بشتاب ) و شتر را می زدند که به حرکت در آید لیکن چون اطاعت نکرد بالاجبار در آنجا موضع آتشکده ای ساختن برای نگهداری آتش معنای دیگر اینکه از دو کلمه زووزنه باشد . یعنی دره تنگ که آب تراوش می کند و در مجموع یعنی روی که آب از آن می تراود .محمد حسن خان اعتماد السلطنه که در کتاب دررالتیجان فی تاریخ آن اشکان در بسیاری از جامع از سوزیا شهر شاهان اشکانی نام برده و در تطبیق لغات جغرافیای قدیم و جدید ایران تصریح کرده که سوزیا اسم شهر زوزن است بعضی معمرین ساکن زوزن را هم عقیده بحر این است که چون فرمانروای این دیار زن بوده است به این نام معروف است .زو + زن به معنی جایگاه خدای طوفان .زوزن از توابع بخش جلگه زوزن – شهرستان خواف – استان خراسان رضوی می باشد .مسجد ملک زوزنمسجد ملک زوزن هم اکنون در روستایی در بخش جلگه زوزن در 55 کیلومتری شهرستان خواف قرار دارد .1این دیار گوشه فراموش شده و گمنامی است از بیابانهای وسیع مشرق زمین ایران در خراسان کنونی ، که در روزگاران قبل از اسلام تا نیمه اول قرن هشتم ه – ق به مرکزیت شهر زوزن یکی از ولایت های معرف و قدرتمند ایران بوده است .2اگر به کتب جغرافیای تاریخی قدیمی تا ربع قرن هشتم ( ه – ق ) مراجعه کنیم در آنجا به طور کامل با شهر باستانی زوزن آشنا خواهیم شد .3در کتب جغرافیای قدیمی ، زوزن با نامهای همچون بصره کوچک به خاطر رونق بازرگانی و داد و ستد و کثرت علما و فضلایش و مصر به خاطر اجرای قانون و عدالت معرفی می شود .4روستای فعلی زوزن که در حقیقت بر جایگاه شهر باستانی زوزن ساخته شده است در 59 درجه ، 52 دقیقه طول شرقی و 34 درجه و 21 دقیقه عرض شمالی قرار دارد .آنچه از شهر باستانی زوزن برای روستای فعلی آن به یادگار مانده است بنایی است بسیار عظیم که از دور بر کل دشت زوزن اشراف دارد که به نام مسجد ملک زوزن معروف می باشد ، که ما به معرفی کامل این بنا از این پس خواهیم پرداختن .1- خوافی ، روضه الخلد ، ص 117 .2- حموی ، معجم البلدان ، ص 158 .3- مقدسی ، احسن التفاسیم ، ص 73 .4- زنگنه ، سیمای هزار ساله خواف ، ص 78 . تاریخچه بنا :1نخستین بار آقای گلدار در سال 1319 ه – ق به بررسی و خواندن کتیبه ها و تهیه عکسی از این بنا پرداخت .2تاریخ ساخت بنا را حدود 616 – 615 ه – ق دانسته اند ، شروع به کار بنا سال 610 ه – ق بوده که سال 616 ه ق به پایان رسیده است . این تاریخها برای ساخت بنا از کتیبه های آن بدست آمده است .سازنده بنا :3بانی و سازنده بنا را ابوالموید ابوبکر علی زوزنی دانسته اند که در زمان سلطان علاء الدین محمد خوارزمشاهی در این دیار قدرتی بدست آورده بود ، و زمانی هم دامنه قدرتش تا کرمان و فارس گسترش یافته بود و به علت شرکت در جنگ هایی علیه دشمنان سلطان خوارزمشاهی به مال و ثروت بسیاری دست یافته بود و به ساخت و ساز و آبادی هم علاقه وافری داشت این گونه بود که دست به ساختن بناهایی در این دیار زد .آن گونه که در تاریخ بنا در کتیبه های مسجد بر می آید ، دوران ساخت آن با دوران فرمانروایی ملک ابوالموید ابوبکر علی زوزنی در دیار زوزن همخوانی دارد ، بنابراین بانی و سازنده دیگر نمی تواند برای این بنا وجود داشته باشد .1- عدل ، مجله اثر ، ص 66 .2-زنگنه ، سیمای هزار ساله خواف ، ص 433- عدل ، مجله اثر ، ص 72 .