|
سخنان بزرگان در مورد عدالت § دانش بايد توهم هاي متافيزيكي، پيشداوري ها و خرافه ها را پشت سر بگذارد، اما مفهوم عقلانيت (يعني حقيقت، آزادي و عدالت) را به عنوان سنت از نسلي به نسلي منتقل كند.((فرويد)) § عدالت از لوازم تمدن است، يعني اين ضمانت كه نظام حقوقي استقرار يافته، از اين پس به سود فرد شكسته نشود.((فرويد)) § از قمار دوري كن؛ زيرا قمار بازي كار شيطان، كودك حرص و آز، برادر بي عدالتي و بالاخره پدر فرومايگي است.((جورج واشنگتن)) § كسي كه قدرت را با پول بخرد، عدالت را هم به پول مي فروشد.((مثل انگليسي)) § در دنيا لذتي كه با لذت مطالعه برابري كند، وجود ندارد.((لئو نيكولايويچ تولستوي)) § مرد عاقل همواره نه نكته را در نظر دارد : روشن ديدن، خوب گوش دادن، مهربان سخن گفتن، آداب داشتن، راستگو بودن، انجام وظيفه كردن، پرسيدن هنگام ترديد ، خود را از خشم دور نگاه داشتن و در عين موفقيت، عادل و منصف بودن.((كنفوسيوس)) § عدالت، مجموعه وظايف اخلاقي است.((مثل آمريكايي)) § وجدان محكمه اي است كه در آن احتياجي به وكيل دادگستري نيست.((مثل انگليسي)) §
خردمندي كه
بخشنده و دانشور و دادگر و نجيب باشد، هرگز بدخو
§ نام عدل هم نمي دانستند اگر اين بي عدالتي ها نمي بود.((هراكليت)) § اراده محكم و متين كه بخواهد به هر كس آنچه سزاوار اوست بدهد، عدالت نام دارد.((اولپن)) § خداوند درهاي هنر را بر روي دانايان دادگر گشوده است.((فردوسي)) § جنبش تساوي خواهي زنان موجب مي گردد كه زن از زنانه ترين غرايز خود دور شود.((نيچه)) § مردي نه اين است كه حمله آورد، بلكه مردي آن است كه در وقت خشم خود را بر جاي بدارد و پاي از حد انصاف بيرون ننهد.((سعدي)) § وقتي انسان ببري را بكشد، نامش را تمرين مردانگي مي گذارند. ولي وقتي ببري انسان را بدرد، نام اين كار را توحش و آدمخواري مي نهند؛ تفاوت جنايت و عدالت هم در قاموس بشر از اين بيشتر نيست.((برنارد شاو)) § گاهي صداي پول، فرياد عدل را مي كُشد.((مثل يوگسلاوي)) §
عدالت قابل
تربيت [ براي منافع خودمان ] نيست. هر كاري كه انجام دهيم نتيجه آن را § يك فرد هر چقدر هم كه باهوش باشد، مشكل است كه به تنهايي بتواند با تمام استعدادهاي يك گروه كارآمد برابري كند.((آنتوني رابينز)) § جنگ چنان بي عدالتي اي است كه همه ي آنهايي كه آن را به راه مي اندازند، مي بايست صداي وجدان را در درون خود خفه كرده باشند.((لئو نيكولايويچ تولستوي)) § وقتي خودخواهي يك فرد به صورت قانون در آمد، فانوس برداريد و در روز روشن به دنبال عدالت و انسانيت بگرديد.((؟)) § عادل باش و هراسي به دل راه نده.((ويليام شكسپير)) § عادل باش، گرچه گدا باشي.((مثل فرانسوي)) § بيشتر مردم عدالت را از آن جهت دوست دارند كه مي ترسند روزي به آنها ستم شود.((لارشفوكولد)) § انساني كه با اجتماع تكامل پيدا كرده باشد، از همه جانوران بهتر است و اگر بدون قانون و عدالت زندگي كند، خطرناكترين جانور است.((ارسطو)) § چون دوستي اختيار كردي، در حال خشم، وي را آزمايش كن؛ اگر با انصاف باشد،دوستي را شايد و اگر نه از وي دوري كن.((لقمان)) § كسي كه با رهنمودگيري از خرد روحاني خويش بهترين ها را از راه گفتار آموزنده ي انديشه ي نيك با زبانش و از راه كردارِ پارسايانه با دستهايش انجام دهد، اهورَمَزدا را كه آفريدگارِ عدالت است به بهترين وجهي شناخته است.((زرتشت)) § كامل ترين نوع بي عدالتي آن است كه عادل به نظر برسيم، در حالي كه عادل نيستيم.