ملک زوزن کار ساخت مسجد را بر روی ویرانه های مسجد دیگر که باستان شناسان آن را متعلق به دوره سلجوقی می دانند آغاز نموده است .1آن گونه که از منابع بر می آید تقریبا در اواخر کار ساخت مسجد ملک زوزن که سازنده بنا بوده می میرد ، و در سال 617 مغولان به ایران حمله می کنند ، کار ساخت هم ناتمام رها می شود گر چه مسجد قابل استفاده بود ولی ریزه کاری ها و کارهای بند کشی آن هنوز به اتمام نرسیده بود .2سال 737 ه – ق یعنی 120 سال بعد هم زلزله ای در این منطقه به وقوع می پیوندد که سقف این بنا فرو می ریزد ، از آن زمان تا کنون این بنا بصورت نیمه ویران در این دیار سر پا مانده است . ویژگی های معماری بنا :3 این مسجد از نوع « دو ایوانی » به سبک خراسانی بوده است . فاصله دو ایوان که کاملا روبه روی همدیگر قرار دارند ، حدود 45 متر می باشد .قدمت معماری مسجد ملک زوزن از نوع ایرانی اسلامی در دوره سلجوقی است .1- مجله کیهان ، سال پنجم ، شماره چهارم ، ص 45 – 462- همان .3- عربانی ، راهنمای شهرستانهای ایران ، ص 359 . ایوان قبله ( غربی )ایوان قبله یا همان ایوان غربی که گلدار در نوشته های خود آن را ایوان جنوبی سهوا معرفی کرده است ، 30 / 13 متر عرض و 90 / 27 متر عمق دارد .دهانه انتهایی ایوان در گاهی به فضای مستطیل باز شده که چله خانه ای را در معماری قرن نهم ، سمت راست محراب تداعی می کند . تصویر 1 – مسجد زوزن – ایوان غربی .1محراب در مرکز انتهایی ایوان واقع شده است و در سمت چپ محراب درگاهی به عرض 70 / 2 متر به بیرون راه یافته است ، در ایوان دو دیوار عظیم الجثه قد بر افراشته اند و غرفه عمیق ایجاد نموده اند ، که غرفه آجری از عرض کمی برخوردار است ، این غرفه ها دو طبقه می باشد و راهرو در طبقه دوم ، آنها را به هم مربوط کرده است .1- گزارشات ، به نقل از ررجبعلی لباف خان بیگی ، ص 129 تا 133 ، ( بازدید محقق از مسجد محل ) طاق بلند جلو ایوان بر دو دیوار عظیم الجثه با قاعده مستطیل استوار بوده و دهانه ای به عرض 30 / 13 متر و ارتفاع حدود 30 متر از کف ایوان داشته است .1طاق و گنبد فرو ریخته اند و و اندکی از پاکار طاق هنوز بر جا مانده است . بقایای طاق ها معلوم می دارند که طاق ها با به کار گیری آجرهای ضربی ایجاد گردیده است .سقف ایوان با کمک چهار طاق بر روی دیوارهای طرفین ایوان قرار گرفته و به سه بخش تقسیم شده است پوشش تزیینی طرفین ایوان و لوحه تزیینی بدنه انتهایی ایوان که در ارتفاع چند متری ایجاد گردیده و بیش از 13 متر عرض دارد در مجموع نمای باشکوهی بنا نهاده است .2آن گونه که معلوم است معمار سعی کرده است با تقسیم نمای دیوارهای طرفین ایوان به قابها ، ستون نمادهای عمودی آن را در عین زیبایی ، خشن و با عظمت نشان دهد . 1- گزارشات ، به نقل از رجبعلی لباف خان بیگی ، ص 129 – 133 ، ( بازدید محقق از مسجد محل )2- همان . ایوان دوم ( شرقی )1ایوان دوم که با فاصله 45 متری از ایوان اول در سمت شرقی آن واقع شده است عرض ابعاد آن کمتر از ایوان غربی و عمق آن حدود یک سوم ایوان غربی می باشد این ایوان از طریق دو درگاهی در طرفین و یک درگاهی عریض در انتها به بیرون راه دارد . نحوه پوشش و تزئینات روی دیوارها تقریبا مشابه ایوان غربی بوده با این تفاوت که سقف این ایوان دارای مقرنس و فضای داخل مقرنس ها کاشی های مربع که در مجموع اشکال هندسی ایجاد کرده اند که موجب حیرت دیدگان است . تصویر 2 – مسجد زوزن ، ایوان شرقی .2نکته قابل توجه در معماری بنای زوزن این است که در تمام مسجد برای ساخت و ساز از آجر استفاده شده است . بر خلاف بسیاری از بناهای مشابه که برای صرفه جویی داخل دیوارها را با خاک پر کرده اند .1- گزارشات رجبعلی لباف ، ص 129 – 131 ، ( بازدید محقق از مسجد ) .2- کیهان علمی ، سال پنجم ، شماره چهارم ، ص 47 ، ( 17 مرداد 1372 ) .مسجد یا مدرسه :نوع معماری و ساخت مسجد زوزن باعث شد که سه نظریه درباره این بنا مطرح شود .1آقای آندره گلدار معتقد است این بنا مسجد بوده ، وجود کتیبه هایی با آیات قرآنی که نمای ایوان غربی به آن مزین شده است ( سوره مومنون ) که در آغاز بر لزوم خضوع و خشوع مومنان هنگام نماز تاکید می نماید این خود موید نظر گلدار است و همچنین گلدار وجود محراب در ایوان غربی و اظهارات ساکنین محل را دلیل دیگر بر مسجد بودن بنا می داند .2« خانم بلر » معتقد است این بنا یک مدرسه حنفی است ، دلیل اثبات نظریه خود را هم وجود کتیبه اسپر ایوان غربی و مقایسه آن با متن کتیبه های چهار مدرسه حنفیه در سوریه می داند . اما آقای دکتر شهریار عدل که سالی چند بار به این بنا سر می زند ، هم نظر خانم بلر و هم نظریه آقای گلدار را قبول کرده است .آقای پروفسور شهریار عدل معتقد است که زوزن شهری کم جمعیت اما مردمانی دانشمند و عالم داشته است ، بنابراین مکانی به این بزرگی نمی تواند فقط برای نماز و مراسم مذهبی کاربرد داشته باشد یعنی در عین حال که مکان عبادت بوده مکان فراگیری علم و دانش هم بوده است .3و نمونه هایی از این نوع بنا که هم مسجد می باشند و هم مدرسه ذکر نمودند مثل مدرسه آقا بزرگ در کاشان ، مسجد مدرسه سنگان پایین خواف .---------------- ------------------------------------------------1- عدل ، یادداشتی بر مسجد مدرسه زوزن ، ص 237 – 238 .2- پریوش ، معماری مساجد دوره خوارزمشاهی خراسان ( پایان نامه ) ، ص 100 به بعد .3- عدل ، مجله اثر ، ش 29 / 30 ، ص 66 .معماری قبله بنا :قبله بنای مسجد مدرسه زوزن راست نیست ، آندره گلدار علت این اختلاف را همخوانی با قصری که نزدیکی آن بوده توجیه می کند به این جهت که دری بر دیوار قبله و نزدیک محراب تعبیه شده که به نظر می آید به منظور دسترسی مناسب برای حاکم بوده است . چنان که پیش از این در مسجد جامع « دارالاماره » بین النهرین چنین امری صورت گرفته است .اما نظریه ای که معتقد است این بنا مدرسه بوده در توجیه این انحراف قبله به عقاید حنفیه اشاره می کنند که حنفیه زاویه 270 درجه با تمایل به غرب را برتر می دانستند . مساجد جامع ، معمولا به سمت غروب خورشید در نیمه زمستان جهت گیری می نموده اند یعنی 240 درجه و منجمین قرون میانه زاویه 230 را پیشنهاد کردند .1بنابراین خصوصیات مدرسه زوزن با ارزشهای مذهب حنفی تطابق دارد و مدرسه و قصر هر دو از نظر جهت گیری ، شرط لازم را برای وابستگی به فرقه حنفیه دارا هستند . 