((افلاطون)) § عدالت انتظار پاداش ندارد، بلكه خود عمل داراي زيبايي و سرور است.((موريس مترلينگ)) § چون مردم كمتر متوجه سعادت هستند، بدبختي ها بيشتر نمايان است. [ آنها ] ستم و ستمگري را عادي فرض مي كنند و سعادت و عدالت را جزء اتفاقات ميپندارند.((موريس مترلينگ)) § ستوده و نيك فرجام كسي است كه دادگر و نيكنام و در كردار و گفتار به هنجار باشد.((بزرگمهر)) § شما با هدفي بزرگ نه تنها نسبت به اعمال و قضاوت خود، بلكه نسبت به خودِ عدالت برتر مي شويد.((نيچه)) § يكي از بينش هايي كه به انسانها لطمه مي زند، آرزوي برابري است؛ اين آرزو سرچشمه حسادت و تنگ نظري است.((جان ماكسول)) § گِره هايي كه به هزار نامه دادگستري باز نمي شود، به يك نگاه و يا نداي ريش سفيدي گشاده مي گردد.((اُرد بزرگ)) § براستي؛ اي كاش جنون شان را حقيقت نام بود، يا وفاداري و يا عدالت؛ اما دريغ كه فضيلت شان در خدمت دراز زيستن و آسودگي نكبت بار است.((نيچه)) § اجحاف نكردن و آسيب نرساندن به ديگران براي رسيدن به برابري، ريشه و بنياد جامعه است، اما اين خواست نفي زندگي است؛ چون زندگي بهره كشيدن از ديگران است كه ناتوان ترند.((نيچه)) § انسانِ باخردي كه خردِ انديشه ورِ خويش را به كار مي گيرد، با گفتار و كردارش، عدالت خواهي و راست كرداري و نيك انديشي را گسترش مي دهد، پروردگارا، چنين كسي بهترين ياورِ تو است.((زرتشت)) § در جهان ذهن، ما ارواحي جدا از جسم و آزاد از قانون و عسرت و اضطراب هستيم. بنابراين در زمين مسرتي وجود ندارد كه با آنچه ذهني والا و پرثمر در لحظه اي فرخنده در خود مي يابد برابري كند.((شوپنهاور)) § بدي را با عدالت پاسخ دهيد، مهرباني را با مهرباني.((كنفوسيوس)) § آزادي مستلزم مساوات است؛ در برابر قانون، همه يكسان هستيم.((محمد خياباني)) § بايد آزادي را همراه عدالت انتخاب كرد؛ يكي بدون ديگري بي معناست. اگر كسي نان شما را بگيرد آزادي شما را هم گرفته است و اگر كسي آزادي شما را بربايد مطمئن باشيد كه نان شما نيز در معرض تهديد است.((آلبر كامو)) § تا زماني كه توده مردم براي بهبود حال يكديگر احساس مسئوليت نكنند، عدالت اجتماعي تحقق نمي يابد.((هلن كلر)) § به گونه اي زندگي كنيد كه وقتي فرزندانتان به ياد عدالت، صداقت و مهرباني مي افتند، شما در نظرشان جلوه گر شويد.((جكسون براون)) § دوستي چه موهبت گرانبهايي است كه هيچ چيز با آن لاف برابري نتواند زد.((هوراس)) § اگر تمام شب براي ديدن خورشيد گريه كني لذت ديدن ستاره ها را از دست خواهي داد!((ويليام شكسپير)) § هميشه ممكن است از بين تيرهايي كه به سمت هدف پرتاب مي كنيد، يكي به بار ننشيند، اما وقتي تيري را پرتاب نمي كنيد، صددرصد تيرها را از دست خواهيد داد.((واين گرتسكي)) § قضاوت فوري درباره چيزهايي كه جنبه هاي مختلف دارند، دليل كم عقلي و ديوانگي است.((مونتين)) § عيبهاي ديگران را نبايد با انگشت كثيف نشان داد.((مثل ايتاليائي)) § اگر ملتي چيزي را بر آزادي ترجيح دهند، همه چيز را از دست خواهند داد.((ويليام سامرست موام)) § اينكه براي انجام خوبي يا بدي، فداكاريهايي انجام مي دهيم ارزش نهايي اعمال ما را تغيير نخواهد داد.((نيچه)) § در سن هشتاد و سه سالگي از "فرنك لويد رايت" معمار بزرگ و نامدار پرسيدند: از ميان كارهاي بزرگي كه انجام داده اي كدام را بيشتر مي پسندي و او پاسخ داد: كار بعدي را!((جان ماكسول)) § زمان درباره همه چيز قضاوت مي كند.((مثل يوناني)) § روباه نبايد هنگام محاكمه مرغ، قاضي دادگاه باشد.