1- عدل ، مجله اثر ، ش 29 / 30 ، ص 72 – 72 تزئینات وابسته به معماری بنا :1 به کارگیری تزئینات وابسته به معماری در این بنا منحصر به فرد است و از نظر سبک تزئینات معماری غوریان را دنبال کرده اند ، بویژه سبک پایتخت که مربوط به یادمان های سلطنتی هرات بوده است . نوارهای پیچ در پیچ تزئینی شده سر در ایوان غربی در بنای زوزن شامل سطوح هندسی پر شده با نقوش درهم تابیده است . تصویر 3 – مسجد زوزن ، تزئینات ایوان غربی .2این مسجد از لحاظ تزئینات و نگاره های خط کوفی هم بسیار قابل توجه است . ساختمان ایوان و طاقها و سایر ریزکاری های هنری آن موجب شده است که مسجد زوزن در شمار زیباترین مساجد تاریخی قرن هفتم هجری قمری محسوب شود . 1- عدل ، مجله اثر ، ش 29 / 30 ، ص 78 .2- زنده دل ، مجموع راهنمای جامع ایرانگردی ، ص 134 .1این بنا نخستین نمونه ای است که در آن از کاشی های دو رنگ استفاده شده است و رنگ هایی که برای تزئین مسجد استفاده شده رنگهای موزون و جالب و آرام هستند که در بناهای مذهبی به کار می روند ، یعنی تلفیقی بسیار زیبا از رنگ های آجری و کاشی های فیروزی به شکل گل و برگ و خطوط و رسم کاری های مهندسی که جلوه خاصی به مسجد داده اند .در مجموع تزئینات معماری بنای مسجد مدرسه زوزن نمونه ای از درخشش فرهنگی ایران شرقی در اواخر قرن 12 و اوایل قرن 13 است .این اثر ، سبک از تزئینات غوریان را در بر دارد که شامل موزائیک های آجری است . سبکی که به طور ویژه ، هرات در نیمه دوم قرم 12 مرکز آن بوده است ، با کتیبه های کوفی و تزئینات برگ نخلی که در بخش بالای آن نقش بسته است استفاده های متنوع آن از کاشی لعابدار منجر به ایجاد صنعت کاشی کاری در این منطقه شده است .کتیبه های مسجد زوزن :اولین کتیبه ها همان کتیبه های نصب شده بر روی ورودیهای ایوان غربی است که دارای عمیق زیادی هستند ؛ اینها بر شکوه و عظمت مسجد می افزایند .2این کتیبه در حقیقت شروع کارهای تزئینی مسجد است ، متن اصلی ستون مسجد همان کتیبه ای است که با « بسم الله الرحمن الرحیم » شروع می شود و سوره مومنون آیه « قدافلح المومنون الذین ... » به چشم می خورد ؛ و در پایان این کتیبه سال اتمام بنای مسجد آمده است .1- کیهان علمی ، سال پنجم – شماره چهارم ، ص 45 .2- عدل ، مجله اثر ، ش 29 / 30 ، ص 68 .تصویر 3 – مسجد زوزن ، پایان تصویر 4 – مسجد زوزن پایان ، تصویر 5 – مسجد زوزن آغاز کتیبه دورادورکتیبه پشت ایوان غربی کتیبه دور ایوان غربی ایوان جنوبی که با بسم الله شروع شده است 1کتیبه دیگری هم در پشت ایوان قبله نقش بسته است . کتیبه مذکور دارای ابعاد تقریبی سیزده در پنج متر بوده است . و با آخر لعابدار آبی روشن بر زمینه آجری قرمز روشن نقش بسته است .2نوار کتیبه به سه بخش تقسیم می شود ، بر روی این کتیبه چنین نوشته شده است برسم اصحاب الامام سراج الامه ابی حنیفه بن الثابت الکوفی رضی الله عنه برای پیروی از امام بزرگ چراغ ملت ، ابوحنیفه نعمان بن الثابت الکوفی ، که خداوند از وی خوشنود باد .خوشبختانه مسجد زوزن در حدود سال 1318 به شماره 340 به ثبت ملی رسیده است چند سالی است که کارهای مرمت بر روی مسجد زوزن انجام می شود . به امید آن روزی که به ثبت جهانی برسد . ان شاء الله .مدار دانش میچرخد خاکی بسیار گرامی دارد.بوستانی است که به مردان بزرگ آراسته شده است1».همین علی بن حسن باخزری مینویسد که به من خبر رسیده است که شیخ امامی مولوکی، زوزن را دیده و گفته است که شهری است که دارای شتر نر بسیار،در زوزن کسی از علم و ادب بیبهره نیست و گویا حلقههای درس و ادب در آنجا بسیار است.