((مثل چيني)) § نبايد از ظاهر امور قضاوت كرد.((مثل آلماني)) § بگذاريد هر كس بر مبناي باور، فكر، آرزو، مطالعه و دانسته هاي خود قضاوت كند، نه § اينكه شخص طوطي صفت گفته ديگران را بازگو كند.((ديل كارنگي)) § اگر يك مقصر، بيگناه دانسته شود بهتر از اين است كه يك بيگناه، محكوم گردد.((مثل فرانسوي)) § از روي سوالهاي فرد، بهتر از جوابهاي او مي توانيد درباره اش قضاوت كنيد.((فرانسوا ولتر)) § آدم بايد كلاهش را پيش خودش قاضي كند.((مثل ايراني)) § اگر نمي خواهي در حق تو داوري شود، درباره ديگران داوري نكن.((آبراهام لينكلن)) § كسي كه به خودش دروغ مي گويد و به دروغ خودش گوش مي دهد، كارش به جايي خواهد رسيد كه هيچ حقيقتي را نه از خودش و نه از ديگران تشخيص نخواهد داد.((داستايوسكي)) § زماني كه دانش يك مرد براي موفقيت كافي است، اما تقواي او كافي نيست، هر چه راكه او ممكن است به دست آورد دوباره از دست خواهد داد.((كنفسيوس)) § فقط دانستن كافي نيست، بايد به كار گرفت، فقط خواستن كافي نيست، بايد انجام داد.((بروس لي)) § بسياري از نتيجه گيري هاي نادرست به دليل فقدان اطلاعات است، نه داوري غلط.((لويزا دبرنادز)) § اگر شما از مشتريان خود مراقبت نكنيد، ديگران اين كار را انجام خواهند داد.((گاري ريچارد)) § براي اينكه پيش قاضي نروي، پشت سر قانون راه برو.((مثل انگليسي)) § هر كس ديگران را با معيارها و ديدگاه هاي خود داوري مي كند.((استر هاردينگ)) § هر بار كه در برابر ترس مي ايستيد، قدرت، شهامت و اعتماد به نفس پيدا مي كنيد. بايد كاري را انجام دهيد كه فكر مي كنيد نمي توان انجام داد.((النور روزولت)) § در انتخاب دوست مي توان دقت كرد، ولي دشمن را نمي توان به خوبي تشخيص داد.((اسكار وايلد)) § از گناه تنفر داشته باش نه از گناهكار.((گاندي)) § كسي كه خوشبخت نباشد، گناهكار است.((اپيكتاتوس)) § در اين دنيا هيچ كس نمي داند كه در پشت پرده ظاهري حوادث چه مي گذرد. امروز به خوبي بر من ثابت شده كه درباره هيچ چيز نبايد از روي اسناد و ظواهر قضاوت كرد.((فرانسوا ولتر)) § تا زماني كه احساس مي كنم نقاشي و نقش اصلي را نيافته ام، به كشيدن ادامه خواهم داد.((پئر كليوا)) § دوستي با افراد برتر تلخ است، زيرا نمي توان چيزي در قبال اين دوستي به فرد داد.((نيچه)) § بهر كار فرمان مكن جز به داد / كه از داد باشد روان تو شاد. جز از داد و خوبي مكن در جهان / چه در آشكار و چه اندر نهان.((فردوسي)) § براي زنده ماندن بايد خود را تدبيق داد و براي تدبيق بايد در خود تغيير ايجاد كرد.((لوين)) § ستوده و نيك فرجام كسي است كه دادگر و نيكنام و در كردار و گفتار به هنجار باشد.((بزرگمهر)) § يك قهرمان گناهكار در مقابل يك ترسوي بيگناه به زانو در مي آيد.((مثل انگليسي)) § شما با هدفي بزرگ نه تنها نسبت به اعمال و قضاوت خود، بلكه نسبت به خودِ عدالت برتر مي شويد.((نيچه)) § آن كس كه بزرگ است نسبت به فضايل و قضاوتهاي ثانويه خود بيرحم است.((نيچه)) § از مكالمه و پرگويي بيجا نجات پيدا خواهيد كرد، اگر به خاطر بياوريد كه مردم هرگز نصايح شما را قبول نمي كنند، مگر اينكه وكيل مدافع و يا دكتر باشيد و آنها براي شنيدن صحبت هاي شما پول خرج كرده باشند.((برنارد شاو)) § نه مي توان تاريخ را فريب داد و نه مي توان زمان را از سير سريع خود بازداشت.((محمد خياباني)) § هركس كتاب را به امانت (عاريه) داد، يك دستش را بايد بريد و هركس پس بدهد، هردو دستش را.((مثل فارسي)) § وكلاي جنايتكار به ندرت هنرپيشگي كافي را براي آن دارند كه از جنبه هراس انگيز و زيباي جرم به نفع مجرم بهره جويند.((نيچه)) § مطالعه اي كه روي صد ميليونر خود ساخته انجام شد، تنها يك وجه مشترك را بين آنان نشان داد. همه اين مردان و زنان بسيار موفق، تنها خوبيهاي مردم را مي ديدند.((ژاك ويزل)) § فيلمسازان بايد به اين نيز بينديشند كه فيلمهايشان را در روز رستاخيز با حضور § خودشان نمايش خواهند داد.((چارلي چاپلين)) § گِره هايي كه به هزار نامه دادگستري باز نمي شود، به يك نگاه و يا نداي ريش سفيدي گشاده مي گردد.((اُرد بزرگ)) § با تغيير الگوهاي فكري مي توان احساس و عاطفه را تغيير داد.((جان ماكسول)) § هر رابطه ي عشقي، آغاز سفري است كه آزمايش ها و آزمونهاي بسياري را سر راهمان قرار خواهد داد.((بري و جويس ويسل)) § آموختن آنچه فيلسوف است، كار دشواري است، زيرا نمي توان آن را ياد داد. بايد آن را از سر تجربه دانست يا بايد به اين ناآگاهي افتخار كرد.((نيچه)) § بكوش تا نيك را از بد بشناسي و از خود نام نكو باقي گذاري؛ بيش از اين دو، چيزي مخواه كه همه چيز را از دست خواهي داد.((گوته)) § هر كس به جهان آمد خانه اي نو ساخت و چون مُرد خانه به ديگري گذاشت. دومي، بنا را به سليقه ي خود تغيير داد، اما هيچ كس در پي اتمام آن برنيامد.((گوته)) § براي قضاوت در مورد موفقيت خودت، ببين چه چيزي به دست آورده اي و در قبال آن چه چيزي از دست داده اي.((دالاي لاما)) § انسان براي پيروزي آفريده شده است؛ او را مي توان نابود كرد، اما نمي توان شكست داد.((ارنست همينگوي)) § خيلي ها غافل از نقاط قوت يكديگر راهي دادگاه طلاق مي شوند. اين زوجها تابع افراط و تفريط هستند. اول دنبال نقاط قوت هم و برجسته كردن آن مي روند و در نهايت تنها نقاط ضعف را مي بينند.((جان ماكسول)) § يك قاضي حتي اگر بخشنده هم باشد مورد عشق قرار نمي گيرد.((نيچه)) § هيچ گاه اثرات خوب تعليم و تربيت مادرم را از دست نخواهم داد.((توماس اديسون)) § عيب داورها اين است كه برايشان مهم نيست كدام گروه برنده مي شود.((تام كانتربوري)) § كاميابي خود را به داوري بنشين، از اين روش كه بداني چه واگذارده اي تا كاميابي را به دست آوري.((دالاي لاما)) § وقتي تئودور روزولت از دندان پزشكي كه مشت زن شده بود پرسيد: "چرا تغيير شغل دادي؟" § در جواب گفت: "چون شكستن دندان درآمدش بيشتر از گذاشتن دندان است."((فرانك موران)) § قابل اعتماد بودن چيزي فراتر از پذيرش مسئوليت است. پذيرش مسئوليت بايد با قضاوت درست همراه باشد.((جان ماكسول)) § ما هم با آدمها معاشرت مي كنيم و با هم متواضعانه لباسي را بر تن مي كنيم كه با آن ما را مي شناسند، درباره ما قضاوت و ارزيابي مي كنند و به دنبال ما مي گردند و چنين ملبس وارد اجتماع مي شويم؛ يعني به سرزمين نقابداران كه دوست هم ندارند آنها را برملا كنيم.((نيچه)) § جوهر و ذات خلاقيت، تازگي و نو بودن آن است و در نتيجه، ما استانداردي براي قضاوت درباره ي آن نداريم.((كارل راجرز)) § محاكمه كردن خود از محاكمه كردن ديگران خيلي مشكلتر است. اگر توانستي در مورد خودت قضاوت درستي بكني، معلوم مي شود يك فرزانه تمام عياري.((آنتوان دوسنت اگزوپري)) § با قضاوت كردن درباره ي ديگران، در حقيقت به بيان و شرح خود مي پردازيد.((وين داير))
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۱ساعت 10:39  توسط سيد مصطفي محمدزاده
|
|