ممکن نیست دانشمندی چشمش به آثار زوزنیها بیافتد و خواستار آنها نشود.به همین جهت است که زوزن را بصره کوچک نامیدهاند،همین نویسنده در ادامه به معرفی 40 تن از شعرا و ادبا عربی سرای زوزن پرداخته است2.در این دوره است که نویسنده و مؤلف بزرگی همچون ابو عبد اللّه حسین بن احمد زوزنی (متوفی 486 هـ.ق)از دیار زوزن برمیخیزد،او اولین فارسی زبان است که مصادر ادبیات عرب را به نام المعاصر زوزنی به نوشته تحریر در میآورد3.پیش از به پایان بردن بحث در این دوره باید یادآوری کرد که اسماعیلیان که در زمان سلجوقیان در نواحی مختلف ایرانی نفوذی داشتند زوزن را هم تصرف کرده بودند،شهر زوزن زیر سلطه اسماعیلیان قرار داشت و مرکز ترانزیت بود4.احمدیان،صاحب کتاب جغرافیای شهرستان بیرجند میگوید:قلمرو اسماعیلیان محدوده وسیعی از قهستان را که تا ترشیز ناحیه(نهبندان)امتداد داشت در برمیگرفته است5.و از جمله شهرها مهم این نواحی زوزن بوده است. بعد از فرمانروایی سلجوقیان،حکومت خراسان به دست خوارزمشاهیان افتاد که از حدود 590 هـ.ق آغاز شد و تا سال 636 هـ.ق بعد از حمله دوم مغول ادامه یافته است.در این دوران نیز خوارزمشاهیان از سیاستمداران و بزرگان زوزن بینصیب نبودهاند،از جمله ضیاء الملک زوزنی عهدهدار وزارت سلطان محمد خوارزمشاهی بود1.در همین دوران ملک قوام الدین زوزنی به عنوان حاکم زوزن بر کرمان تا بندر عباس حکومت میراند و کسانی چون شرف الملک معین زوزنی و فخر الملک محمود زوزنی وزیر جلال الدین قراختایی بودهاند.در این عصر و بخصوص از قرن پنجم تا هفتم قدرت ملوک زوزن بسیار پرآوازه و ممتاز بوده است.یکی از منابع بسیار مهم دوران خوارزمشاهی و دوران واپسین سال حمله مغول به خراسان معجم البلدان یاقوت حموی است میباشد که در حدود سال 616 هـ.ق به رشته تحریر درآمده است.یاقوت در اثر خود زوزن را جزء شهرهای وسیع نیشابور و دارای 24 قریه نوشته است و بسیاری فضیلتها از لحاظ سیاسی و اقتصادی فرهنگی بدو نسبت داده است2.یاقوت زوزن را با نام بصره کوچک وصف کرده است.حموی از تعریف بصره کوچک این گونه نوشته است«کانت تعریف بالبصره الصغری اکثر من اخرجت من الفضلا و الادبا و اهل العالم».البته کسانی چون سمعانی پیش از یاقوت حموی زوزن را بصره کوچک نام نهادهاند،سمعانی مینویسد:«الزوزنی سیکون الوا و بین الزایین و فی آخر هذا النسبه ای زوزن و هی بلده کبیره بین هرات و نیشابور و کان بعضهم الکبر قال زوزن هی البصره الصغر اکثره علمائها و فضلائها و قیل ان امارتها تعدیل اماره مدینه کبیره به خراسان و کذلک القضا بها و حدودها متصله و دالبوز جان و هی من الناحیه الاخر بقهستان خرج منها جماعه من العلما فی کل فن منهم3».در مجموع سمعانی زوزن را به داشتن علمای بزرگ توصیف مینماید و در ادامه عدهای از معاریف و علمای زوزن را بر میشمارد که عموما در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم از شهرت بر خود بودهاند1.در روستای فعلی زوزن تنها دو اثر تاریخی به نام مسجد ملک و ارگ موجود است که متعلق به دوران خوارزمشاهیان وجود دارد.ملک قوام الدین مؤید الملک زوزنی2در سال 600 تا 616 هـ.ق میباشد.ساختمان ایوان و طاقها و سایر ریزهکاریهای هنری آن موجب شد.این بنا در شمار زیباترین مسجد تاریخی قرن هفت هجری محسوب شود3.بنای دیگر زوزن که متعلق به دوره خوارزمشاهی است ارگ معروف آن است.در سیرت جلال الدین منکبرنی راجع به این بنا که ظاهرا باقی مانده قلعه قاهره زوزن است این گونه آمده است:«جلال الدین با جمعی از خوارزمشاهیان که به وی متصل بودند به راه افتاد و میراند تا به قلعه قاهره که مؤید الملک صاحب کرمان در زوزن بنا کرده بود رسید.قلعهای که آتش پاسبان از غایت بلند آن به شکل ستارگان در نظر میآمد میخواست که در آن متحصن شود.عین الملک داماد مؤید الملکه محافظ قلعه بود رسولی به وی فرستاد و از تحصن به قلعه تحذیر بلیغ کرد و گفت: امثال پادشاه را نشاید در قلعه پناه بردند اگرچه بنای آن بر فرق وهامه جوزا بود1.»پس از آن جلال الدین پس از دریافت وجهی از ملک زوزن از آنجا میرود.درباره عظمت و بزرگی بنا سخن بسیار است از جمله حمد اللّه مستوفی در نزهه القلوب از آن به عنوان کاخ عالی یاد نموده است.مساحت بنا حدود 500 متر و ارتفاع آن 20 متر است و در فاصله صد متری شمال شرقی مسجد ملک قرار دارد2.با از میان رفتن حکومت خوارزمشاهیان توسط مغولان حکومت ایلخانی بر ایران و خراسان حاکم میگردید.در منابع دوره مغول در خصوص حمله این قوم به خواف و زوزن اطلاع چندانی نیامده است،به طور مثال وصاف الحضره در تاریخ وصّاف که به شرح حمله مغول به ایران و بخصوص خراسان میپردازد میگوید از چهار شهر خراسان بلخ را چنگیز خان به نفس خود خراب کرد و مرو و هرات و نیشابور به دست تولی خان ویران شد و به توس و جاجرم و جوین و بیهق و خواف و سرخس لشکر فرستاد و بنیاد وجود همه را نیست کرد3.از مطالعه کتاب تاریخ رشید الدین فضل اللّه4و دیگر متون5این عصر در مییابیم،که هنوز ملک زوزن با وجود حملات و تاخت و تازهای امیر نوروز و غازان خان و دیگر مغولان در بلاد خواف برای خود عنوانی داشتهاند،این احتمال وجود دارد که کسی به طور جدّی معترض زوزنیها نشده و حتی گاهی هم از زوزنیها حمایت میشده است.در دوره حکومت ایلخانان به سال 737 هـ.ق در شهر خواف و زوزن به سال 737 هـ.ق زلزلهای رخ داد که پیامد آن خرابی و ویرانی برای زوزن بود و حیات نیمه جان برای خواف.شهر تاریخی زوزننويسنده: عباس خزائی | ساعت: 9:53 روستای زوزن - مرکز دهستان جلگه زوزن – در 60 کیلومتری جنوب غربی شهرستان خواف ازتوابع تربت حیدریه در جنوب استان خراسان رضوی واقع گردیده است. روستای زوزن با جمعیت حدود ۳۲۰۰ نفر(سرشماری ۱۳۷۵) ،که بر جایگاه شهر تاریخی زوزن بنا شده در۵۹درجه و ۵۳دقیقه طول شرقی و ۳۴ درجه و ۲۱دقیقه عرض شمالی قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا ۷۶۲ متر می باشد و عمدتا از طوایف عرب و خزائی که هر دو عرب نژادند و مردم آن پیرو مذهب جعفری هستنددر دوران قبل و بعد از اسلام تانیمه اوّل قرن هشتم (هـ-ق) به مرکزیت زوزن ، یکی از ایالتهای معروف و قدرتمند ایران ، زادگاه و خاستگاه اشکانیان و پارتیان بوده است . این شهر بر قلمرو وسیع خواف ، که زمانی شامل شهرستان کنونی تربت حیدریه تا باد غیسات هرات و بیابانهای قهستان و فراه افغانستان و سیستان ادامه داشته ، حکم میرانده است . زوزن که هم نام ولایت بوده و هم نام مرکز آن ، دارای استقلال قضایی بوده و حاکمان آن مستقیماً از سوی شاه منصوب میشدند . قبل از اسلام این حاکمان به "کنارنگ" وبعد از اسلام به "مُلٍک" ملقّب بوده اند.